با عرض سلام
می خواستم بدونم که به چه دلیل امام زاده ها را واسطه قرار باید بدیم؟
آیا حدیث یا آیه ای در مورده واسطه گذاشتن نوادگان امامان آمده است؟
از هر کس من در مورده این پرسیدم به غیر از معجزه دیدن دلیل منطقی ای نیاوردند.
ممنون میشم هر جه زودتر من را از این شک با دلیل های منطقی خودتان بیرون بیارید.
ممنون

پرسشگر گرامی، با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز.
در ابتدا باید اشاره شود که کلمه واسطه گذاشتن در پرسش مبهم است و معلوم نمی کند که مراد توسل است و یا شفاعت ؛ در هر صورت مسله توسل و شفاعت در اصل پاسخ تفاوت ایجاد نمی کند؛ لذا به جامع بین دو رویکرد پاسخ ارایه می شود.
در آغاز باید گفت:
توسل به معنای مدد جستن از وسیله برای رسیدن به مقصود است، انسان برای رسیدن به هدف باید به اسباب و واسطه‌های فیض متوسل شود . توسل به معنای استفاده از اسباب برای دستیابی به هدف است، در اصطلاح توسل به معنای تمسک جستن به روح اولیای الهی اعم از پیامبر یا امام و یا امامزاده و یا علما، صلحا، شهدا برای گرفتن فیض از خداوند است. چه این که شفاعت نیز مفهوم شبیه این را دارد ، زیرا شفيع هم از وسایطه فیض برای رسیدن به فیض الهی استمداد می طلبد. در هر صورت ریشه اصلی در قرآن کریم آمده :
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ؛(1) اى کسانى که ایمان آورده‏اید، از خدا پروا کنید و با وسیله به او توسل جویید».
با توجه به اینکه کلمه وسیله در آیه اطلاق دارد، شامل همه امور معنوی می‌شود که انسان را برای دریافت حاجت از خداوند کمک می‌کند، بنابر این همان طور که برای گرفتن حاجت به خانه خدا و حجر الاسود و نماز و روزه و درود به پیامبر متوسل می‌شویم، به ارواح و قبور مطهر پیامبر، اولیای الهی، و بندگان صالح نیز می‌توان متوسل شد و آن ها را در پیشگاه خداوند شفیع قرار داد و از خداوند حاجت خواست.
حکمت اعطای این نقش به بزرگان دین و اولیای الهی، جایگاه معنوی آنان است، همه موجودات عالم هستی، آیات و نشانه‌های حضرت حق‌اند، هر موجودی به اندازه وسعت وجودی خود نشانگر اسما و صفات خداوند هستند، عالی‌ترین و تابناک‌ترین جلوه و ظهور حضرت حق تعالى در آینه وجود پیامبر و ائمه تحقق یافته است، آن ها مظهر کامل اسما و صفات خداوندند، توسل به ارواح و قبور مطهر آنان توجه به مظاهر اسمای خداوند است. برای دریافت فیض الهی . این کار از نظر عقلی و شرعی نه تنها محذوری ندارد،‌بلکه یک کار پسندیده است . در آموزه‌های دینی در این باره دلایل بسیار وجود دارد. (2)
آیت الله سبحانی در کتاب آیین وهابیت درباره دلایل قرآن و روایی وتاریخ توسل به اولیای الهی به تفصیل بحث کرده ، به نمونه‌هایی از دلایل ایشان در آن کتاب اشاره می‌شود . تفصیل بحث را در همان کتاب ملاحظه فرمایید.
یکی از دلایل قرآنی آیه‌ای است که در سورة یوسف آمده، حضرت یوسف خطاب به برادران خود فرمود:
«اذْهَبُواْ بِقَمِیصِی هَذَا فَأَلْقُوهُ عَلَى وَجْهِ أَبِی یَأْتِ بَصِیرًا؛ (3) پیراهن مرا ببرید و آن را بر چهره پدرم بیفکنید تا بینا شود».
قرآن کریم در ادامه از بینایی یعقوب به برکت پیراهن یوسف چنین خبر داده است:
«فَلَمَّا أَن جَاء الْبَشِیرُ أَلْقَاهُ عَلَى وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصِیرًا؛ (4) پس چون مژده‏رسان آمد (پیراهن) را بر چهره او انداخت، پس بینا گردید».
بر اساس این آیه قرآن معلوم می‌شود که توسل حتى به پیراهن یکی از اولیای الهی برای یک پیامبر الهی نظیر یعقوب مؤثر واقع شد.
آیت الله سبحانی از کتاب‌های معتبر اهل سنت جریان‌های بسیار نقل کرده که اصحاب در حیات حضرت و در زمان بعد از رحلت او به حضرت توسل می‌کردند، تفصیل این رخدادها را به کتاب یاد شده مراجعه نمایید.(5) در این جا به حدیث امیر مؤمنان (ع) اشاره می‌شود :
«سه روز از دفن پیامبر گذشته بود که عربی آمد و خود را بر قبر پیامبر افکند. خاک قبر او را بر سر خود پاشید و شروع کرد به سخن گفتن با قبر پیامبر . از جمله این آیه را خواند: اگر کسی به خود ستم کند، آن گاه نزد پیامبر بیاید و او برایش از خدا طلب آمرزش نماید، بخشیده می‌شود (6) بر خویشتن ستم کرده‌ام .برای من از خدا طلب آمرزش بفرما، ناگهان ندایی شنید که گناهان تو آمرزیده شد». (7)
بر اساس مبانی اعتقادی و روایات صحیح و عملکرد صحابه به روشنی معلوم می‌شود که توسل به پیامبر و اهل بیت (ع) و امامزاده‌ها و علما و صلحا و شهدا مؤثر است، چه این که در قران تصریح شده که با پیراهن یوسف یعقوب شفا یافت. پس در توسل و واسطه قرار دادن امام زادها نيز امكان بر آمدن حاجات است. در آموزه‌های وحیانی و عقلانی نه تنها منع و محذوری برای آن ذکر نشده بلکه بر انجام آن تأکید گردیده است.

پی‌نوشت‌ها:
1. مائده (5) آیه 35.
2. سید کاظم روحانی شفاعت و توسل نشر دفتر معارف قم 1383 ش، ص 49 ـ 50.
3. یوسف (12) آیه 93.
4. همان، آیه 96.
5. جعفر سبحانی آیین وهابیت نشر توحید قم ،1378 ش ص 188.
6. نساء (4) آیه 64.
7. آیین وهابیت، ص 190.