سلام ببخشيد سوالي كه داشتم اين بود كه من در يكي از امتحاناتم چشمم بي اختيار به ورقه دوستم افتاد ومن يك بار ديگر روي سوال را خواندم و يك جواب اضافي به ان اضافه كردم و وقتي ورقه ي اصلاحات را نگاه كردم ديدم به ان جواب اضافي نمره ندادند و جواب خودم درست است است ايا من گناهي مرتكب شدم و سوال دومم اين بود كه ميخواستم با شغل و زندگي روحانيون توضيح دهيد. ممنون
پرسش: امتحان
شرح : سلام ببخشيد سوالي كه داشتم اين بود كه من در يكي از امتحاناتم چشمم بي اختيار به ورقه دوستم افتاد ومن يك بار ديگر روي سوال را خواندم و يك جواب اضافي به ان اضافه كردم و وقتي ورقه ي اصلاحات را نگاه كردم ديدم به ان جواب اضافي نمره ندادند و جواب خودم درست است است ايا من گناهي مرتكب شدم؟
پاسخ:
تقلب کردن جایز نیست و در صورت انجام تقلب باید از آن توبه نمایید. (1)
پینوشت:
1. آیت الله خامنهای، پاسخ سؤال های مورد ابتلا ، شماره 79.
پرسش: سوال دومم اين بود كه ميخواستم با شغل و زندگي روحانيون توضيح دهيد. ممنون
پاسخ:
هر جامعه انسانی، مخصوصاً جامعه مسلمان مکلّف است گروهها و تخصصهایی در علوم گوناگون جهت خدمت به جامعه تشکیل دهد و برای آن سرمایهگذاری نماید.
تخصص در علوم دینی نیز از این قاعده مستثنا نیست. قرآن میگوید: "چرا از هر گروهی، طایفهای ( برای جهاد ) نمیروند تا ( تعدادی که در مدینه باقی مانده اند) در دین (معارف و احکام اسلام) آگاهی پیدا کنند و به هنگام بازگشت (جهاد کنندگان ) به سوی قوم خود آنان را بیم نمایند تا (از
مخالفت فرمان پروردگار) بترسند و خودداری کنند".(1)
خداوند متعال، جامعه انسانی را برای آشنایی به احکام حلال و حرام و امور دینی، مکلّف کرده و دستور داده تا گروهی از آن جامعه جهت تخصص در این علوم الهی همت بگمارند.
روحانیت به معنای امروز آن - که به قشر خاص از جامعه گفته میشود - در صدر اسلام وجود نداشت، زیرا در زمان حضور معصومان(ع) مردم مسایل شرعی و پرسشهای خود را مستقیماً از آنها میپرسیدند. آنان خود و یا نمایندگان آنها پاسخ مسایل شرعی مردم را بیان مینمودند.
البته بعضی از انسانها بودند که با عنوان «روحانی» از آنان یاد نمیشد، ولی وظایف روحانی را انجام میدادند، بدین معنا که تبلیغ دین نموده و به هدایت مردم میپرداختند.(2) مانند این که در صدر اسلام، پیامبر (ص) برخی را به عنوان مبلّغ و برخی را به عنوان قاری قرآن اعزام و نصب مینمود.
ائمه(ع) نیز شاگردان و دانشآموختگانی داشتند که عملاً وظایف روحانی را در عصر آنان انجام میدادند. امام علی(ع) قثم بن عباس را به عنوان فرماندار مکه برگزید و فرمود: «أفت المستفتی و علّم الجاهل؛ (3) فتوا برای پرسشگر بیان کن و جاهل را تعلیم ده.»
امام صادق(ع) به ابان بن تغلب فرمود: «اجلس فی مسجد المدینه وأفت الناس فإنّی اُحبّ أنْ یری شیعتی مثلک(4)؛ در مسجد مدینه بشین و برای مردم فتوا بده، زیرا دوست دارم مانند تو میان شیعیان دیده شوند.»
از جمله وظائف وخدمات روحانیون در این زمان:
1. تبیین معارف قرآنی:
قرآن ـ که اساس اسلام است ـ به تفسیر و بیان مطالب نیازمند است. تفسیر قرآن در درجه اول بر عهده رسول اللّه بود. قرآن میگوید: «وانزلنا الیک الذکر لتبین للناس ما نزل الیهم؛ قرآن را به سوی تو نازل کردیم تا آن را برای مردم توضیح دهی و بیان کنی. (5)
بعد از نبی اکرم(ص) تفسیر قرآن بر عهده جانشینان آن حضرت؛ یعنی، ائمه اثنی عشر قرار گرفت. در زمان غیبت نیز بر عهده علما و دانشمندان راستین ـ که در حقیقت پیروان انبیا و جانشینان آنان هستند ـ میباشد.
2. تبیین و تفسیر معارف و سنن نبوی و اهل البیت:
منبع دیگری در معارف اسلامی احادیث و سننی است که از نبی اکرم(ص) و ائمه هدی(ع) به یادگار مانده است. این روایات نیز نیازمند بیان و تفسیر است. عالمان دینی با تخصصی که درعلم الدرایه، علم الروایه و علم الحدیث دارند به تبیین و تفسیر روایات میپردازند.
3. اجتهاد واستنباط احکام:
تطبیق احکام و موضوعات با منابع فقهی، نیاز به اجتهاد و تلاش دانشمندان متخصص این فن دارد که این نیز یکی از وظایف خطیر عالمان دین است.
4. هدایت و تزکیه :
خدمت و وظیفه یک روحانی بر محور هدایت و تزکیه مردم دور میزند. نیازهای جامعه انسانی، تنها در نیازهای جسمی خلاصه نمیشود.جامعه تنها به پزشک،مهندس و... (که مربوط به جسم و بدن و نیازهای آن هستند) نیاز ندارد، بلکه علاوه بر آن، انسانها از نیازهای روحی و معنوی نیز برخوردارند. این نیازها نیز باید برآورده شده و به پاسخگویی نیاز دارند.
بخش عمده برآورده کردن این نیازها بر عهده روحانیون است. در واقع نقش روحانیون در جامعه مانند پزشک و طبیب است.
5. تعلیم آموزههای دینی:
آشنا کردن مردم با معارف اسلامی از جمله خداباوری که وظیفه انبیا و امامان(ع) است، در عصر حاضر بر دوش عالمان دین است. آنان به عنوان مرجع دینی به مسایل شرعی مردم پاسخ میدهند و به تعلیم و تربیت آنان میپردازند. این کار کار انبیا است که به همین جهت در روایات از عالمان به عنوان وارثان پیامبران یاد شده است.(6)
یکی از مصادیق مهم وارث بودن، انتقال فرهنگ اسلام به نسلهای بعد و آشنا کردن مردم به دستورهای اسلام است.
روحانیون معمولا از طریق تدریس ، منبر ، تالیف ،تحقیق وشهریه مختصری که از مراجع تقلید دریافت می کنند ،زندگی خود را اداره می کنند .
پینوشتها:
1. توبه (9) آیه 122.
2.شهید مطهری، ده گفتار، ص 251.
3.نهج البلاغه ،فیض الاسلام ،تهران ،نامه 67 ، ص 1054 .
4 . شیخ محمد تقی تستری ،قاموس الرجال ،قم ،موسسه نشر اسلامی ،چاپ دوم ،1410 ق ،ج 1 ،ص 97 ؛ جامع الرواة، ج 1، ص 9.67.
5. نحل، آیه 44.
6. کلینی ، الکافی، تهران ، اسلامیه ج 1، ص 33.






