پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز.

پرسش شما سه در سه مورد است :
خداوند منان هر کلمه ای را بر اساس حکمت و دقت بی نظیری در جای مناسبی قرار داده است که ما به خیلی از آن حکمت ها بی اطلاع هستیم؛ اما شاید بتوانیم در پاسخ به سوال شما این چنین بگوییم :
در عالم مشهود آخرين موجود كامل، كه حركت مخلوقات بدان منتهى مي شود، انسان است؛ بلكه در پله صعود، انسان كامل آخرين مرحله است. پس غايت همه حركات در عالم ملك انسان است و قرآن به این شهادت می دهد؛ زیرا با کلمه ناس (انسان ) منتهى شد. چون غايت همه حركات و سکنات انسان است و در بین مخلوقات، موجودى كامل تر از انسان نيست. از اين جهت غايت است چون بايد غايت حركت بهتر از مبدء باشد... بالجمله خداوند در قرآن مجید به کلمه ناس پایان داد ختم و غايت حرکت صعودى مخلوقات هم به ناس است. (1)
اما نکته ای در حرف سین کلمه ناس وجود دارد که بیانش بی ارتباط به سوال شما نیست :
اول و آخر قرآن ز چه با آمد و سين يعنى اندر ره دين هادى تو قرآن بس‏
از بعض علمای تفسير نقل شده است: كه چون اول قرآن به حرف باء در بسم اللَّه شروع گرديده و در آخر قرآن به سين ( الناس) خاتمه پيدا نموده ، در اينجا سرّى و نكته‏اى عجيب مكنون است؛ زيرا اين حرف باء و سين را وقتى با هم جمع كنيم در فارسى بس مي شود و در عربى، بسك، به معنى حسبك آيد و معنى چنين مي شود (حسبك من الكونين ما اعطيناك بين الحرفين) يعنى تو را كافى است از هر دو جهان آنچه به تو عطا نموديم از ميان اين دو حرف يعنى قرآن براى هر مرد و زن مسلمانى كافى است كه رهبر و پيشرو او باشد و او را به سعادت و پيروزمندى دنيا و آخرت برساند. (2)
البته اين منافات با اين مطلب كه مي گوييم علاوه بر قرآن بايد به پيامبر وائمه (ع) هم مراجعه كرد ندارد؛ زيرا مراجعه به آن بزرگواران هم دستور مكرر خود قر آن است .
در پاسخ به سوال دوم شما که منظور از سجده و تسبیح موجودات چيست، باید گفت :
سجده در اين گونه موارد به معنى خضوع و نهايت تواضع و تسليم است، يعنى همه فرشتگان و انسان ها و همه صاحبان عقل و انديشه براى خدا متواضعند و در برابر فرمان او خاضع مى‏باشند، منتهى گروهى سجده و خضوعشان تنها جنبه تكوينى دارد، يعنى در برابر قوانين عالم هستى و آفرينش خاضعند، ولى گروهى علاوه بر سجود تكوينى سجود تشريعى نيز دارند؛ يعنى با ميل و اراده خود در برابر خداوند سجده مى‏كنند، مثلا همين كه مى‏بينيم جسم و جان آن ها تسليم قوانين حيات و مرگ و نمو و رشد و سلامت و بيمارى و مانند آن است اين حالت تسليم و خضوع در برابر قوانين آفرينش در حقيقت يك نوع سجود تكوينى از ناحيه آنها است. (3)
و اما در پاسخ به سوال سوم شما که منظور از سجده و تسبیح سایه های موجودات چیست، عرض می کنیم :
کلمه " ظلال" جمع" ظل" به معنى سايه است، ذكر اين كلمه در این آيه نشان مى‏دهد كه منظور از سجود تنها سجود تشريعى نيست، زيرا سايه‏هاى موجودات از خود اراده و اختيارى ندارند، بلكه تسليم قوانين تابش نور مى‏باشند، و بنا بر اين سجده آنها، تكوينى، يعنى تسليم در مقابل قوانين خلقت است.
البته ذكر كلمه" ظلال" (سايه‏ها) دليل بر اين نيست كه همه آنها كه در آسمان و زمين هستند، وجودشان مادى است و داراى سايه‏اند، بلكه تنها اشاره به آن دسته از موجوداتى است كه سايه دارند، مثل اينكه گفته مى‏شود، علماء شهر و فرزندانشان در فلان مجلس شركت كردند، يعنى فرزندان كسانى كه فرزند داشتند، و از اين جمله هرگز استفاده نمى‏شود كه همه علماى شهر، صاحب فرزندند.
به هر حال سايه گر چه يك امر عدمى بيش نيست كه همان فقدان نور است ولى چون از هر طرف، وجود نور آن را احاطه كرده، براى خود موجوديت و آثارى دارد، و تصريح به اين كلمه در این آيه شايد براى تاكيد است كه حتى سايه‏هاى موجودات هم در پيشگاه خداوند خاضعند. (4)
پی نوشت:
1. كاشانى ملا فتح الله، تفسير منهج الصادقين في إلزام المخالفين، ناشركتابفروشى محمد حسن علمى، تهران، سال 1336 ش، ج‏10، ص 412 .
2. علامه طبرسی، مجمع البيان في تفسير القرآن، مترجمان ، ناشر انتشارات فراهانى، چاپ تهران، سال 1360 ش،نوبت اول ج‏27، ص394 ؛ بانوى اصفهانى امين، مخزن العرفان در تفسير قرآن، ناشر نهضت زنان مسلمان، چاپ تهران، سال 1361 ش، ج‏15، ص 376 .
3. مکارم شیرازی ناصر ،تفسير نمونه،ناشردار الكتب الإسلامية،تهران،سال 1374 ش،نوبت اول،ج‏10، ص 158 .
4. همان ، ص 157 .