با سلام
مدتی است که سوالی برایم پیش امده که باعث رنجش خاطر من شده ، اگر مفهوم خدا توسط انسانها پدید امده باشد و طی قرنها برای کنترل انسانها توسط حکومتها و ... برای ان دلیل تراشی و فلسفه بافی شده باشد تکلیف چیست ؟

پرسشگر گرامی با سلام و تشکر از ارتباط تان با این مرکز
براي اثبات وجود خدا از راه هاي متعددي مي توان كمك گرفت كه ساده و منطقي ترين آن ها اثبات از طريق عقل است. همواره بشر از طريق عقل، موجودي فوق تمام موجودات عالم را اثبات كرده و نام آن را خدا مي گذارد كه البته اين، نام و عنواني اعتباري است كه شايد قومي ديگر آن موجود فوق را با نامي ديگر بشناسند. اما مهم راهي است كه بشر براي شناخت استفاده مي كند. بر اين اساس هیچ گاه بشر برای اثبات وجود خدا به نقل قول های مطرح شده از جانب حاکمان استناده نکرده تا بگوییم شاید آن ها به خاطر کنترل انسان ها و... چیزی به نام خدا را برای مردم بیان کرده باشند، بلکه آن را با دلائل عقلی محض ثابت کرده و در این میان هرگونه تقلید را منفی می داند، چنان که دین در این زمینه امر به تحقیق کرده و هرگونه تقلید از دیگران را مذموم می داند. قرآن در مورد افرادی که برای عدم پیروی از پیامبر (ص) به تقلید از پدران استناد کرده اند می فرماید:
وَ إِذا قيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَيْنا عَلَيْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُون ؛
چون به ايشان گفته شود كه از آنچه خدا نازل كرده است پيروى كنيد، گويند: نه، ما به همان راهى مى‏رويم كه پدران مان مى‏رفتند. حتى اگر پدران شان بيخرد و گمراه بوده‏اند.(1)
حال برای روشن تر شدن بحث، به یکی از دلائل عقلی برای اثبات وجود خدا اشاره می کنیم :
یکی از راه های عقلی و در عین حال ساده و عمومی خداشناسی، راه تفکر در نظام آفرینش است. این راه در قرآن کریم و احادیث اسلامی مورد اهتمام واقع شده، چنان که پیوسته مورد توجه متکلمان نیز بوده و در دوره معاصر،‌اهمیت بیش تر یافته است.(2)
وجود نظم در جهان طبیعت را نمی توان انکار کرد. همه علوم و دانش های طبیعی بر وجود نظم در جهان گواهی
می دهند. حال، آزادی تحقیق ما اجازه می دهد که بپرسیم چرا این قوانین وجود دارد، یعنی ما چگونه می توانیم وجود این نظم و ترتیب و سودمندی قوانین طبیعی را توجیه کنیم ؟ در این مورد دو فرض بیش تر وجود ندارد:
1. این نظم و ترتیب نتیجه توسعه و ادامه عالم طبیعت است که نخست در نتیجه یک تصادف به وجود آمده است.
2. نظم و تربیت موجود در طبیعت نتیجه طرح دقیقی است که آن را ایجاب کرده است.
فرض نخست باور نکردنی است، پس باید فرض دوم را پذیرفت و به وجود آفریدگار و مدبر دانا و توانای جهان اذعان نمود.
سه عنصر اصلی یعنی هیدروژن، اکسیژن و کربن مواد اولیه اجسام زنده را تشکیل می دهند. مقداری ازت و کمی عناصر دیگر نیز با سه عنصر فوق ترکیب یافته اند. در جسم ساده ترین و کوچک ترین حیوان ها میلیون ها اتم های عناصر مزبور وجود دارد که به نسبت ها و شکل های خاصی با هم ترکیب یافته اند.
اگر با حساب احتمالات، امکان تصادف و ترکیب این عناصر را حساب کنیم ،خواهیم دید که نتیجه به قدری کوچک است که می توان گفت صفر است. حال عالی ترین حیوانات یعنی انسان را در نظر بگیریم که می خواهد قوانین طبیعت را کشف و یا در آن ها مداخله کند! آیا ممکن است که این موجود تصادفاً از ترکیب خود به خود عناصر به وجود آمده باشد؟!(3)
امام صادق در قسمتی از گفتار مفصل خود به مفضل بن عمرو در زمینه خداشناسی و دلایل آن، نظم و اتقان موجود در جهان را یاد آور شده و فرموده است:
«نخستین عبرت ها و دلایل بر وجود خداوند، آفرینش این جهان و تألیف و نظم حاکم بر اجزای آن است، زیرا اگر با فکر و اندیشه خود در آن تأمل کنی و با عقل و خرد خویش داوری نمایی، جهان را چون خانه ای می یابی که همه وسایل و ساز و برگ های زندگی در آن آماده شده است. آسمان چونان سقف این خانه، و زمین چونان بساط و فرش این خانه، ستارگان بسان چراغ ها، معادن، ذخایر و اندوخته های آن می باشند. هر چیزی در جایگاه مناسب خود قرار داده شده است. انسان مالک این سرای است که انواع حیوانات و گیاهان در خدمت او و برای تأمین نیازهای او قرار داده شده اند. این نظم و ترتیب دلیلی آشکار بر این است که جهان بر اساس تقدیر، حکمت و نظم و هماهنگی طراحی و آفریده شده ، آفریدگاری یکتا این نظم و تألیف را پدید آورده است.»(4)
پی نوشت ها:
1.بقره(2)آیه 170.
2. برهان نظم در الهیات مسیحی تاریخ و تحول ویژه ای دارد. جهت آگاهی از این مطلب به کتاب خدا در فلسفه یا کتاب علم و دین نوشته ایان باربود رجوع کنید.
3.کلوور مونسما، اثبات وجود خدا،ترجمه احمد آرام، چ علمی فرهنگی،بی تا،ص 179ـ180.
4.مجلسي،محمد باقر، بحارالانوار، چ موسسه الوفاء، بيروت1404‌ق، ج 3، ص 62.