با سلام خدمت عزیزان محترم
تقریبا به 50 سوال در مورد زنان و ازدواج موقت و پاسخهای ارائه شده توسط کارشناسان محترم نگاه کردم و خواندم. سوالی که برای من پیش امده این است ایا این عمل خوب و پسندیده و جایز است همانطور که امامان معصوم فرمودند و در بین مراجع تقلید هم از این کار به عنوان فعل حرام نام نبرده اند یا طبق نظر کارشناسان امور اجتماعی و عرف جامعه کار چندان مطلوب و پسندیده ای نیست در ذیل نظر یکی از کارشناسان همین سایت که برای عزیزی توضیح فرمودند را میاروم . اگر این کار باعث رفتارهای نامطلوب میشود(البته در اینده) چرا امامان توصیه کردند؟ در حالی که طبق مکتبی و مذهبی و اعتقادی که داریم اینگونه است که امام معصوم بیشتر از ما برای ما دلسوز هستند درست است یا خیر؟ و اگر این عمل خوب است چرا جامعه به ان نگاه بد دارند و هر مردی که دو همسر داشته باشد به چشم هوس باز به ان نگاه میکنند؟ این همه چند گانه گی برای چیست ؟ از یک طرف خدای متعال در سوره نساء مستقیم میفرماید مرد میتواند 2 یا 3 یا 4 همسر دائم داشته باشد و از این طرف در عصر حاضر حتی به متعه بد نگاه میشود و اینطور تلقی میشود که به حرمت خانمها لطمه خواهد خورد و هم برای مرد انگ هوس باز خواهند زد .
این هم نظر کارشناس محترم این سایت در مورد ازدواج موقت:
آسیب های ازدواج موقت 1. ازدواج موقت باعث کاهش ميل و انگیزه به ازدواج دائم و کاهش تلاش و کوشش برای ازدواج دایم به دلیل کاهش احساس نیاز و تنش ها و به تأخیر انداختن ازدواج دایم با بهانه تراشی های به ظاهر منطقی می شود. 2. از آن جایی که اکثر مردها به دلیل کمبودها و نیازهای برآورده نشده، به ازدواج موقت اقدام می کنند، در بعضی موارد این روابط موجب بارداری ناخواسته و مشکلات دیگر در همسر موقت می شود که مشکلات حقوقی، فشارهای روانی، استرس های شغلی و کاهش بهداشت روانی از جمله مشکلات آن است. 3. عدم اطمینان کامل به طرف مقابل به دلیل وجود تجارب مختلف جنسی در گذشته و احتمال به وجود آمدن مشکلاتی چون بیماری های عفونی و مقاربتی، ایدز، هپاتیت و... می رود. 4. احتمال مقایسه همسر دائمی خود با همسران و زنان موقتی خود می رود . این باعث نوعی احساس حقارت نسبت به همسر خود می گردد که منجر به نارضایتی و تعارض شدید زناشویی خواهد شد. 5. باعث گسترده شدن سرمایه گذاری روانی می شود. به دلیل احتمال عدم رضایت طرفین و ترک همدیگر و وارد شدن به تجارب مختلف عاطفی و جنسی که فرد باید با شرایط جدید خود را منطبق و هماهنگ کند؛ این امر باعث فشار روانی و استرس در مرد می شود . این سرمایه گذاری به هیچ وجه به نفع او نیست . هرگونه خدمت به طرف مقابل به عنوان پشتوانه زندگی نخواهد بود ، زیرا موقتی است. 6. احتمال عدم پایبندی به تعهدات ازدواج بعد از شروع به ازدواج دایم و وجود فشار و وسوسه غیر قابل مهار برای داشتن رابطه با جنس مخالف در خارج از چارچوب خانواده . این وسوسه، زمانی بیش تر می شود که مرد با رفتارهای انتقادی و به قول معروف غر زدن های همسرش مواجه شود. در این وضعیت فردی که تجارب گذشته داشته باشد، سعی می کند به جای حل مسأله و جلب رضایت همسر به رابطه ای خارج از خانواده تن دهد که باعث ایجاد نیاز در همسر و مشکلات بعدی خواهد شد. 7. موجب کاهش علاقه، محبت و سرمایه گذاری عاطفی نسبت به همسر دائمي می گردد. 8. به علت عدم پذیرش این مسئله از سوی جامعه و پنهانی بودن این گونه ازدواج ها معمولاً این نوع ازدواج ها با آسیب‌های روانی از قبیل: اضطراب و ترس از افشا شدن ازدواج موقت و... همراه است. 9. موجب انتقال بیماری های مقاربتی احتمالی به همسر دایمی که خود باعث مشکلات بهداشتی فراوان می شود، می گردد. 10. باعث صرف انرژی روانی زیاد برای شناسی احساسات، هیجانات و انتظارات همسر موقت و هزینه اقتصادی برای رفع نیازهای مالی طرف مقابل می شود. 11. گاهی موجب عادت کردن به اين مساله و تکرار ازدواج موقت حتی بعد از ازدواج دائم می شود. 12. برقراری ازدواج موقت بعد از ازدواج دائم، موجب کمبود های شدید عاطفی و شروع اختلافات زناشویی در زندگی می شود. مردی که در کنار همسر دایم، همسر موقت اختیار کرده، به دلیل تخلیه روحی و هیجانی در کنار همسر موقت حوصله برقراری رابطه صمیمی با همسر دائم خود را ندارد . مانند فردی است که کامل سیر شده و از بهترین غذاها لذت نمی برد. بی حوصلگی باعث افسردگی زن شده، در بعضی موارد زن مجبور می شود به دلیل نیازهای عاطفی و یا انتقام از همسر با وجود احساس گناه با جنس مخالف خارج از خانواده خود رابطه ایجاد کند. این کار باعث متلاشی شدن بنیان خانواده می شود. 13. در بعضی از موارد، چون مرد به دلیل جستجوی همسر موقت، تجربه هایی مانند ابراز علاقه به زنان شوهر دار یا افرادی دیگر دارد، دچار نوعی بدبینی شدید نسبت به همسر دایمی خود می گردد. اقدام به اعمال محدودیت های نامناسب نسبت به زن دایمی خود می کند. 14. ورود در این عرصه هر چند در ابتدا صد در صد شرعی می‌باشد، ولی در ادامه انسان را به وادی‌های غیر شرعی می‌کشاند، مانند نگاه خارج از چارچوب به زنان نامحرم به بهانه پیدا کردن مورد، ورود تدریجی در باندهای غیر سالم، تمرکز شبانه روزی بر اطفای غریزه جنسی و... 15. ازدواج موقت هر چند پاسخی جزئی به نیاز جنسی است ،ولی در بسیاری موارد باعث تشدید غیر قابل کنترل نیاز جنسی می‌گردد. تا قبل از تجربه روابط جنسی، کنترل قوای جنسی به مراتب سهل‌تر از بعد تجربه روابط می‌باشد. این نکته مهمی است که در صورت عدم توجه به آن، فرد را خواسته یا ناخواسته وارد گرداب غرایز غیر قابل مهار می‌نماید. به عنوان مثال یک رابطه کوتاه یک ساعته روزها یا ماه‌های متوالی فرد را درگیر پیدا کردن مورد جدید برای ازدواج موقت می‌نماید. 16. در ازدواج موقت چون تعهد چندانی مثل ازدواج دائم در طرفین وجود ندارد، از نظر آرامش‌بخشی روحی ـ روانی دارای تأثیر اندک و گذرا می‌باشد و همواره اضطراب جدایی طرفین را تهدید می‌کند. در ازدواج موقت فرد هر چند در ابتدا از لحاظ جنسی تأمین می‌گردد، ولی در خوش‌ترین لحظات ترس از موقتی بودن این لحظات بر روح و روان طرفین سایه می‌افکند . در ادامه به تنوع طلبی جنسی منجر خواهد شد که در این صورت اضطراب فزاینده‌ای فرد را فرا خواهد گرفت. به طور کلی توصیه می شود به جز موارد اضطراری و حاد از ورود به وادی ازدواج موقت پرهیز کنید و خویشتنداری جنسی همه جانبه را جایگزین آن گردانید

ببخشید که وقت عزیزان را گرفتم ممنون میشم جواب را مفصل بیان کنید چون همانطور که گفتم حداقل 50 سوال و جواب را مطالعه کردم و ممنون میشم پاسخ را به ایمیل بنده ارسال بفرمائید.

پرسش: ازدواج موقت
شرح : با سلام خدمت عزیزان محترم تقریبا به 50 سوال در مورد زنان و ازدواج موقت و پاسخهای ارائه شده توسط کارشناسان محترم نگاه کردم و خواندم.
(1)- سوالی که برای من پیش آمده این است آیا این عمل خوب و پسندیده و جایز است همانطور که امامان معصوم فرمودند و در بین مراجع تقلید هم از این کار به عنوان فعل حرام نام نبرده اند یا طبق نظر کارشناسان امور اجتماعی و عرف جامعه کار چندان مطلوب و پسندیده ای نیست در ذیل نظر یکی از کارشناسان همین سایت که برای عزیزی توضیح فرمودند را میاروم . اگر این کار باعث رفتارهای نامطلوب میشود(البته در اینده) چرا امامان توصیه کردند؟
در حالی که طبق مکتبی و مذهبی و اعتقادی که داریم اینگونه است که امام معصوم بیشتر از ما برای ما دلسوز هستند درست است یا خیر؟ و اگر این عمل خوب است چرا جامعه به ان نگاه بد دارند و هر مردی که دو همسر داشته باشد به چشم هوس باز به ان نگاه میکنند؟ این همه چند گانه گی برای چیست ؟ از یک طرف خدای متعال در سوره نساء مستقیم میفرماید مرد می تواند 2 یا 3 یا 4 همسر دائم داشته باشد و از این طرف در عصر حاضر حتی به متعه بد نگاه میشود و این طور تلقی می شود که به حرمت خانمها لطمه خواهد خورد و هم برای مرد انگ هوس باز خواهند زد .
پاسخ:
$$$$ پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
به نظر مي رسد در سوال مساله اي دچار سوء برداشت و سوء فهم شده است كه منجر به اين تلقي از ازدواج موقت گرديده است. اين سوء فهم از علت و شرائط و ويژگي هاي ازدواج موقت در نكات منفي كه از سايت مورد نظر در سوال هم نقل كرده ايد مشهود است و به نظر نويسنده آن سايت فهم درست و دقيقي از چرائي و جايگاه جواز ازدواج موقت در مقايسه با ازدواج دائم نگرديده است و به خاطر همين سوء برداشت ( كه متاسفانه گريبانگير اكثريت جامعه شناسان جوامع جهان سومي و مقلد از فرهنگ غرب مي باشد) در صدد تخريب چهره ازدواج موقت برآمده است.
به متني كه ذيلا خدمتتان تقديم مي شود دقت كنيد تا ان شاء الله با توضيحاتي كه در آن آمده است سوء برداشت ها از اين امر لازم و ضروري جوامع انساني ، برطرف شود.
متن ذيل قسمتي از كتاب « خانواده در اسلام » نوشته حجه الاسلام والمسلمين دكتر احمد بهشتي مي باشد. صفحه 89 به بعد.
در سال 1358 كتابي به نام ازدواج موقت به قلم بانو ساچيكوموراتا منتشر شد كه در بررسي ابعاد مسأله، جالب و قابل توجه بود.
نگارنده اين كتاب ژاپني است، ولي به مدت پنج سال در دانشكده الهيات و معارف اسلامي دانشگاه تهران، در رشته فقه و مباني اسلامي نزد اساتيد آن دانشكده، تحصيل كرده و درباره متعه نيز به عنوان رساله فوق ليسانس، مطالعات و تحقيقات گسترده اي انجام داده است.
براي كسي كه در محيط ما زندگي مي كند و درباره ازدواج موقت گرفتار القاآت و تلقينات غلطي هست و شبهاتي از اين سو و آن سو به گوشش خورده و احياناً سوء استفاده هايي نيز از اين و آن شنيده يا مشاهده كرده است، همواره عقده ها و نگراني هايي وجود دارد و شايد در اعماق دلش طرفدار اين باشد كه اصولاً وجود چنين قانوني چه لزوم و ضرورتي دارد و آيا وجود چنين قانونى، نوعي اهانت به زن نيست!؟ و ...
اما براي كسي كه در محيط هاي غير اسلامي زندگي كرده و ديدگاه هاي متفكران اجتماعي را شناخته و به نيازها و ضرورت هاي زندگي نوع بشر توجه كامل دارد، وجود قانون ازدواج موقت در اسلام، يكي از امتيازات و برجستگي هاست.
به همين جهت، وي در آغازِ پيش گفتارِ كتابِ مزبور مي نويسد:.
موضوعات بسياري است كه شرقيان، آن را دليل عقب ماندگي خود دانسته و به دور انداخته اند و يا لااقل توجهي به آن ندارند، ولي متفكران غربى، پس از تحقيقات و بررسي هاي زياد در تاريخ گذشته و مشاهده واقعيت هاي اجتماعي كنونى، بدين نتيجه رسيده اند كه همان امور، كليد حل مشكلات امروزي است.
موضوع متعه نيز از اين قبيل است كه از لحاظ وضع ازدواج و طلاق در دنياي امروزي و مقتضيات اجتماعي عصر ما بسيار قابل توجه است.
و در صفحه 85 مي نويسد:
گستاخي گردش روزگار شهادت مي دهد به اين كه: در مغرب زمين به اصطلاح امروزى، آخرين مد ازدواج، ازدواج قراردادي است؛ به اين معنا كه زن و مرد با هم توافق مي كنند و براي مدت معيني ازدواج مي نمايند در حالي كه در سرزمين شيعه مذهب، متعه را به دست آويز تساوي زن و مرد، كم كم و به تدريج از بين مي برند و نكته قابل توجه در اين قضيه آن است كه در نتيجه تساوي زن و مرد و آزادي كامل زن در مغرب زمين، ازدواج قراردادي به وجود آمده است.
و نيز در صفحه 92 مي نويسد:.
در حقوق مدني غير از مذهب شيعه، ازدواج موقت به معناي اخص وجود ندارد، ولي در واقع، مردم به طور آشكار و يا به طور پنهاني ازدواج موقت مي كنند و چون اين از نظر قانون جايز نيست، پس مانند زناست و اگر بچه پيدا شد، بعضي زنان سقط جنين مي كنند و يا اگر بچه متولد شد، ....
سرانجام در صفحه 94 مي نويسد:.
به نظر نگارنده، آنچه اكنون مغرب زمين، سخت به آن احتياج دارد و به درد آن مي خورد، نظام متعه است و اگر آن ها بتوانند نظام متعه را به نحوي در حقوق مدني پياده كنند، بسيار مفيد خواهد بود ....
البته به فرض اين كه چنين قانوني تحقق پيدا كند، چند مسأله باقي مي ماند؛ مانند اين كه: احياناً مرد از اين قانون سوء استفاده كند و زنان مي گويند كه اين خلاف تساوي زن و مرد است.
در اين مسأله، نهايت چيزي كه مي توانيم بگوييم اين است كه:
متعه عقد است و احتياج به ايجاب و قبول دارد و در تصميم اولى، زن كاملاً آزاد است و علاوه بر آن شرط وقوع عقد، تراضي طرفين است و در معامله، هر دو عاقد، حق تساوي دارند؛ پس زن به اختيار خود مي تواند متعه را قبول كند يا نكند؛ بنابراين، نمي توانيم بگوييم كه نظام متعه، مستقيماً با تساوي زن و مرد منافات دارد.
مساله دوم اين است كه:
هرگاه متعه در حقوق مدني پياده شود، ممكن است مردم، بيشتر به متعه علاقه پيدا كنند و كمتر نكاح دايم اختيار نمايند، زيرا متعه هم آسان تر است و هم راحت تر و معمولاً نفس انسان به آنچه آسان تر و راحت تر است، زودتر انس پيدا مي كند و بر اثر رواج كامل نظام متعه، ازدواج دايم محتملاً از بين مي رود و اهدافي كه نكاح دايم دارد، به كلي از دست مي رود و مفهوم ازدواج كاملاً عوض مي شود. جواب اين مسأله بسيار مشكل است.
اشكالي كه براي وي پيش آمده، از اين نظر است كه درباره ازدواج دايم و مسأله تشكيل خانواده و نيازي كه زن و مرد به جذب و انجذاب و يگانه شدن دارند، مطالعه نكرده و ازدواج دايم را تا سطح ازدواج موقت، فقط براي رفع نياز جنسي تنزل داده و تصور نموده كه نياز زن و مرد به يك ديگر، فقط در حد رابطه تن به تن و آميزش جنسي است و بس، و توجه نكرده است كه قرآن، زن و مرد را وسيله سكون و آرامش يك ديگر مي داند و چنين نيست كه با رفع عطش جنسى، از يك ديگر سير و بيگانه شوند و به خصوص كه با به وجود آمدن فرزندان، مسؤوليت هاي مشترك نيز آغاز مي شود.
از دقت در روايات، روشن مي شود كه طرح ازدواج موقت به عنوان يك ضرورت اجتماعي است و براي جلوگيري از روابط نامشروع و عدم سقوط در ورطه زناست.
راوي از امام كاظم (ع) درباره متعه سؤال كرد، امام(ع) فرمود:
«هِىَ حَلال مُباح مُطْلَق لِمَنْ لَمْ يُغْنِهِ اللّهُ بِالتَزويجِ فَلْيَسْتَعْفِفْ بِالمُتْعَةِ، فَإن اسْتَغني عَنْها بِالتزْويجِ فَهِىَ مُباح لَهُ اِذا غابَ عَنْها؛ (1)
متعه، بدون هيچ قيد و شرطي حلال و مباح است براي كسي كه خداوند او را به ازدواج دايم بي نياز نكرده است. او بايد به وسيله متعه، عفاف خود را حفظ كند و اگر به وسيله ازدواج دايم، از متعه بي نياز شد، در صورتي متعه براي او مباح است كه از همسر خود (به واسطه سفر و ...) غايب باشد».
و نيز حضرت به بعضي از موالي خود نوشت:
«لاتلحُّوا علَي المتعةِ، إنّما علَيكُم إقامةُالسُنَّةِ، فلا تشتَغِلُوا بِها عن فرشِكُمْ و حرائِركُمْ؛ (2) اصرار بر متعه نكنيد. بر شماست كه اقامه سنت كنيد. پس به وسيله متعه، خود را از همسران دايمي باز نداريد!».
بنا بر اين، اسلام مي خواهد نظام خانواده و جذب و انجذاب دايمىِ زن و شوهر را تحكيم بخشد و هرگونه عاملي كه به اين امر لطمه زند، از سر راه بردارد و به همين جهت است كه ازدواج موقت، با دوشيزگان، مشروط به اذن ولي است و هنگامي كه از امام صادق (ع) در اين باره سؤال مي شود، مي فرمايد:
«يُكْرَهُ لِلعَيْبِ عَلي أهْلِها؛ (3) پسنديده نيست، زيرا براي خانواده دختر عيب است».
مي دانيم كه اصل حكم متعه در قرآن كريم، به صورت زير بيان شده است:
«فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَ‏آتُوهُنَّ اُجُورَهُنَّ فَريضَةً؛ (4) هر آنچه از زنان بهره برده ايد، اجرتشان را كه بر شما واجب است بدهيد!».
در اين آيه شريفه كلمه (استمتاع) ظهور در ازدواج موقت دارد و در زمان نزول اين آيه نيز ازدواج موقت در ميان مردم رواج داشته و قرآن توصيه كرده است كه به اجرتي كه زن و مرد در ازدواج موقت توافق كرده اند، وفا بشود.
در زمان پيامبر و مدت ها بعد از رحلت ايشان، ازدواج موقت در ميان مسلمين رايج بود تا اين كه خليفه دوم با تأكيد و تصريح به اين كه در زمان پيامبر خدا حلال بود، تحريم كرد و گويا نظرش اين بود كه از ولايت و حاكميت خود استفاده كرده، به عنوان ثانوي و به حكم ضرورت از آن نهي و منع كند و پر واضح است كه عناوين ثانويه و ضرورت، نمي تواند دليل بر حرمت دايمي باشد، ولي اهل تسنن، بدون توجه به جهت صدور حكم، اين تحريم را دايمي تلقي كردند و هنوز كه هنوز است، آثار ناگوار اين طرز تلقي دامنگيرشان است.
اكنون نمي خواهيم درباره اين كه آيا واقعاً نظرش تحريم به عنوان ثانوي بوده يا نه و آيا حاكم، چنين ولايتي دارد يا ندارد، بحثي كنيم.
آنچه مسلم است، اين است كه اگر هم نظر خليفه، تحريم ازدواج موقت از لحاظ ضرورت و به عنوان ثانوي بوده، امامان معصوم ماه ضرورت را در جهت حليت و مشروعيت آن مي ديده و تصريح فرموده اند كه:
«ما كانَتِ الْمُتْعَةُ إلاّ رَحْمَةً رَحِمَ اللّهُ بِها أمَّةَ مُحَمَّدٍْ لَولا نَهْيُهُ عَنْها ما احْتاجَ إلي الزِّني إلاّ شفاً؛ (5) متعه، نسيم رحمت است كه خداوند بر امت محمدْ وزيده و اگر وي از آن نهي نمي كرد، هيچ كس محتاج زنا نبود مگر افراد بدبخت».
البته اين احتياج، طبيعي نيست كه مجوز زنا باشد، بلكه طبق بعضي از روايات، زاييده شقاوت و انحراف است و شبيه احتياجي است كه شخص معتاد، به الكل يا هروئين دارد.
مي بينيم كه لحن ادله تشريع ازدواج موقت، نمايانگر گشايش راهي در تنگناهاي زندگي است و چنين به نظر مي رسد كه ازدواج موقت، برزخي است ميان تجرد و تأهل.
در تنگناي تجرد و عدم امكان تأهل، چه بايد كرد !؟
قبلاً هم گفته ام: جواني كه مي خواهد دو سال دوره سربازي را بگذراند، چه كند جواني كه مي خواهد در ديار غربت تحصيل علم و تخصص كند، چه چاره اي بجويد! در مسافرت هاي دور و دراز، كه در دنياي امروز، كم هم نيست، چه علاجي براي غرايز جنسي زنان و مردان، بايد انديشيد!
در اين حالات، نه تجرد قابل تحمل است و نه تأهل. پس بايد حد وسط و برزخ ميان آن دو انتخاب شود و زن و مرد با تعيين مدت و مهر با يك ديگر ازدواج كنند و پس از پايان مدت، اگر زن به مرحله يائسگي نرسيده است عده نگاه دارد. در صورتي كه باردار است، بايد تا وضع حمل، عده نگاه دارد و كودكي كه از آن ها به دنيا مي آيد، تمام احكام و حقوق خود را بر والدين دارد. اگر باردار نيست، در صورتي كه عادت ماهانه نمي بيند، تا چهل روز در عده شوهر است و در صورتي كه عادت ماهانه مي بيند، بايد صبر كند تا دو بار حيض شود.(6)
البته، با توجه به اين كه فلسفه ازدواج موقت، رفع ضرورت و نياز است، بهتر اين است كه زن و مرد، از انعقاد نطفه جلوگيري كنند و خود را به مسؤوليت هاي طولاني بعدي گرفتار نسازند. با اين حال، اين نيز به خواست خود آن ها بستگي دارد و جنبه الزام و اجبار ندارد.
در يكي از روايات از جابر بن عبدالله انصاري و سلمة بن اكوع، نقل شده است كه: در يكي از لشكرهاي اسلام، (در حال جنگ يا آماده باش) بوديم. پيامبر خدا نزد ما آمد و فرمود:
«إنَّهُ قَدْ اُذِنَ لَكُمْ أنْ تَتَمَتَّعُوا فَاسْتَمْتِعُوا؛ (7) به شما اجازه داده شده است كه متعه كنيد. بنا بر اين، مي توانيد متعه بگيريد».
اين روايت نيز نمايانگر يكي از تنگناهاي زندگي است و معلوم مي شود كه سپاهيان اسلام كاملاً در مضيقه بوده اند، به خصوص كه معمولاً سپاهيان، جوانان مجرد يا تازه داماد هستند و تجرد، مشكل بزرگ زندگي آن هاست و آن توصيه اي كه اسلام در مورد روزه گرفتن جوانان مجرد و شكستن موج شهوت دارد، در ميدان نبرد - كه بايد نيروها بيشتر باشد - عملي نيست و بنا بر اين، در صورت امكان متعه، تنها راه خروج از دشواري همين است.
ساچيكوموراتا نيز به اين حقيقت توجه كرده است و در كتاب خود مي نويسد:
اين گونه افراد نومسلمان، وقتي در ميدان جنگ بودند، چه وضع و حالتي داشتند؟ طبيعت بشر بر آن ها حكم مي كرد و حالت مادي نيز بر آن ها حاكم بود؛ پس واجب بود براي چنان اوضاع و شرايطي ازدواج موقت تشريع شود تا اشكالات آن ها رفع گردد و تكاليف زوجيت را از دوش آن ها بردارد.
بدين جهت، نكاح متعه تشريع شد ... و آن به دليل اين بود كه لشكر، احتياج به جواناني داشت كه داراي زن و فرزند نبودند و نمي توانستند ازدواج دايم كنند و از جهت ديگر معقول نبود در چنان حالت به آن ها گفته شود كه براي جلوگيري از شهوت، روزه بگيرند، زيرا به هيچ وجه در ميدان جنگ، ضعف لشكريان صلاح نبود؛ بنا بر اين، علت تشريع متعه، عبارت از اين وضع خاص و حالت فوق العاده بود.(8).
علت يا حكمت:
در اين جا لازم است به يك مطلب اساسي و اصولي توجه شود كه ممكن است در بحث هاي ديگري از قبيل بحث طلاق و تعدد زوجات نيز مفيد واقع شود و آن اين كه:
از قراين و شواهد روايي و اجتماعي معلوم مي شود كه تشريع حكم متعه، از سوي قانون گذار اسلام، با توجه به رفع مشكلات افراد مجرد و جلوگيري از خطرات انحراف بوده و در خود قرآن نيز بعد از آن كه تجويز كرده است كه در صورت عدم تمكن نسبت به ازدواج دايم، با زنان آزاد، يا زنان غير آزاد زناشويي كنند و همچنين تجويز ازدواج موقت، مي فرمايد:
«يُريدُ اللّهُ أنْ يُخَفِّفَ عَنْكُمْ وَخُلِقَ الإنْسانُ ضَعيفاً؛ (9) خداوند مي خواهد كه به شما تخفيف دهد و انسان، ضعيف آفريده شده است».
با دقت در مجموع آيات 24 تا 28 سوره نساء استنباط مي شود كه:
از نظر اسلام، اساس اين است كه مردان به طور دايم، با زنان آزاد، ازدواج كنند؛ اما اگر ضرورتي پيش آيد، با يك درجه تخفيف، انسان مجاز مي شود كه با زن غير آزاد، ازدواج كند يا به ازدواج موقت روي آورد. حال سؤالي كه در اين جا قابل طرح است، اين است كه آيا اين ضرورت، علت جواز ازدواج موقت است يا حكمت آن.
اگر علت باشد، حكم بر همان محور دور مي زند و در غير مقام ضرورت، ازدواج موقت، جايز نيست و اگر حكمت باشد، حكم بر آن محور نمي چرخد و بنا بر اين، براي كسي كه اضطرار هم ندارد، ازدواج موقت جايز است.
نظير همين مطلب را در طلاق و تعدد زوجات نيز مي توان مطرح نمود كه به خواست خدا در جاي خود بحث خواهيم كرد.
در روايات، دليل محكمي كه ما را قانع كند كه ضرورت، علت حكم است، وجود ندارد و مي بينيم كه سيره مسلمين نيز بر اين نبوده و احياناً به منظور ايجاد محرميت، از متعه استفاده شده است و در روايات نيز آمده است كه: اصرار بر متعه نكنيد و به وسيله متعه، خود را از همسران دايم باز نداريد و بالاخره، علي رغم خودداري اهل تسنن، اقامه سنت نيز مسأله اي است.
در قانون گذاري معمولاً چنين وضعي پيش مي آيد؛ يعني امري حكمت به وجود آمدن قانوني مي شود كه تعميم پيدا مي كند و در موارد ديگر نيز از آن قانون استفاده مي شود. مانند اين كه قوه مقننه قانوني بگذراند كه دولت براي كمك به خانواده هاي محروم، گوشت را به قيمت ارزان تري به مردم بدهد و مازاد قيمت را از بيت المال بپردازد و به اصطلاح، يارانه بدهد. راست است كه اين كار، به منظور تسهيل و تخفيفي است بر خانواده هاي محروم و كم درآمد، منتها خانواده هاي متوسط و پردرآمد نيز از آن استفاده مي كنند؛ اما جا دارد كه آن ها از اين قانون، سوء استفاده نكنند و بگذارند فقط همان طبقه بهره مند شوند و آن هايي كه متمكن هستند خود را كَلِ‏ّ بر دولت و بيت المال نسازند.
در مسأله مورد بحث ما نيز يك ضرورت، حكمت اين شده است كه قانون ازدواج موقت از سوي خداوند اعلام شود. از اين قانون، همه مي توانند استفاده كنند، اما بهتر است كه هر كسي خود را مورد سؤال قرار دهد كه آيا براي او هم ضرورتي وجود دارد كه به سراغ ازدواج موقت برود يا نه!
خلاصه، اگر هدف از ازدواج موقت، تنوع طلبي و چشيدن زنان گوناگون است، كار حرامي نيست، بلكه حلال است، اما حلال مذموم و منفور! و اگر هدف، رفع ضرورت و فرونشاندن عطش و گريز از زنا و گناه است، حلال است و حلال ممدوح!
از آن جا كه در صدر اسلام با عنوان شدن مساله تحريم، وضعي پيش آمد كه ممكن بود يك حكم خدا به طور كلي به دست فراموشي سپرده شود، يك انگيزه ديگر نيز بر انگيزه اصلي افزوده شد و آن اين كه: افراد متعه كنند، براي اين كه ترك متعه سنت نشود و قبحي كه بعضي براي آن در يك جو سازي افراطي به وجود آورده بودند، از بين برود.
امام صادق (ع) فرمود:
من نمي پسندم كه مردي بميردويكي ازبرنامه هاي پيامبرخدا را به جاي نياورد.
پرسيدند: پيامبر خدا متعه كرد فرمود: آرى. (10)
وانگهى، وقتي اسلام، تمام كوشش خود را از لحاظ برنامه ريزي زندگي خانوادگي و مسائل تربيتي و اخلاقي متوجه تحكيم خانواده و دوام و بقاي آن كرده، چگونه ممكن است به گونه اي با مسأله ازدواج موقت برخورد كند كه نتيجه اش سست شدن پايه هاي خانواده و ايجاد دافعه ميان زوجين باشد!
اسلام براي دلبستگي هاي زن و شوهر به يك ديگر زمينه ساز است و براي پيدايش گريز و بي ميلي در ميان آن ها مانع است و به همين جهت، رهبر بزرگوار اسلامْ فرمود:
هر گاه يكي از شما متوجه زني زيبا بشود، بايد به سراغ همسر خود برود و نياز و هيجان خود را دفع كند كه در واقع، هر دو يكي هستند.
يكي پرسيد: اگر همسر ندارد، چه كند؟ فرمود: چشم به آسمان بيندازد و از فضل خداوند، سؤال كند. (11)
به يقين، افسار گسيختگي در متعه، سوء استفاده از قانون متعه و زمينه ساز پاره شدن رشته علاقه و دلبستگي زن و شوهر و به سردي گراييدن روابط زوجين است و هرگز اسلام چنين چيزي نمي پسندد.

پينوشتها:
1. مجلسی اول ، روضة المتقين فی شرح من لایحضره الفقیه ، قم ، موسسه فرهنگی اسلامی کوشانبور ، 1406 هـ.ق ،ج‏8، ص‏478.
2. همان.
3. همان، ص ‏480.
4. نساء (4) آيه 24.
5. مجلسی اول، پیشین، ج‏8، ص ‏455.
6. بعضي گفته اند: احوط 45 روز است و همچنين دو بار حيض يا دو بار پاكي هر كدام كه بيشتر است عده نگاه دارد.
7. مجلسی اول، پیشین، ص‏455.
8. ساچيكوموراتا، ازدواج موقت، 1358 هـ.ش، بی جا، ص ‏79.
9. نساء (4) آيه 28.
10. ساچيكوموراتا، پیشین، ص ‏50.
11. ساچيكوموراتا، پیشین، ص ‏345.

پرسش:
این هم نظر کارشناس محترم این سایت در مورد ازدواج موقت: آسیب های ازدواج موقت 1. ازدواج موقت باعث کاهش ميل و انگیزه به ازدواج دائم و کاهش تلاش و کوشش برای ازدواج دایم به دلیل کاهش احساس نیاز و تنش ها و به تأخیر انداختن ازدواج دایم با بهانه تراشی های به ظاهر منطقی می شود. 2. از آن جایی که اکثر مردها به دلیل کمبودها و نیازهای برآورده نشده، به ازدواج موقت اقدام می کنند، در بعضی موارد این روابط موجب بارداری ناخواسته و مشکلات دیگر در همسر موقت می شود که مشکلات حقوقی، فشارهای روانی، استرس های شغلی و کاهش بهداشت روانی از جمله مشکلات آن است. 3. عدم اطمینان کامل به طرف مقابل به دلیل وجود تجارب مختلف جنسی در گذشته و احتمال به وجود آمدن مشکلاتی چون بیماری های عفونی و مقاربتی، ایدز، هپاتیت و... می رود. 4. احتمال مقایسه همسر دائمی خود با همسران و زنان موقتی خود می رود . این باعث نوعی احساس حقارت نسبت به همسر خود می گردد که منجر به نارضایتی و تعارض شدید زناشویی خواهد شد. 5. باعث گسترده شدن سرمایه گذاری روانی می شود. به دلیل احتمال عدم رضایت طرفین و ترک همدیگر و وارد شدن به تجارب مختلف عاطفی و جنسی که فرد باید با شرایط جدید خود را منطبق و هماهنگ کند؛ این امر باعث فشار روانی و استرس در مرد می شود . این سرمایه گذاری به هیچ وجه به نفع او نیست . هرگونه خدمت به طرف مقابل به عنوان پشتوانه زندگی نخواهد بود ، زیرا موقتی است. 6. احتمال عدم پایبندی به تعهدات ازدواج بعد از شروع به ازدواج دایم و وجود فشار و وسوسه غیر قابل مهار برای داشتن رابطه با جنس مخالف در خارج از چارچوب خانواده . این وسوسه، زمانی بیش تر می شود که مرد با رفتارهای انتقادی و به قول معروف غر زدن های همسرش مواجه شود. در این وضعیت فردی که تجارب گذشته داشته باشد، سعی می کند به جای حل مسأله و جلب رضایت همسر به رابطه ای خارج از خانواده تن دهد که باعث ایجاد نیاز در همسر و مشکلات بعدی خواهد شد. 7. موجب کاهش علاقه، محبت و سرمایه گذاری عاطفی نسبت به همسر دائمي می گردد. 8. به علت عدم پذیرش این مسئله از سوی جامعه و پنهانی بودن این گونه ازدواج ها معمولاً این نوع ازدواج ها با آسیب‌های روانی از قبیل: اضطراب و ترس از افشا شدن ازدواج موقت و... همراه است. 9. موجب انتقال بیماری های مقاربتی احتمالی به همسر دایمی که خود باعث مشکلات بهداشتی فراوان می شود، می گردد. 10. باعث صرف انرژی روانی زیاد برای شناسی احساسات، هیجانات و انتظارات همسر موقت و هزینه اقتصادی برای رفع نیازهای مالی طرف مقابل می شود. 11. گاهی موجب عادت کردن به اين مساله و تکرار ازدواج موقت حتی بعد از ازدواج دائم می شود. 12. برقراری ازدواج موقت بعد از ازدواج دائم، موجب کمبود های شدید عاطفی و شروع اختلافات زناشویی در زندگی می شود. مردی که در کنار همسر دایم، همسر موقت اختیار کرده، به دلیل تخلیه روحی و هیجانی در کنار همسر موقت حوصله برقراری رابطه صمیمی با همسر دائم خود را ندارد . مانند فردی است که کامل سیر شده و از بهترین غذاها لذت نمی برد. بی حوصلگی باعث افسردگی زن شده، در بعضی موارد زن مجبور می شود به دلیل نیازهای عاطفی و یا انتقام از همسر با وجود احساس گناه با جنس مخالف خارج از خانواده خود رابطه ایجاد کند.
پاسخ:

به نظر می رسد اگر متن پاسخ قبل را به دقت مطالعه فرمائید بسیاری از اشکالاتی که باعث طرح سوالات مطروحه در پرسش شده است پاسخ داده شده و نیاز به توضیح دوباره نمی باشد؛ لکن علاوه بر تمام نکات آمده در متن پاسخ ، ذکر دو نکته برای توجه بیشتر به مبانی سوالات مطرح شده ضروری می نماید.
1- تقریبا تمامی سوالات با این پیش فرض به مساله ازدواج موقت و متعه مطرح شده است که اسلام ازدواج موقت را ازدواجی در کنار و در عرض ازدواج دائم و امری هم شأن و هم ارزش با آن دانسته است. بنا بر این با این نگاه که اگر ازدواج موقت جایگزین ازدواج دائم شود چه مشکلاتی برای جامعه پیش خواهد آمد، این امر را امری منافی با فلسفه تشکیل خانواده به جهات روحی و روانی و اجتماعی دانسته است. حال آن که همان گونه هم که متن اشاره شد، ازدواج موقت به عنوان راهی موقت و استعلاجی برای مواقع ضروری و بحرانی برای فرد و جامعه پیشنهاد می شود و همیشه ازدواج دائم گزینه اول و سفارش همیشگی شریعت اسلامی می باشد.
2- بسیاری از مشکلاتی که در سوالات و اشکالات متعدد مطرح شده ، طرح گردیده است ناظر به وضعیت کنونی و جایگاه فعلی ازدواج موقت در جامعه و آن هم جامعه ایرانی است. در حالی که ازدواج موقت یک حکم شرعی دائمی جهان شمولی که با توجه به همه زمان ها و همه جوامع و به عنوان راه حلی صحیح برای خروج از بحران های روحی و جسمی افراد جوامع انسانی تشریع شده است. اگر این امر در جامعه ایرانی یا هر جامعه دیگری با توجه به آداب و سنن و رسومات آن جامعه به عنوان امری ناپسند تلقی می شود و این تلقی ناپسند از یک امر عقلائی و صحیح باعث بروز مشکلاتی در اجرای صحیح آن در جامعه می شود، ارتباطی به اصل آن قانون و حکم ندارد؛ بلکه راه حل این است که به اصلاح جامعه و سنن و رسوم غلط جامعه - که در معارضه با سنت صحیح الهی می باشد -پرداخته شود.
بلی با توجه به جامعه کنونی ایران و با توجه به نگاهی که به امر ازدواج موقت وجود دارد، شاید اجرای این حکم به این صورت و بدون توجه به سنت های اجتماعی در آن و بدون ایجاد فرهنگ صحیح این حکم در بین افراد جامعه به بروز مشکلاتی منجر شود، لکن همان گونه که عرض کردیم، این مساله با صحت اصل حکم و لزوم اجرای آن ارتباطی ندارد و نمی توان اشکلات به وجود آمده از طرف جامعه را به گردن اصل حکم گذاشت و آن را ناصحیح و غیر قابل اجرا تصور کرد.
3- توصیه آخر شما هم ، همانطور که در پاسخ گفته شد توصیه اول شریعت اسلامی است که گزینه اول ازدواج دائم در غیر آن صورت تعفف و خویشتن داری و در صورت نیاز و اضطرار ، همانطور که اصل تشریع آن نیز بر این اساس بوده است ، ازدواج موقت خواهد بود.
لکن این توصیه نمی تواند ارزش وجودی این امر راهگشا و بسیار حیاتی در بعد اجتماعی جوامع انسانی را منکر شود و آن را به تعطیلی بکشاند.
4- اکثر مسائلی که در سوال مطرح کرده اید به این بازگشت دارند که افرادی از یک امر صحیح در حالت عادی و طبیعی سوء استفاده کنند و آن را به ضد خود تبدیل نمایند که این آفت در هر کار صحیحی ، اعم از ازدواج موقت و غیر آن متصور است و احتمال می رود. مثلا غذا خوردن چه منافع عظیمی که برای انسان و حیات او دارد و نبود آن منجر به نابودی انسان می شود؛ لکن همین غذا خوردن اگر از حالت اعتدال و مواضع حاجتش خارج شود، تبدیل به ضد خود یعنی خطری برای حیات بشری و سلامتی انسان می شود.
پس اگر اسلام و شریعت اسلامی و بزرگان دینی بر یک امر صحیح و عقلائی تاکید می ورزند، همه با پیش فرض اعتدال در استفاده از آن و به همراه توصیه و تاکید و هشدار از گرفتار نشدن به عوارض و آفات افراط و تفریط در آن می باشد.
اگر امامان معصوم علیهم السلام بر این حکم الهی تاکید کرده اند، در کنار آن از گرفتاری به آفات آن در صورت افراط نیز توجه داده اند ( به متن گذشته مراجعه کنید) و حتی شاید برخی از افراد را با توجه به شرائط از اقدام به آن منع نیز فرموده اند.