با سلام و احترام
مدتي است كه نسبت به دين اسلام بد بين و بد گمان شده ام و آن را ديني از آن نژاد عرب مي پندارم و آن را به گونه اي مخالف با فرهنگ و سنت ايراني مي دانم. چرا ما نبايد پيرو دين وآييني باشيم كه از آن خودمان باشد؟ چرا دين اسلام در ميان تازيان ظهور كرد تا بشر نسبت به آن بدبين شوند؟
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
اگر چه افتخار مي كنيم كه يكي از قديمي ترين اديان الهي يعني دين زرتشت متعلق به ايرانيان بوده اما در مورد دين و وظيفه هر فرد در برابر آن چند نكته قابل ذكر است:
1- جوهر دین محتوای هدایتی آن است، نه فرهنگ و نژاد و قومي که به وسیله آن دين به بشر منتقل می شود. پياده شدن ابتدائي اين دين در ميان اعراب مربوط به جوهر دين نیست،بلکه قالب و وسیله ای است برای انتقال محتوا به مخاطبان. دين اسلام اگر چه در ابتدا در ميان قوم عرب پياده شده، اما دليل بر عربي بودن دين اسلام نيست . توجه داشته باشيد همان طور كه يك فرد ايراني ممكن است تحت عنوان عربي بودن دين اسلام به آن اعتراض كند، ديگر افراد با قوميت هاي مختلف نيز مي توانستند همين اعتراض را در صورت وجود چنين پيامبري در ميان ايرانيان انجام دهند.
2- دین خدا واحد است. ادیان مختلف و متعدد نداریم. دین واحد عبارت است از اسلام که تسلیم در برابر ذات لایزال الهی و عبادت اوست، به نحوی که خواستار آن است و انسان را می تواند به سمت کمال سوق دهد. در برهه های مختلف این دین واحد به صورت های گوناگون که شریعت های گوناگون می باشند و توسط پيامبران متعدد با زبان ها و فرهنگ هاي گوناگون به بشر ابلاغ شده است. برخی از شریعت ها منطقه ای بوده اند و برخی جهانی. شریعت حضرت ابراهیم علیه السلام نمونه ای است از شریعت جهانی. شریعت حضرت موسی نمونه ای از شریعت منطقه ای که برای قوم بنی اسرائیل بوده است.
3-هنگامی که دین جهانی برای بشر فرستاده شد، تابعین دیگر ادیان قبلی ( اعم از جهانی و منطقه ای ) باید از این دین تبعیت کنند، به هر زبان و ملیتی که باشند.
بر اساس دلائل قطعي تاريخي و ديني اسلام شریعتی است جهانی که منطقه و قوم و قبیله خاص نمی شناسد. در قرآن مي خوانيم: « وَ مَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِيرًا وَ نَذِيرًا وَ لَكِنَّ أَكْثرََ النَّاسِ لَا يَعْلَمُون ؛تو را نفرستادیم مگر آن که تمام افراد بشر را به رحمت خدا بشارت داده و از قهر و عذابش بترسانى اما بیش تر مردم این حقیقت را نمی دانند ».(1)
دین اسلام دینی برای همه ملت ها و کشورهاست. مرزهای جغرافیائی و ملیتی و قومی و قبیله ای در این امر بی تاثیرند. بنا بر این بر همه مردم جهان واجب است که از این دین تبعیت کنند، چه تابع دین یهود باشند، چه تابع شریعت عیسوی و چه تابع دین زرتشت. چه دین داشته و چه نداشته باشند.
4- با اندك تامل و بررسي در محتواي منابع دين اسلام و زرتشت به خوبي پيداست كه حجم و گستره معارف اسلامي و قوانين و مقررات و تعاليم اخلاقي و فردي و اجتماعي و ... در آن قابل مقايسه با دين زرتشت نيست ، هرچند همه اديان آسماني در برخي اصول كلي فكري و عملي و اخلاقي با هم اشتراكاتي دارند؛ اما اين امر دليل نمي شود كه ادعا كنيم زرتشت يا هر دين ديگري فرق چنداني با اسلام ندارد و از لحاظ مسايل ارائه شده هموزن هستند، بلكه مي توان ادعا كرد دستورات ديني اين دو آيين هم از لحاظ كميت و هم از لحاظ كيفيت قابل مقاسيه نيستند.
پی نوشت :
1. سباء (34) آیه 28.






