با سلام
باور کنید این روزا کارم فقط گریه است.مدتها پیش در سایتی ثبت نام کردم اما خیلی زود به این باور رسیدم که کارم اشتباه است اما در همین مدت کوتاه با آقا پسری از اهل زنجان آشنا شدم پسری بسیار مودب و متین.کم کم که باهاش صحبت کردم متوجه شدم ایشون خیلی پاک و با خداست.من که تا اون موقع برام سخت بود با نامحرمی در ارتباط باشم یعنی برام مثل بالاترین گناه بود اما عجیب شیفته ی این آقا شدم.شماره همو گرفتیم البته فقط یک بار با هم صحبت کردیم.و من که واقعا دوستش دارم زیاد بهش پیام دادم ولی ایشون دیگه جوابمو ندادن.فقط گفتن به خاطر خدا نه.الان من احساس میکنم غرورم رفت دلباخته شدم نه وابسته و نمیدونم چه کنم.ایشون از تیر ماه میرن خدمت و من از الان تا 2 سال دیگه منتظرشم برگرده ولی نمیدونم منو قبول داره یا نه.آخه معتقده دوست داشتن بی شناخت بت پرستی است و کاملا باهاش موافقم.حالا منی که ندیده دوستش دارم و تا همیشه بهش وفادارم حتی اگه من انتخابش نباشم چه کنم با دلتنگی؟باور کنید حتی برا اینکه آروم باشم به نیابتش هر شب 2 رکعت نماز میخونم.اما چه کنم؟آیا باید فراموشش کنم؟آیا من که به خاطر خدا و ایشون دیگه نه بهش پیام میدم و نه باهاش چت میکنم خداوند پاداش منو خود ایشون قرار میده؟آیا دوست داشتن کسی اون هم به این علت که ایشون عاشق خداست گناه است و من مشرکم؟از عذاب وجدان شبا خوابم نمیبره.تو رو خدا بهم بگین وظیفه ی من چییه؟
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
در نامه خود نکاتی را ذکر کرده ای که لازم است به مهم ترین آن توجه شود.
نوشته ای: فقط یک بار با هم صحبت کردیم. و من که واقعا دوستش دارم زیاد بهش پیام دادم؛ ولی ایشون دیگه جواب مو ندادن. فقط گفتن به خاطر خدا نه.
هر انسان صاحب اندیشه برای زندگی خود برنامه و روشی دارد، برنامه و روش های متفاوت برخاسته از سطح فکرها و فرهنگ ها، شناخت و معرفت ها و اعتقادات متفاوت آن ها و میزان پایبندی آنان به اعتقادات دینی شان است. فرد مورد نظر تان با یک بار صحبت کردن با شما و خواندن پیام های تان به شما برای همیشه «نه » گفته. یعنی با توجه به معیارهایی که او برای خودش دارد، شما را نپذیرفته است. اصرار شما برای تداوم ارتباط با او برای چیست؟ چه هدفی را دنبال می کنید؟
متأسفانه دختران به دلیل عاطفی بودن، خیلی زود تسلیم اظهار عشق و محبتهای دیگران می شوند و خود را اسیر دام شیطان یا افراد منحرف می سازند.
آیا فکر نمی کنید که اصرار و یا عشق آنی و بدون پشتوانه تحقیق که با یک بار صحبت کردن بدست آمده شما را از یک سو سبک و تحقیرتان می کند، و از سویی هیچ نتیجه ای جز افتادن در دام شیطان و تشدید اضطراب و ناراحتی و افسردگی روحی و روانی برای تان ندارد؟و اگر بر فرض روزی توانستی نظر او را به خودت جلب کنی و با هم پیوند ازدواج بر قرار نمایی، یک ازدواج موفق، با دوام و دلشاد کننده ای نخواهید داشت؟
به عنوان یک کارشناس دلسوز به شما می گویم که شما دختری صاف دل و پاکدامن و متدین هستی و از سجایای روحی و اخلاقی مثبتی برخورداری، لیکن ساده و کم تجربه. زودباور هستی. خود را دست کم می گیری، از اعتماد به نفس و خود باوری اندکی بر خورداری. از این رو زود فریب می خوری.
اگر هدف تان از ارتباط با او یا هر فرد دیگری ازدواج نیست، خود را هر چه زودتر از اسارت در دام شیطان خلاص کن! دنبال این کارها نباش . و اگر هدف تان ازدواج است. چشم هایت را باز کن، بصیرت و بینش خویش را به کار گیر، توجه داشته باش که مسئله ازدواج یکی از مهمترین مسائلی است که در زندگی انسان رخ میدهد و شاید بتوان گفت ازدواج پایه و اساس خوشبختی یا بدبختی و سیاه بختی انسان در زندگی است، بنابراین شایسته است برای انجام چنین امر مهمی با چشمی باز و مطالعه و دقت کافی اقدام به چنین امری بکنید و از هر گونه تصمیمگیری عجولانه و برخاسته از احساسات بدون پشتوانه فکری صحیح و تحقیق کافی باید اجتناب کرد. شرط لازم برای انجام یک ازدواج موفق، شناخت لازم توأم با تحقیق میباشد.
یکی از مهم ترین عوامل مؤثر در انتخاب همسر این است دو نفری که میخواهند با همدیگر ازدواج کنند همتای هم باشند؛ یعنی اینکه از نظر اعتقادی،اخلاقی، خانوادگی، اقتصادی و از نظر تحصیلی و سنّی و...مناسب یکدیگر باشند. و بالاخره از نظر قیافه ظاهری نیز دختر و پسر باید مطلوب و مورد پسند یک دیگر باشند. چنان که به شرایط دیگری مانند سلامتی خانواده طرفین از نظر جسمانی و روانی باید توجه شود. به عبارت دیگر برای جلوگیری از درگیریهای خانوادگی و همچنین برای پیشگیری از فرزندان معلول،سلامتی دختر و پسر از نظر جسمی و روانی یکی از مهم ترین شرایط ازدواج است. برای پی بردن به مجموعه شرایط فوق و حصول معیارهای ازدواج لازم است به صورت اصولی تحقیق شود. آیا می دانید که شما بدون تحقیق لازم سرنوشت خود را اسیر عشق کاذب و بدون نتیجه ساخته ای؟
نوشته ای: چه کنم با دلتنگی؟
برای رهایی از وابستگی و فراموش کردن ایشان به نکات زیر توجه داشته باشید:
1ـ ازدواج عاملی است که به نیازهای عاطفی شما پاسخ مثبت می دهد و به طور طبیعی او را فراموش خواهید کرد. پس اگر خواستگاری مطلوب و مورد پسند داشتید، ازدواج کنید.
2ـ یکی دیگر از شیوه های برخورد، جایگزین کردن یک رشته فعالیت های ذوقی، هنری، فکری و عملی است تا بتواند فکرتان را از او منصرف نماید.
3ـ به یاد داشته باشید که بیشتر دوستی ها چنین است. دوست به همکلاسی، یا علاقه مندی به پسر که پس از مدتی با علل و عوامل مختلف قطع می شود و هر کسی به سراغ کار و زندگی و خوشبختی خود می رود؛ پس با این مسئله به صورت طبیعی برخورد نمایید.
4ـ اوقات فراغت را با کارهای متنوع پر کنید تا کم تر به او فکر کنید.
با ایجاد اشتغال فکری و ذهنی یا بدنی و فیزیکی از بیکاری اجتناب کنید. با مشغول ساختن خویش به مطالعه کتاب های درسی و غیر درسی، یا مطالعه کتاب های ادبی(شعر و داستان) همچنین با حفظ آیات قرآن یا اشعار مفید، ذهن خود را از آن «سوژه» منحرف سازید. شرکت در مجامع عمومی نظیر کلاسهای علمی و آموزشی، دینی و مذهبی، هنری و ادبی، یا بسیج جوانان راهکارهای مفیدی برای فراموشی تدریجی آن سوژه هستند.
5ـ طریق مهم فراموشی آن پسر، جایگزین کردن عشق حقیقی (که عشق به خدا است) به جای عشق مجازی می باشد. جز خدا هیچ موجودی قابلیت معشوق بودن را ندارد. معشوق مجازی (غیر خدا) هر کس باشد، خالی از عیب و نقص نیست. پس باید عاشق کسی شد که فنا ناپذیر و ابدی و صاحب همه کمالات است، او پروردگار است، پس« آنچه که نپاید دلبستگی را نشاید».
اگر انسان عشق به خدا داشته باشد، دیگر گمشده ای ندارد و دچار اضطراب و نگرانی نخواهد شد، چون احساس می کند تکیه گاه مطمئنی دارد. رابطه خود را با خدا زیاد کنید و با دعاها و عبادت ها و تلاوت قرآن با خدا ارتباط داشته باشید تا احساس آرامش کنید.
6- از تنهایی پرهیز کنید.
شیطان در تنهایی بسیاری افراد به خصوص جوانان، همدم آنان است و با حضور فعال و وسوسه انگیز خویش در ذهن و خیالشان آنان را اسیر و گرفتار دام خویش میسازد، از این رو باید از هر گونه تنهایی، در هنگام خوابیدن، درس خواندن و مطالعه کردن، در جایی ماندن و قدم زدن و به طور کلی هر گونه تنهایی دوری کنید.
7- از حق تعالی و اولیای الهی استمداد بطلبید.
یکی از موثرترین راه ها یاری جستن از حق تعالی و درخواست فروتنانه و عاجزانه از او و توسل به اولیای الهی علیهم السلام به خصوص توسل و ارتباط قلبی با حضرت بقیه ا... (ارواحنا فداه) است که می توانید این مشکل و هر مشکل دیگری را با آن حل کنید.
8- تجزیه و تحلیل کارکردها:
دادگاهی درون خویش تشکیل دهید و با خود به استدلال و تجزیه و تحلیل عملکردهای خویش بپردازید. از خویش بپرسید:! آیا به خداوندی که هر لحظه با تو است و در کنار تو و آفریننده تمام زیبایی هاست و هیچ نقص و کمبودی ندارد، این گونه عاشق شده ای؟
بنا براین سعی کن او را فراموش کنی، پس دیگر شب ها برای او نماز نخوان و پاداش کارت را رسیدن به او قرار نده ، چه بسا انسان کسی یا چیزی را خوب و عالی می پندارد و حال آن که واقعیت آن گونه نیست و به عکس چه بسیار افراد یا اشیا را انسان ناپسند و ناموفق می داند در حالی که واقعیت بر خلاف آن چیزی است که او فکر می کند. بنا براین با خواندن هر شب سوره یس از خدا بخواه که همسری شایسته و از هر جهت مطلوب که خود می پسندد، نصیب و قسمت شما کند .
موفق و موید باشید.






