سلام

1-من مي خواهم سير و سلوك داشته باشم لطفا برايم اذكاري را از اساتيد اخلاق بفرماييدبا تعداد عدد ذكر تا سير و سلوك داشته باشم اگه خارج از وظيفه شماست شماره يا سايتي از اساتيد اخلاق بفرماييد تا از آنها بگيرم همچنين اگر اذكار عمومي و توصيه شده را از منظر روايات بگوييد ممنون ميشوم.

2-كتابي معرفي نماييد در باب معرفت امامان و ظلمهايي كه به آنها شده جهت شناخت و افزايش معرفت امامان

3-آيا تمام حوادث يا اموري كه برايمان اتفاق مي افتد يك نشانه از خداست و بايد با ديده پند و عبرت نگاه كرد به تمام اتفاقات خوب و بد يا خير؟

پرسش 1:
اذكار جهت سير و سلوك
شرح : سلام 1-من مي خواهم سير و سلوك داشته باشم لطفا برايم اذكاري را از اساتيد اخلاق بفرماييدبا تعداد عدد ذكر تا سير و سلوك داشته باشم اگه خارج از وظيفه شماست شماره يا سايتي از اساتيد اخلاق بفرماييد تا از آنها بگيرم همچنين اگر اذكار عمومي و توصيه شده را از منظر روايات بگوييد ممنون ميشوم.
پاسخ:
با عرض سلام و با تشکر از ارتباطتان با اين مرکز
برادر گرامي!
از اينکه در فکر سير و سلوک و خود سازي افتاده ايد، بسيار خوشحاليم، اما بايد توجه داشته باشيد که سير و سلوک به ذکر گفتن نيست گرچه ذکر در طي سير و سلوک کمک کار انسان است، لذا براي شروع خودسازي اگر انسان با خلوص نيت و عزم راسخ خود را به گونه‏اي تربيت کند که خدا و پيامبر صلي الله وعليه و آله به آن دعوت کرده است، يعني بخواهد انسان الهي شود، و در اين راه تلاش و کوشش نمايد و به وظيفه اسلامي خود عمل کند، به نتيجه که قرب الي الله است مي‏رسد. چون خداوند وعده داده کساني که در راه رسيدن به اهداف الهي تلاش و جهاد کنند، هدايت کرده و به هدف برساند: «والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا؛ (1) کساني که در راه ما جهاد کنند، آن‏ها را به راه‏هاي خويش هدايت‏ مي ‏کنيم».
از اين آيه روشن مي‏شود که هدايت الهي وعده‏اي است که خداوند به همه مجاهدان‏راهش داده و با انواع تأکيدها (لام تأکيد و نون تأکيد ثقيله) آن را مؤکَّد ساخته و پيروزي و ترقي و موفقيت را در گرو دو چيز شمرده: جهاد و خلوص نيت.
با تدبر در آيات و روايات اهل بيت‏عليهم السلام انسان مي‏فهمد کسي که با کمال خلوص بخواهد تسليم خدا شود و به آن چه اسلام گفته (اعم از واجبات و محرّمات) عمل کند و به اصطلاح تمام حرکات و سکناتش قربةً الي الله باشد خداوند عهده‏دار هدايت و تربيت چنين کسي است. مثل مرحوم کربلايي کاظم ساروقي، اين مرد مؤمن و مخلص خدا که با وجود بي سوادي طي پيش آمدي ناگهان حافظ قرآن شد. (2)
انسان وقتي ماجراي کربلايي کاظم را مي‏خواند، به ياد آغاز وحي بر رسول خدا صلي الله و عليه و آله مي‏افتد. آيت اله مکارم شيرازي در مورد اين مرد بزرگ مي‏نويسد: اولين، بار که مرحوم کربلايي کاظم را در حومه ملاير ديدم، قيافه ساده او چنان بود که انسان فکر مي‏کرد سوره حمد نماز خودش را نيز درست بلد نيست، اما وقتي گفتند اين مرد روستايي درس نخوانده، طي يک حادثه عجيب و آميخته با موهبت الهي، حافظ کل قرآن شده است، فهميدم پشت اين چهره، دريايي از خلوص وجود دارد، و براي امتحان او را آزمايش کردم، کاملاً بر آيات قرآن مسلط بود. (3)
بنا بر اين سير و سلوک به ذکر گفتن و ... نيست؛ بلکه همين مقيد شدن به انجام واجبات و ترک محرمات به فرمود? علماي بزرگ از جمله آيت الله بهجت عمد? راه است ؛از آية الله بهجت در همين باره نقل شده : "چنانچه طالب، صادق باشد، ترک معصيت کافي و وافي است براي تمام عمر، اگر چه هزار سال باشد."عزيزي ديگر به محضرايشان رسيد، عرض کرد: از امروز مي‏خواهم خودسازي عملي را شروع کنم .برايم دعا فرماييد. ايشان در جواب فرمود: خودسازي عملي اين است که اگر خدا هزار سال به ما عمر داد، حتي يک گناه نکنيم. (4)
بزرگترين ذکر اين است که انسان به اين فرمايش امام صادق عليه السلام عمل نمايد که فرمودند: «الْقَلْبُ حَرَمُ اللَّهِ فَلَا تُسْكِنْ حَرَمَ اللَّهِ غَيْرَ اللَّه‏؛ (5) دل حرم خداوند است، پس در حرم خدا كسى غير از خداوند را جاى ندهيد!».
در اخبار داوود عليه السّلام آمده كه خداوند فرمود:
اى داوود به مردمان روى زمين برسانيد كه من دوست كسانى هستم كه با من دوستى كنند و هم‏نشين كسى ‏مى‏باشم كه با من هم‏نشينى نمايد و مونس كسى هستم كه با من انيس باشد.
من صاحب كسى هستم كه با من مصاحبه كند، و برگزيده كسى مى‏باشم كه مرا برگزيند، و مطيع آن كس هستم كه از من اطاعت نمايد، هر كس مرا از روى قلب دوست داشته باشد من هم او را براى خود قبول مى‏كنم، و او را بالاتر از همه بندگان دوست خواهم داشت.هر كس از روى حقيقت مرا طالب باشد خواهد يافت، و هر كس غير از مرا طلب كند مرا نخواهد يافت اى اهل زمين غرور را از خود دور كنيد و به مصاحبت و مجالست و هم‏نشينى با من بشتابيد با من انس بگيريد تا با شما انس بگيرم و بدوستى شما شتاب كنم. (6)
لذا بهترين ذکر ذکر عملي است و آن نيز با ياد گرفتن احکام الهي و عمل به آن و مطالعه قرآن و روايات به ويژه کلمات قصار نهج البلاغه و کتاب‏هاي اخلاقي مانند چهل حديث امام خميني، مقالات آيت الله محمد شجاعي زنجاني،اسرار الصلوة، ميرزا جواد ملکي تبريزي. نامه‏ها و برنامه‏ها،علامه حسن زاده آملي.و از اين قبيل کتاب‏ها و به کار بستن آموزه‏هاي اين کتب مي‏تواند به مقامات عالي انساني دست يابد، مشروط بر اين که خلوص نيت و عزم راسخ داشته باشيد.
بعد از فهميدن اين موارد گفتن ذکر زباني هم مي تواند شما را در راهتان کمک کند و براي نمونه مواردي را ذکر مي کنيم:
1. پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: خداوند گرامى و بزرگ به موسى بن عمران عليه السّلام فرمود: اى موسى! اگر آسمان‏ها و ساكنان آن كه در پيشگاه من هستند و زمين‏هاى هفت‏گانه در يك كفّه و «لا إله الّا اللَّه» در كفّه‏اى ديگر باشد، «لا إله الّا اللَّه» از كفّه ديگر سنگين‏تر آيد. (7)
2. امام صادق عليه السّلام فرمود: هر كه صد بار: «لا إله الّا اللَّه الملك الحقّ المبين» گويد، خداوند بزرگوار جبّار او را از نادارى پناه دهد و از تنهايى و بيم گور آسوده‏اش گرداند و آن شخص نيز جوياى بى‏نيازى باشد و در بهشت را بكوبد [تا به آن درآيد]. (8)
پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: ذكر «سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا إله الّا اللَّه و اللَّه اكبر» را بسيار گوييد؛ زيرا در روز واپسين، [گروهى از فرشتگان‏] در پيش روى اين اذكار و پشت سر و دنباله‏رو اينها باشند و اين اذكار نيكيهاى ماندگارند. (9)
3. امام كاظم عليه السّلام فرمود: نمازهاى نافله موجب نزديكى هر مؤمنى به خداست. (10)
ا4.مام صادق عليه السّلام فرمود: بر پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله بسيار صلوات فرستيد، زيرا به راستى، هر كه بر پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله يك بار صلوات فرستد خداوند هزار بار در هزار صف از فرشتگان بر او درود فرستد و هيچ آفريده‏اى باقى نماند جز آنكه به سبب درود خدا و فرشتگان بر آن بنده، بر او درود فرستد و هيچ كس از صلوات فرستادن رو برنتابد جز نادان گمراهى كه خدا و پيامبرش از او بيزارند. (11)

پي نوشت ها :
1. عنکبوت (29) آيه 69.
2. بهاءالدين خرمشاهي، دانشنامه قرآن، ج 2، ص 1867.
3. همان، ص 1869.
4. ر.ک : فريادگر توحيد، تهيه و تنظيم، موسسه تحقيقاتي فرهنگي اهل بيت، قم.
5. علامه مجلسي، بحار الأنوار ، ج‏67، ص 26، اسلاميه‏، تهران‏، مکرر.
6. عزيز الله عطاردى‏، ايمان و كفر - ترجمه الإيمان و الكفر بحار الانوار، ج‏1، ص 567، انتشارات عطارد، تهران‏،1378 ش.‏
7. شيخ صدوق، ثواب الاعمال - ترجمه حسن زاده، ص 19، انتشارات ارمغان طوبى‏، تهران،1382 ش.
8. همان، ص 31.
9. همان، ص 34.
10. همان، ص 80.
11. همان، ص 355.

پرسش 2:
كتابي معرفي نماييد در باب معرفت امامان و ظلمهايي كه به آنها شده جهت شناخت و افزايش معرفت امامان؟
پاسخ:

در اين رابطه به کتاب هاي زير مراجعه نمائيد:
1. سيره پيشوايان، از مهدي پيشوائي.
2. منتهي الامال، ازحاج شيخ شيخ عباس قمي.
3. فروغ ولايت، از ايت الله سبحاني.
4. زندگي دوازده امام (ع)، از هاشم معروف حسني، ترجمه محمد رخشنده .
پرسش 3:
آيا تمام حوادث يا اموري كه برايمان اتفاق مي افتد يك نشانه از خداست و بايد با ديده پند و عبرت نگاه كرد به تمام اتفاقات خوب و بد يا خير؟
پاسخ:

در روايتي راجع به اين موضوع چنين آمده که:
«كَتَبَ هَارُونُ الرَّشِيدُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عِظْنِي وَ أَوْجِزْ قَالَ فَكَتَبَ إِلَيْهِ "مَا مِنْ شَيْ‏ءٍ تَرَاهُ عَيْنُكَ إِلَّا وَ فِيهِ مَوْعِظَة؛(1)
هارون الرشيد به امام موسى كاظم عليه السلام نوشت: مرا پندى ده و مختصر كن، در جوابش نوشت: چيزى نيست كه چشمت بيند جز در آن پنديست».
"شيء" نکره در سياق نفي است و دلالت بر عموم مي کند؛ يعني همه چيز را شامل شده.
در روايت ديگر بيان شده:
«...قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى قَالَ لِمُوسَى وَ كَتَبْنا لَهُ فِي الْأَلْواحِ مِنْ كُلِّ شَيْ‏ءٍ مَوْعِظَة؛ (2) امام صادق عليه السلام فرموده: خداوند براي حضرت موسي گفت و در لوح برايش نوشت که: براى هر شى‏ء از أشياء موعظه است‏».
لذا انسان باريک بين و زيرک کسي است که از وقايع اطراف خود پند بگيرد.
-----------
پي نوشت :
1. شيخ صدوق‏، أمالي، ص509، چ5، اعلمى، بيروت، 1400ق‏.
2. احمد بن على طبرسى، الإحتجاج على أهل اللجاج، ج‏2، ص 376، مرتضى‏، مشهد، 1403 ق‏.