سلام . دختري هستم سي ساله و کارشناس کامپيوترو مربي آموزش و پرورش . در سن 25 سالگي به اصرار پدر به عقد پسر عمه ام در آمدم که به دليل بي بندو باري پسر عمه ام بعد از گذشت يک سال مجبور به جدايي شدم حال بعد از گذشت چند سال که از جدايي من مي گذرد با وجود شرايط سختي که دارم يک خواستگار با ايمان دارم که پدرم با همه اصرار من و خانواده و اطرافيان مخالفت ميکند و مانع ازدواج من فقط با اين شخص مي شود .حا ل مانده ام تکليفم چيست ؟

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
در پاسخ به سؤال شما مطالبی را در قالب نکات زیر تقدیم می داریم:
1. خیلی جا داشت مطالبی را درباره علت مخالفت پدرتان با خواستگارتان بیان می کردید تا ما دقیق تر در جریان کار شما قرار می گرفتیم و متوجه می شدیم که آیا دلایل مخالف پدرتان منطقی است یا نه؟
2. اگر احساس می کنید که پدر شما واقعاً انتظارات نامعقول و سخت گیری های نا بجایی دارد و شما نیز در حال حاضر خواستگار نسبتاً خوبی دارید، در این صورت، اوّلین گام برای حلّ مشكل مخالفت پدرتان، ترتیب یک گفتگوی دوستانه با پدرتان است. فراموش نکنید که زمانی گفتگو می‌تواند نتیجه‌بخش باشد که در یک فضای آرام و خالی از هر گونه پیش زمینه ذهنی باشد. شما می‌توانید در صورت لزوم، از یکی از ریش‌سفیدان خانواده که در موضوع مورد اختلاف، کاملاً بی‌طرف بوده است، دعوت کنید که در جلسه شما حضور داشته باشد و یا اصل جلسه را راه‌اندازی نماید. شما می‌خواهید با پدرتان در خصوص سرنوشت خود صحبت کنید، کسی که تنها به خاطر علاقه‌ای که به شما دارد، با شما مخالفت می‌کند. پس سعی کنید قلبتان را از کدورت‌های پیش آمده پاک کنید و همگی را به حساب دلواپسی او بگذارید.
در این جلسه دوستانه با کمال ادب و احترام خواسته خود را مطرح کنید و از او بخواهید تا شما را درک کند و با ازدواج شما موافقت کند. اگر با گفتگو این چنینی مشکلتان حل گردید که به مراد خود خواهید رسید ولی اگر نتیجه ای نگرفتید و خودتان نتوانستید رضايت و موافقت او را جلب کنيد، در این صورت از وساطت افراد ديگر استفاده کنيد. از قدرت نفوذ و بيان ساير اعضاي خانواده يا اقوام و خويشان مثل عمو و دايي يا دوستان پدر و يا امام جماعت يا روحاني محل بهره بجویید و از همکاري و ميانجي گري خير انديشان و فاميلهاي نزديک و صاحب نفوذ بر روي پدرتان بهره بگيريد و اصرار و سماجت آميخته به محبت و فرمانبري و دعا به درگاه حضرت حق را فراموش نکنيد.
به هر حال در زندگي هر انساني افرادي هستند که اشخاص براي آنان احترام خاصی قائل هستند و حرف آنان را مي‌پذيرند، مي‌توانيد از آنان استفاده کنيد و آنها را واسطه قرار دهید.
3. این را بدانید که شما مي‌تواند تنها با رعايت ادب و متانت و حفظ جايگاه پدر، نظر خود را در موضوعات مختلف بيان كنید و از منطق خود دفاع نمايید. مهم حفظ حدود و رعايت تواضع و فروتني و ادب و احترام است. بايد از جدل و بحث هاي بيهوده كه ممكن است به تيرگي روابط و موجب ناراحتي پدرتان بيانجامد، اجتناب ورزید، يعني براي پدرتان حريم قائل شوید.
4. اگر به این نتیجه رسیدید که دلایل مخالفت پدرتان غیر منطقی است و دیگران نیز نظر شما را تأیید کردند، در این فرض، شرعاً و قانوناً مي تواند بدون اجازه پدر عقد كنید به همین خاطر، فقها می فرمایند: در صورتي كه دختر مطلقه و یا بالغه و رشيده و مايل به ازدواج با فردي شايسته و هم كفو باشد، ولي پدر بدون هيچ دليل منطقي مخالفت ورزد، مي‏تواند بدون اذن وي ازدواج نمايد. اما حتي الامكان بايد سعي شود رضايت پدر را جلب شود تا از مشکلات بعدی پیشگیری به عمل آید.
5. برای این که از این مخمصه و بحرانی که ایجاد شده است خارج گردید، پیشنهاد می شود برای برون رفت از این جریان، مهارت حل مسئله را به درستی بیاموزید و نسبت به مشکل ازدواج خود راه حل منطقی پیدا کنید.
6. برای حل هر مشکلی نیاز است مهارت حل مسئله را به خوبی بیاموزید و در مورد ازدواج خود نیز می توانید از آن استفاده کنید. البته حل مسئله یک مهارت است که با ممارست به‌ دست می‌آید. بایستی این مهارت را تجربه و تمرین کرد تا در آن ورزیده و ماهر شد. در ادامه به مراحل پنج‌گانه مهارت حل مسئله اشاره می شود:
1- مواجهه با مشکل و رویكرد صحیح نسبت به مسئله.
اولین گام در مسئله‌گشایی داشتن خودآگاهی است؛ بدین معنا که ما خودمان آگاهانه بدانیم، چه ویژگی‌هایی داریم، از چه استعداد و توانمندی‌هایی برخورداریم، دارای چه احساس و هیجانی هستیم و در چه موقعیتی قرار داریم. در حل موفقيت‌آميز مشكل خیلی مهم است كه اين ادراك را در خودمان پرورش دهيم كه "تو مي‌تواني مشكلت را حل كني". به‌کار بردن این بخش از خودآگاهی به شکل گفتار درونی فوق باعث می‌شود که ذهن ما معطوف به مسئله‌ای شود که می‌توانیم از پس آن برآییم و تمرکز لازم جهت ادامه سایر مراحل این مهارت فراهم نماییم.
2- بررسی، تحلیل و تعریف دقیق مشکل.
3- جست‌وجو و تهيه فهرستي از راه‌حل‌هاي مختلف.
در اين مرحله بايد خوب فكر كنيد و تمامي راه حل هايي ممكن را براي حل مشكل مورد نظر فهرست كنيد. براي حل يك مشكل راه‌حل‌هاي مختلفي وجود دارد. بهترین روش براي پيدا كردن راه‌حل‌هاي مختلف براي حل يك مشكل استفاده از تكنیك “بارش فكری یا بارش اندیشه‌ها” است. بدین صورت كه بدون ایجاد محدودیت هر راه‌حلی‌که برای ذهنمان می‌رسد، بدون در نظر گرفتن سخت و آسان، درست یا نادرست و مثبت یا منفی بودن، حتی راه‌حل‌های غیرمفید یا بی‌اهمیت را یادداشت می‌کنیم.
بهترین افراد در مشکل‌گشایی کسانی هستند که خلاق‌و ریسک‌پذیرند و از زوایای مختلف به مسئله نگاه می‌کنند. بنابر این در ایجاد راه‌حل‌ها از دو شاخص خلاقیت و انعطاف‌پذیری بهره ببرید. ذهن خود را آزاد بگذارید. هر طرح احتمالی که مناسب‌تر است را روی کاغذ یادداشت کنید. سعی کنید خلاقانه عمل نمایید و واقعیت بپذیرید و اگر نظرتان اشتباه است، انعطاف‌پذیری خود را تقویت کنید. تا آنجا که می‌توانید از مشاوره و ایده‌های افراد حمایت‌کننده در سیال‌سازی ذهنی استفاده کنید.
4- ارزيابي راه حل هاي مطرح شده و انتخاب بهترين راه حل.
5- اجرا و بازبینی راه‌حل‌انتخاب شده.
به دنبال اجرای راه‌حل انتخابی، نوبت ارزشیابی آن می‌رسد که آیا راه‌حل مورد نظر مؤثر بوده یا نه؟ اگر موفقيت‌آميز نبود، اوليت بعدي به اجرا گذاشته می‌شود. در صورتي كه نتوانستیم با پياده كردن راه‌حل‌هاي ارائه شده به حل مشکل برسیم، باید مراحل حل مسئله را مجدداً مرور کنیم.
به هر حال اگر راه‌حلي را انتخاب كرديم، ولي به نتيجه نرسيديم، مأيوس نشده، به دنبال راه‌حل‌هاي ديگري براي پيدا كردن حل مشكل باشيم؛ چرا كه شكست يك راه‌حل، پايان تمام راه‌حل‌ها نيست. تردیدی نداشته باشیم که خداوند با امداد‌های خود شما را در مراحل حل مسئله یاری خواهد نمود.