چرا عقل حجیت دارد؟ به عبارتی آیا راهی برای اثبات گفته های عقل هست یا نه؟

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
منظور از پرسش شما در خصوص حجیت عقل دقیقاً روشن نیست که در چه مسایلی است. در اصول یا در احکام و فروع دین در شناخت حقایق هستی یا موضو ع دیگر، اما به طور کلی می‌توان این موضوع را در چند محور بررسی کرد.
1ـ عقل مهم‌ترین نعمتی است که خداوند به انسان ارزانی داشته، همین موهبت الهی، وجه تمایز انسان از حیوانات است، ‌از این رو بر اساس آموزه‌های وحیانی انسانیت انسان به عقل اوست. امیر مؤمنان درباره اهمیت عقل فرمود: «قیمة کلّ امرءٍ عقله؛ (1) ارزش هر انسانی خرد اوست».
حجیت عقل امری بدیهی و مورد تسالم و پذیرش عقلا است و عقلا در طول تاریخ بنای خود را بر درستی ادراکات بدیهی عقلی گذاشته اند و این امر یکی از اصول مفروض پیش از ورود در هر اندیشه و تفکری است و بدون آن هیچ تلاش فکری و عقلی معنا نخواهد داشت ؛ در نتیجه همه راه کارهای اثبات حجیت عقل نیز به نوعی دوری خواهند بود چه از طریق عقل و چه نقل ؛ پس ان چه به عنوان راه کار اثبات حجیت عقل مطرح می شود به نوعی تنبیهاتی بر امور بدیهی هستند .
به هر حال با این پیش فرض باید گفت برای اثبات حجیت عقل راه‌های متعدد وجود دارد که به چند مورد آن اشاره می‌شود:
أ) قرآن کریم در کنار فراخواندن انسان‌ها به اندیشه‌ورزی و تدبّر، بی‌اعتنایان به این موهبت الهی (عقل) را به شدّت سرزنش کرده، کسانی را که از عقل خود بهره نمی‌برند، پست‌ترین جنبندگان خوانده است.
در قرآن کریم به جای آن که آدمیان را به تعبّد محض و پذیرش بی‌دلیل عقاید دینی فرا بخواند، به اقامة دلیل عقلی پرداخته، به طور عملی به کارگیری همین شیوه را به مخاطبان خویش سفارش کرده است.
سرانجام، ریشه‌ای‌ترین گناه آدمی (که اسباب دوزخی شدن او را فراهم می‌سازد) سرپیچی از رهنمودهای عقل دانسته شده، علت حسرت و افسوس دوزخیان، گزارش‌های زیادی مبنی بر نیاندیشیدن و به کار نبستن عقل نقل کرده است.
اهل بیت (ع) عقل را در مقامی بس والا نشانده، در ستایش از آن گوی سبقت را از تمام خردستایان ربوده‌اند، از جمله فرمود: خدای را بر مردم او حجت است: حجتی بیرونی و حجتی درونی. حجت برون پیامبران و امامانند، ‌و حجت درون خِرَد آدمیان. (2)
قرآن کریم، کوشش برای دست‌یابی به برهان‌های عقلی را فقط به مخاطبان خود واگذار کرده، در برخی موارد به ویژه در موضوعاتی چون توحید، ثبوت و معاد، به اقامه دلیل پرداخته است.
بی‌تردید عقل چراغ فهم و استنباط است و بدون پرتو افکنی آن بهره‌گیری از کتاب و ممکن نیست، بدین معنا همه خردگرایان و خردستیزان در روشنگر بودن عقل اتفاق نظر دارند. (3)
ب) یکی دیگر از دلایل حجیت عقل، قاعدة ملازمه است و آن قاعده مربوط به ملازمه بین حکم عقل و حکم شرع است. بر اساس این قاعده هر حکمی که عقل صریح و خالص ارائه دهد، شرع نیز مطابق آن فرمان می‌راند.
این قاعده از نتائج مسأله حُسن و قبح ذاتی افعال است و حتی بر اساس برخی از مبانی، عین آن شمرده می‌شود، زیرا اگر پسندیده بودن کار به معنای شایستگی در دنیا و پاداشی در آخرت باشد، خود به خود ملازمه حکم عقل و شرع اثبات می‌شود. (4) البته منظور از عقل در اینجا، بنای عقلا است، نه عقل شخصی. در نتیجه حجیت احکام عقل به نوعی از طریق شرع نیز تایید شده است .
با توجه به دو مطلب یاد شده معلوم می‌شود که در حجیت عقل جای تردید نیست، یعنی هم از نظر دیگر دلایل عقلی و از نظر آموزه‌های دینی، عقل حجت است.

پی‌نوشت‌ها:
1. دانش‌نامه امام علی، ج 1، ص 16، نشر پژوهشگاه فرهنگ و اندیشة اسلامی، تهران، 1380ش.
2. کلینی، کافی، ج 1، ص 60، کتاب العقل و الجهل، حدیث 22، نشر دار الکتب الاسلامیه، تهران ـ 1388.
3. حسن یوسفیان، عقل و وحی، ص 234 ـ 248، نشر پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، 1383ش.
4. همان، ص 254.