سلام
ایا کسی که در زمان حیاتش ما را نمیشناخته ولی ما او را میشناختیم و بعد از فوت ایشان برایش کار خیر انجام دهیم ایا اسم ما را به او میگویند که مثلا این هدیه فلانی برای توست؟وایا بعد از فوت ما او در برزخ ما را میشناسد یا نه؟وایا اصلا ما در برزخ میتوانیم او را ببینیم؟
با عرض سلام و تشکر از ارتباطتان با این مرکز
وقتی فردی از دنیا می رود و درعالم برزخ استقرار می یابد، به دلیل خارج شدن از عالم محدود ماده، ممکن است از توانمندی های بالاتری از نظر ادراک و انجام برخی کارها برخوردار باشد .آگاهی بهتر و بیش تری نسبت به حقایق دنیا داشته باشد. اما به معنی قدرت مطلق ادراک اموات نیست؛ حقیقت امر بیش تر به جایگاه و مقامی که فرد در برزخ دارد برمی گردد؛ بر اساس آنچه که در روایات و کلام معصومین علیهم السلام آمده است، اجمالا مردگان از برخی احوال آگاه
می شوند.(1)
بسیاری از مسایل هم با واسطه به آن ها می رسد، یعنی با دیدن برخی هدایای معنوی که به آن ها می رسد، از خیرات برای خودشان مطلع می شوند ؛به همین خاطر گفته شده رفتن سر قبر مردهها و به نیکی از آنان یاد کردن، باعث خوشحالیشان میشود. انجام هر کار خیر، فرستادن صلوات، گفتن ذکر خدا، خواندن نماز، گرفتن روزه، انجام هر عمل واجب یا مستحبی به نیابت از آنان و هدیه نمودن ثوابش به مردگان، باعث گشایش در کار و وضع آنان و ترفیع مقامشان میشود.
محمد بن مسلم میگوید: از امام صادق(ع) پرسیدم: آیا به قصد زیارت اموات، سر قبرشان رفتن فایدهای به حال آنان دارد، فرمود: «آری». عرض کردم: آیا آنان کسانی را که سرقبرشان میروند، میبیند و میشناسند، فرمود: «به خدا سوگند، آری! آن ها شما را میبینند و درک میکنند . از این که به یادشان بودید و به زیارتشان رفتید، خوشحال میشوند. با شما انس میگیرند و به شما علاقهمند میشوند».(2)
فردی به نام عمر بن برید از امام صادق(ع) پرسید: آیا میتوان به نیابت از میّتی نماز خواند (و یا هر کار خیر دیگری انجام داد) و ثواب آن را هدیه نمود، فرمود:«بله. گاهی میّتی به خاطر کارهایش در تنگنا و عذاب میباشد. وقتی نمازی ـ یا کار خیر دیگری به نیابت از وی انجام میگیرد و ثوابش ـ به وی هدیه میشود، در کارش گشایشی حاصل میگردد . به آن میّت گفته میشود: این گشایش (و عفو و آمرزش) به خاطر نمازی است که فلانی از جانب تو به جای آورده است».
آن شخص میگوید: عرض کردم: آیا میشود دو رکعت نماز بخوانم و دو نفر یا بیش تر را در ثوابش شریک کنم، فرمود:«آری، همان طوری که برای زندهای، هدیه فرستاده شود، شاد میگردد، هر استغفار یا ترحمی از زندهها بر مردگان رسد، باعث خوشحالی و شادی آنان میگردد.(3) با توجه به این گونه آموزه ها معلوم می شود امواتی که در پرسش اشاره شده از هدایایی افراد یاد شده مطلع می شوند . می فهمند که هدیه را چه کسی آورده .از همین روست که بر اساس باورهای دینی برای علما و شهدا و مومنان و امامان با اینکه آن ها را ندیدیم ،هدایایی می فرستیم .
در برزخ مومنان همدیگر می بیند. در حضور امام صادق (ع) سخن از ارواح مومنان به میان آمد، حضرت فرمود: «ارواح المومنین یلتقون؛ ارواح مومنان در برزخ با هم ملاقات و دیدار میکنند».
شخصی با تعجب و شگفتی از حضرت پرسید: آیا ملاقات میکنند؟ فرمود: «نعم و یتسائلون و یتعارفون حتی اذا رایته قلت: فلان؛ (4) بلی، و با یکدیگر گفتگو مینمایند و همدیگر را میشناسند. وقتی کسی را دیدی ،میگویی فلانی است».
روایت دیگر در باره دیدار همه انسانها با هم مسلکان سخن گفته است، راوی میگوید: به امام صادق (ع) عرض کردم: ارواح مومنان کجاست؟ حضرت فرمود:
«ارواح المومنین فی حجرات فی الجنته، یاکلون من طعامها و یشربون من شرابها و یتزاورون فیها؛
ارواح مومنان در منازل بهشتاند. از طعامهای آن میخورند . از نوشیدنیهای آن مینوشند. همدیگر را میبینند و زیارت مینمایند». (5)
در ارتباط با این گونه روایات ،تحلیل دقیق برخی از علمای بزرگ معاصر شنیدنی است :
روح مومن با ارواح مومنان در عالم برزخ ملاقات و ارتباط و انس و الفت دارد ،چه با آنان که در حیات دنیوی انس و ارتباط با آن ها داشته (نظیر بستگان) و چه با غیر آن ها از روح مومنان دیگر .همه این ارتباط ها و ملاقاتها و انسها هم بر اساس سنخیت و انجذاب الهی است . در حقیقت ظهور برزخی همان انسها و محبتهاست که در دنیا بر اساس سنخیت و انجذاب الهی وجود داشته است. هر فرد مومن به هر مومن دیگر به حساب ایمان وی انجذاب خاص داشته و در صورت امکان با او در ارتباط بوده، در صورت عدم امکان طالب آن است. (6)
پینوشتها:
1. کلینی،محمد بن یعقوب ، کافی، دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1388 ق، ج 3، ص 231 و 230.
2. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه ،جامعه مدرسین، قم، بی تا ، ج 1، ص 180، ح 540.
3. همان، ص 183، ح 554.
4. احمد بن محمد برقی، محاسن برقی، موسسه اهل بیت، قم، 1413 ق، ص 178.
5. همان، ص 178.
6. محمد شجاعی، معاد یا بازگشت به سوی خدا، شرکت سهامی انتشار، 1362 ش ، ص 349 و 350.






