پسری 26 ساله ساکن تهران هستم. مدتي در اينترنت وبلاگ مي نوشتم. قلم نسبتا خوبي هم دارم. دختر خانمي 17 ساله از ساری، مدتي وبلاگ من را مي خواندند و گهگاه نظر مي دادند. ایشان هم وبلاگی درست کردند و بنده هم نظر می دادم. البته رابطه ما کاملا در چارچوب شرع و عرف بود و از آن تجاوز نکرد.
بعد از حدود سه ماه، بنده خواستم رابطه ام را با او بیشتر کنم.بدلیل اینکه مدتی بود بیکار بودم و نیاز به هم صحبت داشتم. البته نمی خواستم ازدواج کنم ولی نیاز داشتم با کسی صحبت کنم.چون ديدم امكان گناه در اين رابطه است پيشنهاد دادم كه ازدواج موقت كنيم تا رابطه مان به گناه كشيده نشود. ايشان نپذيرفت چون نمي خواست به پدرش بگويد. البته بنده بعد از چند روز متوجه شدم كه پيشنهاد معقولي نبوده است و بدون فكر اين كار را انجام داده ام و ممکن بود که برای ایشان دردسر ساز شود. متأسفانه تلقي آن خانم اين بود كه من به ايشان علاقه مند شده ام و مي خواهم با ايشان ازدواج كنم ولي بيني و بين الله من چنين قصدي نداشتم. من در خیال خودم فقط می خواستم به گناه نیفتم. همین. وقتی هم ایشان قبول نکرد، گفتم که پس در همین حد هم دیگر ارتباط نداشته باشیم.
بعد از يك ماه از گذشت اين موضوع و در حالي كه ديگر ارتباط مجازي مان هم تقريبا قطع شده بود، ايشان گفت که سه تا خواستگار دارد و چقدر می تواند روی من حساب کند؟!
و بعد هم پيشنهاد دادند كه ازدواج كنيم. من با اينكه از ابتدا هيچ قصدي راجع به ازدواج با ايشان نداشتم ولي خب ،احساساتي شدم و احساساتم بر عقلم غلبه كرد. بارها راجع به این جور ازدواجها مطلب خوانده بودم و همه دوستان هم توصیه می کردم که از این گونه ارتباط ها پرهیز کنند ولی خودم هیجان زده شدم. به همين دليل مقداري از شرايط خود را به ايشان گفتم( از جمله اختلاف سني مان كه 8 سال و نيم بود و اينكه من تابعيت ايران را ندارم و پاسپورت افغانستان را دارم و ...) و ايشان همه آنها را قبول كردند. البته ایشان از نظر اعتقادی فردی با ایمان بودند ولی خانواده شان در حدی که من شناخت داشتم به اندازه ما مذهبی نبودند.او به شدت به من علاقه مند شده بود.
البته گفتن شرایطم کمی ایشان را تکان داد(خصوصا اینکه تابعیت ایران ندارم) ولی گفت که با همه شرایط من کنار می آید. حتی گفت که اگر من از نظر جسمی معلول باشم و مثلا یک چشم هم نداشته باشم نظرش درباره من عوض نمی شود!
من هم چون تا به حال با خانمي به این شکل رودررو نشده بودم خيلي احساساتي شدم و بدون فکر و تحقیق و ...كه قبول مي كنم و قرار شد سال بعدش به خواستگاري بروم.
لازم به ذكر است كه تمامي اين ارتباطات در محيط مجازي بود و من حتي يك بار هم ايشان را نديده بودم و صداي ايشان را هم نشنيده بودم ولي من عكسم را براي ايشان فرستادم. بعد طی یکی دو روز بعدش کمی از شرایطمان را به هم گفتیم. کمی هم در همان فضای مجازی اظهار محبت کردیم.
بعد از حدود سه روز و در حالي كه سعي داشتيم بيشتر آشنا شويم، من راجع به قيافه ايشان سوال كردم و ايشان گفت كه قيافه جالبي ندارد. با گفتن این نکته بود که من یکهو یک احساس بدی به ایشان پیدا کردم. ابتدا به او گفته بودم قیافه اش برایم مهم نیست ولی نمی دانم شاید در ناخود آگاهم برایم مهم بود.
بعد از اين موضوع، اضطراب شديدي مرا فرا گرفت. همه اش فكر مي كردم كه بيخودي خودم را محدود كرده ام و شايد گزينه بهتري هم باشد و ...
از طرفي هم پشيمان بودم كه با او ارتباط داشتم و حسرت دوران قبل را مي خوردم. خلاصه يك حس بد و یک حالت وسواسی منفی نسبت به ايشان در من ايجاد شد.
وقتی به خود ایشان گفتم خیلی ناراحت شدند.
با يكي از مشاوران آشنا مشورت كردم. ایشان آدم خیرخواهی بود و گفت که چون هنوز کسی از رابطه شما با خبر نشده بنابراین قطع رابطه آبروریزی برای طرف مقابل ندارد و بهتر است به دليل اختلاف سني و طبقاتي رابطه مان را قطع كنيم. من هم چون دیگر احساس علاقه نداشتم قضیه را به آن خانم گفتم. لازم به ذکر است که از روزی که پیشنهاد ایشان را قبول کردم تا روزی که زیر قولم زدم چهار روز بیشتر طول نکشید.
اوایل کار ایشان قبول کردو قول داد که دیگر رابطه نداشته باشیم. ولی بعد از یکی دو هفته شروع به پیامک زدن کرد.او به راحتی نمي پذيرفت و وابسته شده بود. من قصد جریحه دار کردن احساسات وی را نداشتم ولي نميدانم چرا از اين رابطه پشيمان شده بودم و از اين خانم تا حدی متنفر. هر چه با خودم كلنجار مي رفتم نمي توانستم به رابطه ادامه بدهم و از طرفي هم اضطراب داشتم كه آدم بدي هستم كه رابطه را بدون دليل مهم به هم زده ام.
علی ای حال آن خانم بعد از مدتي پذيرفت و گفت كه من را مي بخشد. البته گاها به بهانه های مختلفی پیامک می فرستاد که من به همین دلیل به او گفتم که قصد دارم با فرد دیگری ازدواج کنم و شماره موبایلم را عوض کردم. بدین ترتیب رابطه ما به طور کامل قطع شد.
بعد ها از روی آی دی یاهوی ایشان، فهمیدم که پس از قطع ارتباط با من ، با پسردیگری در ارتباط است.
این روزها بعد از گذشت حدود يك سال به طور ناگهانی دچار احساس گناه شده ام.
با توجه به قطع رابطه ام، و اینکه کسی متوجه رابطه ما نشده و آبروی ایشان محفوظ مانده و همچنین من فرصت زیادی از ایشان نگرفته ام، می خواستم ببینم آیا باید رابطه را از طریق رسمی و خواستگاری ادامه می دادم؟ چون دلیل پشیمانی من، قیافه ایشان بود که یک دلیل مادی و کم اهمیت به حساب می آید.
چون من به ایشان قول داده بودم.
می خواستم ببینم آیا حق الناسی بر گردن من است؟ چگونه آن را ادا کنم؟
با توجه به اينكه علاقه اي به ايشان ندارم ولي اگر اين حق براي ايشان وجود داشته باشد كه من حتما بايد به خواستگاري بروم، حاضرم اين كار را بكنم.
لطفا بگوييد چگونه از اين كارم توبه كنم؟ آيا اينكه با كسي ارتباط برقرار كني و بعد به دليل قيافه از او متنفر شوي مي تواني رابطه را قطع كني؟ آيا اين خودخواهي نيست؟
پیشاپیش از حوصله تان در خواندن نامه طولانی ام تشکر می کنم
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
پرسشگر گرامی! نامه مفصل شما خوانده شد. خلاصه اش این است که «من این روزها بعد از گذشت حدود يك سال، به طور ناگهانی دچار احساس گناه شده ام. با توجه به قطع رابطه ام و این که کسی متوجه رابطه ما نشده و آبروی ایشان محفوظ مانده و همچنین من فرصت زیادی از ایشان نگرفته ام، می خواستم ببینم آیا باید رابطه را از طریق رسمی و خواستگاری ادامه می دادم یا نه؟ چون دلیل پشیمانی من، قیافه ایشان بود که یک دلیل مادی و کم اهمیت به حساب می آید؛ چون من به ایشان قول داده بودم. می خواستم ببینم آیا حق الناسی بر گردن من است؟»
در پاسخ باید بگوییم که خیر، حق الناسی به گردن شما نیست. زیبایی قیافه، در مجموعه ویژگی های یک همسر مطلوب، کم اهمیت نیست؛ بلکه زیبا بودن همسر در روایات به عنوان یکی از اسباب سعادت و خوشبختی انسان شمرده شده است؛ منتها زیبایی، امری نسبی است.
نوشته ای: «لطفاً بگوييد چگونه از اين كارم توبه كنم؟»
اصل بر قراری ارتباط مجازی، نوشتاری باشد یا کلامی، جهت همصحبتی و لذت روحی بردن، کار نادرستی بوده که منشأ این قضایا شده است. باید از این کار توبه کنی و استغفار نمایی. توبه اش آن است که ارتباط خود را با او و کلاً جنس مخالف با هدف داشتن یک همصحبت و بیرون آمدن از تنهایی، قطع کنید.
نوشته ای: «آيا اين كه با كسي ارتباط برقرار كني و بعد به دليل قيافه از او متنفر شوي، مي تواني رابطه را قطع كني؟ آيا اين خودخواهي نيست؟»
در پاسخ لازم است به چند نکته توجه شود:
اول این که برقراری ارتباط پنهانی یا به اصطلاح امروزی ها داشتن دوست دختر برای پسران و یا دوست پسر برای دختران، جهت لذت جویی، حرام و گناه است؛ چنان که در آیات 25 سوره نساء و 5 سوره مائده و همچنین در روایات، این گونه ارتباط های پیش از ازدواج، نهی شده و حرام می باشد. (1) بنابراین، از ابتدا اصل ارتباط حرام و گناه بوده است.
دوم آن که قطع ارتباطی که حرام است و بحث ازدواج در آن مطرح نیست، نه تنها اشکالی ندارد، بلکه لازم و واجب است.
سوم این که احساساتی شدن و قول ازدواج دادن شما، درست نبوده و برای آن از خداوند عذرخواهی و طلب مغفرت نمایید و در آینده هم مراقب باشید که چنین کاری را نکنید.
پی نوشت:
1. جهت آگاهی بیش تر، می توانید به تفسیر قرآن فارسی «نمونه» ذیل آیات مورد اشاره مراجعه کنید.






