ضمن عرض سلام و خسته نباشید .
در مورد نفرین کردن نوشته بودید برای خیلی جالب بود می خواهم چیز ی روبراتون تعریف کنم بعدش بهم حق می دید که اون شخص رو نفرین کنم.
چند وقت پیش یک دختر مذهبی به مغازه ما آمد که کار پایان نامه شو انجام بدیم دختر شمارشو به من داد که کاری داشتیم خبرش کنیم من هم شمارمو به او دادم ! دختر دانشجو شروع پیام فرستادن کرد و یا زنک می زد سوال های بی خودی می پرسید ؟ بخدا من روزهای اول اصلا تحویلش نمی گرفتم برام عادی بود روابط ما یه مقدار صمیمی شد و بعد از اینکه دختر فهمید که من مجرد هستم اومد پیش من حضوری گفت بخدا من تا حالا با کسی رابطه ای نداشتم و هیچ کس شماره منو نداره و از این حرفها من هم چونکه حدث می زدم دختر خوبی است پیشنهاد ازدواج رو بهش دادم. اولش خیلی خوشحال شد روز بعدش اومد گفت که نمی خواهد پیام بده تا خانواده ها در جریان نباشند ، چند روز بعد اومد توی نامه ای نوشته بود نه جوابش منفی است به من فکر نکن، بعد توی یک نامه دیگه شرایط خودشه نوشته بود و یه مقدار سوال از من پرسیده بود. منم بهش گفتم منظورت از این کارها چیه منو مسخره کردی ! او گفت که ترس من از روابط پنهانی خانواده ها در جریان نبودند منم بهش گفتم باشه اگر مشکل تو خانواده ها است باشه من با خانواده می آیم( توی این صحبتها خودش به من گفت که یه خواستگار دیگه هم براش رفته) آیا خانواده شما شرایط منو قبول می کنند یک دفعه گفت که نه اگه تو بیایی خانواده ام به من می گویند فلانی فلانی تو می خوای با این ازدواج کنی ( یعنی خانواده اش مسخره ش می کردند) منم بی خیالش شدم او رفت و ازدواجشو کرد من موندمو مشکل فکری ، اعصاب ، قلب دردو از بین رفتن سرمایه مغازه ام و غیره ؟ همش به این خاطر بود که اون دختر خوب برخورد نکرد ازش خواهش کردم گفتم برو فکرهاتو بکن فقط جواب منفی یا مثبت رو به من بگو متاسفانه خیلی با من بازی کرد( تازه خیلی چیزهایی دیگه هم بوده که نگفتم )
بهش هم گفتم اگه حرف دلت منفی خدانگهدارت انشاالله موفق باشید ولی اگه قصد اذیت و آزار داشته ای بخدا نمی بخشمد فردای قیامت هم جلوتو می گیرم خودش هم قبول کرد گفت که بزار برا قیامت.
بلاخره اون رفت و ما موندیم با کلی گرفتاری! بخدا خیلی برام راحت بود که زندگیشو کنم جنهم ولی گفتم خدایا حقمو ازش بگیر و تا آخر عمر هر موقع می افتم یادش حرفم اینه می گم که ایشاالله خیر از زندگیش نبینده قیامت هم محاله ببخشمش!
حالا این شخص باید دعاش کنی یا نفرین

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباط تان با این مرکز
در اینکه برخورد ایشان با شما درست نبوده، شکی نیست، ولی در ایجاد رابطه صمیمی با دختر مقصر هستید، چرا که ایجاد ارتباط صمیمی با دختر نامحرم گناه است ،مخصوصا این که قبل از پیشنهاد ازدواج با هم صمیمی شدید، و غیر از مسئله دین و شرع که کار شما و ارتباط تان درست نبوده، از نظر عقلی و اجتماعی هم مرتکب اشتباه شدید، چرا که بدون تحقیق از شرائط و خانواده طرف مقابل تان پیشنهاد ازدواج به او داده اید. ازدواج مسئله بسیار مهمی است و نمی شود به صرف آشنایی ساده به کسی پیشنهاد ازدواج داد .
فکر کنید که با توجه به عدم شناخت تان از آن خانواده و شرائط شان ازدواج ممکن بود به ضرر شما تمام شود. ممکن بود دست به انتخاب مورد اشتباهی بزنید. برای مدت زیادی اذیت شوید.خدا این گونه ضرر را از شما دور کرده و این را در قرآن یاد آور شده است :
َ عَسى‏ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُون‏؛(1)
چه بسا چيزى را ناخوش داريد، در حالى كه آن براى شما خوب است . چه بسا چيزى را دوست داريد، در حالى كه آن براى شما بد است و خداوند مى‏داند و شما نمى‏دانيد.
پس این اتفاق ممکن است به سود شما تمام شده باشد . برای این مسئله باید خدا را شاکر باشید. با امید و نشاط به زندگی ادامه دهید اما راجع به دختر لازم نیست آن ها را دعا کنید، ولی نفرین را توصیه نمی کنیم. اگر قصد اذیت شما را داشته ،خدا خود جزای او را می دهد. سعی کنید با بزرگواری ایشان را ببخشید.
پی نوشت :
1.بقره(2)آیه 216.