با سلام راستش من خیلی صفات زشتی دارم نمی دانم کی از آنها خلاص خواهم شد؟از همه بیشتر حسد اذیتم می کند و موجب می شود به هیچی قانع نشوم.من حاضرم هر کاری بگید بکنم خواهش میکنم کمکم کنید(در ضمن نماز و روزه وقرآن هم می خوانم)

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
خواهر گرامی!از اینکه اهل نماز و روزه بوده و در پی درمان خود از رذائل اخلاقی هستید،خوشحالیم و به شما تبریک می گوییم.
برای درمان بیماری های جسمی و روحی، قدم نخست شناخت بیماری است. بحمدلله شما این قدم را به خوبی برداشته اید. به ضعف اخلاقی و بیماری قلبی خود پی برده و به دور از خودخواهی به آن اعتراف کرده اید. اما این اندازه کافی نیست، باید گام های مهم تری را بردارید . بکوشید از تقویت و رشد آن جلوگیری کنید که هر چه بگذرد، مبارزه با آن مشکل تر می شود.
او جوان تر می شود، تو پیرتر زودباش و روزگار خود مَبَر
نپندارید صفات رذیله و از جمله حسادت را می توان در مدت زمان کوتاه و با تلاش اندک از بین برد، زیرا اگر چنین بود، مبارزه با نفس را جهاد اکبر نمی نامیدند. چه بسا ممکن است غلبه بر حسادت چندین ماه یا چندین سال به طول بیانجامد.
درمان رذایل اخلاقی بر دو اساس استوار است :1. طریق علمی 2. طریق عملی.
به بحث حسد می پردازیم . بقیه موارد نیز مشابه همین هستند ،یعنی باید از طریق علمی و عملی با آن ها مبارزه نمود.
«حسد» كه در فارسى از آن تعبير به «رشك» مى‏شود، به معنى «آرزوى زوال نعمت از ديگران است، خواه آن نعمت به حسود برسد يا نرسد».
بنا بر اين كار حسود يا ويرانگرى است، يا آرزوى ويران شدن بنيان ‏نعمت هايى است كه خداوند به ديگران داده است، خواه آن سرمايه و نعمت به او منتقل شود يا نه! در مقابل حسد، «غبطه» قرار دارد و آن اين است كه انسان آرزو كند كه نعمتى همانند ديگران يا بيش تر از آن ها داشته باشد، بى آن كه آرزوى زوال نعمت كسى را داشته باشد. (1)
در حديثى از امام صادق صلى الله عليه و آله مى‏خوانيم: «انَّ الْمُؤْمِنَ يَغْبُطُ وَ لَايَحْسُدُ، وَ الْمُنَافِقُ يَحْسُدُ وَ لَايَغْبُطُ؛ (2) مؤمن غبطه مى‏خورد، ولى حسد نمى‏ورزد، امّا منافق حسد مى‏ورزد و غبطه نمى‏خورد».
حسد از بيمارى‏هاى خطرناك اخلاقى است كه اگر انسان به درمان آن نپردازد، دين و دنياى او را تباه مى‏كند.
اما درمان حسد:
1.در قسمت «علمى» حسود بايد روى دو چيز مطالعه و دقّت كند: يكى پيامدها و آثار ويرانگر حسد از نظر روح و جسم؛ ديگر ريشه‏ها و انگيزه‏هاى پيدايش حسد.
حسود بايد بينديشد كه اين بيمارى اخلاقى به زودى جسم او را بيمار مى‏كند، مانند خوره روح او را مى‏پوساند و از بين مى‏برد، خواب و آرامش را از او سلب مى‏كند. هاله‏اى از غم و اندوه هميشه اطراف قلب او را می گیرد. از آن بدتر، مطرود درگاه خدا مى‏شود. به سرنوشتى همچون ابليس و قابيل گرفتار مى‏آيد. تازه با همه اين ها نيز نمى‏تواند به مقصود خود يعنى زوال نعمت محسود برسد!
از سوى ديگر در باره انگيزه‏هاى حسد بايد بينديشد. ريشه‏هاى آن را يكى پس از ديگرى قطع نمايد. اگر دوستان ناباب و وسوسه‏هاى آن ها او را به اين وادى كشانده است،با آن ها قطع رابطه كند. هرگاه تنگ‏نظرى و بخل سرچشمه اين رذيله اخلاقى شده، به ‏مداواى آن ها برخيزد.اگر ضعف ايمان و عدم آشنايى به توحيد افعالى خداوند او را در اين گرداب پرتاب كرده است، به تقويت مبانى ايمان و توحيد بپردازد . هرگاه ناآگاهى از استعدادهاى خويش و ظرفيّت‏هايى كه براى ترقّى و پيشرفت در وجود اوست، او را گرفتار عقده حقارت و به دنبال آن حسد نموده است، به درمان آن رو آورد. در سايه توكّل به خدا و اعتماد به نفس، عقده حقارت را بگشايد و رذيله حسد را از خود دور سازد.
چه بهتر اينكه «حسود» عصاره و خلاصه‏اى از اين امور را در صفحه ای بنويسد . هر چند روز يك بار بر آن مرور كند. آن را براى خودش جمله جمله بخواند . پيرامون آن بينديشد . مخصوصاً روى رواياتى كه در اين زمينه از معصومين عليهم السلام رسيده ؛که باید به کتب اخلاقی مثل جامع السعاده ، اخلاق شبر، گناهان کبیره شهید دستغیب و...مراجعه شود. بى شك هر حسودى اين برنامه را به طور جدّى دنبال كند ، نتيجه خواهد گرفت. روح و جسم خود را تدريجاً از شرّ حسد رهايى مى‏بخشد. افق‏هاى روشنى از سلامت و سعادت در برابر او نمايان مى‏گردد.
مخصوصاً «حسود» بايد روى اين نكته كاملًا فكر كند كه اگر وقت و نيرويى را كه براى زوال نعمت از محسود به كار مى‏گيرد، صرف پيشرفت خودش كند، چه بسا از او جلو بيفتد.
بايد انگيزه‏هاى حسد را به انگيزه‏هاى غبطه تبديل كند. نيروهاى ويرانگر را به نيروهاى سازنده مبدّل سازد.
اين معنى در حديثى از اميرمؤمنان على عليه السلام نقل شده كه فرمود:
«احْتَرِسُوا مِنْ سُورَةِ الْجُمَدِ وَ الْحِقْدِ وَ الْغَضَبِ وَ الْحَسَد وَ اعِدُّوا لِكُلِّ شَىْ‏ءٍ مِنْ ذَلِكَ عِدَّةً تُجَاهِدُونَ بِهَا مِنَ الْفِكْرِ فِى الْعَاقِبَةِ وَ مَنْعِ الرَّذِيلَةِ وَ طَلَبِ الْفَضِيلَةِ؛ (3)
خود را از شدّت بخل و كينه و غضب و حسد در امان داريد. براى مبارزه با هر يك از اين امور وسيله‏اى آماده سازيد، از جمله تفكّر در عواقب سوء اين صفات رذيله و راه درمان و طلب فضيلت از اين طريق»!
2. از نظر «عملى»:
مى‏دانيم تكرار يك عمل تدريجاً تبديل به يك عادت مى‏شود و ادامه عادت تبديل به ملكه و صفت درونى مى‏گردد،
حسود بايد با استفاده از ضدّ حسد به درمان پردازد كه درمان هر بيمارى دارويى است كه از ضدّ آن تشكيل يافته است!
در حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى‏خوانيم: «اذَا حَسَدْتَ فَلَاتَبْغِ؛ هنگامى كه نسبت به كسى حسد پيدا كردى، طبق آن عمل نكن و بر او ستمى روا مدار». (4)
در حديث ديگرى از امير مؤمنان آمده است كه فرمود: «انَّ الْمُؤْمِنَ لَايَسْتَعْمِلُ حَسَدَهُ؛ مؤمن حسد خود را به كار نمى‏گيرد». (5)
از جمله امورى كه در درمان حسد بسيار مؤثّر است، راضى به رضاى حق بودن و تسليم در برابر اراده او شدن و قانع به زندگى خويش گشتن است، در حديثى از اميرمؤمنان مى‏خوانيم: «مَنْ رَضِىَ بِحَالِهِ لَمْ يَعْتَوِرَهُ الْحَسَد؛ كسى كه به آنچه دارد راضى باشد، حسد دامان او را نمى‏گيرد». (6)

پی نوشت ها:
1. مکارم شیرازی، اخلاق در قرآن، ج‏2، ص 136، قم.
2. شیخ کلینی، اصول كافى، ج 2، ص 307، ح 7، مؤسسة دار الحديث العلمية الثقافية، قم‏ 1429 ق- 1387 ش‏.
3. عبد الواحد تميمى آمدى‏، تصنيف غررالحكم، ص 300، ح 6806. دفتر تبلیغات ، قم، 1366ش.
4. ابن شعبه حرانى‏، تحف العقول، ص 50. جامعه مدرسین، قم،1404ق.
5. بحارالانوار، ج 55، ص 323، حديث 12، موسسه الوفاء ، بیروت، 1404ق.
6. عبد الواحد تميمى آمدى‏، تصنيف غررالحكم، ص 300، ح 6808. دفتر تبلیغات ، قم، 1366ش.
-------------------------