چرا در کشور ما حجاب اجباری است؟در صورتیکه در زمان حضرت علی (علیه السلام)اجباری نبوده؟
با تشکر فراوان

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
دلیل و مدرکی وجود ندارد که در زمان علی (ع) حجاب اجباری نبوده است؛ بلکه شواهدی وجود دارد که در عصر حضرت حجاب اجباری بوده است؛ زیرا حجاب از واجبات و حدود الهی است که رعایت آن در هر زمانی لازم می باشد. از وظایف رهبر نیز اجرای احکام الهی است؛ چنان که علی (ع) فر مود: «آنچه پروردگار بر عهده امام گذارده است...، زنده کردن سنت ها و اجرای احکام الهی است». (1) همچنین علی (ع) یکی از وظایف مهم حاکم و رهبر را امر به معروف و نهی از منکر و اقامه حدود الهی اعلان نمود. (2) بی حجابی، از منکرات اسلام است. علی (ع) نیز این وظیفه را بهتر انجام می داد. افزون بر این که در زمان حضرت رعایت پوشش، مورد توجه توده مَردم بود. مانند این عصر بی حجابی و بدحجابی رایج نبود. حتی اقلیت های دینی، حجاب را رعایت می نمودند؛ چون حجاب امر فردی مانند نماز و روزه نیست؛ بلکه امری اجتماعی است. به عبارت دیگر، حجاب، جنبه اجتماعی دارد. حجاب فقط برای امنیت برای فرد نیست؛ بلکه برای امنیت جامعه و حفظ عفت عمومی نیز هست. اگر زنی در منزلش و در محیط اختصاصی خودش باشد، اجازه دارد هر گونه لباسی بپوشد؛ ولی وقتی می خواهد وارد اجتماع یا محیط عمومی گردد، دیگر نمی تواند خود را آزاد و صاحب اختیار مطلق بداند و هر گونه که می خواهد وارد اجتماع شود. این مسئله، اختصاص به حجاب و پوشش ندارد و شامل همه موضوعات اجتماعی می شود. وقتی زن بدون پوشش عفیفانه و با آرایش وارد اجتماع می شود، مردهای جوان را به زحمت میندازد. شهوت آنان را تحریک می کند. امنیت روحی و روانی آنان را خدشه دار می سازد. چه بسا بنیان خانواده و روابط زن و مرد را متزلزل می کند. این امر می طلبد که از عواملی که جامعه را آسیب پذیر می کند، پرهیز شود. از این رو، بی حجابی، یکی از آسیب ها می باشد. از همه مهم تر این که در قرآن همه ملزم به رعایت حجاب شده اند. در سوره احزاب دستور کلی در باره حجاب آمده است که همگان ملزم به رعایت آن بودند: «ای پیامبر! به همسران و دختران خویش و بانوان با ایمان بگو که روپوش خود را برگیرند تا به عفاف و حریت شناخته شوند و مورد آزار و تعرض هوسرانان قرار نگیرند و خداوند، آمرزنده و مهربان است». (3)
با توجه به این آیه، چگونه علی (ع) مردم را آزاد می گذاشت که برخی حجاب را رعایت نکنند؟ بله، در جمهوری اسلامی نیز حجاب اجباری است؛ اما اجباری بودن آن بر اساس مصالح فردی و اجتماعی است. توضیح این که:
1. اگر چه انسان از جهت فطری آزاد آفریده شده و از هر گونه محدودیت و اجباری گریزان می باشد، اما به دلیل عاقل بودن، خود درک می کند که باید برای بهتر زیستن و جلب منافع طولانی مدت خود، بخشی از آزادی های خویش را محدود کند. به بیان دیگر، در بسیاری از موارد، عقل انسان در زندگی شخصی خود به جهت بسیاری از شناخت ها و معرفت هایی که از درون خود و از محیط اطراف خویش و سایر انسان ها دارد و به دست می آورد، حکم می کند که لازم است بخشی از آزادی ها برای رسیدن به اهداف متعالی انسانی محدود شوند؛ مثلاً عقل حکم می کند که برای داشتن جامعه ای سالم و پویا نباید آزادی های شخصی افراد به گونه ای باشد که سلامت دیگران را به خطر بیندازد. منافع طولانی مدت افراد اقتضا می کند که بخشی از آزادی های فعلی آن ها محدود شود. بنابراین، برای محقق شدن این هدف، اجبار خود و دیگران به محدودیت ها را لازم می داند.
2. رعایت حجاب، فقط امری دینی و یا مختص به ایران نیست؛ بلکه دستور و توصیه ای عقلی و فطری می باشد. می توان برای اثبات این مطلب، به روند زندگی مردم سایر کشورهای غیر مسلمان استناد نمود که در غالب این کشورها که آزادی انسان به عنوان یکی از اصول نهادینه در آن ها پذیرفته شده است، می بینیم که داشتن لباس و پوشاندن بخشی از بدن را بر خود لازم می دانند. اگر چه در مقدار لازم و محدوده پوشش با ایران و نظر اسلام متفاوت اند، ولی اجمالاً اصل داشتن حجاب را پذیرفته اند و لازم می دانند.
3. اگر چه رعایت حجاب در ایران به لحاظ قانونی لازم است، اما این گونه نیست که حجاب در ایران به اجبار رعایت شود. غالب زنان با حجاب در کشور ما حجاب را از روی میل فطری و دینی و عقلی و با انتخاب خود اختیار نموده اند؛ نه به دلیل قانون بودن آن.
4. قانون ایران اگر چه ریشه دینی دارد و تمام قوانین آن بر اساس احکام اسلام شکل گرفته اند، اما به لحاظ اجرایی این قانون به رأی همه مردم گذاشته شده و مورد تأیید آن ها است. خواست عموم مردم، رعایت حجاب می باشد.
5. هدف اصلی چنین قانون و حکمی در اسلام و در قانون اساسی کشور ما، ایجاد امنیت روانی و جنسی برای تمام افراد جامعه، اعم از زن و مرد می باشد. رعایت این قانون می تواند تا حد بسیاری، مفاسد اجتماعی و اخلاقی را کاهش دهد. اگر چه در کشور ما به این قانون کاملاً عمل نمی شود، اما در مناطقی که بهتر عمل شده، شاهد کاهش مفاسد اخلاقی و اجتماعی می باشیم که از ثمربخش بودن این قانون حکایت می کند.
6. دستورات ديني غالباً جنبه تربيتي و اخلاقي دارند؛ مثل مسئله حجاب. اما در عين حال، قانون زندگي محسوب مي شوند و جنبه قانوني دارند. نتيجه بخش بودن هر قانوني، زماني به وجود مي آيد كه جنبه همگاني و لازم و ملزومي به خود بگيرد. اگر بنا باشد كه در زندگي اجتماعي عمل به قانون اختياري باشد، با توجه به اين كه برخي افراد حتي نسبت به عمل به بديهي ترين قوانين بي ميل هستند، خود به خود فايده قانون از بين مي رود.

پی نوشت ها:
1. فیض الاسلام، نهج البلاغه، ص 302، خطبه 105، تهران، چاپ آفتاب.
2. بحار الانوار، ج 93، ص 41.
3. احزاب (33)، آیه 95.