با سلام
دختر کوچکتر خانه که 24ساله است نگران خواهر 27ساله اش است که هنوز ازدواج نکرده و به این دلیل به همه خواستگارانش جواب رد داده حالا که شخصی که از هر لحاظ خوب است به خواستگاریش آمده نمیداند چه کند؟از طرفی نگران شرایط بعد خواهرش است و از طرفی جواب رد دادن به این شخص.
چه باید بکند؟
ممنونم از کمکتان

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
این نامه بیانگر گوشه ای از رنج و سختی های انتخاب مسیر خوشبختی برای دخترانی است که گاها به علت عدم آگاهی لازم و تعصب های بی جا، با تجرد خو گرفته و با بالا رفتن سن ازدواج به ورطه فراموشی سپرده می شوند. از همان ابتدای نامه می توان دلسوزی و احساس مسئولیت دختر کوچک تر نسبت به خواهر بزرگ تر را به وضوح مشاهده کرد. اما یک سئوال آشنا و پرکاربرد؛ که به چه قیمت؟
هر چند شما در نامه خودتان را معرفی نکردید؛ اما امیدوارم نکاتی که در ذیل ارائه می کنیم برای راهنمائی افرادی مثل ایشان مثمر ثمر باشد.
1. سن دختر مورد نظر 24 سال است که جدای از مدرک و سطح تحصیلات و یا خانه داری و کدبانو بودن و حتی داشتن زیبایی و خلاصه همه کمالاتی که یک دختر می تواند داشته باشد، سن نگران کننده ای است. اگر راهنمائی ایشان برای شما امکان پذیر است، لطفا او را متوجه تبعات بالا رفتن سن ازدواجش بکنید.
2. با توجه به اینکه فرمودید: خواستگاران زیادی برای ایشان آمده است و او تا بحال همه را رد کرده، به نظر می رسد در وضعیت روحی مناسبی به سر نمی برند. لطفا قبل از هر چیز ایشان را در رسیدن به تعادل روحی کمک نموده تا خدایی نکرده دست به انتخاب نابجا نزند. البته این به معنای وسواس در انتخاب خواستگار جدید نیست. بلکه به این معناست که شاید به علل ذیل دچار خطا شود.
الف) احتمال خستگی روحی و افسردگی بخاطر از دست دادن موقعیت های پی در پی برای ازدواج.
ب) تصمیم عجولانه برای رهایی از تردیدها.
ج) لجبازی با عضو یا اعضائی از خانواده.
3. دختر مذکور نیاز زیادی به حمایت عاطفی و پشتیبانی فکری بستگان درجه اولش دارد. اگر والدین ایشان و یا فردی از فامیل که از لحاظ اعتبار دارای درجه بالائی است، بتوانند در این مورد مداخله کرده و با تأیید ازدواج دختر کوچکتر تردید و دودلی را از از ایشان ببرند بسیار مناسب خواهد بود.
4. او را متوجه کنید که خدا هم راضی نیست بخاطر دیگری از تشکیل خانواده محروم شوید. ایشان می توانند با خیال راحت با فرد مناسبی ازدواج کرده و در عین حال برای خواهر بزرگتر خود دعا کند که ان شاء الله بخت او هم بزودی باز شود.
5. او را متوجه تقدیر و قسمت الهی نموده و بگوئید اگر به تقدیر معتقد باشد، پذیرش خیلی از واقعیت ها برایش راحت تر خواهد شد. ایشان مسئول خوشبختی خواهر بزرگ تر نیست. قطعا خواهر بزرگ تر هم مسئولیت در خانه ماندن خواهرش را در آینده به عهده نمی گیرد. خواهر بزرگ تر راضی نمی شود که دیگران بگویند کوچک تر بخاطر بزرگ تر در خانه ماند. یا بزرگ تر مانع خوشبختی کوچک تر شد.