با سلام وتشکر از شما.من یک پسر 27 ساله بامدرک تحصیلی لیسانس هستم.حدود 1 سال پیش با خانمی آشنا شدم.و با این زن رابطه جنسی داشتم.البته در اول قصد کمک به ایشان را داشتم ولی اسیر هوا و هوس شدم وبا این زن که شوهری معتاد داردد متاسفانه رابطه جنسی دارم.لازم به توضیح است که من یک فرد معتقدم که نماز و روزه هام ترک نمی شد.ولی از وقتی این اتفاق برام افتاده نه نماز میخوانم نه روزه می گیرم.چون پیش خدا شرم دارم.خواستم رابطه ام را تمام کنم. ولی نمی توانم.چون بعد از مدتی که با این خانم بودم(11 سال بزرگتر از من است)متوجه شدم که نوعی کمبود محبت دارد و به خاطر زندگی شکست خورده خود 3سال پیش دست به خود کشی زده.وحتی زمانی که من با اوقصد بهم زدن رابطه را دارم اقدام به خودکشی می کند( به نوعی مرا تهدید میکند)زمانی که او را به سمت خدا سوق می دهم در حالت عادی قبول می کند ولی واقعیت این است زمانی که کنترل اعصاب خود را ندارد هیچ چیز به جز در اغوش بودن من را قبول ندارد.طوری که هر یک یا دو روز باعث ناراحتی من میشود طوری که تمام زندگی مرا تحت شعاع قرار می دهد.و چون کسی از خانواده ام یا دوستانم از این موضوع اطلاع ندارند نمی توانم با کسی هم در میان بگذارم.( متاسفانه من به عنوان سمبلی از فرد مثبت بین فامیل و دوستان هستمکه با این کار هر روز از خودم بدم می آید)مدتی نماز خواندم و از خدا خواستم کمکم کند ولی هنوز مانده ام .حال چه باید بکنم؟ می خواهم 2ماه دیگر از این شهر بروم.به نظر شما اگر من سیمکارت و ادرسم عوض بشه واین خانم دیگر به من دسترسی نداشته باشد.اگر اقدام به خودکشی کرد من چه کنم> آیا باید عذاب وجدان داشته باشم؟چگونه توبهی نصوح کنم؟لطفا هرچه زودتر راهنماییم کنید.
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز.
پرهیز از افکار مبتنی بر احساس تقصیر و گناهکاری کاملاً ضروری است؛ چرا که فرد را از خودش مأیوس ساخته و وادار به ادامه دادن در مسیر عادت ناپسند مینماید. احساس افراطي گناه که در آن خودتخریبی صورت میگیرد، به هيچ وجه مطلوب نيست، بلکه احساس گناه فزاينده در جهت ادامه اجرای عادت ناپسند خودارضایی است.
احساس گناه يکي از بزرگترين منابع اضطرابزاست. ميتوان دريافت که احساس گناه بيش از حد زمينهاي براي انجام هر چه بيش تر گناهان فراهم ميآورد، پس با بالا بردن سطح عزت نفس و اعتماد به نفس و اميد به لطف و بخشش بيکران الهي به تعديل احساس گناه بپردازيد. احساس گناه تا حدي خوب و مفيد است که فرد را به سمت جبران خطاها از طريق انجام اعمال نيک و خداپسندانه رهنمون سازد، نه آن که به گناه بيشتر سوق دهد. شرم از خدواند هم همین وضع را دارد.
دقیقاً میتوان شیطان را در این موقف دخیل دانست که تلاش می کند تا با ایجاد احساس گناه و توهین نسبت به ما، ما را در انجام گناهان مصممتر سازد. افرادی که مرتباً در خودشان احساس تقصیر و گناه را پرورش میدهند، در حقیقت به دنبال آن هستند که تصویر یک انسان منصف را در برابر خداوند از خودشان نشان دهند و حداقل خود را نامطولب ارزیابی نکنند. آنها خودشان را بهتر از افرادی میدانند که گناهی را مرتکب میشوند و نماز و روزه هم می خوانند. عجیبتر آنکه آنها خودرا لایق گفتگو با خداوند نمیدانند و از رفتارهای دینی دور میمانند، اما همین زمینه را برای تکرار یک رفتار نامطلوب فراهم می آورد. بنابراین بدانید که این حلقه پیشرونده برای عدم ترک رفتار نامناسب است و باید آن را بشکنید تا به تدریج کاهش یابد. در نتیجه توصیه مان آن است که این دو مقوله را از هم جدا سازید و تمام اعمال و عباداتی که انجام می دادهاید را دوباره از سر بگیرید.
این خانم متأسفانه با بحرانهای متعددی روبرو است و شما نمیتوانید برای او کاری انجام دهید و یا او را به سلامت روانی برسانید، مضاف بر اینکه خودتان نیز در معرض خطر خواهید بود. به هر حال باید بدانید که شما نه یک روانشناس هستید و نه یک روانپزشک و به همین دلیل هم فوراً درگیر در یک رابطه جنسی شده اید که حال بدی را برای شما به همراه داشته است.
شما باید ایشان را به یک روانپزشک و روانشناس راهنمایی کنید و به او بگویید که ادامه این روابط برای او مخاطره آمیز خواهد بود. شما نباید بر اساس تهدیدهای او به ادامه روابط بپردازید چون علاوه بر گناه میتواند شما را نیز با مخاطرات روانی و اجتماعی و حقوقی متعددی روبرو سازد. شما هرگز نباید به تهدیدات او توجه کنید. این درست است که شما نیز در خصوص او مقصر بوده اید اما این دلیل مناسبی برای آن نیست که این خطا را همچنان ادامه دهید. در این صورت شما هرگز نسبت به او مسؤول نستید و نباید خود را در ادامه این روابط هر چند حاداثه ای هم برای او رخ دهد مقصر بدانید. او فردی است که نیاز به یک روانشناس و استفاده از دارو و مراجعه به روانپزشک دارد و شما نمی توانید به هیچ وجه به او کمک کنید. ادامه این روابط نیز تنها به صورت موقت واقعیات زندگی را از چشمان او محو می کند و در عوض چندین مشکل دیگر را در زندگی بر جای می گذارد.
شما باید در برابر او رفتاری قاطعانه و غیر تردیدآمیز از خود نشان دهید، اما در صورتی که شما نیز تمایلاتی داشته باشید و با تردید با او رفتار نمایید، در این صورت او نیز مصمم تر خواهد بود و با متوسل شدن به برخی شیوهها میتوان بر شما مسلط گردد و شما را همچنان درگیر یک رابطه نابهنجار سازد. توبه کنید و به او بگویید که باید با این معضل کنار بیاید و یا طلاق بگیرد و هر اقدامی که فکر میکنید انجام دهید وسیم کارت را تعویض کنید، اما هیچ اقدامی مهمتر از ارایه پاسخ قاطعانه که باعث قطع امید به سلطه علیه شما گردد، وجود ندارد. گاهی مهاجرت از یک شهر امکان ندارد و در این موارد فقط رفتار قاطعانه مؤثر است.
فقط به این نکته بیاندیشید که این رابطه تا کجا و تا چه زمانی میتواند تداوم داشته باشد؟ شما باید به این نکته نیز واقف باشید که حتی در صورت طلاق گرفتن نیز به لحاظ شرعی نمی توانید با او ازدواج کنید. علاوه بر آنکه تعداد قابل توجهی از موانع نیز بر سر راه این ازدواج وجود دارد که هرگز خردمندانه و عاقلانه نیست که به آن به عنوان یک راه چاره بیاندیشید.






