باسلام
من خانمی هستم که حدود یک سالی است ازدواج کرده ام .تازگی ها متوجه سخنانی از همسرم میشوم که احساس میکنم در اصول دینش دچار شک و تردید است و راحت نمی تواند فروع دینش را بپذیرد . در عصری زندگی میکنیم که تبلیغ ضد دین بسیار است . تا جایی که از خویشان خودت مورد تهدید واقع می شوی و اگر بخواهی دینت را حفظ کنی مورد تمسخر واقع میشوی حال اگر کمی ضعف شخصیت داشته باشی و اطلاعات دینی ناقص سریع تسلیم میشوی .
او دائم از بدی رفتار مردم دوروبرش سخن میگوید . در نمازش کوتاهی میکند هر وقت میگویم نمازت رابخوان تامورد رحمت الهی باشی گناه نکن سریع از دیگر ادیان میگوید که همه کار میکنند و به ظاهر در رفاهند . هر وقت از او میخواهم تا در کارش درست باشد و حق الناسی بر گردن نگذارد از اینکه بقیه این کار را میکنند و مشکلی ندارد سخن گفته و مرا محکوم میکند . سخن از رابطه با دیگر زنان و دختران به میان می آورد و میگوید چه اشکالی دارد و چرا اینقدر برای ما خط قرمز گذاشته اند . مانده ام از کجا شروع کنم . اصلا دوست ندارد بحث مفصلی در این رابطه داشته باشد و دائم تفره میرود .
لطفا مرا راهنمایی کنید :از کجا شروع کنم و چگونه عقاید غلط او را برطرف کنم ؟من نگران دین و دنیا و آخرت او و خودم هستم . رسالت من در این مورد چیست ؟
البته من در دانشگاه فقه و حقوق خوانده ام اما سالها میگذرد .
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباط تان با این مرکز:
پاسخ تان در چند قسمت داده شد .
الف) نخست چرا برخی ها خط قرمز های دینی ، اخلاقی و انسانی را رعایت نمی کنند .... ولی آدم های ...
حقیقت این است که حیات انسانی و زندگی واقعی را بايد با فرو رفتن در سختي ها و محنت ها جستجو كرد. قرآن كريم مي فرمايد: "خلق الانسان في كبد؛ انسان در سختي آفريده شد". یعنی جوهره اصلی و کمال مطلوب انسان را باید با فرو رفتن در سختی ها و مشکلات جستجو کرد . با فرو رفتن در سختی ها و مصیبت ها و مشکلات است که انسان به نیاز های واقعی مادی و معنوی خویش پی می برد و برای رفع آن اقدام می کند و در نتیجه به هدف آفرینش نایل می گردد. شاعر چه زیبا سروده است .
زندگي در مردن و در محنت است آب حيوان در درون ظلمت است
زين سبب بر انبيا رنج و شكست از همه خَلق جهان افزون تر است
تا زجان ها، جانشان شد زفت تر كه نديدند آن بلا قومي دگر
در عالم ماده نیز ، حقیقت و میزان خالصی هر چيزي پس از رفتن در كوره آتش و فرو رفتن در سختي ها و مشكلات نُمود پيدا مي كند. هر چه درجه حرارت آتش كه خاك طلا را در آن مي نهند، زيادتر باشد، درجه عيار و ارزش آن، بالاتر مي رود. از اين رو گفته اند كه "سختي ها و مشكلات و تضاد و كشمكش ها شلاق تكامل است."
موجودات زنده با اين شلاق ، راه خود را به سوي كمال مي پيمايند. اين قانون در جهان نباتات و حيوانات و به ويژه انسان، صادق است. آدمي نیز بايد مشقت ها را تحمل كند و سختي ها بكشد تا هستي لايق خود را بيابد". (1)
بعضی ها شاید مي پندارند: هر كس بتواند در دنيا به برخي از خواسته هاي خويش دست يابد ، مورد توجه و عنايت خدا است اما هر فردي كه با انواع سختي ها و مشكلات رو به رو است و هر تدبيري به كار مي گيرد و دعا مي كند، اثر اجابت آن را نمي بيند ، خدا او را رها كرده است و علاقه اي به او ندارد؟! و یا این که اساسا حقیقتی به نام خدا وجود ندارد . نه چنين نيست . امام صادق (ع) مي فرمايد: "وقتي خدا بنده اي را دوست بدارد، او را در درياي شدايد غوطه ور
مي سازد". (2) اگر می بینیم کسانی را که خط قرمزهای دین ، اخلاق و انسانیت را رعایت می کنند و در عین حال در امور مادی و زندگی دچار سختی ها و مشکلاتی می شوند ، آن را باید با همین نگاه امام صادق ( ع) توجیه و تفسیر کرد.
با نگاه کردن از این زاویه است که "گرفتارترين مردم در دنيا انبياء بودند . در درجه بعد كساني كه از جهت کمال و فضيلت بعد از ايشان قرار دارند، سپس به ترتیب هر كسی كه در فضيلت و كرامت، به آنان نزدیک ترند". (3)
پيامبر اسلام كه افضل و اشرف همه پيامبران الهي است مي فرمايد: "هيچ پيامبري چون من از امت خويش آزار و اذيت نديد و سختي و مشكلات را تحمل نكرد". (4)
البته باید توجه داشت که بلا ها و نعمت ها نسبي است ؛ شهيد مطهري (ره) مي فرمايد: "از اين نكته نبايد غفلت ورزيد كه مصايب، وقتي نعمت هستند كه انسان از آن ها بهره برداري كند و با صبر و استقامت در رويارويي با دشواري ها، روح خود را كمال بخشد. اما اگر انسان در برابر سختي ها فرار را انتخاب كند و ناله و شِكوه سر دهد، بلا براي او ، واقعاً بلا است.
حقيقت اين است كه نعمت هاي دنيا نيز مانند مصائب ، ممكن است مايه سعادت يا بدبختي و شقاوت گردد، پس نه مشكلات و بلاها و فقر ، بدبختي مطلق است و نه ثروت و پيشرفت هاي ظاهري خوشبختي مطلق است". (5)
گناهكاران یا کسانی که خط قرمزهای دینی را رعایت نمی کنند ، دو دسته اند: برخي معتقد به خدا ولي آلوده به گناه و معصيت اند اما آلودگي آنان خيلي زياد نيست هنوز اميدي به هدايت آنان وجود دارد.
اين ها به وسيله برخي مشكلات و گرفتاري هايي كه متناسب با اعمال شان باشد، مجازات مي شوند تا از خواب غفلت بيدار شوند و از ادامه آلودگي و انحراف دست بكشند.
دسته دوم، كساني هستند كه غرق در گناه و عصيان مي شوند و ظلمت گناهان آن چنان روح شان را به تيرگي و سياهي كشانده است كه گاهي منكر مقدسات و آيات الهي مي شوند و هيچ اميدي به هدايت و رهايي آنان نيست، خداوند آن ها را رها کرده و به حال خود وا مي گذارد تا پشت شان از بار گناه سنگين شود و به عذاب شديد الهي دچار گردند.
قرآن كريم در اين باره مي فرمايد: "كافران مپندارند مهلتي كه به آن ها مي دهيم، خير آن هاست. به آن ها مهلت مي دهيم تا بيشتر به گناها ن شان بيفزايند و براي آن ها عذابي خوار كننده است". (6)
اگر قرار باشد انسان تا نيت گناه كرد، در همان حال كيفر ببيند، مثلاً تا سرقت كرد، دستش فوراً خشك شود، ترك گناه و انجام طاعات اجباري مي شود وآزمايش الهي منتفي مي گردد و اصل آزادي و اراده، از انسان سلب مي شود.
دقت کنیم که جايگاه اصلي پاداش و كيفر، حيات پس از مرگ است، البته بدين معنا نيست كه حيات دنيا خالي از پاداش و كيفر است. چه بسا كساني پاداش و كيفر برخي از اعمال خود را در دنيا ببينند اما اين پاداش و كيفر، مانند ديگر مظاهر دنيا وسيله آزمايش و امتحان آن ها است و در حيات اخروي آنان نيز مؤثر است
گاهى ثروت بى حساب و رفاه، یک مجازات الهى است که شخص با غرق شدن در نعمتها از یاد خدا غافل شده و خود را از ایمان و اعمال صالح محروم میکند و بر گناهان خود میافزاید. چنین شخصی مجازات خود را در جهان آخرت خواهد دید. چنین چیزی همان است که در سنت امهال و استندراج بیان میشود.
پس نه نعمت ظاهرى نشانه محبت الهى است و نه نقمت و بلا نشانه بىاعتنایى خدا به بنده است:
« فَأَمَّا الْإِنسَانُ إِذَا مَا ابْتَلَاهُ رَبُّهُ فَأَکْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَکْرَمَنِ وَ أَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَهَانَنِ، کَلَّا . .. اما انسان هنگامی که پروردگارش او را برای آزمایش، اکرام کند و نعمت دهد می گوید: پروردگارم مرا گرامی داشته است. اما هنگامی که برای امتحان روزیش را بر او تنگ میگیرد می گوید: پروردگارم مرا خوار کرده است؛ هرگز . ..».(7) خداوند پس از بیان این فکر، آن را مردود اعلام میکند.
نگاه خود را به زندگى در این جهان نباید محدود کنیم. این بخش از زندگى را باید در پیوست با بخش عظیمتر از زندگى و حیات جاودانه و عالم برتر و حقیقىتر نگاه کنیم. اگر نگاه ما به زندگى محدود به دنیا بود، اشکال از تفاوتها در دنیا به جا بود، در حالى که هر چیزى در دنیا، آزمایشى براى انسان است که در عالم دیگر نتیجه آن را خواهیم دید و همان گونه که خداوند فرموده است:
"خداوند زندگى و مرگ را آفرید تا شما را بیازماید که کدامین بهترین در عمل خواهید بود". (8) نعمت و تنگدستی هر دو آزمایش الهی است که آزمون نعمت بسیار سختتر است و محاسبه آن مشکلتر. جهان ابدی قیامت و لذتها و نعمتها و حتی عذابهای آن را با جهان محدود دنیا نمیتوان مقایسه کرد.
ب) چگونه با همسرت برخورد کنی ؟
جامعه را با اجراى قوانین و مقررات باید اداره کرد . زندگى را بر پایه اخلاق، گذشت، رفاقت، همکارى و همدلى تداوم بخشید. در غیر این صورت شیرازه جامعه و خانواده از هم مى پاشد و زندگى به مُردگى تبدیل مى گردد.
تکالیف و وظایفى که در قرآن و روایات براى زن و شوهر مطرح شده، دو دسته اند:
ا- تکالیف واجب و قانونى که غالباً در مواردى که ناهنجارى و ناسازگارى در میان آن دو وجود داشته باشد، مطرح مى گردد.
از نظر شرعی وظیفه دارید که با اخلاق نیک و زبان ملایم او را نصیحت کنید . امر به معروف و نهی از منکر کنید. کار را به دعوی و مجادله نرسانید. فقط به تذکر و نصیحت با اخلاق نیک و بدون خشونت اکتفا کنید. روشن است که امر به معروف برای تبدیل به وضعیت بهتر و نیکوتر است. پس اگر تا به حال چند بار تذکر داده اید، و گفتن شما تاثیری نداشت تکلیفی دیگر ندارید. بهتر است مدتی در این باره با ایشان گفتگو نکنید. چون اگر با تندی روی این مسئله پا فشاری کنید، ممکن است لج بازی کند. دیگر به حرف های شما توجه نکند.
کتاب های زیر جهت مطالعه پیشنهاد می شود .
1. آیین همسر داری، ابراهیم امینی
2. آیین مهر ورزی، محمد رضا کاشفی
3. بهشت خانواده، دکتر مصطفوی
4. نقش دین در خانواده : صادق احسان بخش
پي نوشت ها :
1. مطهری، مجموعه آثار ، ج1، ص 176. انتشارات صدرا ، تهران ، 1374 ش .
2. ثقه الاسلام كليني، الكافي، الناشر: دار الكتب الاسلاميه، طهران، سنه النشر/1365 ه.ش ، ج3، ص 351.
3. العلامه المجلسي، بحار الانوار، الناشر: مؤسسه الوفاء، بيروت، لبنان، سنه النشر/1404 ه.ق ، ج11، ص 69.
4. همان، ج39، ص 55.
5. مجموعه آثار، ج1، ص 183.
6. آل عمران (3) آيه 178.
7. فجر (89) آیه 15-17
8. ملک (67) آیه 2.






