سلام علیکم. از پاسخ شما به پرسش من در مورد شبهات لاادریگرانه، سپاسگذارم، ولی توضیحات شما ارتباط زیادی با سؤال من نداشت، و شما فقط نوع انتقادات مخالفین را دسته بندی فرموده بودید. من از شما پاسخ به این دو شبهه را خواستار هستم که خدمتتان ارسال کردم:

"شبهات، به برهانی چون «برهان الف» وارد هستند. فرض کنیم ما با «برهان الف» یک باور دینی را ثابت می کنیم. در این صورت، دو شبهه زیر از سوی ندانمگرایان مطرح می شود:

شبهه اوّل: از سوی مخالفین نقدهایی بر «برهان الف» وارد است، که اگر جوابی داده شود، باز از سوی مخالفین هم جوابی داده خواهد شد، و این سؤال و جوابها همچنان به جایی نمی رسند، و توافقی در کار نخواهد بود. پس نمی توان به آن اعتماد کرد.

شبهه دوم: شاید در آینده یک ایراد اساسی و قطعی بر «برهان الف» وارد بشود که ما پاسخی برایش نداشته باشیم، پس نمی توانیم مطمئن باشیم این برهان وارد است."

لطفاً پاسخ دقیق همین دو شبهه را بفرمایید.

به امید ظهور

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباط تان با این مرکز
با تشکر از تماس مجدد ؛
بر اساس سابقه ذهنی که درمورد حضرتعالی و پرسش های تان و تلاش دغدغه مندانه تان داریم ، معمولا سوالات شما به واحد کلام و اعتقادات ارجاع شده و توسط محققانی که در گذشته پاسخگوی شما بوده اند،جواب داده
می شود. معمولا دقت بر این است که با تامل و حساسیت پاسخ ارائه شود.
به نظر می رسد جواب قبلی با تامل و دقیق ارائه شد . رابطه مستقیم و روشنی به پرسش شما داشت، زیرا در مقام طرح این شبهه اگر قرار به تداوم حرکت فکری بر اساس خواست هر یک از طرفین باشد، اصولا هیچ گاه نتیجه خاصی حاصل نمی شود. در یک گفتگوی معرفتی تنها در صورتی می توان به نتیجه رسید که یک اصل و مبنای مشخص مورد تایید و توافق طرفین مطرح باشد.
در پاسخ قبلی بر همین اساس تاکید کردیم که اصل و مبنایی توافقی که در اصطلاح « اصول موضوعه» خوانده
می شود، در میان نیست . اصولا این بحث و مقابله علمی بی معنا و بی نتیجه است یا این که مبنا و اصلی در آن مطرح است؛ از آن جا که اصول و قوانین فکر یا علم منطق یکی از متعارف ترین اصول مبنایی در تفکر و اندیشه ورزی و اثبات و ابطاال اندیشه ها محسوب می شوند، راهکار منطقی ختم این نزاع فکری و شبهه مورد نظر را ارائه دادیم .
در واقع اعتماد به نظر هر یک از دو طرف و ختم مباحثه علمی تنها بر اساس پذیرش اصول اولیه براهین منطقی ممکن خواهد بود . در این صورت و بر فرض دوری از انحرافات فکری و روشی ،یعنی دوری گزیدن از مغالطه و با به کار بستن درست مقدمات قابل قبول بدیهی و سامان دادن شکل صحیح قیاس ها معنایی برای تداوم بحث و نزاع و جواب منطقی دادن به استدلال طرف مقابل وجود ندارد .
بر این اساس وقتی طرف a استدلال x را مطرح می کند و در مقابل طرف b پاسخ y را ارائه می دهد ،مبانی و مقدمات به کار برده شده در استدلال a قابل قبول است یا نیست. اگر هست، مجالی برای اشکال گیری و پاسخ دهی وجود ندارد. استدلال صحیح که از مقدمات بدیهی سامان یافته ،نه اکنون و نه در هیچ زمان دیگری قابل رد و انکار نیست و گرنه بدیهی محسوب نمی شود .
اگر این اصول و مبانی و مقدمات قابل قبول نیست که اشکال طرف b وارد است . دیگر طرف a مجالی برای دفاع منطقی و مستدل نخواهد داشت . هرچه در خارج از این چارچوب ارائه شود، جز مغالطه و جدل و انکار بدیهیات نیست که نادرستی آن مشخص و روشن است .
در واقع این شبهه و اشکال تنها به قياسات غیر برهانی بار می شود که از مقدمات مشهوره و غیر بدیهی استفاده کرده اند، نه قیاسات برهانی که در آن ها مجالی برای انکار و تردید و فرض ارائه شدن پاسخ در آینده وجود ندارد .
در صورتی که مراد و مقصود تان را به درستی درنیافتیم، در نامه های بعدی به روشنی بیان بفرمایید ؛ با تشکر و به امید ظهور .