"وهی مجموعه له فی حظیره القدس"حماسه حسینی ج1،فلسفه دستور ائمه اطهار
"وما اولهنی الی اسلافی اشتیاق یعقوب الی یوسف" همان منبع
"تبا لکم ایتها الجماعه وترحا حین استصرختمونا والهین فاصرخناکم موجفین"لهوف،ص41
"واضطروا بمعارف قلوبهم"
"انما الاعمال بالنیات وانما لکل امری مانوی"بحارالانوار،ج70،ص225
"فان النار لیس تمس جسما علیه غبار زوار الحسین"حماسه حسینی ،ج1،هم خواص مسئولند وهم عوام
یکی از القاب امام سجاد(ع)ذوالثفنات است این یعنی چه؟
باتشکر
پرسشگر گرامی با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز
لَنْ تَشُذَّ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ لَحْمَتُهُ وَ هِيَ مَجْمُوعَةٌ لَهُ فِي حَظِيرَةِ الْقُدْسِ تَقَرُّ بِهِمْ عَيْنُهُ وَ تَنَجَّزُ لَهُمْ وَعْدُه؛
پاره تن رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم از او دور نمىشود . در بهشت به او مىپيوندد . باعث روشنى چشم او و انجام شدن وعدهاش مىشود. (1)
و ما اولهنی الی اسلافی اشتیاق یعقوب الی یوسف؛
راستى كه مرا به ديدار نياكانم شور و شوقى وصف ناپذير است؛ درست شور و اشتياقى كه يعقوب به ديدار يوسف داشت. (2)
تبا لکم ایتها الجماعه و ترحا حین استصرختمونا والهین فاصرخناکم موجفین؛
هان اى گروه بيداد پيشه! مرگ تان باد و ذلّت و اندوه قرين تان.
آيا شما پس از اينكه با شور و شوق فراوان دست يارىطلبى به روى ما گشوديد و ما را به يارى خويش خوانديد، و آن گاه كه به دادخواهى شما پاسخ مثبت داده و بىدرنگ و با احساس انسانى به سوى شما شتافتيم و به ياري تان برخاستيم، (3)
واضطروا بمعارف قلوبهم؛
به معرفت قلبی و فطری می دانستند (و از این علم فطری راه فرار نداشتند). کسی که افعال این عالمان را انجام دهد، فاسق است و صحیح نیست که کلام او در باره دین تصدیق گردد.
انما الاعمال بالنیات وانما لکل امری مانوی؛
جز اين نيست كه ملاك و اعتبار پذيرش كارها نزد خداوند، بستگى به نيتها دارد. براى هر كسى آن خواهد بود كه نيت كرده است . (4)
فان النار لیس تمس جسما علیه غبار زوار الحسین؛
آتش دوزخ جسمی را که بر آن غبار زیارت کنندگان قبر امام حسین باشد، لمس نمی کند.
ذوالثفنات از القاب امام سجاد است .
"ثَفَن" به معنای پینه است که بر زانو یا پیشانی فرد که زیاد با زمین تماس دارد، حاصل می شود (5). امام سجاد علیه السلام به جهت عبادت طولانی همیشه پیشانی اش پینه داشت. از این رو به ایشان "ذو التفنات = دارای پینه ها" می گفتند.
پی نوشت ها:
1. محمدی اشتهاردی ، غم نامه کربلا ،چ اول ، تهران ، نشر مطهر ، 1377 ، ص 87.
2. علی کرمی ، در سوگ امیر آزادی ،چ اول ، قم ، نشر حاذق ، 1380 ق ، ص 154.
3. همان ، ص 200.
4. بهاء الدین خرمشاهی ، پیام پیامبر ،چ اول ، تهران ، منفرد ، 1376 ش ، ص 327.
5. طریحی ، مجمع البحرین ،چ دوم ، تهرام ، دفتر نشر فرهنگ اسلامی ، 1408 ق ، ج 1 ، ص 313.






