با سلام عبدالله حنظله غسیل الملائکه که بود وچرا به این نام خوانده می شد؟شخصیت وی را کامل بیان کنید.از ولادت تا وفات .باتشکر منابع پاسخ به سوال را ذکر کنید.
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
حنظله، جوانی از انصار رسول الله در مدینه و مقتول جنگ احد، پدرش "ابوعامر" از دشمنان اسلام و در میان لشگر قریش بود. تا پایان عمر هم کافر ماند. پسرش عبدالله بن حنظله از مسلمانان پرشور و فداکار انصار بود. (1)
حنظله در غزوه احد، در برابر کفار قریش حاضر شده و تا آخرین لحظه در رکاب رسول خدا (ص) جنگیده و به شهادت رسید. آنچه درباره حنظله مورد توجه بوده و در بسیاری از کتاب سیره آمده است، مصادف شدن شب ازدواج او با حرکت رسول خدا (ص) به احد می باشد که امتحان سخنی را برای او به وجود آورد. امتحانی در وادی تصمیم؛ تصمیم به رفتن یا ماندن.
نزول آیه 62 سوره توبه:
شبی که بنا بود حنظله همسر خود «جمیله دختر عبدالله ابن ابی سلول» را به خانه ببرد، رسول خدا (ص) همراه یاران خود به سوی احد حرکت کردند. حنظله از پیامبر اجازه خواست تا آن شب را در مدینه و نزد همسرش بماند، به دنبال درخواست او، این آیه نازل شد:
«به درستی که مومنان کسانی هستند که به خداوند و رسول او گرویده و هنگامی که برای امر مهمی همراه او ( رسول خدا )-حاضر می شوند، از نزد وی نمی روند مگر اجازه بگیرند. (ای پیامبر!) کسانی که از تو (در چنین اموری) اجازه می گیرند، به راستی به خدا و پیامبرش ایمان آورده اند. در این صورت هرگاه برای بعضی کارهای (مهم) خود از تو اجازه بخواهند، به هر کدام که می خواهی (و صلاح می دانی) اجازه بده...» (2)
حضرت به موجب آیه به حنظله اجازه داد تا در مدینه بماند. شب که شد همسر حنظله را به خانه آوردند و با وی همبستر شد. وقتی صبح رسید، حنظله سلاح خود را برداشت تا به میدان جنگ برود اما «جمیله» از او خواست تا کمی صبر کند. آنگ اه چهار نفر از مردم مدینه را حاضر کرد و از ایشان خواست تا شاهد باشند که حنظله شب گذشته با وی همبستر شده ، اگر فرزندی از جمیله به هم رسید ،از حنظله بوده و کار منافی شرعی انجام نداده است. افراد مذکور شهادت داده و حنظله پس از آن به جنگ رفت.
بعد از رفتن او از جمیله پرسیدند: چرا این کار را کردی؟ گفت: شب هنگام - خواب- دیدم آسمان شکافته شد و حنظله از آن بالا رفت . سپس شکاف- آسمان- به حال اولیه اش بازگشت. از این خواب دانستم که حنظله شهید خواهد شد. خواستم اگر پس از او فرزندی از من به دنیا آمد ،کسی در پدر او شک نکند.
رسیدن حنظله به صحنه جنگ
حنظله وقتی به احد رسید که رسول خدا (ص) در حال مرتب نمودن صفوف سربازان خود بود. پس او نیز به سپاه اسلام پیوسته و در جایی که پیامبر امر فرمود، مشغول کارزار شد.
با شروع جنگ و بالا گرفتن درگیری مشرکان تاب مقاومت را از دست داده و توان ایستادگی در خود ندیدند. هر یک از طرفی شروع به فرار کردند، در این هنگام حنظله نیز مانند دیگر مسلمانان به تعقیب مشرکان پرداخته و در این اثنا چشمش به ابوسفیان افتاد. به دنبال او افتاد تا شاید مسلمانان را از شر او خلاص کند. حنظله به هر ترتیبی که بود، خود را به ابوسفیان رسانده و با ضربتی پاهای اسب ابوسفیان را مورد اصابت قرار داد، در اثر این ضربه اسب تعادلش را از دست داده و ابوسفیان را زمین زد؛ حنظله جهید تا کار ابوسفیان را یکسره کند اما او با فریاد بلندی قریش را به کمک خواسته و گفت: «ای جماعت قریش! من ابوسفیان هستم. حنظله می خواهد مرا بکشد». ابوسفیان این را گفته و پا به فرار گذاشت. حنظله نیز به تعقیب او پرداخته و در این تعقیب و گریز بود که ناگهان فردی از مشرکان با نیزه ای حنظله را مورد اصابت قرار داد و او را به شدت زخمی کرد، اما حنظله در نهایت استقامت برخاسته و به دنبال مهاجم مذکور دویده، به او حمله کرد و او را کشت. لحظاتی بعد حنظله نیز توان خود را از دست داده و در همان جایی که حمزه، عمرو ابن جموح و جمعی از انصار به خاک افتاده بودند، به شهادت رسید.(3)
حنظله به هنگام خروج از منزلش- برای حضور در احد- نتوانسته بود غسل کند و با حال جنابت به میدان آمده بود؛ نقل است پس از شهادت وی، فرشتگان وی را غسل دادند. از این بود که او را غسیل الملائکه ( غسل داده شده به دست ملائکه) نامیدند. (4)
پی نوشت ها :
1. ابن اثیر، اسد الغابه، تهران، المکتبه الا سلامیه، ، ج2، ص59-60؛
ابن هشام،السیره النبویه، بیروت ، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، 1421 ه، ج3 ص80 .
2.ناصر مکارم شیرازی ، تفسیر نمونه، تهران ، دارالکتب الاسلامیه ، 1364، ج14، ص561 http://www.tahoordanesh.com/page.php?pid=17995 .3 .
4.ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، بیروت،دار صادر للطباعه و النشر، 1385 ، ج2، ص158.






