باسلام شهید مطهری در ج1 حماسه حسینی بحث ((تحریفات معنوی حادثه کربلا))می گوید حوادث وقضایای تاریخی از یک طرف علل وانگیزه ها دارد ،از طرف دیگر منظور وهدفها دارد...ص92چاپ جدید.مگر علل وانگیزه با منظور وهدف فرق دارد؟چرا شهید مطهری این دو را از هم تفکیک کرده؟باتشکر منابع را هم ذکر کنید
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
در ابتدا لازم است واژه های: علت، انگیزه و هدف تعریف شود.
علت، به معنای بیماری و مرض می باشد. (1) اما حكما علت را به دو معنا اطلاق می کنند: يكى آن كه از وجودش، وجود شىء ديگر لازم آيد و از عدمش، عدم آن. دوم این که آنچه وجود شىء بر آن متوقف است و به عدم آن ممتنع مي شود؛ ولى به وجودش معلول واجب نمي شود. (2)
انگیزه، یعنی باعث، داعى و آنچه اراده را به كارى تحريك كند. (3)
هدف نیز به معنای هر چيز بلند برافراشته از بنا و ريگ توده و كوه و پشته و مانند آن است و آنچه آدمى براى رسيدن بدان بكوشد. (4)
همان طور که ملاحظه می نمایید، علت، انگیزه و هدف تفاوت دارد؛ زیرا علت مربوط به ماهیت یک شیء می شود و ماهیت یک شیء را تشکیل می دهد و حال این که انگیزه به انسان بر می گردد؛ یعنی این که عوا ملی انسان را وادار می کند که فلان کار را انجام دهد. هدف نیز آ ن است که انسان برای رسیدن به آن تلاش می کند تا به آن برسد. می توان این مطلب را با یک مثال روشن نمود. علت انقلاب اسلامی ایران ظلم، وابستگی به اجانب، دین ستیزی، فقر، عقب ماندگی و ذلت... می باشد. این علل، موجب گردید که امام قیام نماید و به اهداف بلند دست یابد؛ مثلاً اهداف انقلاب را می توان چنین خلاصه کرد:
حاکمیت دین؛ استقلال و عزتمداري؛ پيشرفت در عرصههاي علمي، اقتصادي، سياسي، فرهنگی و نظامی؛ ستمستيزي.
در خصوص موضوع تحریف قیام امام حسین (ع) می توان گفت: انگیزه تحریف قیام امام حسین (ع) ممکن است جهل و نا آگاهی باشد؛ یعنی دوستان نا آگاه دست به تحریف قیام امام بزنند. ممکن است دشمنان، قیام امام را تحریف نمایند. علت این تحریف ممکن است مسائل تاریخی، سیاسی و اجتماعی باشد. همچنین ممکن است عامل دوستی باشد. استاد شهید مطهری نیز به این تقسیم بندی اشاره کرده است: «گفتيم كه عامل تحريف، به طور كلى، دو قسم است: عامل عداوت و غرض، و ديگر عامل اسطوره سازى. اين جا بايد عامل سومى هم اضافه كنيم، دوستى و تمايل. مثال عامل غرض، جعل ها و تحريف هاى مسيحيان درباره رسول اكرم و جعل و تحريف هاى امويّين درباره حضرت امير است. و مثال عامل دوستى، همه اكاذيبى است كه افراد و اقوام براى نياكان خود جعل مىكنند». (5)
همو می گوید: «در حادثه تاريخى عاشورا كه از يك طرف علل و انگيزههايى دارد و از طرف ديگر، هدف ها و منظورهاى عالى، ما مسلمان ها، ما شيعيان حسين بن على تحريف كرديم؛ همان طورى كه معاوية بن ابى سفيان جمله پيغمبر را كه درباره عمار فرمود: "تَقْتُلُكَ الْفِئَةُ الْباغِيَةُ" تحريف كرد؛ يعنى حسين يك انگيزهاى داشت، ما چيز ديگرى برايش تراشیدیم». (6)
استاد مطهری در جای دیگر به تفکیک بین علل و انگیزه پرداخته می نویسد: «حوادث و قضاياى تاريخى، از يك طرف علل و انگيزهها دارد، از طرف ديگر، منظور و هدف ها دارد. تحريف يك حادثه تاريخى به اين است كه يا علل و انگيزههاى آن حادثه را چيزى بگوييم، غير از آنچه كه بوده است و يا هدف و منظور را طورى تفسير كنيم، غير از آنچه كه بوده است». (7)
برای آشنایی بیش تر درباره تحریف عاشورا، به کتاب "حماسه حسینی" از استاد مطهری و نیز کتاب "تأملی در نهضت عاشورا" اثر آقای رسول جعفریان مراجعه نمایید.
پی نوشت ها:
1. لغت نامه دهخدا، ذیل واژه "علت".
2. دشتی، مصطفی، معارف و معاریف، ج 7، ص 433، قم، 1376ش.
3. همان، ج 2، ص 537.
4. همان، ج 10، ص 472.
5. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ص 84، انتشارات صدرا، چاپ سوم، 1378ش.
6. همان، ص 104.
7. همان.






