سلام خسته نباشید دختری رو میشناسم که در 12 سالگی جراحی قلب باز داشته و حالا 30 سالشه با وجود زیبایی و تحصیلات بالا از ازدواج بخاطر اثر محل جراحی ر بدنش میترسه و میگه پسرای این زمونه کوچکترین عیب رو تحمل نمیکنن چند بار پی چراحی پلاستیک رفته اما به علت قدیمی بودن محل بخیه امید بهبودی نیست دختر مذهبی و با وجدانی هست حتی یکی از خواستگاراشو که خیلی دوست داشت رها کرد تا اون با دختری ازدواج کنه که نقص جسمی نداشته باشه حالا هر خواستگاری میاد با وحشت و ترس برخورد میکنه و اگر زیاد اصرار کنیم پرخاشگر میشه و میگه از بعد ازدواج میترسه که تحقیر بشه والبته بسیار حساس رو زیباییش هست، برای اینکه راضی بشه و اینقدر خودشو عذاب نده چه جور ی باهاش صحبت کنیم بارها بهش گفتیم که مشکلت اونقدر بزرگ نیست که بخاطرش از ازدواج دست بکشی اما اون قبول نداره این مشکل جسمی ومجرد موندنش رو روحیش اثر گذاشته وافسرده و کمی بی حوصله شده با و جود استعدادو تخصصی که داره اونطوری که باید پیشرفت نکرد وحالا که سنش بالاتر میره وتمام دخترهای هرزه دورو برش ازدواج کردن،روز به روز بیشتر روحیش رو میبازه خواهش میکنم بگین که چجوری میشه مشاورش کرد وآیا برای ازدواجش اصرار نکنیم دخترعاقل وبانمازی هستش و حرف منطق رو میپذیره اما این جای جراحی که رو بدنش هست باعث ترسش از ازدواج شده و میگه پسرهااونقدر رحیم دل نیستن که بتونن تحمل کنن و البته حقشونه که زنی از لحاظ بدنی زیبا و بی عیب داشته باشن کمکم کنین دعاتون میکنم ممنون
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
این خانم حساسیت زیادی و بی مورد روی این مسئله پیدا کرده است. با توجه به اینکه ذکر کرده اید که ایشان از نظر ظاهری زیباست و یا حداقل متوسط به بالاست، و هم چنین دختر با کمالاتی است، به احتمال خیلی زیاد خیلی از پسرها ایشان را می پسندند. اصلا این جای بخیه، نقص جسمی محسوب نمی شود، و خیلی از افراد هم اصلا به این موارد توجهی نمی کنند. در مورد این مسئله به نکات زیر توجه کنید:
ـ به ایشان بگویید که در مسئله ازدواج موردی که از همه جهات نمره 20 را بگیرند، پیدا نمی شود، و پسرهایی که به خواستگاری شما می آیند هم این را خوب می دانند، و اصلا خودشان هم احتمالا مشکلاتی دارند. لذا با توجه به اینکه ظاهری خوب دارند و نقاط مثبت زیادی هم دارند، به احتمال زیاد مورد پسند خواستگاران قرار خواهند گرفت. به ایشان متذکر شوید که دخترانی هستند که از نظر زیبایی، در سطح پایینی هستند، و یا متوسط به پایین هستند، و یا اینکه مشکلات جسمی حاد دارند، مثلا سینه های خود را در اثر بیماری های خاص از دست داده اند، یا دچار مشکلات دستگاه تناسلی هستند، با این وجود ازدواج کرده اند، و مثل ایشان، مشکلشان را بیخودی بزرگ نکرده اند. حالا این جای بخیه در بدن این خانم، نسبت به مشکلات حادی که خیلی از زنها و مردها دارند، اصلا مشکلی به حساب نمی آید، که بخواهد مانع ازدواج ایشان شود. آیا به نظر ایشان هر کسی که قبل از ازدواج عمل جراحی کرده باشد، به خاطر جای بخیه ها انسان بدبختی است و دیگر نمی تواند ازدواج کند؟
ـ ایشان تصویر درستی از قضیه ازدواج ندارند، و این را باید اصلاح کنند. مگر همه ازدواج، مسئله جنسی، و همه مسئله جنسی، بدن ایشان، و همه بدن ایشان، همان یک قسمتی است که جراحی کرده اند؟ ایشان به احتمال زیاد، خیلی زیبایی های ظاهری و باطنی دیگر را دارد که این چیزهای کوچک را می پوشاند. خیلی از مردها هستند که مثلا کوچکی یا بزرگی سینه های همسرشان را نمی پسندند، یا مثلا از چینش نامنظم دندان های او راضی نیستند، یا مثلا چاقی یا لاغری همسرشان را نمی پسندند، و هم چنین خیلی از زنها مثلا از بزرگی شکم شوهرشان راضی نیستند، و ..... ولی تقریبا همه این زنها و مردها در اثر این مسائل به جدایی و امثال آن فکر نمی کنند، و یا اینطور نیست که همسرشان را تحقیر کنند. بلکه در کنار هم زندگی می کنند و مشکلی هم ندارند.
ـ از همه این حرفها گذشته، مگر ایشان علم غیب دارد که در صورت ازدواج، در آینده بر سر این مسئله تحقیر خواهد شد. اگر خواستگاری آمد در جلسه اول که لازم نیست که این مسئله مطرح شود، اگر توافقات کلی در جلسه اول صورت گرفت و دختر و پسر شرایط کلی همدیگر را پسندیدند، در جلسه دوم این خانم به صورت خیلی عادی از پسر سوال می کند که آیا شما تا الان جراحی داشته اید؟ اگر آن پسر جوابش مثبت بود خودش هم این مسئله را دارد، اگر هم جوابش منفی بود، این خانم به صورت معمولی می گوید که من عمل جراحی قلب داشته ام و کمی هم جای بخیه مانده است. حالا اگر پسر مشکلی نداشت که هیچ، اما اگر خواست می تواند که از مادرش بخواهد که آن جای بخیه را ببیند، اگر خواستند ( که به احتمال زیاد اصلا مشکلی نیست) که خواستگاری را در جلسات بعدی ادامه می دهند، و اگر نخواستند ( که بعید است این طور شود) دیگر ادامه نمی دهند. به هر حال ایشان از کجا می دانند که انتخاب نمی شوند و یا اینکه در آینده دچار مشکل می شوند؟ مسئله را به خواستگاران می گویند، آن ها یا انتخاب می کنند و یا اینکه منصرف می شوند.
ـ اینکه بخواهید او را رها کنید و دیگر بر ازدواجش تاکید نکنید، درست نیست، بلکه باید درصدد درمان و تغییر نگرش او باشید، چون به هر حال این قضیه ازدواج، ذهن او را مشغول خواهد کرد، و منصرف شدن از ازدواج، کار درستی نیست.
ـ ایشان باید در برابر این تفکرات منفی ای که به ذهنشان می آیند، مقاومت نشان دهند و به آن ها ترتیب اثر ندهد. مسئله ای بسیار ساده است که خودش آن را مشکلی بزرگ می پندارد.
ـ احتمالا ایشان اضطراب زیادی هم دارند، که باید آن را درمان کنند. برای درمان اضطراب و ترس، ایشان را پیش یک روان شناس ببرید. به احتمال زیاد طی چند جلسه ترس و اضطراب ایشان را درمان خواهد کرد و باعث عوض شدن روحیه ایشان می شود. برای آشنایی با روان شناسان، به سایت سازمان نظام روان شناسی و مشاوره مراجعه کنید، در آنجا یک روان شناس را که در شهر خودتان هست، انتخاب و به او مراجعه کنید.
موفق باشید.






