آیا خدا کسانی را که به طور مثال به بستن بخت اقدام می کنند عقاب خواهد کرد و چرا خدا دعای چنین کسانی را براورده می کند؟
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
امام علی(ع)مىفرمايد: «مَن تَعَلَّمَ شيئاً مِن السِّحر قليلا او كثيراً فَقَد كفر و كان آخِرُ عَهدِهِ بِرَبِّهِ و حَدُّهُ اَن یُقتَلَ الا اَن یَتُوبَ ؛ (1) كسى كه سحر بياموزد، كم يا زياد، كافر شده است، و رابطه او با خداوند به كلى قطع مىشود و حدش این است که کشته شود مگر این که توبه نماید ».
در مورد بستن بخت هم که در بعضی آیات قرآن و نیز برخی روایات، در مورد تأثیرات کارهای عجیب و غریب بعضی انسانها که در زندگی انسانهای دیگر اخلال ایجاد میکنند و در مواردی منجر به مشکلات خانوادگی میشوند، اشاراتی شده است و به نظر میرسد که این گونه امور از دیدگاه قرآن و سنت اموری واقعی تلقّی شده و این گونه نیست که این مسائل خرافی و غیر واقعی باشد، ولی باید توجه داشته باشید که علی رغم واقعی بودن این مسائل، خداوند متعال بر همه امور آگاه و دانا است و هیچگاه اجازه نمیدهد که بدخواهان به اهداف خود برسند.و در سوره بقره (2) وقتی جریان این دسته از افراد شرور را مطرح میکند میفرماید: "و ما هم بضارّین به من احدٍ الاّ باذن الله" ؛ یعنی اینها بدون اجازه خداوند نمیتوانند کاری کنند. از این رو باید توجه داشته باشید که با توکل و اعتماد به خداوند هیچ مشکلی پیش نخواهد آمد و اگر شما در امور خود به خداوند توکل کنید یقیناً آنچه به خیر و صلاح شما است انجام خواهد شد و گرچه ممکن است شما خیر و صلاح خویش را در چیز دیگری بدانید، ولی مطمئن باشید که آنچه خداوند حکیم برای شما تقدیر میکند در کل و با نگاهی دقیق به صلاح شما خواهد بود
در قرآن مجید به صراحت به بخت اشاره نشده است. ولی آیاتی به این مساله اشاره دارد :
1-آیاتی که به فال اشاره دارد :
« وَ كُلَّ إِنسانٍ أَلْزَمْناهُ طائِرَهُ فِي عُنُقِهِ؛ (3 ) و هر انسانى، اعمالش را بر گردنش آويختهايم ».
" طائر" به معنى پرنده است، ولى در اينجا اشاره به چيزى است كه در ميان عرب معمول بوده كه به وسيله پرندگان، فال نيك و بد مىزدند، و از چگونگى حركت آنها نتيجهگيرى مىكردند.
مثلا اگر پرندهاى از طرف راست آنها حركت مىكرد آن را به فال نيك مىگرفتند، و اگر از طرف چپ حركت مىكرد آن را به فال بد مىگرفتند.
لذا غالبا اين كلمه به معنى فال بد زدن به كار مىرود، در حالى كه" تفال" بيشتر به فال نيك زدن گفته مىشود.
در آيات قرآن نيز كرارا " تطير" به معنى فال بد آمده است. (4 )
در احاديث اسلامى هم از " تطير" نهى شده است، و راه مبارزه با آن" توكل بر خدا" معرفى گرديده است.
به هر حال،" طائر" در آيه مورد بحث، نيز اشاره به همين معنى است، يا به معنى" بخت و طالع" كه قريب الافق با مساله فال نيك و بد است مىباشد.
قرآن هم در حقيقت مىگويد: فال نيك و بد، و طالع سعد و نحس، چيزى جز اعمال شما نيست كه به گردنتان آويخته است!.
تعبير به" الزمناه" (ملازم او ساختهايم) و تعبير به" فى عنقه" (در گردن او) همه دليل بر اين است كه اعمال انسان و نتائج آن در دنيا و آخرت از او جدا نمىشوند، و بايد در همه حال عهدهدار و مسئول آنها باشد، هر چه هست عمل است و بقيه همه حرف. (5)
2- چشم زخم هم نوعی بستن بخت است:
«وَ إِنْ يَكادُ الَّذينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَ يَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُون؛ (6 ) نزديك است كافران هنگامى كه آيات قرآن را مىشنوند با چشمزخم خود تو را از بين ببرند، و مىگويند: «او ديوانه است»! ».
علامه طباطبایی ضمن نقل روایتی، جادوگرى (سحر) را از گناهان کبیره می داند که عذاب آن در آخرت بسیار شدید خواهد بود ، چون خداى تعالى در باره آن فرموده است :" وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ" (7)، (ساحران به خوبى مىدانند كسى كه سحر را بر كتاب خدا ترجيح دهد در آخرت نصيبى ندارد). (8)
اما این که گفتید خدا دعای این ها را مستجاب می کند در جوابتان عرض می کنیم.
1- از کجا می گویید که خدا دعای این ها را مستجاب می کند اصلا این چنین چیزی درست نیست.
2- سرنوشت انسانها در دست خدا و در گرو عمل آن ها است. این که گفته مي شود بخت کسی را بسته اند، در بيشتر موارد صحيح نيست. انسانها به دلایل خاص و بعضاً نامعلوم، در طول زندگی خود دچار تحوّلاتی میشوند که در عالم خلقت امری طبیعی و متداول به نظر میرسد. بعضی دارای همسر خوب و زندگی مُرفَّه میشوند . بعضی کاملاً برعکس. بعضی بسیار دیر ازدواج میکنند . بعضی دیگر زود. همه این موارد دارای عوامل خاص است.اگر بتوانیم علت حوادث و پیش آمدها را شناسایی کنیم و آن ها را به خوبی در زندگی به کار گیریم، زندگی خوبی خواهیم داشت.
پس موفقیت یا عدم موفقیت ما در زندگی در گرو شناخت صحیح و عمل طبق آن است.
پی نوشت:
1. شیخ حر عاملی ، وسائل الشيعه،چاپ موسسه آل البیت، قم ، سال 1409ق، باب 25 من ابواب مايكتسب به، حديث 7، ج 17، ص 148 .
2. بقره (2) آیه 102.
3. اسراء(17 ) آیه 13 .
4. اعراف (7 )آیه 131 ؛نمل (27 ) آيه 47 .
5. مکارم شیرازی ناصر ، تفسير نمونه، ناشر دار الكتب الإسلامية، تهران، سال 1374 ش، نوبت اول، ج12، ص 48.
6. قلم ( 68) آیه 51 .
7. بقره (2) آیه 102.
8. علامه طباطبایی، تفسير الميزان، ترجمه موسوى همدانى سيد محمد باقر، ناشر دفتر انتشارات اسلامى جامعهى مدرسين حوزه علميه قم ، سال 1374 ش ،نوبت پنجم ، ج4، ص 528 .






