پرسشگر گرامی با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز
شيطان و انسان‏هاى شيطانى كه در فساد، ظلم و تباهى غوطه‏ورند، سعى دارند جامعه انسانى را به گرداب‏هاى هولناك ظلم، فساد، ناامنى، اختلاف و نزاع گرفتار سازند. شبانه‏روز براى رسيدن به اين هدف شوم نقشه مى‏كشند. متأسفانه بسيارى انسان‏ها، ناآگاهانه عمله آنان شده و راه رسيدن به هدف شوم‏شان را هموار كرده و به نتيجه رسيدن پروژه‏هاى ايمان‏سوز، عفت‏زدا و امنيت‏بر باد ده‏ آنان را سرعت مى‏بخشند.
شايعه‏پردازى و شایعه پراکنی يكى از راهكارهاى شيطان‏ها است . بسيارى از انسان‏ها بدون توجه و آگاهى، عمله شيطان شده و به پراكندن شايعه‏هايى كه ساخته و پرداخته شيطان و عواملش مى‏باشد، مى‏پردازند. ناآگاهانه دنياى مؤمنان و آخرت خود را تباه ساخته و سزاوار قهر و غضب خداوند مى‏گردند.
شايعه‏ها از سنخ‏هاى مختلف‏اند:
1- شايعات امنيتى كه متزلزل ساختن امنيت روحى، روانى جامعه را هدف قرار داده و اطمينان و آرامش را از افراد اجتماع مى‏گيرد. شايعه‏ها غالباً ساخته دشمنان خارجى و جنگ‏افروزان است تا قواى دفاعى را مشغول ساخته و موج اضطراب و ناامنى را در سراسر كشور بگسترانند. بتوانند از سردرگمى، هرج و مرج و اضطراب حاصل از آن استفاده كرده و ضربه كارى و نهايى را وارد كنند. معمولاً شايعات در زمان جنگ بيش تر است، گرچه مختص آن زمان نيست.
راه مقابله با شايعات، انتقال آن ها به مسئولان و كارشناسان نظامى و كشورى است تا از اهداف دشمن آگاه شوند و برنامه‏هاى مقابله را تدارك ببينند . پخش آن بين مردم، گناه عظيم و كمك به دشمن براى رسيدن به هدفش مى‏باشد:
و اذا جاءهم امر من الامن او الخوف أَذاعوا به و لو رَدُّوه الى الرسول و الى اولى‏الامر منهم لعلمه الذين يستنبطونه منهم و لو لا فضل اللَّه عليكم و رحمته لاَتَّبعتم الشيطان الا قليلاً؛ (1)
چون خبرى ايمنى‏زا يا ترس‏آور بدانان رسد، آن را پخش كنند. حال آن كه اگر آن را به پيامبر و صاحبان حكومت برگردانند، حقيقت امر را بدانان مى‏نمايانند. اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، جز اندكى همگى پيرو شيطان مى‏شديد.
پخش شايعات در زمان جنگ سبب سستى، ترس و ضعف افراد شده و آنان را به سرپيچى، فرار و تمرّد وا مى‏دارد،در حالى كه اگر شايعات پخش نگردد و به مسئولان مربوطه رسانده شود، به پسِ پرده شايعات راه يافته و اهداف شوم دشمن را كشف و خنثى خواهند كرد.
2- شايعات ناموسى و آبرويى‏
منافقان و فاسدان، جامعه را پاك، عفيف و سالم نمى‏خواهند، بلكه سعى دارند با فاسد كردن ديگران، براى خود همرنگ بسازند. اشاعه فحشا در بين مؤمنان، بزرگ‏ترين هدف آنان است . شايعات ناموسى و آبرويى ، وسيله آنان براى رسيدن به هدف شوم. شايعاتى كه اصل و اساسى ندارد يا از كاه كوه ساخته‏اند. كسانى كه در پخش شايعات ناموسى همكارى مى‏كنند، جزو دوستداران رواج فحشا و فساد در بين مؤمنانند . قهر و غضب شديد خداوند در انتظار آنان است.
مقابله خداوند با رواج شايعات و تهديد رواج‏دهندگان بسيار شديدتر از مقابله با شايعات امنيتى، اقتصادى است. در شايعات امنيتى در آيه‏اى كه گذشت، علاوه بر توبيخ ضمنى، به اثر ناگوار آن يعنى بازماندن از جهاد و دفاع و پيروى از شيطان در عقب كشيدن از ميدان تصريح كرد . گرچه تهديد به عذاب براى پيروان شيطان در قرآن آمده، ولى در خودِ اين آيه تكرار نشده بود، ولى در مورد شايعات ناموسى خداوند به شدت تهديد مى‏كند و مى‏فرمايد:
ان الذين يحبّون ان تشيع الفاحشة فى الذين امنوا لهم عذاب اليم فى الدنيا و الاخرة و اللَّه يعلم و انتم لا تعلمون؛ (2)
به راستى براى كسانى كه رواج فحشا در بين مؤمنان را مى‏پسندند، عذابى دردناك در دنيا و آخرت است و خدا مى‏داند و شما نمى‏دانيد.
متأسفانه دشمنان شايعات خانوادگى و ناموسى مى‏سازند . برخى از ما هم ناآگاهانه آن ها را پخش و به برآورده شدن هدف شوم دشمن كمك مى‏كنيم. حتى گناهانى كه افراد در پنهان مرتكب شده‏اند و بايد پوشيده بماند، توسط افراد مغرض و جاهل افشا و پخش مى‏گردد و به ريختن قبح گناه و رواج فساد كمك مى‏شود.
شركت در پخش شايعات ناموسى و آبرو بر باد ده، اقدامى سهمگين و گناهى بس بزرگ است. خداوند در قرآن يك مورد از شايعات و تهمت‏هاى ناموسى را ذكر كرده و اقدام مسلمانان در پخش شايعه و تهمت را به سختى نكوهش نموده است.
يك زنِ مسلمان - يكى از همسران رسول خدا، بنا بر قولى عايشه و بنا بر قول ديگر ماريه - مورد تهمت و افترا واقع شد.مردم مسلمان به جاى اين كه قبول كردن اين اتهام را سنگين بشمرند و از اتهام‏ زنندگان، شاهد بخواهند و در صورت نداشتن شاهد، آنان را به محكمه معرفى كرده و كيفر قذف و تهمت‏زنى به زن مسلمان دهند، اتهام را واقع‏شده فرض و به پخش آن شايعه اقدام كردند. آيات سوره نور در اين زمينه نازل شد و اقدام مسلمانان به شدت نكوهش گرديد:
لو لا اذ سمعتموه ظنّ المؤمنون و المؤمنات بانفسهم خيراً و قالوا هذا افك مبين لو لا جاؤو عليه باربعة شهداء فاذ لم يأتوا بالشهداء فاولئك عند اللَّه هم الكاذبون و لو لا فضل اللَّه عليكم و رحمته فى الدنيا و الاخرة لمسّكم فيما افضتم فيه عذاب عظيم اذ تلقونه بالسنتكم و تقولون بافواهكم ما ليس لكم به علم و تحسبونه هينّا و هو عند اللَّه عظيم و لو لا اذ سمعتموه قلتم ما يكون لنا ان نتكلّم بهذا سبحانك هذا بهتان عظيم يعظكم اللَّه ان تعودوا لمثله ابدا ان كنتم مؤمنين ... ان الذين يحبون ان تشيع الفاحشة فى الذين امنوا لهم عذاب عظيم فى الدنيا و الاخرة و اللَّه يعلم و انتم لا تعلمون ... يا ايها الذين امنوا لا تتبعوا خطوات الشيطان و من يتبع خطوات الشيطان فانه يأمر بالفحشاء و المنكر و لو لا فضل اللَّه عليكم و رحمته ما زكى منكم من احد ابدا و لكن اللَّه يزكّى من يشاء و اللَّه سميع عليم.(3)
چند نكته مهم آيات فوق به شرح زير است:
1- مردان و زنان مؤمن بايد نسبت به يكديگر گمان نيكو داشته باشند . از گمان بد نسبت به هم دورى گزينند . هر سخنى كه گفتن و پذيرفتن آن ناشى از گمان بد است، واگذارند و آن را تهمت آشكار بدانند.
2- در امور شخصى كه به دادگاه كشيده نشده حتى نبايد از شايعه‏سازان و تهمت‏زنان، شاهد خواست، بلكه بدون پرسش از شاهد، بايد سخنان آنان را رد كرد.
3- اگر در جريان تهمت فحشا بر آن زنِ مسلمان، رحمت و فضل خدا شامل نمى‏شد، سزاوار بود مسلمانان به خاطر شركت در اتهام ‏پراكنى به عذاب سختى گرفتار گردند.
4- شايعات و اتهام‏ها گرچه در نگاه افراد، كم‏اهميت و عادى است، ولى نزد خدا خيلى مهم و قابل توجه مى‏باشد. احترام مؤمن، خانواده، قبيله، شهر يا كشور به آن وابسته است . احترام و حرمت مؤمن از حرمت كعبه بيش تر است.
5- مسلمانان بايد اتهام‏ها و شايعات بدون مدرك را بهتان بزرگ و دروغ بشمرند و به خود اجازه تكرار و پخش آن را ندهند.
6- پخش‏كننده شايعات، جزو دوستداران اشاعه و رواج فحشا بين مؤمنان است. چنين كسانى را عذاب عظيم در دنيا و آخرت نصيب مى‏باشد.
7- شيطان به فحشا و زشتى امر مى‏كند . شركت در پخش شايعات، اطاعت از شيطان مى‏باشد.
8- كسانى كه تهمت‏هاى ناموسى و حتى گناه پنهان مؤمنان را افشا و پخش مى‏كنند، گويا خود را پاك و آنان را ناپاك مى‏دانند . پاكىِ خود را به اراده و تدبير خود و ناپاكىِ آنان را از بى‏ارادگى و هواطلبى آنان مى‏دانند، در حالى كه بايد بدانند اگر پاك مانده‏ و مرتكب فحشا نشده‏اند، از اين‏ رو است كه خداوند به آنان عنايت كرده و حفظ شان نموده است. اگر حفظ و عصمت خدايى نبود، هيچ كس پاك نمى‏ماند . همگى به فحشا آلوده مى‏شدند. پس خود را تافته جدا بافته ندانند. ديگران را مستحق بى‏آبرو شدن نشمارند، بلكه آنان را گناهكارانى بدانند كه شيطان در لحظاتى بر آنان مسلط شده و به منجلاب گناه كشانده و بايد به آنان كمك كرد تا از منجلاب در آيند و به پاكى بازگردند.
در روايات تأكيد شده از وقايع، فقط آنچه با چشم خود ديده‏اى، حق است و واقع شده و شايسته باور مى‏باشد،ولى آنچه با چشم خود نديده‏اى، معلوم نيست حق و واقع شده باشد، بلكه اكثر آن باطل است. چون حق و باطل آن معلوم نيست، بايد همه آن را باطل شمرد و از باور بدان پرهيز كرد.
امام على(ع) فرمود: آنچه با چشم خود ديده‏اى، واقع و حقيقت است . آنچه شنيده‏ [ولى نديده‏اى‏]، بيش ترش باطل است [و ساخته ذهن ديگران ،نه واقع و حقيقت‏].(4)
سخنانى كه مستند به شنيدنت باشد [از منبع مى‏گويند نقل گردد ]باطل است. گفته‏هايى كه مستند به ديدنت، باشد، حق است.(5)
انسان حق ندارد آنچه از ديگران شنيده و مى‏داند كه اكثرش باطل و بى‏پايه و ساخته ذهن و خشم و دشمنى و تعصب و ... است، نقل كند.
اينكه فردى هر چه را مى‏شنود، نقل كند، يكى از موارد دروغگويى است.(6)
براى انسان همين حد از گناهكارى كافى است كه آنچه را مى‏شنود بازگويد.(7)
ما نه تنها حق نداريم آنچه مى‏شنويم، ولى نديده‏ايم و به حقيقت و واقعيت آن باور نداريم، نقل كنيم، بلكه حتى بسيارى از مشاهدات‏مان را هم نبايد بازگو كنيم. موظف به پوشاندن گناهان و زشتى‏هاى مسلمانان هستيم . بايد عيب‏پوشى كنيم اما نيكويى‏هاى آنان را افشا كرده و پخش نماييم. امام سجاد(ع) فرمود:
خدايا! مرا به زيور صالحان بياراى . لباس زيباى باتقوايان بپوشان. با گستردن عدالت و ... فاش كردن نيكويى‏ها و پوشاندن عيب‏ها.(8)
متأسفانه عملكرد بسيارى از مسلمانان عكس اين تكليف است. نيكويى‏هاى افراد را كتمان و پنهان مى‏كنند و عيب را آشكار مى‏سازند و بر هر كوى و برزن فرياد مى‏زنند.
افشاگرى‏هاى قبل از اثبات در محكمه نيز يكى از موارد غلط و مستند به شنيده‏ها است . بدون اينكه دفاع و توجيه شخص مورد افشاگرى شنيده شود، تهمت انتسابى افشا مى‏گردد. با اين اقدام از طرف كانال‏هاى رسمى، اين خوى ناپسند در جامعه نهادينه مى‏گردد.
زبان، آفات فراوانى دارد. حق است كه همه اعضا از آن شاكى باشند . خوف داشته باشند كه به سبب عملكرد غلط آن گرفتار عذاب شوند. از آفات زبان سخن گفتن‏هاى نابه‏جا و پخش شايعات و افشاى عيوب است. در اين موارد است كه سكوت، عمل صالح و ارزشمند مى‏باشد . تا زمانى كه فرد سكوت كرده و زبان را در دندان نگه داشته، نيكوكار است و در حال عمل صالح.
در این زمان در روایات مطالب زیادی است که احتیاج به پژوهش گسترده دارد.
پى‏نوشت ها:
1. ‏نساء (4) آيه 83.
2. نور(24) آيه 19.
3 همان. ، آيه 21 - 12.
4. ری شهری،ميزان الحكمه، چ اول، تهران، دار الحدیث، 1416 ق، ج‏1، ص‏269.
5. همان،ص‏268.
6. همان، ج‏3، ص‏2676.
7. همان.
8. صحيفه سجاديه (دعاهای امام سجاد)، دعاى بيستم (دعاى مكارم‏الاخلاق).