با سلام و عرض خسته نباشيد؛ چند سؤال داشتم پيرامون اموات و درگذشتگان :
1) روح اموات از زماني كه از بدن جدا مي شود تا زماني كه جسم دفن شود (ممكن است چند روز طول بكشد) كجا بسر ميبرد و آيا متوفي پيش از شب اول قبراز زمان مرگ خود اطلاع دارد و اينكه اين وضعيت براي نيكوكاران و گنهكاران آيا تفاوتي دارد يا نه ؟ ( فقط در اين فاصله زماني و نه بعد از دفن )
2) آيا بعد از مرگ رشد نمو صورت ميگيرد يا نه ؟ يعني كودك بزرگ ميشود يا جوان ميانسال؟ با توجه به اينكه براي نيكوكاران در بهشت پيري و زوالي وجود ندارد؟
3) منبعي معرفي شود براي پاسخ به سؤالاتي از اين قبيل. با سپاس فراوان از شما
پرسش 1:
اموات و درگذشتگان
شرح : با سلام و عرض خسته نباشيد؛ چند سؤال داشتم پيرامون اموات و درگذشتگان : 1) روح اموات از زماني كه از بدن جدا مي شود تا زماني كه جسم دفن شود (ممكن است چند روز طول بكشد) كجا بسر مي برد؟
پاسخ:
با سلام وقدرداني از ارتباط تان با اين مرکز
روح آدمي بعد از مرگ وارد عالم برزخ ميشود. بدن او چه دفن گردد ،چه دفن نشود، مثلا در دشت و صحرا و يا زير آوار بماند يا در دريا غرق شود و يا جانوري آن را بخورد، تفاوتي ندارد. روح در عالم برزخ قرار ميگيرد. اگر از نيکان و صالحان است، در آسايش و راحتي و اگر از بدان و ناپاکان است، در رنج و عذاب در برزخ زندگي ميکند تا رستاخيز عمومي که دوباره روح و بدن به هم ملحق شده و در پيشگاه دادگاه عدل الهي حضور مييابند و حساب پس ميدهند. (1)
گرچه روح بعد از مرگ وارد عالم برزخ مي شود، ولي ارتباط با بدن خود دارد، به خصوص در ساعات و روزهاي اول مرگ، از اين رو گفته شده: ارتباط و توجه از ناحيه روح به بدن مادي و جايگاه آن،يعني قبر خاکي در ساعات و روزهاي اول مرگ، بيش از روزها و اوقات بعدي است. اين معلول انس قبلي روح و انس و الفت آن با بدن مادي است که در طول زندگي دنيوي داشته، به تدريج با انس گرفتن روح به بدن برزخي و نظام جديد برزخي و احکام و آثار آن، از شدت ارتباط و توجه به بدن مادي کاسته ميشود . ارتباط به صورت عادي و معمولي و در حدي که سنخيت و رابطه تکويني ايجاب ميکند در ميآيد. توجه روح به عوالم برزخي و مسايل آن جا و به آنچه بايد توجه کند، منصرف ميگردد.
در ساعات و روزهاي اول مرگ، روح در عين اين که در برزخ است، خود را کنار بدن مادي و با آن و به نوعي متحد با آن مييابد. بر اساس انس زيادي که در دنيا به بدن مادي داشته ،توجه و ارتباط بيش تري با بدن مادي دارد. با حمل و حرکت دادن بدن مثل اين که با آن و به دنبال آن ميباشد. در لحظاتي که بدن مادي را حمل ميکنند و غسل ميدهند، نزد آن و در آن جا حاضر است. (2)
پينوشتها:
1. سيد محمدحسين طباطبايي، شيعه در اسلام، دارالکتب الاسلاميه ، تهران، 1348 ش، ص 101.
2. محمد شجاعي، معاد يا بازگشت به سوي خدا، نشر شرکت سهامي تهران، 1376 ش،ص 249.
پرسش 2:
آيا متوفي پيش از شب اول قبراز زمان مرگ خود اطلاع دارد و اينكه اين وضعيت براي نيكوكاران و گنهكاران آيا تفاوتي دارد يا نه ؟ ( فقط در اين فاصله زماني و نه بعد از دفن )؟
پاسخ:
شايد شگفت ترين و مهم ترين خبري كه انسان در طول موجوديّت خود دريافت مي كند، اين باشد كه ديگر مرده و از عالم دنيا رخت بربسته است، اين خبر براي مؤمنان و صالحان بهترين خبر و براي كافران و فاسقان بدترين خبر خواهد بود.
در لحظات احتضار انسان از آمدن مرگ آگاه مي شود. اما اينكه چه زماني از وقوع آن و اين كه ديگر مرده است، آگاه مي شود پرسش فعلي است.
كيفيت و زمان آگاهي از خبر مرگ براي مؤمن و كافر يكسان نيست. طبق روايات، مؤمن مرگ خود را با ملاقات حضرات معصومين ـ عليه السّلام ـ آگاه مي شود.
هنگام غسل دادنِ جسد ميت مؤمن به او پيشنهاد مي شود كه آيا مي خواهي بار ديگر به دنيا برگردي؟ پاسخ
مي گويد: چه كنم با آن همه بلا و زيان و اندوه.(1) اما كافر و دشمن خدا طبق روايت از پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ هنگامي كه جنازه او را بر مي دارند، صدا مي زند: اي برادران! از سختي هاي كه در آن گرفتار شده ام، شكايت
مي كنم . شيطان و دنيا و دوستان هواپرست و اولاد و مال همه فريب ام دادند. بي وفايي كردند. خانة را كه با اموال زياد و سختي هاي بي شمار آباد كردم، امروز كسي ديگر در آن نشسته، از قبرم شكايت دارم كه فرياد مي زند: من خانة تنگ و تاريك و ترسناك و پر از كرم و حشرات هستم.(2)
از رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ نقل شده است:
وقتي جنازه برداشته مي شود، روح ميت بالاي جسدش قرار مي گيرد ... اگر ميت ظاهر باشد، آن دو ملك نويسندة اعمال خود را مي بيند . آن دو مي گويند: خداوند از جانب ما به تو پاداشي ندهد. چه مجلس هاي بدي كه ما را وادار به نشستن در آن كردي . چه كارهاي غير صالحي كه ما را شاهد ساختي. چه سخن هاي زشتي كه ما را شنواندي.(3)
از اين روايات به دست مي آيد كه ميت در حال غسل دادن جنازه اش از مرگش كاملاً آگاهي يافته است. نيز از روايات بر مي آيد كه اين لحظات بسيار سخت و سنگين است.پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ بدترين حالات بر ميت را چنين معرفي كرده اند:
آن گاه كه غسل دهنده بر ميت وارد مي شود، اگر ميت جوان باشد، حلقة دامادي از دستش و اگر عروس باشد، لباس عروسي از بدنش و اگر از مشايخ و فقها باشد، عمامه از سرش بيرون كنند.
روح ميت با مشاهدة اين حالت فريادي مي زند كه همه هستي صداي او را مي شنوند جز انسان ها و جنيان ـ به گونه اي كه اگر غسل دهنده اين فرياد را بشنود، ديگر هيچ مرده را غسل نخواهد داد. فريادش اين است: اي غسّال! لباس مرا به آسودگي بيرون آور. تو را به خدا سوگند ! زيرا الان از دست ملك الموت رهايي يافتم. آب غسل را مرا ملايم كن،زيرا جسدم به خاطر رفتن روح سوخته است. به شدّت غسلم نده كه بدنم مجروح است. هنگام كفن مي گويد: تو را به خدا سوگند ! سر كفن را نبند تا فرزندان و خانواده را ببينم و ببينند كه آخرين ديدار است.(4)
حالت ميت مؤمن با حالت ميت كافر هنگام تشييع جنازه بسيار متفاوت است. كارهاي صالح و نيك ميتِ مؤمن باعث
مي شود ملايكه رحمت اطراف جنازة او را بگيرند. روح و ريحان جنت را مشاهده كند. آن گاه به حاملان جسد خود خطاب مي كند: زودتر مرا منتقل كنيد، اما ميت كافر وقتي صورت زشت و بدمنظر كارهاي خود و شياطين را مي بيند كه گرد او جمع شده اند، فرياد مي زند: جنازه ام را نگهداريد و به قبر نبريد.(5)
سخن گفتن زمين و قبر با ميت مؤمن و كافر شنيدني است: جنازة مؤمن هنگام تشييع به هر قطعه زميني كه عبور مي كند، آن قطعه خود را به صورت باغي سرسبز جلوه مي دهد. از خدا مي خواهد اين ميت را در او جا دهد . به ميت خطاب مي كند: تا زنده بودي و روي من راه مي رفتي ،محبوبم بودي. حال اگر بر من وارد شوي ،باغي از بهشت براي تو خواهم بود، اما هنگام عبور جنازة كافر، هر قطعة از زمين فرياد مي زند و از خدا مي خواهد اين عاصي طاغي را در دلش جا ندهد.(6)
در منابع روايي اهل سنت، از رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ نقل شده :
ميت، شوينده ، كفن كننده ، انتقال دهنده و كسي را كه او را در قبر مي گذارد مي شناسد.
ميت اگر به روح و ريحان و جنت نعيم بشارت داده شده باشد، فرياد مي زند: مرا زودتر به قبر ببريد . اگر به
آب جوشان و آتش جهنم بشارت يافته باشد، فرياد مي زند: من را نگه داريد.(7)
براي مطالعة بيش تر ر.ك:
عالم برزخ در چند قدمي ما ـ محمد محمدي اشتهاردي.
نهج البلاغه، ترجمه انصاري، حكمت 238
پي نوشت ها:
1. محمد باقر مجلسي، بحارالانوار،بيروت ، موسسه الوفاء ، 1404هـ.ق ، ج6، ص 243، حديث 67؛ محمد بن يعقوب كليني، الفروع من الكافي، تهران، دارالکتب الاسلاميه، 1365هـ.ش، ج3، ص 128، حديث 1.
2.کافي ، ج3، ص 233، حديث 2 و 4.
3. بحار ، ج 6، ص 161، حديث 28.
4. طبرسي نوري، كفاية الموحدين، تهران، انتشارات علميه اسلاميه ، 1352هـ.ش ،ج 3، ص 227.
5.کافي، ج3، ص 239؛ كفاية الموحدين ، ج3، ص 225.
6. كفاية الموحدين، ج3، ص 229.
7. سيوطي،شرح الصدور، دارالمعرفه ، 1417 هـ . ق ، ص 138.
پرسش 3:
آيا بعد از مرگ رشد نمو صورت مي گيرد يا نه ؟ يعني كودك بزرگ مي شود يا جوان ميانسال؟ با توجه به اينكه براي نيكوكاران در بهشت پيري و زوالي وجود ندارد؟ 3) منبعي معرفي شود براي پاسخ به سؤالاتي از اين قبيل. با سپاس فراوان از شما
پاسخ:
بر اساس آموزه هاي ديني تکامل بعد از مرگ در برزخ وجود دارد (1) حتي در بهشت تکامل مطرح است، (2) ولي رشد به معنايي که در پرسش آمده که کودکي به لحاظ جسمي و بدني رشد و نمو کند و بزرگ تر و جوان گردد و يا جوان ،ميانسال و ميانسال، پير شود، نخواهد بود ،زيرا اولا در عالم برزخ چنين رشد و نموي مطرح نيست، به دليل اين که در اين عالم روح در برزخ و بدن در گودال خاکي و از هم دور اند .روح تعلق تدبيري نسبت به بدن ندارد تا بدن بر اثر آن تدبير رشد و نمو کند .بدون تدبير روح بدن حيات ندارد تا رشد و نمو نمايد .
بدن در قبر نه تنها رشد و نمو ندارد، بلکه مي پوسد .
ثانيا نحوه حضور انسان در روز قيامت به صورتي است که در دنيا بوده و از دنيا رفته است؛ مرگ او موجب تغييري در حشر انسان به صورت دنيايي نمي شود. چون بدن ها به هر نحوهاي که از دنيا رفته باشند، بالاخره در خاک مي پوسند و متلاشي ميشوند و دوباره به اذن الهي به همان صورتي که مرده بودند،زنده ميگردند، نه اين که بچه از دنيا برود و جوان زنده شود يا جوان بميرد و پير زنده شود .
افراد در چه سني در روز قيامت محشور ميشوند و در بهشت وضع افراد به لحاظ بنيه بدني چگونه خواهد بود ؟
در سه محور مطالبي اشاره مي شود :
الف) از قرآن و روايات و دلائل عقلي ميتوان استفاده کرد در همان سني که از دنيا رفتهاند، محشور ميشوند. (3) اما از قرآن به دو آيه اشاره ميشود.
1. بار ديگر در صور دميده ميشود. ناگهان آن ها از قبرها شتابان به سوي (دادگاه) پروردگارشان ميروند. (4)
از اين آيه استفاده ميشود که با آخرين سني که از دنيا رفتهاند، محشور ميشوند.
2. " اينکه رستاخيز آمدني است و شکي در آن نيست و خداوند تمام کساني را که در قبرها هستند زنده ميکند". (5)
آيه ظاهرش اين است که با همان بدن و همان سني که از دنيا رفتهاند، محشور ميشوند.
در روايتي ميخوانيم :کما تموتون تحشرون؛ چنان که ميميريد، محشور ميشويد(6). از پيامبر نقل شده طفلي که از دنيا رفته،دستور داده ميشود وارد بهشت شود، او ميگويد: پدر و مادرم هم بايد همراه من وارد شوند (7). حديث نشان ميدهد که قبل از ورود به بهشت و جوان شدن کودک، در همان سني که از دنيا رفته، يعني در سن کودکي محشور ميشود.
اما از نظر تحليل عقلي مي توان گفت:
خرد اقتضا ميکند که انسان در سني که از دنيا رفته است، محشور شود. زيرا بدني که فشرده همه بدن هاي دوران عمر است، هميشه با روح بوده و از هر جهت تناسب و سنخيت با آن دارد . روح تنها با آن ميتواند (مأنوس) باشد. انس با آخرين لحظات عمر بدن بيش تر خواهد بود. جا دارد که انسان در سني که از دنيا رفته است، محشور شود. (8)
ب) وضع سني بهشتيها:
از آيات قرآن استفاده ميشود که در بهشت درد سر و خستگي و پيري وجود ندارد(9). از آياتي که قبلا ذکر شد، ميتوان حدس زد که بهشتيها در بهترين سني که قابل تصور است زندگي ميکنند، اما در روايات به صورت کلي بيان شده که انسان ها در بهشت (اعم از زن و مرد) جوان هستند. امام جواد (ع) فرمود: لان اهل الجنة يکونون شباناً ؛ (10) اهل بهشت همه (مرد و زن) جوان محشور ميشوند (و در بين آن ها پير مرد و پير زن وجود ندارد).
در روايات ديگري مساله مشخصتر بيان شده، پيامبر اسلام فرمود: مردان بهشتي در 33 سالگي و حوريه و زنان بهشتي در 16 سالگي ميباشند. (11)
اين روايت عموميت دارد . شامل همه ساکنان در بهشت ميشود. گرچه درک دقيق اين مسئله با جزييات آن براي افراد غير معصوم شايد دشوار باشد، ولي به طور کلي از آموزه هاي ديني به دست مي آيد که در بهشت پيري و ساير
رنج ها نخواهد بود اما اين که تجربه رشد جسمي به عنوان يک نعمت ممکن است مطرح باشد، مطلبي است که دليل نقلي بر اثبات آن نيست .عقل از درک اين گونه امور قطعا عاجز است. نمي تواند نظر دهد کند.عقل در اين گونه مسايل کاملا بر سر سفره وحي مهمان است. تنها در حد تحليل آموزه هاي وحياني مي تواند اظهار نظر نمايد .
ج) وضع سني جهنميها:
در مورد جهنميها به روايت و آيهاي خاصي برخورد نشد که مساله را بيان کند ،ولي از آيات و ادلهاي عقلي که در قسمت سن محشور شدگان در روز قيامت مطرح شد، ميتوان استفاده کرد با همان سن وارد جهنم ميشوند، چون با بدني که تا آخرين لحظه گناه نمودهاند، بدني که فشرده همه بدن هاي دوران عمر است و هميشه با روح بوده، بايد عذاب شوند که همان سني است که از دنيا رفتهاند.
جوان شدن سن بهشتيها تفضلي است از جانب خداوند که در بهشت رنج و محنت و پيري نباشد و گرنه بهشتي ها هم قاعدتا بايد در سني که از دنيا رفتهاند، محشور شوند. البته اگر جواني هم وارد جهنم شود ( که معلوم نيست، چون طبق صريح قرآن "روز قيامت آن قدر طولاني است که کودکان را پير ميکند) بر اثر عذاب لحظه به لحظه پوست بدنش عوض مي شود. (12)
اما کتاب هايي در باره پرسش ها:
1. جعفر سبحاني .پرسش ها و پاسخ ها (13)
2. ناصر مکارم . پرسش و پاسخ (14)
3. محمد رضا کشفي .پرسش ها و پاسخ ها (15)
پي نوشت ها :
1. محمد امين صادقي، نتايج کلامي حکمت صدرايي، نشر بوستان کتاب ، قم، 1388 ش ،ص252 .
2. ناصر مکارم، پيام قرآن، نشر دارالکتب الاسلاميه ،تهران، 13831ش ، ص363 .
3.محسن فيض کاشاني، تفسير صافي، منشورات مؤسسه الاعلمي للمطبوعات، بي تا.، ج5، ص275.
4. يس (36) آيه51 .
5. حج (22) آيه7.
6. مرتضي مطهري، راه هاي اثبات وجود خدا ، نشر انجمن اسلامي دانشجويان، تهران، بي تا. ص216.
7. شهيد اول و ثاني، شرح لمعه ،نشر مکتبة العلمية. بي تا ، ج2، ص52.
8. استاد مکارم شيرازي، معاد و جهان پس از مرگ، نشر مطبوعات هدف، قم، بي تا ،ص338.
9. فاطر (35) آيه34.
10. طبرسي، احتجاج، انتشارات اسوه ،تهران، بي تا، ج2، ص478
11. آيةاللَّه دستغيب،معاد ،نشر کتاب خانه مسجد جامع عتيق شيراز، چاپ اول، بي تا، ص141.
12. نساء (4) آيه 56.
13. نشر موسسه امام صادق، قم، 1383 ش.
14. نشر دار الکتب الاسلاميه، تهران، 1383 ش.
15. نشر معارف، تهران، 1383 ش.






