با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما می خواستم بپرسم منظور از فدا و عوض در آیه 48 سوره بقره چیست ؟
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز.
بحث"فدا" و " عوض" زیر مجموعه بحث گسترده و پر شاخ و برگ "شفاعت" قرار می گیرد و چون پرداختن به بحث شفاعت مورد توجه و سوال پرسشگر نیست پاسخ را در محدوده پرسش متمرکز می کنیم.
ابتدا لازم است معنای آیه شریفه دانسته و سپس مقصود از کلمات " فدا و عوض" معلوم شود.
خدای متعال فرمود"وَ اتَّقُوا يَوْماً لا تَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئاً وَ لا يُقْبَلُ مِنْها شَفاعَةٌ وَ لا يُؤْخَذُ مِنْها عَدْلٌ وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ"؛ (1) یعنی: و از آن روز بترسيد كه كسى مجازات ديگرى را نمىپذيرد و نه از او شفاعت پذيرفته مىشود و نه (عوض و) غرامت از او قبول خواهد شد و نه يارى مىشوند.
همان طور که توجه شد، آیه مربوطه ناظر به بحث شفاعت در روز قیامت است. درآن روز، عاقبت هر کسی در گرو عمل خوب و بدش است و هیچ شفاعت و سفارشی و نیز عوض و غرامتی هم از ناحیه کسی پذیرفته نمی شود. ( لازم به ذکر است هر آیه ای شان نزول خود را دارد و در مقابل آیات رد شفاعت در قیامت، آیات دیگری مبنی بر قبولی شفاعت در قیامت وجود دارد که به اهلش می رسد، و مراد از نفي شفاعت در آيه نفي تمام شفاعت ها نيست بلكه شفاعتي كه برخي با اميد هاي كاذب منتظر آن بودند هست ) ولی در حال حاضر به تفسیر این آیه و محدوده خاص آن می پردازیم )
اکنون به طور خلاصه به مطالبی که در بعضی از تفاسیر نوشته شده است، توجه می کنیم:
در اين آيه به برخى باورهاى غلط و اميدهاى نابجاى يهود، اشاره شده است.
آنان گمان مىكردند كه در روز قيامت اجدادشان، شفيع آنان خواهد شد. چنان كه بتپرستان، بتها را شفيع خود مىپنداشتند. برخى از آنان قربانى كردن را كفّارهى گناهان دانسته و اگر پول نداشتند، يك جفت كبوتر را سر مىبريدند.
گروهى از آنان به همراه مرده، طلا و زيورآلات دفن مىكردند تا مرده به عنوان جريمهى گناهانش بپردازد.
غافل از آنكه قيامت بر خلاف دنياست، كه برخى با پول و پارتى و يا حمايت گرفتن از قدرتها، بر مشكلاتشان پيروز مىشوند.
در روز قيامت، تمام سببها قطع "تَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبابُ"؛ (2) و نسبتها محو "فَلا ... أَنْسابَ بَيْنَهُمْ". (3) و زبان عذرخواهى بسته مىشود "وَ لا يُؤْذَنُ لَهُمْ فَيَعْتَذِرُونَ" (4) مال و فرزند كارآيى ندارند "لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ"؛ (5) و خويشاوندى نيز ثمرى ندارد "لَنْ تَنْفَعَكُمْ أَرْحامُكُمْ"(6) . قدرتها پوچ مىشوند "هَلَكَ عَنِّي سُلْطانِيَهْ"؛ (7) و شفاعت بدون اذن خداوند پذيرفته نمىشود "وَ لا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى"؛ (8) و فديه پذيرفته نمىشود. «لا يُؤْخَذُ مِنْكُمْ فِدْيَةٌ»(9) (10)
"وَ لا يُؤْخَذُ مِنْها عَدْلٌ" يعنى كسى را (در قیامت) به جاى ديگرى نمي گيرند و فديه نمىپذيرند، در جنگ ها معمول بود كسانى را كه بعنوان اسارت مي گرفتند بسا فديه (چیزی که بتواند به عنوان عوض ارزش داشته باشد ) از آنها اخذ نموده و آزادشان مي كردند و اين در غزوات (جنگ های) اسلامى نيز معمول بود، پس، در قيامت فديه از كسى نمىپذيرند چنانچه در آيات ديگر نيز تصريح شده است. (11)
در حقيقت آيه فوق اشاره به اين است كه در اين دنيا چنين معمول است كه براى نجات مجرمان از مجازات از طرق مختلفى وارد مىشوند: گاه يك نفر جريمه ديگرى را پذيرا مىشود و آن را اداء مىكند.
اگر اين معنى ممكن نشد متوسل به شفاعت مىگردد و اشخاصى را بر مىانگيزد كه از او شفاعت كنند.
باز اگر اينهم نشد سعى مىكنند كه با پرداختن غرامت خود را آزاد سازند.
و اگر دسترسى به اين كار هم نداشت از دوستان و ياران كمك مىگيرد تا از او دفاع كنند تا گرفتار چنگال مجازات نشود.
اينها طرق (راه های) مختلف فرار از مجازات در دنيا است، ولى قرآن مىگويد:
اصول حاكم بر مجازاتها در قيامت به كلى از اين امور جدا است، و هيچ يك از اين امور در آنجا به كار نمىآيد، تنها راه نجات پناه بردن به سايه ايمان و تقوا است و استمداد از لطف پروردگار...........
البته" شفاعت" در معنى صحيحش براى حفظ همين تعادل است، و وسيلهاى است براى بازگشت گناهكاران و آلودگان، و در معنى غلط و نادرستش موجب تشويق و جرات بر گناه است.
كسانى كه جنبههاى مختلف شفاعت و مفاهيم صحيح آن را از هم تفكيك نكردهاند گاه بكلى منكر مساله شفاعت شده، آن را با توصيه و پارتىبازى در برابر سلاطين و حاكمان ظالم برابر مىدانند! و گاه مانند وهابيان آيه فوق را كه مىگويد:" لا يُقْبَلُ مِنْها شَفاعَةٌ" در قيامت از كسى شفاعت پذيرفته نمىشود بدون توجه به آيات ديگر دستاويز قرار داده و به كلى شفاعت را انكار كردهاند. (12)
بنا بر این، همه این گونه مسایل که به شکل سنت های دنیایی و در روابط اجتماعی جای خود را باز کرده است، درسرای آخرت ازبین می رود و در آن روز فقط حکومت از آن خدای متعال است و همه اسباب دنیایی که با توسل به آن یا خود را نجات می دادند و یا در روابط اجتماعی شان تبدیل به سنت پایدار شده بود، در قیامت قطع خواهد شد.
لازم به ذکر است مطابق با تفسیر آیات متعدد مربوط به قبولی شفاعت در مورد افراد مومن و مسلمان که لیاقت شفاعت را دارند، توجه تفسیری آیه 48 سوره بقره به کافران در روز قیامت است که در مقابل عذرشان هیچ عوض و فدیه ای پذیرفته نمی شود.
پی نوشت ها:
1. سوره بقره آیه 48 .
2. سوره بقره،آیه 166.
3. سوره مؤمنون، آیه 101 .
4. سوره مرسلات، آیه 36.
5. سوره شعراء، آیه 88.
6. سوره ممتحنه، آیه 3.
7. سوره الحاقه، آیه 29.
8. سوره انبياء، آیه 28.
9. سوره حديد، آیه 15.
10. قرائتی محسن، تفسير نور، تهران انتشارات مرکز فرهنگی درس هایی از قرآن، سال 1383 شمسی، چاپ یازدهم، ج1، ص 109.
11. طیب عبد الحسین، أطيب البيان في تفسير القرآن، تهران انتشارات اسلام سال 1378 شمسی، چاپ دوم، ج2، ص 27.
12. مکارم شیرازی ناصر، تفسير نمونه، تهران انتشارات دار الکتب الاسلامیه، سال 1374 شمسی، چاپ اول، ج1، ص 223.






