سه سوال داشتم اول اینکه در احادیث و روایات به عنوان مثال از صفت سخن چین، دروغگو، غیبت کننده، مسخره کننده و ... استفاده شده است. به عنوان مثال در روایات یکی از عوامل فشار قبر را سخن چینی ذکر کرده اند. سوال من این است که این صفات به کدام افراد اطلاق می شود؟ آیا فردی که گهگاهی چنین اعمالی مانند غیبت دروغگویی یا سخن چینی را انجام می دهد دارای آن صفات است؟ یعنی اگر کسی هر از گاهی غیبت شخصی را انجام داد مستوجب عذاب قبر است یا می توان صفت غیبت کننده را به آن فرد اطلاق کرد؟
دوم اینکه روایتی از امام صادق (ع) وارد شده که ایشان فرمودند: اگر خداوند یک عمل را از انسان بپذیرد او را عذاب نمی کند و به بهشت وارد می کند. همانطور که از برخی علما وارد شده مانند سید بحرالعلوم که ایشان پس از مرگ در خواب کسی فرموده بودند که در آنجا فقط سیبی را از او قبول کردند. سیبی را که با اخلاص به بچه کوچکی داده بود. حال با این توضیحات اگر انسان عملی را با اخلاص کامل انجام دهد آیا گناهان آن عمل را نابود نمی کنند و می توان به عملی که با اخلاص انجام شده امید داشت؟
سوال سوم اینکه ما عملی را به فرمان خداوند انجام می دهیم. مانند نماز. بعد به عنوان مثال شخصی از انسان تعریف می کند که مثلا فلانی نمازهایش را اول وقت می خواند. وقتی این سخن به گوش انسان می رسد مقداری از این تعریف خوشش می آید. آیا این حس ریا محسوب می شود؟ در حالی که اصل عمل برای خداوند انجام می شود.
با تشکر

پرسش 1:
صفات سخن چيني، دروغگويي . ريا . اخلاص
شرح : سه سوال داشتم اول اين که در احاديث و روايات به عنوان مثال از صفت سخن چين، دروغگو، غيبت کننده، مسخره کننده و ... استفاده شده است. به عنوان مثال در روايات يکي از عوامل فشار قبر را سخن چيني ذکر کرده اند. سوال من اين است که اين صفات به کدام افراد اطلاق مي شود؟ آيا فردي که گهگاهي چنين اعمالي مانند غيبت دروغگويي يا سخن چيني را انجام مي دهد داراي آن صفات است؟ يعني اگر کسي هر از گاهي غيبت شخصي را انجام داد مستوجب عذاب قبر است يا مي توان صفت غيبت کننده را به آن فرد اطلاق کرد؟
پاسخ :
پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباط تان با اين مرکز
در نظام هستي، هر ظاهري، باطني و هر عملي، اثري دارد که اثر عمل، باطن عمل است. در لسان دين، به اثر و باطن عمل، جزاي عمل اطلاق مي شود. به همين جهت، چون ما چشم باطن بين نداريم تا خودمان نتيجه و اثر عمل را ببينيم، انبيا - عليهم السلام - آمده اند و به ما خبر داده اند که اثر هر عملي چيست؛ به طور مثال، باطن وضو را حورالعين و باطن سخن چيني را فشار قبر بيان کرده اند و اين گونه، باطن عمل را که از ما پنهان و در خفا است، به ما معرفي نمودند.
اما رذايل و فضايل اخلاقي در انسان دوگونه اند:
1. گاهي يک صفتي در انسان بر اثر تکرار عمل، به صورت ملکه در مي آيد و انسان متخلق به آن صفت مي شود. (1)
2. گاهي آن صفت ملکه نشده و آن عمل يا به دليل فکر و تأمل و يا از روي غفلت از انسان سر مي زند.
در هر صورت، گناه اثري دارد که اگر بعد از مرتکب شدن توبه نشود و مکرر انجام گيرد، به صورت ملکه در مي آيد و از انسان بدون اراده سر مي زند. اين عذاب هايي که براي بعد از مردن ذکر نموده اند، معمولاً براي گناهاني است که به صورت ملکه در آمده باشد؛اما اگر گناه ملکه نشده باشد، براي مؤمنين يا با توبه پاک مي شود و يا خداوند به رحمت خودش اثر آن را با بيماري و بلاها و سختي ها و مشکلات و... از بين مي برد.
البته بايد توجه به اين نکته هم داشت که اگر انسان در حال ارتکاب گناه عجلش سر رسد و از دنيا برود، گرفتار عذاب برزخي مي شود تا گناه پاک شود و براي قيامت نماند.
در نتيجه، افرادي که گهگاه از آن ها دروغ يا غيبت سر مي زند، در آن لحظه به او درغگو و غيبت کننده اطلاق مي شود؛ اما اگر توبه نمايد، گرفتار عذاب الهي نمي شوند.
شايد سؤال شود براي کسي که گناه به صورت ملکه درآمده هم اگر توبه نمايد، عذابي هست يا نه؟
در جواب عرض مي کنيم بله، اگر توبه نمايد، عذابي نيست؛ اما توب? او فقط طلب بخشش نيست؛ بلکه بايد اين صفتي را که به صورت ملکه در آورده، از بين ببرد تا در قيامت گرفتار عذاب نشود. در اين مورد، در کتاب "احياءعلوم الدين" آمده: «حشر انسان بر چيزى باشد كه مرگ بر آن بود و مرگ بر چيزى كه زندگانى بر آن بود و معتبر در آن، حال دل او باشد؛ نه‏ حال شخص او. چه صورت ها در سراى آخرت، از صفات دل تركيب كنند و نجات نباشد، مگر كسى را كه دل او از رذايل مسلّم {حتمي} بود». (2)
يعني اگر صفتي در انسان ملکه شده باشد، در قيامت آن صفت صورت هاي مناسب خود را ظهور و بروز مي دهد و از صفت رذيله انساني چيزي جز عذاب و گرفتاري براي انسان ظاهر نخواهد شد. به قول مولوي:
آن سخن هاي چو مار و كژدمت مار و كژدم گردد و گيرد دمت

پي نوشت ها:
1. اقتباس از: آية الله مهدوي كني‏، نقطه‏هاى‏ آغاز در اخلاق‏ عملى، ص 22، چاپ هفتم، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، تهران، 1376 ش.
2. محمد خوارزمى، ترجمه‏ احياء علوم‏ الدين، ج 3، ص 104(نرم افزار نور).

پرسش 2:
دوم اين که روايتي از امام صادق (ع) وارد شده که ايشان فرمودند: اگر خداوند يک عمل را از انسان بپذيرد او را عذاب نمي کند و به بهشت وارد مي کند. همان طور که از برخي علما وارد شده مانند سيد بحرالعلوم که ايشان پس از مرگ در خواب کسي فرموده بودند که در آن جا فقط سيبي را از او قبول کردند. سيبي را که با اخلاص به بچه کوچکي داده بود. حال با اين توضيحات اگر انسان عملي را با اخلاص کامل انجام دهد آيا گناهان آن عمل را نابود نمي کنند و مي توان به عملي که با اخلاص انجام شده اميد داشت؟
پاسخ:

اين روايت از امام صادق - عليه السلام - چنين بيان شده: «مَنْ قَبِلَ اللَّهُ مِنْهُ صَلَاةً وَاحِدَةً لَمْ يُعَذِّبْهُ وَ مَنْ قَبِلَ مِنْهُ حَسَنَةً لَمْ يُعَذِّبْهُ»؛ (1) «هر كس خداوند يك نماز از او بپذيرد، عذابش نمي كند و از هر كس هم يك حسنه قبول كند، عذابش نمي كند».
اولاً، نص صريح آي? قرآن مي فرمايد: «فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ ؛وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَه»؛ (2) «پس هر كس هموزن ذرّه‏اى كار خير انجام دهد، آن را مى‏بيند و هر كس هموزن ذرّه‏اى كار بد كرده، آن را مى‏بيند».
اين آيه طبق فرمايش امير مؤمنان - عليه السلام - جز محکمات آيات قرآن است؛ نه متشابهات. (3) در آن جا که مي فرمايد: «هي أحكم آية في القرآن، و كان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله‏ يسمّيها "الجامعة»؛ (4) «اين آيه، محكم ترين آيه قرآن است و پيغمبر آن را "جامعه" مى‏خواند».
پس طبق اين آيه شريفه، هر كس نتيجه اعمالش را خواهد ديد.
ثانياً، در آيه ديگر بيان شده كه: «وَ مَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَ لا يُظْلَمُونَ نَقيراً»؛ (5) «و هر كس كه كارى شايسته كند، چه زن و چه مرد، اگر مؤمن باشد، به بهشت مى‏رود و به قدر آن گودى كه بر پشت هسته خرما است، به كسي ستم نمى‏شود».
اين آيه بيان مي كند که هر كس يك عمل صالح انجام دهد، داخل بهشت مي شود؛ اما شرطش را ايمان مي داند؛ يعني اگر شخص مؤمن نباشد، عمل صالحش به كار نمي آيد.
ثالثاً، رواياتي هم داريم كه بيان مي كند گناهان آثار اعمال صالح را از بين مي برند. در نتيجه، يك عمل خالص وقتي انسان را از عذاب نجات مي دهد كه: 1. شخص مؤمن باشد؛ 2. اهل گناه و معصيت نباشد.
و در مورد خواب مذكور در سؤال نيز بايد بگوييم كه آن شخص علامه مجلسي از علماي بزرگ اسلام است و در ايمانش شكي نيست و اين خواب به آن معنا نيست كه بقيه اعمالش بي فايده باشند؛ بلكه از بين اعمال صالح و خير او، آن يك عمل خالص ترين بوده است. از اين رو، در نجات او كفايت مي كند. علاوه بر اين، خواب دليل و برهان نمي شود كه حتماً اين گونه است؛ بلكه اين خواب ها به عنوان موعظه براي انسان سودمند است.

پي نوشت ها:
1. شيخ کليني، اصول کافي،‌ ج 3، ‌ص 266، دارالکتب الاسلاميه، تهران، 1365ش.
2. زلزله (99)، آيه 7-8.
3. محكم، آن است كه در آن شبهه اي عارض نشود؛ نه از حيث لفظ و نه از حيث معنا. متشابه، آن است كه تفسير آن به سبب شباهت به مضمونى ديگر دشوار باشد؛ يا از لحاظ لفظ يا از نظر معنا. (به نقل از تفسير راهنما).
4. امام خميني، چهل حديث، ص 463، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، قم، 1376ش.
5. نساء (4)، آيه 124.

پرسش 3:
سوال سوم اين که ما عملي را به فرمان خداوند انجام مي دهيم. مانند نماز. بعد به عنوان مثال شخصي از انسان تعريف مي کند که مثلا فلاني نمازهايش را اول وقت مي خواند. وقتي اين سخن به گوش انسان مي رسد مقداري از اين تعريف خوشش مي آيد. آيا اين حس ريا محسوب مي شود؟ در حالي که اصل عمل براي خداوند انجام مي شود. با تشکر
پاسخ:

در تعريف ريا بيان شده: «ريا، آن‏ است كه عمل را طورى انجام دهد كه ديگران ببينند و از اين طريق، كسب وجاهت و موقعيت براى عمل كننده حاصل شود». (1)
ريا، وقتي است كه انسان قبل از عمل يا در حين انجام عمل، نيتش را به غير خدا سوق دهد؛ اما بعد از عمل، ديگر ريا محسوب نمي شود و خوشحالي از تعريف ديگران، اگر خدشه اي به نيت او در اعمال بعدي وارد نكند، ايرادي ندارد و اين نوع خوشحالي، طبيعي است.
موفق باشيد.

پي نوشت:
1. مکارم شيرازي، اخلاق در قرآن، ج 1، ص 296، مدرسه امام علي بن ابيطالب عليه السلام، قم، 1379ش.