با سلام اینجانب خانمی هستم که به مسائل دینی خیلی معتقدم لکن به دلایلی که میدانم ازمایش و بستر شیطانی پایه ان بوده <سن کم در ازدواجم .ازدواچ نااگاهانه.اختلاف سنی درحدی که نیازهام براورده نشده>تمایل به نامحرم بعد عمری درس اخلاق دادن درمن پیداشدبه صورتی که مرتکب گناه کبیره ای شدم اون هم <دیدن اندامم .لمس عورتین.بانهایت شرم میگم دو مرتبه دخول که راضی نبودم و زود کشیدم تا حدی که نمیدونم زنا شده یا نه منظورم دخول در حد ختنه گاهه>از این همه صراحت بی نهایت روسیاهم چون میخام شرایط حکممو بدونم انشالله هیچ کی غرور عبادت مث شیطون نگیره که من از کجا به کجا رسیدم باورم نمیشه چطور دچار خطوات شیطانی شدم و پله پله گناه حقم شدو شیرین برام من که تارمومونامحرم ندیده بود الان دارم میمیرم با این روسیاهی وسگ صفتیم توبه کردم اما نمیدونم تکلیفم در قبال شوهرم حق الناس چیه؟در ضمن توبه حقیقی من به چه صورتی باشه امید به منتهای بخششش دلگرمم میکنه منتها نیاز شدید به راهنمایی ومرافبت بر توبه دارم تئ رو به ولای علی محبت زهرا کمکم کنین.......
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباط تان با این مرکز
هنگامی که فطرت در غفلت قرار گیرد و دل گرفتار غرور یا یکی دیگر از صفات رذیله شود، میدان برای تکتازی نفس اماره جهت سرکشی و رفتن به سوی گناه آماده می گردد. از این رو، یکی از شیوه های رسول خدا - صلی الله علیه و آله - در برخورد با بعضی گنهکاران این بود که نخست در وی بیداری دل ایجاد می کرد و او را به پشیمانی از عمق جان از آن گناه و هر گناه دیگری وا می داشت. به همین دلیل، قبح و زشتی های گناه که نا فرمانی خداوند قادر است و همچنین برخی از عذاب های سنگینی را که برای گناه مقرر شده، بیان می نمود. گاهی نیز از گنهکار اظهار تنفر می نمود و یا می فرمود: «از من دور شو». چنان که در مورد معاذ بن جبل چنین کرد. (1) پس قبل از پاسخگویی به سؤال و نشان دادن راهکاری برای حل مشکل، نخست لازم می دانیم در مورد گناه زنا و روابط نامشروع و آثار منفی آن تذکری بدهیم:
اصولاً آلودگی به گناه (هر گناهی باشد) و بی باکی در معاصی، به معنای شکستن حرمت خداوند و مقام ربوبی الهی است که امری بسیار ناپسند و شقاوت آور است.
انجام عمل خلاف شرع، موجب تباهی انسان و باعث فنا و هلاکت او است. امام باقر (ع) فرمود: «ما من نکبه تصیب العبد الا بذنب»؛ (2) «هیچ نکبتی دامنگیر شخص نمی شود، مگر به واسطه گناهی که مرتکب شده است».
پلیدی و خباثتی که در گناه هست، حجاب نورانیت دل و صفای باطن است.
گناهکار قبل از این که با گناه خود به جامعه یا به جسم و روح خود ضربهای وارد کند، شخصیت و انسانیت خود را با دشمن خویش، یعنی شیطان معامله کرده است؛ به بیان دیگر، پیش از اقدام به گناه، از پوسته «خود حقیقی و الهی» بیرون می آید، خود انسانی خویش را ساقط مینماید و انسانیت خود را تباه می کند و آن گاه دست به گناه می زند؛ زیرا «از کوزه همان برون تراود که در اوست».
پس کسی که عاشق فضایل و کرامت انسانی و تشنه همراهی و همگامی با اولیای الهی و ائمه معصومین - علیهم السلام - است، باید از پلیدی گناه پیراسته گردد. علی (ع) می فرماید: «کسی که به کرامت نفس و شرافت آدمی علاقه دارد، حتماً باید از گناه بپرهیزد». (3) زشتی زنا، نزد خداوند به اندازه ای زیاد است که قرآن کریم می فرماید: «ولا تقربوا الزّنا انّه کان فاحشة و ساء سبیلاً»؛ (4) «نزدیک زنا نشوید که کار بسیار زشت و بد راهی است». زنا، از گناهانی است که در تمام ادیان آسمانی حرام بوده و از گناهان بزرگ شمرده شده است. چنانچه این گناه توسط زن شوهردار واقع شود، گناه و عذاب آن بسیار بزرگ تر است. به همین دلیل، هم مجازات دنیایی آن سنگین است و هم مجازات اُخروی آن.
امام صادق (ع) می فرماید: «زنا، شش اثر دارد: سه اثر در دنیا، سه اثر در آخرت. اما آثار دنیوی زنا: آبرو را می برد، رزق را کم می کند و مرگ را نزدیک می کند. و آثار اخروی آن: غضب پروردگار، سختی حساب و دخول در آتش و جاودان ماندن در آن». (5)
رسول خدا(ص) فرمود: «کسی که مکرر زنا کند و توبه نکرده از دنیا برود، خداوند در قبرش سیصد درِ عذاب را به روی وی باز می نماید که از هر در مارها و عقربها و افعی هایی از آتش بیرون می آیند. این آدم تا روز قیامت می سوزد و هنگامی که در قیامت از قبرش بیرون آورده می شود، آن چنان متعفن است که از بوی گندش مردم اذیّت می شوند. مردم از بوی گند او می فهمند که وی زناکار است. (6)
امیر مؤمنان (ع) می فرماید: «در این هنگام که خلایق از بوی زناکاران ناراحت می شوند، منادی ندا می کند: ای اهل محشر! آیا می دانید این بوی گند از چیست؟ گویند: نمیدانیم؛ ولی سخت از آن ناراحتیم. پس گفته می شود: این بوی عورت زناکارانی است که بدون توبه از دنیا رفتهاند. پس آنها را لعنت کنید که خدا آنها را لعنت کرده است. کسی نمیماند در محشر، مگر این که آنها را نفرین و لعنت میکنند و می گویند: خدایا! زناکاران را لعنت فرما». (7)
حضرت رسول (ص) فرمود: «کسی که همسر دارد و زنا می کند، به مقدار پانصد سال راه از بهشت دور است و اهل جهنم از بوی گند آن دو (زناکار و زنا دهنده) در اذیت خواهند بود و عذابشان از عذاب همه جهنمیان شدیدتر است». (8)
اما باید دانست که هیچ گناهی غیر قابل بخشش نیست. رسول اکرم(ص) فرمود: «هر مرضی، دارویی دارد و داروی گناهان، استغفار و طلب عفو از پیشگاه ذات پاک الهی است». (9) پس اگر کسی مرتکب گناه یا گناهانی شود، کبیره باشد یا صغیره، کم باشد یا زیاد، ولی پشیمان شده باشد و توبه حقیقی نماید و به درگاه خداوند استغفار کند، خداوند توبه او را می پذیرد و گناهان او را می بخشد.
خداوند درآیه 53 سوره زمر، پیامی را از طریق پیامبرش برای بندگان گناهکار خود فرستاده و فرموده: «(ای رسول ما) به آن بندگانم که با گناه کردن بر نفس خویش ظلم و ستم روا داشته اند، بگو: هرگز از رحمت بیمنتهای خدا نا امید مباشید. البته خداوند همه گناهان شما را خواهد بخشید که او خدایی بسیار آمرزنده و مهربان است».
این است ندای آن خدای مهربان:
غرق گنه نا امید مشو ز دربار ما که عفو کردن بود در همه دم کار ما
بنده شرمنده تو خالق بخشنده من بیا بهشتت دهم مرو تو در نار ما
توبه شکستی بیا هر آنچه هستی بیا امیدواری بجو ز نام غفار ما
توبه که به معنای پشیمانی واقعی از معصیت است، موجب بخشش گناه شده و صفحه قلب را از آلودگی پاک و تیرگی را به روشنایی مبدل می سازد؛ به شرط آن که توبه حقیقی باشد؛ یعنی انسان از عمق دل توبه کرده باشد.
برای پذیرفته شدن توبه، نه تنها نیازی به اقرار و گفتن این مسئله نزد شوهر نیست، بلکه بیان و اعتراف آن از چند جهت بار گناه شما را سنگین تر و زیادتر می کند. چه بسا پذیرش توبه را دچار مشکل سازد و یا آن را به تأخیر اندازد. توبه واقعی و قصد و تصمیم قطعی برای ترک همیشه آن و نزدیک نشدن به آن، کفایت می کند. هر گز گناه خود را نزد کسی جز خدا اقرار و اعتراف نکن. بنابراین، کاری نکن که شوهرت بفهمد و یا از ارتباطت با دیگران بویی ببرد.
پی نوشتها:
1. صدوق، امالی، ص 41.
2. ثقة الاسلام كليني، الكافي، ج 2، ص 269، ح 4، دار الكتب الاسلاميه، طهران، 1365 ه.ش.
3. الشيخ المفيد، الارشاد، ص 141، المؤتمر للشيخ المفيد، قم، 1413 ه.ق.
4. اسراء (17)، آیه 32.
5. العلامة المجلسي، بحار الانوار، ج 76، ص 22، ح 17، مؤسسة الوفاء، بيروت، لبنان، 1404 ه.ق.
6. محمد بن الحسن الحر العاملي، وسائل الشيعه، ج 14، ص 242، ح 1، ب 9، مؤسسة آل البيت، قم، 1409 ه.ق.
7. همان، ص 243، ح 1، ب 10.
8. عبدالحسین دستغیب، گناهان کبیره، ج 1، ص 182، دفتر انتشارات اسلامی، قم.
9. محمد محمدي ريشهري، ميزان الحكمه، ماده ذنب، ش 6655، ج 2، ص 997، دار الحديث، الطبعة الاولي، التنقيح الثاني، 1416 ه.ق.






