پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
در ابتدا باید اشاره شود که عوالمی مانند برزخ برای ما تنها از دریچه نقل و کلام مرتبطان با وحی مانند انبیا و امامان علیهم السلام قابل دسترسی و شناختند. عملا عقل و استدلالات برهانی و تجربی و مانند آن چندان کارایی برای ادراک ویژگی های این امور ندارند؛ به همین خاطر نباید توقع داشته باشیم که همه جزییات و زوایای عالم برزخ و حیات آن برای ما روشن باشد .
اصولا ذهن ما به پدیده‌های هستی، از دریچه ویژگی های دنیایی مانند زمان و مکان و... می‌نگرد. چیزی که دارای زمان و مکان نباشد یا زمان و مکانی متفاوت از زمان و مکان دنیوی داشته باشد، درک نمی‌کند و یا دیرتر درک می‌کند. به همین خاطر درک ویژگی های عالم برزخ چندان برای ما آسان نیست. عالم برزخ و نظام حاکم بر آن شرایط و ویژگی های خاص خود را داراست. (1)
بنا بر این اوضاع حاکم بر آن را نمی‌توان با ذهن محدود انسانی درک کرد. در کل می توان گفت: اثبات اختیار و یا نفی آن در برزخ به مفهوم دنیایی آن کار آسانی نخواهد بود و یا دست کم دلیلی بر آن در دست نیست و یا ما به آن دست نیافتیم به خصوص آن که حیات برزخی هم از حیات دنیایی و هم از حیات اخروی متفاوت است. ممکن است اختیاری اندکی برای انسان در آن جا باشد، ولی ما به دلیلی عقلی و یا نقلی آن دست نیافتیم. در ترسیم حیات برزخی این بیان حکیمانه شنیدنی است که حکیم مفسر علامه طباطبایی گفته است:
انسان پس از مرگ از جهت اعتقاداتی که داشته و اعمال نیک و بدی که در دنیا انجام داده، بازپرسی خصوصی می‌شود. پس از محاسبه اجمالی طبق نتیجه‌ای که گرفته شد، به یک زندگی شیرین و گوارا یا تلخ و ناگوار محکوم گردیده، با همان زندگی در انتظار روز رستاخیز عمومی به سر می‌برد. حال انسان در زندگی برزخی بسیار شبیه است به حال کسی که برای رسیدگی اعمالی که از او سر زده، به یک سازمان قضایی احضار شود و مورد بازجویی و بازپرسی قرار گرفته، به تنظیم و تکمیل پرونده‌اش بپردازند، آن گاه در انتظار محاکمه در بازداشت به سر برد.
روح انسان در برزخ، به صورتی که در دنیا زندگی می‌کرد، به سر می‌برد. اگر از نیکان است، از سعادت و نعمت و جوار پاکان و مقربان درگاه خدا برخوردار می‌شود. اما اگر از بدان است، در نقمت و عذاب و همنشینی شیاطین و پیشوایان گمراه برخوردار می‌گردد. (2)
در مجموع از این بیان به دست می آید که:
انسان در برزخ نوعی تجربه کم رنگ و موقت از حیات اخروی و زندگی پیش از قیامت را پشت سر می گذارد که بسته به وضعیت رفتاری خود در دنیا با محاسبه ای مختصر شرایطی خاص را دارا می گردد؛ یعنی اگر از اهل خیر و خوبی بود، زندگی خوب و خوشی را خواهد داشت، اگر از اهل شقاوت و بدی بود، زندگی بد و دردناکی را خواهد دید. اگر مخلوطی از نیکی و بدی را در دنیا گذراند، در برزخ چنین وضعیتی را پیش روی خود خواهد دید.
اما شاید بتوان این تحلیل را مطرح نمود که روح انسان پس از مرگ، هر چند به عالم برزخ منتقل شده و عالم برزخ دارای احکام مخصوص به خود است؛ اما لازمه ورود به عالم برزخ این نیست که انسان ها هیچ گونه کار اختیاری نداشته باشند، بلکه در عالم برزخ و جهان آخرت نیز برای مؤمنان و انسان‌های کامل، اختیار هست، ولی قطعاً اختیار در عالم برزخ با اختیار در دنیا متفاوت است. اختیار در عالم دنیا در دایره ناهمگونی و تضادهای قوای متضاد انسان صورت می‌گیرد، مثلاً عقل و شهوت در تضاد با یک دیگر احکام مخالفی صادر می‌کنند. اختیار به این است که انسان بتواند یکی از این دو را انتخاب کند. انسان‌های سست اراده به دنبال تمایلات نفسانی و شهوانی می‌روند و اراده خود را می‌بازند، ولی انسان‌های با اراده در برابر توفان شهوت ایستادگی کرده و از عقل و شرع پیروی می‌کنند.
دسته اوّل در عالم برزخ اختیاری ندارند، زیرا در دنیا از اختیار خود سوء استفاده کرده اند، ولی گروه دوم در عالم برزخ نیز دارای اختیار هستند؛ اما اختیار در آن جا مانند دنیا نیست، زیرا در آن جا میل و شهوت بر خلاف عقل حکم نمی‌کند، بلکه غرایز انسان همان چیز را تمایل پیدا می‌کند که مطابق خواست و حکم عقل است؛ البته بستگی به این نیز دارد که چه مقدار تکامل داشته و بتواند از اختیار استفاده کند یا این که به وی اجازه داده شود که از اختیار خود استفاده کند، مثلاً فردی که در برزخ است، اختیار دارد که از هر نعمت بهشتی که دوست دارد، استفاده کند؛ اما آیا اختیار دارد با هر فرد بهشتی که دوست دارد ملاقات کند، بستگی به گستره وجودی و تکامل معنوی و ایمان او دارد.
پی‌نوشت‌ها:
1. ناصر مکارم، تفسیر نمونه، نشر دارالکتب الاسلامیه، تهران، بی تا، ج 14، ص 314.
2. سید محمد حسین طبا طبایی شیعه در اسلام، نشر دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1348 ش ، ص 100 ـ 101.