لطفا این سوال را طوری جواب دهید که برای کسانی که(دور از ائمه بوده اند)و حب ائمه را ندارند وشناختی از ایشان ندارند(مثلا تازه مسلمانند) قابل قبول باشه :
چرا همه ائمه در سختی بوده اند؟اگر ائمه واقعا محبوب نور چشمی خدایند ودارای علم و قدرت غیبی هستند چرا خودشان اینقدر در سختی وزجر زندگی می کردند پس این علم وقدرت به چه دردی می خورد؟ اگر به در د خودشان ودوستدارانشان نخورد پس چه جوری میشه اثبات کرد که برحق هستند؟ مگر رفاه وزندگی خوب بده که ائمه نداشتند؟ وبرای دوستدارانشان هم فراهم نکردند وصبر کردند بهشان ظلم شود این چه مطلوبیتی دارد؟
لطفا به همه بندها پاسخ دهید

پرسش 1:
چرا ائمه در سختي بوده اند؟
شرح : لطفا اين سوال را طوري جواب دهيد که براي کساني که(دور از ائمه بوده اند)و حب ائمه را ندارند وشناختي از ايشان ندارند(مثلا تازه مسلمانند) قابل قبول باشه : 1- چرا همه ائمه در سختي بوده اند؟اگر ائمه واقعا محبوب نور چشمي خدايند وداراي علم و قدرت غيبي هستند چرا خودشان اينقدر در سختي و زجر زندگي مي کردند

پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
مال و ثروت و قدرت، منشأ و مصداق كامل سعادت و خوشبختي به حساب نمي‏آيد، زيرا ثروت و قدرت، رفاه مي‏آورند. اما به طور مطلق آرام بخش نيستند و دليل محبوبيت نزد خدا نيست. چه اين که وسعت نعمت و آسايش برخي براي تشديد عذابشان مي باشد. لذا در قران فرمود: «فلا تعجبک أموالهم ولا أولادهم إنّما يريد الله ليعذّبهم بها في الحياة الدنيا؛ (1) مبادا از کثرت اموال و اولاد آن ها در شگفت باشي، خدا مي‌خواهد آنها را به همان مال و فرزندان در زندگي دنيا به عذاب افکند».
و از سوي ديگر بر اساس بيان اميرمؤمنان چه بسا رحمت الهي بر مؤمنان و خوبان در چهره مصيبت و رنج جلوه مي‌کند و کيفر عذاب او در چهره نعمت و آسايش:
«هو الذي اشتدّت نقمته على أعدائه في سعة رحمته و اتّسعت رحمته لأوليائه في شدّة نقمته؛ (2) اوست خدايي که عذاب و کيفرش را بر دشمنانش در قالب گشايش رحمت شدّت بخشيده، و رحمت خود را براي اوليائش به صورت سختگيري و رنج اظهار نموده است».
رنج‌ها و بلاها گاه وسيله آزمايش بندگان و به ويژه مؤمنان است. مؤمن به بلا و رنج گرفتار مي‌شود، تا آزمايش شود. در پي آن مورد بخشش و آمرزش الهي و نيز تکامل روحي قرار گيرد. به کمال مطلوب خود نزديک‌تر شود. و زمينه رفاه ابدي او در آخرت را فراهم مي آورد ؛ در نتيجه به مقام قرب الهي برسد. به همين خاطر حضرت صادق (ع) فرمود: "مؤمن به منزله کفه ترازو است. هر اندازه ايمانش زياد شود، گرفتاري اش زياد مي شود ". (3)
هر که در اين بزم مقرب‌تر است جام بلا بيشترش مي‌دهد
ثانيا ، اگر آسايش و راحتي دليل محبوبيت است؛ پس چرا انبيا الهي آن همه رنج وزحمت کشده اند ؟ از اين معلوم مي شود که رنج و زحمت هموار ه دليل عدم محبوبيت و آسايش نشانه محبوبيت نيست .
ثالثا ، گذشتن از پاره اي منافع و برکات به جهت رسيدن به فوائد و ثمراتي به مراتب ارزشمند تر ، امري کاملا معقول و منطقي است که هر انساني در طول زندگي خود به نوعي اين رفتار را تجربه مي کند .بر اساس آن زندگي خود را رقم مي زند؛ اما اگر اين امر مربوط به امور آخرتي و سعادت ابدي باشد، ضرورت و اهميت آن به مراتب بيش تر و بالاتر خواهد بود تا جايي که انسان ديگر ترک و پرهيز و خويشتن داري را سخت و دشوار نديده، بلکه با توجه به برکات و ثمرات آن، فشار برايش لذت بخش و زيبا خواهد بود .
البته ممکن بود که خداوند ساختار عالم را به گونه اي قرار دهد که فشارها و محدوديت هايي وجود نداشته باشد، اما در اين وضعيت ديگر رشد و تعالي و تکامل روحي بشر که در سايه سختي ها و فشارها و خويشتن داري ها شکل مي گيرد، براي او وجود نمي داشت ، حقيقتي که به نوعي فلسفه اصلي و هدف نهايي زندگي بشر محسوب مي گردد .
اما در خصوص زندگاني امامان به لحاظ معشيت حقيقت آن گونه که در پرسش ترسيم نموده ايد نبود؛ در واقع امامان زندگي خوب و خوش و راحتي از نظر مظاهر مادي داشته اند، هر چند در مسير رسيدن به اهداف بلند خود و انجام وظايف رسالت شان ،سختي هاي بسياري نيز تحمل نموده اند .
آن چه ما از داستان ها و حکايات گوناگون سختي هاي زندگي آنان مي شنويم، بيان نقاط سخت و دشواري بوده که در زندگاني ايشان نقش کليدي داشته، نه تبيين وضعيت مطلق و مستمر حيات اين بزرگواران. فارغ از اين مقاطع خاص، بخش عمده زندگي ايشان در وضعيتي خوب و مطلوب سپري شده است .
حتي در بين امامان معصومي که در تحت فشار و سيطره حکومت هاي ظالم بودند، تاريج گواهي مي دهد که از رفاه و زندگي قابل قبول و محترمي برخوردار بودند. شان و جايگاه قابل قبولي در جامعه داشتند . در خصوص امام حسين و داستان حرکت ايشان به همراه خدم و حشم و خاندان اين امر به دقت در تاريخ ثبت شده است. نمي توان فشار کوتاه زمان کودکي يا محدوده چند ماهه دوران قيام کربلا را به تمام زندگي ايشان گسترش داد . ولي در عين حال چه بسا آنان با داشتن امکانات مالي زندگي زاهدانه ي مي کردند ومثل افراد عادي ثروت مند از امکانتي مالي خود در جهت خورد وخوراک وپوشاک زيتي زياد استفاده نمي نمودند واين رنج وزحمت انتخاب آنان بوده ونه از روي ناداري ومانند آن .

پي‌نوشت‏ها:
1. توبه (9) آيه 55.
2. نهج البلاغه، نشر موسسه امير المومنين، قم 1380 ش ،خطبه 90.
3. محمد محمدي ري شهري، ميزان الحکمة ، واژه بلا، نشر دار الحديث، قم، 1416 ق. شماره 1950. ج 21404 .

پرسش 2:
پس اين علم وقدرت به چه دردي مي خورد؟ اگر به در د خودشان ودوستدارانشان نخورد پس چه جوري مي شه اثبات کرد که برحق هستند؟
پاسخ:

اشاره به چند نکته لازم است:
1. خداوند متعال با همان هدفي که انبياء را براي آن مبعوث نموده است امامان معصوم را نيز با همان هدف انتخاب و معرفي نموده است ، لذا به همين دليل يكي از مهمترين اهداف امام معصوم هدايت و راهنمائي مردم به سوي سعادت و کمال هم در دنيا و هم در آخرت مي باشد و به همين دليل خداوند متعال تمام ابزارهاي لازم و تمام توانائي هاي مورد نياز براي انجام اين وظيفه مهم را به آن ها عطا نموده است و علم و قدرت امام نيز در همين راستا مي باشد يعني علم غيب امام و قدرت الهي و ويژه ائمه ابزاري است كه در مواقع لزوم و براي هدايت افراد به كار مي رود و در زندگي روزمره و عادي آنها مورد بهره برداري قرار نمي گرفت و آنها به عنوان الگوي عملي ساير انسانها كاملا عادي و با همين امكانات معمولي و با درگيري با مشكلات رايج در زندگي كاملا مانند انسان هاي عادي زندگي مي كردند و الا اگر بنا بود در زندگي خود دائما از علم ويژه و قدرت ويژه استفاده نمايند ديگر الگو بودن آن ها بي معنا مي شد و بي فائده .
2. همان طور که در بخش قبلي اشاره شد سعادت و خوشبختي يک فرد با ملاحظه دنيا و آخرت در کنار هم معنا پيدا مي کند و با توجه به موقتي بودن توقف هر فردي در دنيا سعادت اخروي از اهميت بيشتري برخوردار مي باشد لذا ائمه معصومين (ع) هم خودشان و هم در هدايت پيروانشان تا جائي که امکان داشت هم در دنيا از مواهب زندگي بهره مند مي شدند ولي در عين حال افق نگاه آنها به زندگي ابدي و اخروي مي باشد؛ لذا تا جائي که سعادت ابدي و اخروي تحت الشعاع قرار نگيرد و زندگي دنيوي در مسير تامين سعادت ابدي باشد از مواهب زندگي دنيا بهره مي بردند. اما در جائي که بين اين دو تزاحمي بوجود مي آمد هميشه جانب اخروي و سعادت ابدي را مقدم مي نمودند. لذا در بسياري موارد ما شاهد مشكلات و محروميت ها و محدوديت هائي در زندگي دنيائي ائمه هستيم .
3. اثبات حقانيت و بر حق بودن ائمه معصومين (ع) طرق مختلف و گوناگوني دارد كه با تكيه بر آن ها جاي هيچ شك و ترديدي باقي نمي ماند. دلائل عقلي و نقلي فراواني در اين زمينه وجود دارد كه در ادامه به برخي از آن ها اشاره مي شود: يكي از اين راه ها ارائه معجزه و يا همان كرامت از جانب آن ها مي باشد كه حاكي از داشتن قدرت و يا علم ويژه الهي و خارق العاده بودن آن ها مي باشد، اما براي اثبات حقانيت يك امام لازم نيست و يا به بيان دقيق تر امكان ندارد كه آن امام دائما و در مواقع گوناگون و در زندگي روزمره خود نيز از اين علم و قدرت استفاده كند؛ بلكه بكارگيري و نشان دادن اين علم و قدرت به همراه ادعاي امامت در موارد معدود و مورد نياز ولو يك بار هم كه باشد براي اثبات الهي بودن و بر حق بودن يك امام كفايت مي كند.
4. آيات متعدد قرآن نظير آيات زير بر حقانيت ائمه معصومين و اهل بيت پيامبر (ع) و معصوم بودن و طهارت الهي داشتن آن ها و وجوب اطاعت و مودت و پيروي از آن ها دلالت مي كند:
الف- نساء (4) آيه 59
«اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! اطاعت كنيد خدا را! و اطاعت كنيد پيامبر خدا و اولو الأمر [اوصياى پيامبر] را».
ب- مائده (5) آيه 55
«سرپرست و ولىّ شما، تنها خداست و پيامبر او و آنها كه ايمان آورده‏اند همانها كه نماز را برپا مى‏دارند، و در حال ركوع، زكات مى‏دهند(امام علي عليه السلام )».
ج- شوري (42) آيه 22.
بگو: «من هيچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمى‏كنم جز دوست‏داشتن نزديكانم(اهل بيتم)».‏
5. پيامبر اسلام در موارد متعدد بر حقانيت و امامت اهل بيت خود اذعان و توصيه و سفارش نموده اند كه در قالب روايات متعدد و متواتر از طريق متعدد به ما رسيده اند : نظير حديث ثقلين كه فرمودند: « من در ميان شما دو چيز گرانبها باقي مي گذارم تا زماني كه به اين دو تمسك جوئيد (به خاطر حقانيت و عصمت آن ها) هرگز گمراه نمي شويد: يكي از آن ها - كه برتر مي باشد - كتاب خداست... و ديگري عترت و اهل بيتم مي باشند كه اين دو هرگز از هم جدا نمي شوند ( و از مدار حقيقت منحرف نمي شوند) تا زماني كه در قيامت بر سر حوض كوثر بر من وارد شوند ...». (1)

پي نوشت:
1. علامه مجلسي، بحارالانوار، ج23، ص 108، انتشارات اسلاميه،1380ش.

پرسش 3:
مگر رفاه وزندگي خوب بده که ائمه نداشتند؟ و براي دوستدارانشان هم فراهم نکردند و صبر کردند بهشان ظلم شود اين چه مطلوبيتي دارد؟ لطفا به همه بندها پاسخ دهيد ؟
پاسخ:

پاسخ با توجه به مطالب گذشته روشن مي شود. اما در عين حال به نكات ديگري اشاره مي شود:
1. بيان شد كه استفاده از مواهب دنيا نه تنها بد نيست؛ بلكه پيامبر (ص) و ائمه معصومين (ع) نيز تا حد امكان از اين مواهب بهره مند مي شدند و به سايرين هم بهره مندي از نعمت هاي حلال و لذت هاي مشروع و كار و تلاش براي توسعه زندگي و افزايش رفاه خود و خانواده را توصيه مي نمودند. مثلا پيامبر اجر كسي را كه براي فراهم نمودن رفاه و امكانات زندگي خود و خانواده اش تلاش مي كند، مانند مجاهد در راه خدا بيان فرمودند (1) و حتي خودشان به ديگران براي رسيدن به يك زندگي مطلوب و رفاه نسبي كمك مي كردند. مثلا پيامبر و يا ائمه در بسياري از موارد به انسان هاي محتاج اموال فراواني را عطا مي كردند كه گاها مخارج زندگي و رفاه نسبي يك سال انها را تامين مي كرد. (2) اما با توجه به اين كه در مقايسه بين دنيا و آخرت مشخص شد كه در مسير هدايت و بندگي الهي، دنيا معبري است براي رسيدن به سعادت ابدي در آخرت؛ لذا هر گاه بين اين دو تضادي رخ مي داد، اهل بيت و امامان (ع) رفاه و آسايش ابدي و دائمي در آخرت را بر مي گزيدند و لذا اگر سختي و مشكلات و محدوديت هاي مادي و دنيائي در زندگي آن ها مشاهده مي شود ناشي از تنفر آن ها از دنيا و مواهب آن نيست؛ بلكه ناشي از انتخاب آگاهانه آن ها مي باشد.
2. در آموزه هاي دين و رفتار و منش اهل بيت (ع) و امامان معصوم هرگز ظلم پذيري و يا استقبال از ظلم ديگران مشاهده نشده و توصيه هم نشده است؛ بلكه به شدت از آن نهي شده است تا جائي كه سكوت در برابر ظالم و عدم برخورد با او در صورت امكان، خود شراكت در ظلم تلقي شده است (3) يا به شيعيان راه هائي براي خلاصي از ظلم مطرح نموده اند و يا حتي در ادعيه از خداوند در خواست مي نمايند (4) لذا هرگز مورد ظلم واقع شدن در منظر امامان معصوم مطلوبيت نداشته و تا حد ممكن از آن دوري مي كردند كه مورد ظلم ظالمي قرار گيرند. هر آن چه ظلم بر آن ها و يا شيعيان آن ها در طول تاريخ وارد شده است ناشي از كوتاهي امت اسلامي در حمايت و پشتيباني از خاندان پيامبر (ص) و انفعال مردم عادي و خواص منفعت طلب بوده و ظلم پذيري و عدم پيروي آن ها از توصيه هاي پيامبر (ص) و اهل بيت او باعث استيلا و سلطه ظالمان بر امت پيامبر شد و به دنبال آن خاندان پيامبر در محدوديت و مورد ظلم و ستم قرار گرفتند.
3. اگر چه خداوند متعال و خود اهل بيت عصمت و طهارت مي توانستند از طريق قدرت الهي و به اراده قطعي و تخلف ناپذير خداوند از طرق غير عادي مانع ظلم و موفقيت ظالمان و منكوب شدن آن ها شوند؛ ولي همانطور كه در بخش هاي قبلي اشاره شد، خداوند متعال اين عالم و نظام هستي را با سنت ها و قوانين ثابت علي و معلولي اداره مي كند و كه يكي از اين سنت ها مختار بودن انسان ها در انتخاب مسير زندگي مي باشد و حتي خود خداوند نيز اراده و افعال خود را در همين قالب اعمال مي كند و لذا هدايت و ارشاد خود را در قالب توصيه ها و دستورات عقلي و ديني به انسان ها ابلاغ نموده اما آن ها را در انتخاب مسير مختار قرار داده است به همين جهت سنت جاري الهي در مورد نحوه اداره جامعه اين گونه نيست كه از طريق غير عادي اراده خود را به افراد يك جامعه تحميل نمايد (5) و لذا حتي اگر قرار باشد براي هدايت يك جامعه از همين طريق عادي ، عزيزترين افراد نزد او نيز به خاطر سوء انتخاب برخي از افراد مورد ظلم واقع شوند، باز هم اين نظم و روال عادي را به هم نمي زند . اگر چه در نهايت همه اين ظلم ها و سوء انتخاب ها مورد ملاحظه و حساب قرار مي گيرد.
پي نوشت:
1. علامه مجلسي، بحار، ج93، ص324، انتشارات اسلاميه، چاپ 1380ش.
2. همان ، ج1 ، ص 541 .
3. همان ، ج71 ، ص 339 .
4. همان ، ج2 ، ص 63 .
5. رعد (13) آيه 11 .