سلام سوالی مدتهاذهنم رامشغول کرده ایاواقعاخداعادل است کسی جواب قا نع کنندهای بمن نداده است چرابایدبرخی ادمهادر ر نج وعده ای در ارامش زندگی کنند چرانبایدمن درخانواده مومنی متولد میشدم ایااینگونه اخرت بهتری نیز نمیداشتم.............
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
ماهیت پرسش شما در خصوص تفاوت بين انسان ها در نعمت ها و بهره مندي هاي گوناگون مادی و معنوی در زندگي دنيا است ؛ اختلافات و تفاوت ها حقيقتي غير قابل انكاراست ، هر چند ادعای شما در خصوص زندگی در رنج مطلق برای یک عده و زندگی در آرامش مطلق برای عده ای دیگر را قبول نداریم. در حقيقت رنج و آرامش و خوشبختي و بدبختي و مصاديق آن سخن بسيار داريم، اما يقينا بين فردي که با سلامت جسمي و يا در خانواده اي مرفه و مومن به دنيا مي آيد، با فردي که در حال بيماري و نقص جسمي و يا در خانواده اي فقير و دردمند و یا بی ایمان متولد مي شود، تفاوت هاي بسياري وجود دارد؛ اما منشأ تفاوت ها چيست ؟
با تامل و دقت در اختلافات و تفاوت ها می توان دریافت که اصولا اختلاف مردم از نظر نعمتهای ظاهری، جهات مختلفی دارد:
1. بعضی از تفاوتها معلول ستم و تجاوز افراد نسبت به حقوق دیگران است.
تفاوتها ظالمانه و غیر منطقی است . با از بین رفتن نظام طبقاتی و گسترش عدالت اجتماعی از میان خواهد رفت. هیچ گاه اسلام و قرآن این گونه تفاوتها را تأیید نکرده است، زیرا بر اساس استعمار و استثمار صورت گرفته و آنها را نمیتوان به حساب دستگاه آفرینش گذارد. مشکلات مالی بسیاری از خانواده ها ناشی از ظلمی است که در گذشته بر آن ها یا پدران آن ها شده است. اگر ظلم ها نبود، وضع کنونی یک خانواده و خاندان حتی یک جامعه متفاوت بود .
2. خداوند، عالم هستی را بر اساس نظام علت و معلول (اسباب و مسببات) استوار کرده است. هیچ پدیدهای بدون علت به وجود نمیآید. هر آنچه در عالم هستی محقق میشود، ناشی از علت و سبب خاصی است. آتش علت سوزاندن است. پیدایش درخت میوه ، معلول قرار گرفتن نهال درون خاک با شرایط و کیفیت خاص و آب و هوای مناسب و غیره است ، لازمه نظام علت و معلولی حاکم بر جهان هستی، تحقق پدیدهها به دنبال علت آن هاست.
یعنی همان گونه که قانون جاذبه زمین موجب آسایش انسان ها و ساختن بناهای بلند و زندگی و حرکت بر روی کره زمین است ، همین قانون باعث میشود که اگر کسی از ارتفاع بپرد، با زمین برخورد کند و بمیرد.
همان طور که آتش علت سوزاندن است و برای انسان منافعی مانند روشن کردن کورههای ذوب آهن و یا پختن غذا دارد، اگر آتش به خانه یا بدن انسان برسد ، علت و سبب سوزاندن و صدمه دیدن آن ها میشود و... ؛ کیفیت زندگی بسیاری از افراد هم در بسیاری از موارد تابع و نتیجه رفتارها و تصمیم گیری های گذشته خود آن ها یا نسل های گذشته شان است؛ مثلا اگر در مملکتی تلاش عمرانی و به کار گیری روش های مدرن رفاهی و تهیه امکانات رفاهی و ... به هر دلیلی حاصل نشود، نتیجه آن فقر و بدبختی و نکبت نسل های آتی خواهد بود .
البته در تحقق این وضعیت عوامل گوناگونی می توانند دخیل بوده و نقش آفرینی کنند، اما نمی توان توقع داشت که علت ها به معلول طبیعی خود منتهی نشوند. مثلا اگر در اروپا چند نسل به تلاش و تحقیق و پژوهش و توسعه امکانات رفاهی و خدماتی دست بزنند و به هر راه و وسیله ای ثروت جمع نمایند، اما در نهایت رفاه و امکانات رفاهی و زندگی بهره مند برای نسل های بعد از خود به ارمغان نیاورند .
کاستی های ژنتیکی یا کوتاهی های بهداشتی والدین می تواند به تولد کودکی معلول و مریض منتهی گردد که در زندگی رنج های بسیاری نسبت به دیگر همسالان خود متحمل گردد ؛ اما این تولد نتیجه طبیعی علت های خاص خود است که اگر به طور مناسب با آن مقابله می شد ،به چنین معلولی ختم نمی شد ؛ پس اصل این ساختار غلط نیست، بلکه نوع کاربرد علت ها و بی توجهی در پیامد برخی علل گاهی به نتایجی به ظاهر نامطلوب منتهی می گردد .
به همين نسبت در مورد تمكن هاي مالي بی بهرگی مادي و رفاهي انسانها هم در برخی موارد معلول کار و تلاش خودشان است ؛ قانون خلقت بر آن نهاده شده که هر کسی به اندازه سعی و تلاش خود بهرهمند شود ؛ مطمئنا کسی که به تنبلی خو کرده باشد ، یا مقدمات صحیح موفقیت اقتصادی را فراهم ننموده باشد، نمیتواند مانند دیگران از نعمتهای دنیوی بر خوردار شود. کسی که کار و تلاش بیش تری میکند، بهره بیش تری خواهد داشت، گرچه اهل معصیت و گناه باشد .
وضعیت های ایمانی و دینی هم از همین قبیلند . در بسیاری از موارد آرامش و امنیت دینی حاکم در زندگی معلول پاکی و دین مداری والدین است که به کل خانواده و فرزندان سرایت می کند. اگر والدینی خود را در مسیر بندگی خداوند قرار نداده باشند، به طور طبیعی خانواده و فرزندان آن ها هم بهره کاملی از این نعمت نخواهند داشت .
3. قسمتی دیگر از تفاوتها، طبیعی و لازمه آفرینش انسان است، یعنی هر قدر اصول عدالت در جامعه انسانی رعایت شود، باز همه انسانها از نظر استعداد و هوش و انواع ذوق و سلیقهها یکسان نخواهند بود. مسلما بهره مندی از نعمت هایی مانند مال و ثروت هم رابطه مستقیمی با استعداد و توان کار اقتصادی و مانند آن دارد که این امور در همه افراد یکسان نیست؛ این همان حقیقتی است که از آن به تقدیر روزی خداوند نام برده می شود .
معنای عدالت این نیست که همه مردم از هر نظر در یک حد و یک مرتبه و یک درجه باشند. جامعه خود به خود مقامات و درجات دارد و در این جهت مثل پیکر است.
وقتی که مقامات و درجات دارد، باید تقسیم بندی و درجه بندی شود. راه منحصر، آزاد گذاشتن افراد و زمینه مسابقه را فراهم کردن است. همین که پای مسابقه به میان آمد، خود به خود به موجب این که استعدادها در همه یکسان نیست . به موجب این که مقدار فعالیتها و کوششها یکسان نیست، اختلاف و تفاوت به میان میآید. یکی جلو میافتد و یکی عقب میماند. (1)
اما آیا خداوند نمی توانست تساوی و همخوانی مطلق را در عالم پدید آورد ؟ اگر می توانست و نکرد ، اختلافات از روی کدام حکمت و مصلحت بود ؟
در خصوص حکمت این امر توجه به چند نکته ضروری است :
معمولاً بخششهای الهی و استعدادها چنان تقسیم شدهاند که هر کسی قسمتی از آنها را دارد، یعنی کمتر کسی پیدا میشود که همه نعمتها را یک جا داشته باشد. اگر کسی از نعمت مال بهره مند است. اما شاید در نعمت سلامت یا فرزند مناسب بهره چندانی نداشته باشد . اگر کسی در فقر به سر می برد. اما دارای نعمت های مشابه در زمینه ای دیگر است ، مثلا از اعتقادات پاک و سالم برخوردار است که منزلت اجتماعی و شهرت نیک و اعتماد جامعه را به دنبال دارد .
در هر حال اختلاف و تفاوت در این امور مادی و ظاهری باعث احتیاج و نیازمندی انسان ها به یکدیگر و تشکیل جامعه بشری دارای پیوندهای عمیق خواهد بود ، از این رو قرآن مجید میفرماید:
" معیشت آنها را در حیات دنیا میان آنان تقسیم کردیم . بعضی را بر بعضی برتری دادیم، تا آنها یکدیگر را به کار گیرند و به یکدیگر خدمت نمایند". (2)
قرآن مجید به یکی از اسرار مهم تفاوتها اشاره کرده و آن آزمایش الهی است. خداوند میفرماید:
"او کسی است که شما را جانشینان در زمین قرار داد . بعضی را بر بعض دیگر درجاتی داد، تا شما را به آن چه در اختیارتان قرار داده بیازماید". (3)
راز اصلی تفاوت ها را باید در حقیقت عالم یعنی آزمودن انسان دریافت ؛ در حقیقت تفاوتها برای این است که معلوم شود انسان چگونه از امکانات خدادادی بهره برداری میکند. اگر نابرابریها نبود، زمینه امتحان در شکلی مهم و جدی از میان میرفت.
البته شکل آزمون ها دارای تفاوت های بسیاری است. بعضی افراد با مال و نعمت و گروهی دیگر با تنگدستی و نقمت ، گروهی با بیماری و درد جسمی و گروهی با سلامتی و تندستی آزمایش میشوند؛ اما همه اختلافات به شکلی دقیق و عادلانه در نحوه تکالیف انسان ها و محاسبه اعمال شان در قیامت مورد محاسبه قرار می گیرد .
مطمئناً آنان که در دنیا از نعمات بیش تری برخوردار بودند، بیش تر مورد سؤال و درخواست هستند و باید بیش تر پاسخگو باشند . کسانی که آزمون های سخت فقر و بیماری و ... را گذراندند، شرایط بسیار بهتر و آسان تری را پیش رو خواهند داشت. خدا را به خاطر این تقدیر شکر خواهند کرد که در برابر سختی کوتاه دنیا سعادت ابدی را نصیب آن ها نموده است .
از نگاه معارف دینی اسلام، نحوه اجرای عدالت خداوند در برابر بندگانش لااقل در سه محور تشریع و مسئولیت ها ، تکوین و توانایی ها و بالاخره محاسبه و بررسی عملکردها تجلی می یابد . با حساب همه این موارد نوعی عدالت شگفت انگیز و غیر قابل تصور برای ما رقم خواهد خورد .
یعنی خداوند بسته به موقعیت های فردی و اجتماعی و توانمندی هایی که به هر فردی داده ،توقعات و مطالباتی را نیز از او داشته، انجام وظایف و مسئولیت هایی را نیز از او می طلبد . به علاوه نمره قبولی این افراد کاملا متفاوت بوده ،در نحوه محاسبه و بررسی نتایج افراد همه عوامل و موانع موفقیت یا عدم موفقیت کامل یا نسبی فرد به طرز دقیقی محاسبه می شود تا معین گردد یک فرد در چه موقعیت و جایگاهی در قیامت برخوردار است .
خداوند هرگز نگفته موقعیت هایی که برای شماست، نسبت های مساوی دارند؛ بلکه نسبت ها با توجه به نتایج نسبت ها کاملا عادلانه است. اگر ظهر تابستان و در کنار تنور، یک نانوا روزه بگیرد؛ روزه اش با روزه فردی که از اذان صبح تا اذان مغرب خوابیده؛ یکسان نیست. فردی که برای شرکت در نماز جماعت، به مسجد کنار منزل می رود؛ با فردی که برای شرکت در نماز جماعت باید نصف شهر را بپیماید؛ هرگز مزد و پاداش مساوی نخواهد داشت.
مهم تر از همه این ها شرایط روحی و فرهنگی و خانوادگی که برای افراد رقم می خورد، آن ها را در برابر تصمیمات زندگی در شرایط کاملا متفاوتی قرار می دهد ؛ در نظر بگیرید در یک شب، دو فرزند به دنیا می آیند. یکی در خانه فردی دزد و معتاد و دیگری در خانه یک مرجع تقلید؛ ما باید بدانیم برای خداوند مهم نیست .یک فرد در یک خانواده معتاد و دزد به دنیا می آید، یا در خانه یک مرجع تقلید. بلکه برای خداوند مهم این است که برای هر دو نفر، امتحاناتی متفاوت، با ارزش واقعی یکسان قرار دهد؛ تا بتوانند جوهره خویش را نشان دهند.
تصور کنید فرزند مرجع تقلید به خاطر آبروی پدر و مثلاً از ترس او نماز می خواند. این نماز صوری او، در راه تکامل و انسان شدن، او را سانتیمتر سانتیمتر جلو می برد. اما فرزند آن فرد معتاد برای نماز خواندن، باید پنهان از چشم پدر نماز بخواند؛ تا کتک نخورد. این نماز او، در راه تکامل و انسان شدن، او را کیلومتر کیلومتر جلو می برد.
ظاهرا ماده امتحانی یکسان است(نماز). امتحان دهنده هم یکسان هستند (انسان) اما نمره این ماده امتحانی، یکسان نیست. برخلاف امتحانات ما در مدارس که مثلاً سوال 5 برای همه دانش آموزان دو و نیم نمره دارد.
این گوشه ای کوچک از آن چیزی است که از تبلور عدالت الهی می فهمیم ، در حالی که تجلی حقیقی عدالت خداوند هزاران باز عظیم تر و دقیق تر از این مسایل و تحلیل هلی ماست؛ فارغ از شکل آزمون های الهی ، از آن جا که برخی از این آزمون ها در قالب ناتوانی های مالی یا جسمی و یا دشواری هایی این گونه بسیار طاقت فرسا و دشوار هستند ،خداوند در قیامت کاملا متفاوت و عادلانه با افرادی که دچار چنین مشکلاتی بودند ،برخورد می نماید .
نکته مهم در سرتاسر موضوع آن است که با وجود تفاوت ها عدالت در تکالیف و مسئولیت ها و آزمایشات و محاسبه اعمال این افراد متناسب با داشته و توان مندی ها و امکانات موجود در زندگی شان ملاحظه شود که یقینا این گونه خواهد بود .
نگاه خود را به زندگی در این جهان نباید محدود کنیم. این بخش از زندگی را باید در پیوست با بخش عظیمتر از زندگی و حیات جاودانه و عالم برتر و حقیقیتر نگاه کنیم. اگر نگاه ما به زندگی محدود به دنیا بود، اشکال از تفاوتها در دنیا به جا بود، در حالی که هر چیزی در دنیا، آزمایشی برای انسان است که در عالم دیگر نتیجه آن را خواهیم دید . نباید از وجود برخی تفاوت ها در دنیای کوتاه ناراحت بود .
در روایات متعددی نقل شده که در قیامت آن گاه که خداوند به افراد دچار بلا و سختی و مصیبت در دنیا به محاسبه نشسته، پاداش های بی نظیری به آن ها عطا می کند . کسانی که در دنیا از نعمت رفاه و سلامتی و ... برخوردار بودند ،آرزو می کنند در دنیا دچار سخت ترین و سهمگین ترین مشکلات و رنج ها بودند که در قیامت به پاداش تحمل ان رنج ها می رسیدند .(4)
با این توضیحات روشن می شود که خداوند بر اساس شرایط، توانمندی های فکری و محیطی و... تکالیف و آزمون های بندگان را تعیین می کند، نیز بر اساس اندازه اختیار و حق انتخاب و امکان انتخاب درست ، جزا و پاداش افراد را می دهد و هیچ گونه بی عدالتی و تبعیضی در این زمینه محقق نمی گردد . پس وضعیت شما هم همین گونه است . اگر
در این خانواده متولد شده اید، به این دلیل است که ممکن نبود در خانواده دیگری متولد شوید ،زیرا علت های تولد و ایجاد شما که ازدواج و توالد و تناسل والدین تان باشند ،در این زمان و مکان معین فراهم شده است .
اگر بنا بود در خانوداه دیگری متولد شوید ،آن فرزند دیگر شما نبودید، بلکه فرد دیگری بود، با ویژگی هایی دیگر و خصوصیاتی متفاوت ؛ اما اکنون که در این موقعیت خاص به دنیا آمده اید،درگیر آزمون خود و تکالیف و مسئولیت های خویش هستید .در نتیجه و در محاسبه عادلانه الهی وضعیتی معین و دقیق و مساوی با دیگران را برای شما رقم
می زند. اگر در خانواده ای مومن تر متولد می شدید، چه بسا به آزمایشاتی سخت تر آزموده می شدید و خداوند تکالیف و مسئولیت هایی دشوارتر از شما می طلبید که معلوم نبود در آن موقعیت به سعادت می رسیدید .
اما در وضعیت کنونی چه بسا با تلاشی متعارف و کوشش در مقام انجام وظایف اصلی دینی به سعادت و موقعیت ممتاز آخرتی دست یابید .
پینوشتها:
1. مرتضی مطهری، بیست گفتار، ص 109، انتشارت صدرا ، تهران ، بی تا.
2. زخرف (43) آیه 31.
3. انعام (6) آیه 165.
4. علامه مجلسى، بحار الأنوار، مؤسسة الوفاء بيروت، 1404 ه ق ، ج 67 ،ص 24.






