با سلام
آیا انسان های این دوره میتونن با خدا صحبت کنن و واقعا جواب بگیرن مثلا به صورت الهامات و ...
یا این که میگن 40 روز برای خدا باش اون وقت اتفاقاتی برات میفته درسته؟
میشه بگید الان برای مامیتونه معجزه بیاد؟
کلا من میخوام معجزه ببینم تا به قول حضرت ابراهیم:دلم آروم بگیره
باید چی کار کنم؟
ایا امکانش هست؟
با تشکر
پرسشگر گرامی با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز
جواب در چند محور بیان میشود:
اگر مراد گفتگوی انسان با خدا از طریق دعا و مناجات است، این راه همواره و برای همه مخلوقات باز است .خدا نیز به گفتگو بنده اش توجه می کند و از طریقی پاسخ می دهد. سخن نغز مولوی شیندنی است:
آن یکی الله می گفتی شبی تا که شیرین می شد از ذکرش لبی
گفت شیطان : آخر ای بسیار گو! این همه الله را لبیک کو؟
می نیاید یک جواب از پیش تخت چند الله می زنی با روی سخت
او شکسته دل شد و بنهاد سر دید در خواب او خضر اندر خضر
گفت : هین از ذکر چون وامانده ای چون پشیمانی از آن کش خوانده ای ؟
گفت : لبیکم نمی آید جواب ز آن همی ترسم که باشم رد باب
گفت : آن الله تو لبیک ماست و آن نیاز و سوز دردت پیک ماست
ترس و عشق تو کمند لطف ماست زیر هر یا رب تو لبیک هاست (1)
از نحوه پرسش به دست می آید که مراد گفتگوی پیغمبرانه انسان ها در این عصر با خدا است. اگر مراد این باشد،باید گفت: قرآن کریم به صراحت میگوید که خداوند تنها با یکی از سه راه با بشر سخن می گوید:
«و ما کان لبشر ان یکلمه الله الا وحیا او من وراء حجاب او یرسل رسولا فیوحی باذنه ما یشاء انه علی حکیم؛ (2)
هیچ بشری را نرسد که خدا با او سخن گوید، جز از راه وحی یا از فراسوی حجابی، یا فرستاده بفرستد و به اذن او هر چه بخواهد، وحی نماید. آری اوست بلند مرتبه سنجیده کار».
بر اساس این آیه معلوم میشود که خداوند تنها از طریق وحی و با واسطه جبریل با انبیا سخن گفته است؛ (3)
یا از فراسوی حجاب دیگر، نظیر آنچه در وادی ایمن نصیب حضرت موسی شد. خداوند از فراسوی درخت با موسی سخن گفت. (4)
با عموم مردم تنها از طریق پیامبران و در واقع به واسطه آنان سخن میگوید.
پس بر اساس آیه یاد شده خداوند تنها به یکی از سه طریق یاد شده با انبیا سخن می گوید و آن ها با بشر سخن میگویند. فرض دیگری در سخن گفتن بشر با خدا در کار نیست. نه تنها بشر امروز ،بلکه پيشینیان هم به طور مستقیم با خدا نمی توانستند سخن بگوید،بلکه از طریق انبیا این رابطه بر قرار بوده است . (5)
انسان می تواند از طریق الهام و مکاشفه که نوعی از معرفت حضوری و ادارک خاصی است که از راه متمرکز کردن توجه به باطن نفس (و نه از راه تجربه حسی و یا راه تحلیل عقلی) به دست میآید،به حقایقی دست یابد . (6)،نظیر آنچه نصیب مادر موسی شده است .
فهمیدن این نوع شناخت برای کسانی که از آن محرومند و خود را آماده وصول به این نوع شناخت نمینمایند، مانند سخن گفتن درباره لذت همخوابگی، برای کودکی نابالغ است که هیچ چیزی از آن نخواهد فهمید و آن را به بازی کودکانه خواهد گرفت (7)ولی حقیقتی است که برای برخی اهل معنا رخ می دهد نظیر آن چه برای یکی از اصحاب پیامبر رخ داد. در روایتی از امام صادق (ع) شده که فرمودند:
رسول خدا (ص) روزی از حارثة بن مالک حالش را جویا شد، او به حضرت عرض کرد که: مؤمن حقیقی شدهام، حضرت فرمود: هر چیز را حقیقتی است، حقیقت و نشانه گفتار شما چیست؟
حارثه عرض کرد: یا رسول الله! گویا عرش پروردگارم را مینگرم که برای حساب گسترده شده، گویا اهل بهشت را میبینم که در میان بهشت یکدیگر را ملاقات میکنند.
حضرت فرمود: این بنده بصیرت یافته است، آن گاه به حارثه فرمود:
بر این مقام استوار باش و این حالت را حفظ نما! (8) از این روایت بدست می آید که چنین درکی ممکن است برای برخی صالحان حاصل گردد . گرچه رسیدن به آن بسیار دشوار است وبه گفته مولوی
کار هر کس نیست خرمن کوفتن گاو نر می خواهد و مرد کهن
گفتني است که گفتگو باخدا از این رهگذر در اصطلاح عرفان نبوت انبایی ویا نبوت تعریفی نامیده می شود که امروزه از آن به تجربه عرفانی یاد می شود حقیقتی است که همواره وجود دارد ودر نگاه عرفان این راه هیچگاه بر روی بشر مسدود نخواهد بود و هر کسی که شرایط لازم برای چنین تجربی را داشته باشد می تواند مثل زید ابن حاثه و مادر موسی و مانند آن این تجربه را داشته باشد تفصیل این بحث را در منبع ذیل ملاحظه فرماید (9). اما در باره اخلاص چهل روزه باید گفت آنچه در باب خلوص یاد شده شنیده اید کاملا درست وبر اساس روایات که کسی چهل روز خودرا برای خدا خالص کند حکمت از قلب او بر زبانش جاری می شود لذا حافظ می گوید
شیندم رهروی در سر زمینی همی گفت این معما با قرینی
که ای صوفی شراب آنگاه شود صاف که در شیشه بماند اربعینی
اما این به معناب ان نیست که این امر به حصول معجزه ای خاص یا حادثه ای خارق العاده منتهی گردد بلکه خلوص چهل روزه به نوعی صفا و طهارت باطنی منتهی می شود که انسان این حقیقت را در روح و جان خویش می یابد و البته باید توجه داشت که این نتیجه تنها در صورتی حاصل خواهد شد که انسان تنها و تنها برای خدا خالص شود و برای رسیدن به این نتیجه به عبادت و بندگی نپردازد .
ج_اما در باره این که هم اکنون شما می توانید به معجزه دست پیدا کنید ؟ باید گفت معجزه به معنای عاجز کننده است. در اصطلاح به عملی گویند که پیامبر یا امام در مقام اثبات ادعای نبوت یا امامت انجام می دهد . دیگران از انجام آن عاجز هستند. امام صادق (ع) فرمود: "خداوند معجزه را در اختیار نبی و امام قرار داد تا دلیل باشد بر صدق ادّعای وی که می گوید: از جانب خدا می باشم. معجزه آیت الهی است که جز به دست پیامبران و حجتهای خود روی زمین نسپارد تا بدین وسیله راستی راستگو و دروغ دروغگو ثابت گردد". (9)ولی باید توجه داشت که افراد عادی از انجام معجزه عاجزند، اما شما می توانید برای به گفته خودت اطمنان قلب هم اکنون معجزه پیامبر را بیبینید ،زیرا قران کریم معجزه زنده پیامبر است وهم اکنون نیز اعجاز ومعجزه است
پیامبر اسلام نبوت خویش را با آوردن این کتاب آسمانى اعلان نموده و جهانیان را به مقابله با آن دعوت کرد. به رغم تحدى آشکار و قاطع قرآن، هیچ کس نتوانست در عصر بعثت مانند آن را بیاورد. امروز نیز پس از گذشت قرن ها، قرآن همچنان تحدى خود را اعلان کرده و مىگوید: ‹‹لئن اجتمعت الانس والجن على ان یاتوا بمثل هذا القرآن لا یاتونبمثله ولو کان بعضهم لبعض ظهیرا (10)بگو اگر انس و جن دور هم گرد آیند که کتابى مانند قرآن بیاورند، نمىتوانند نظیر آن را بیاورند، هرچند برخى از آنان به برخى دیگر یارى رسانند». قرآن در این جا در مقام تحدى مىگوید:اى پیامبر، بگو اگر مىتوانند کتابى مثل این قرآن بیاورند.
در جاى دیگر به کم تر از این حد تنزل فرموده و مىگوید: بگو اگر مىتوانند، مانند ده سوره و حتى یک سوره از سورههاى قرآن را بیاورند.
‹‹قل فاتوا بعشرسور مثله مفتریات›› (11) بگو ای پیامبر که ده سوره مثل این قران بیاورند .
‹‹قل فاتوا بسورة من مثله›› (12) بگو ای پیامبر که یک سوره مثل این قران بیاورند.
پی نوشتها:
. 1. مولوی جلا الدین بلخی ، مثنوی معنوی، دفتر سوم، ص 355 ، نشر اقبال ، تهران 1377 ش.
2. شورا (42) آیه 51.
3. نجم (53) آیه 8-10.
4. قصص (28) آیه 30.
5. محمد امین جلوههای قرآنی در نگاه امام خمینی،نشر موسسه آثار امام خمینی، 1388 ش . ص 48،
6. جوادی آملی، معرفتشناسی در قرآن، نشر مرکز اسرا، قم، 1378ش. ص 299،
7. محمد تقی جعفری، شناخت از دیدگاه علمی و از دیدگاه قرآن،نشر فرهنگ اسلامی، تهران، 1360 ش. ص 233،
8. محمد بن یعقوب کلینی اصول کافی،نشر دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1388 ق. ج 1، ص 88، کتاب الایمان و الکفر، باب حقیقة الایمان، حدیث 2،
9. محمد امین صادقی ارزگانی. در سنامه عرفان امام خمینی نشر موسسه نشر آثار امام 1386 ش ص64 .
9. محمد دسشتی معارف و معاریف،نشر دانش قم 1376 ش. ج 9، ص 482،
10. اسراء (17)/88)؛
11. هود(11)/13).
12. بقره(2)/23).






