من پسری هستم 23 ساله که حدود 6 ماه پیش با دختری که 22 سال دارد و مثل خودم دانشجو کارشناسی هست آشنا شدم وجالب این بود که بعد 2 روز فهمیدیم با هم فامیل هستیم وخانواده هم را کاملا میشناسیم...اوایل فقط برای ارضای نیازهای جنسی خود میخواستمش ولی او چنان مقاومت میکرد که من دیگر توان گفتن درخواستم را نداشتم و شرمنده اخلاقش شدم....او دختریه فوق العاده احساساتی وعاشق و شیفته من که در خوانواده ای با پدر و مادر متدین ولی خاله ها ودختر خاله هایش به حساب خودشون امروزی و نا آشنا به مسایل دینی وبی حجاب....مثلا او کمتر نماز میخواند و قبلا با 2 پسر خاله متاهلش برای سلام کردن دست میدادولی از 6 ماهی که با من دوست شده این کار را انجام نمیده وقبول کرده که کار بدیه ولی هیچ وقت
حجابش را ترک نکرده و نمیکنه ... من او را هر روز برای نماز صبح بیدار میکنم و او هم استقبال میکند وحتی تصمیم گرفته که نماز های مغرب را به مسجد برود.
با این تفسیر ما دو تا که عاشق هم هستیم و واقعا همدگه رو دست داریم وقصد ازدواج داریم
شما عاقبت کار را چگونه میبینید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟(در ضمن الان هم با هم رابطه سالم دوستی داریم)خواهش میکنم من را راهنمایی کنید که آیا چنین دختری برای ازدواج با من خوب است یا نه؟

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
اینکه در نامه خودتان نوشته اید: «دختر فوق العاده احساسی»، چندان مناسب نیست و همین امر می‌تواند مایه ضربه زدن به ایشان باشد و او را در معرض خطر قرار دهد. این فرد در صورت مخالفت شما یا فراهم نشدن شرایط ازدواج می‌تواند زود از هم فرو بپاشد و جای این نگرانی نیز وجود دارد که پس از ترک رابطه نتواند خود را کنترل کند. از طرفی دیگر هم این ارتباط هم نباید به ازدواج منجر گردد و تنها با بازگشت به وضعیت نخست (و نشان ندادن علایم وابستگی) و قطع ارتباط کامل می‌توانید دوباره به صورت رسمی در قالب یک خواستگاری او را برای ازدواج انتخاب نمایید.
در خصوص تغییر رفتار بر اساس عشق هم توجه داشته باشید که شما باید به اطمینان برسید که حتی در صورت ترک کردن او باز هم همین تغییرات مستمر خواهد بود و نه اینکه آن را ترک کند و به لجاجت برانگیخته شود.
اگر مقصود از رابطه، برقراری روابط احساسی است که کاملاً ناروا بوده و می‌تواند به وابستگی منجر گردد که شدیداً باید از آن پرهیز نمود. این قبیل روابط هرگز دارای تضمین نیستند و تنها می توانند آسیب روانی را از جهات متعدد به دختران وارد نمایند. نحوة ورود دختران به روابط با نحوة ورود پسران به این گونه روابط کاملاً متفاوت است و دختران بیشتر با آسیب روبرو می‌شوند؛ چون سریعاً وابسته می‌شوند و نمی‌توانند با جدایی و ناکامی کنار آیند.
رابطة سالم دوستی مفهومی نادرست است؛ چون وقتی ماهیت رابطه از نظر شرع و عرف مجار نباشد، می‌تواند ناسالم و نابهنجار تلقی گردد و فارغ از تمام اینها، می‌تواند منجر به ایجاد ضربه‌های روانی شود. به همین دلیل جای تعجب است که چرا باید از این ترکیب استفاده نمایید.
چنانچه ارتباط با جنس مخالف به قصد ازدواج، خارج از ضوابط و هنجارها باشد و یا تحت نظارت والدین و سرپرست نباشد، احتمال روبرو شدن با یک آسیب روانی - عاطفی بسیار خواهد بود و شما نسبت به این موارد توجه کافی داشته باشید. در حال حاضر ما شاهد بروز اختلالاتی همچون افسردگی و اختلالات خلقی و در موارد متعددی اضطراب در میان دخترانی هستیم که خود را بر سر راه پسران قرار داده و موفق به ازدواج کردن نشده‌اند. شما نیز قصد ادامه روابطی را دارید که ممکن است!! به ازدواج منجر گردد و دربارة ان اطمینان لازم را ندارید.
برقراری و تداوم یک رابطه با این گمان که به ازدواج ختم گردد، معمولاً برای دختران آسیب زا است. ما نیازمندیم و باید به یک اطمینان نسبی دست یابیم که زندگی مشترک آینده ما از ثبات و کارآمدی لازم برخوردار خواهد بود و همسر آیندة ما فردی مسؤولیت پذیر و دارای شرایط مناسب خواهد بود.
به هر حال نباید فراموش نمود که عشق به تنهایی برای زندگی مشترک کافی نیست و باید تمام جنبه‌های مهم را هم در نظر گرفت. البته گو اینکه شما در وضعیت نامناسب‌تری نیز قرار دارید و تنها با یک عشق یک سویه به قصد ازدواج روبرو هستیم که شما تلاش دارید تا آن را به یک ارتباط عاطفی دوسویه تبدیل نمایید. اما این راه نیز مخاطزات خاص خود را داراست و نمی تواند برای شما منشاء شادکامی و خرسندی باشد.
روابطی که خارج از چارچوب عرف و شرع برقرار می‌شود واقعاً از تضمین لازم برخوردار نیستند. در این قبیل روابط ما بارها شاهد بوده‌ایم که حتی در صورت موفقیت و رسیدن به وصال یکدیگر، نهایتاً راه تردید، شک و ابهام در وضعیت همسر همچنان ادامه دارد، این دسته از همسران معمولاً نسبت به همسر خود مشکوک هستند که آیا نسبت به آنان وفادار خواهد ماند یا آنکه می‌تواند همچون سابق مرتکب خطا شود. در مواردی بی شمار با این مسأله روبرو هستیم که مرد به زن می گوید که «من چگونه مطمئن باشم که هنگام نبودن در خانه تو مانند سابق که به واللدین خودت خیانت می کردی و با من بودی، همین کار را با من انجام ندهی؟». عکس این مطلب در خصوص زنان نیز وجود دارد و آنها نگران هستند که همسرانشان با شخصی دیگر ارتباط خارج از تعهدات زناشویی برقرار نسازد.
اما بی‌تردید یک رابطه به منظور آشنایی تحت نظارت والدین آنهم به صورت محدود با رعایت محدودة شرع و هنجارها می‌تواند به شناخت بیشتر و اتخاذ یک تصمیم منطقی به شما کمک کند.
در موارد متعددی با این مشکل روبرو بوده ایم که پس از ازدواج دختر و پسری که پیش از ازدواج با هم رابطه داشته اند، نسبت به یک دیگر اعتماد نداشته و نمی‌توانند با آرامش در کنار یک دیگر زندگی کنند. آن ها همیشه از خو می پرسند که آیا او قابل اعتماد است و من می توانم به او اعتماد کنم و از او فاصله بگیرم. این وضع در خصوص مردان احتمال بیشتری دارد و آن ها به دختری که پیش از ازدواج با او دوست بوده اند می گویند که چه تضمینی وجود دارد که تو هنگامی که من نیستم به من خیانت نکنی؛ کاری که پیش از ازدواج نسبت به والدین خودت انجام دادی و با من دوست شدی!