با سلام وعرض خسته نباشید وتشکر از شما به خاطر سایتتون کلی زدم تا باز شد این میهن اسلامی ما همه چی رو قاطی کرده همه فیلتر شده بودن میخواستم سوال بپرسم وجوابمو بگیرم چون راستش نمیتونم سوالمو رودررو از کسی بپرسم ازتون تقاضا میکنم اگر مرد جوابمو میده برادرانه واگر خانوم جواب من رو میده خواهرانه لطفا نیاز به کمک دارم من نمیخوام گناه کنم هرگز هیچ وقت هیچ وقت نمیدونم احساس بدی دارم بهم بگین لطفا راهنماییم کنین. من دختری 19ساله هستم البته هنوز تموم نشده پشت کنکورم برای سال دوم پارسال تجربه خوبی نداشتم راستش اوایل سال که مشغول درس بودم از طریق 1نفر باچت آشنا شدم قبل از اون توی دبیرستان با 1از معلم هامون یه جورایی دربارش بحث کرده بودیم ولی راستش تجربه اش نکرده بودم من با این فکر که هیچ قصدبدی از استفاده چت ندارم اونو شروع کردم ومیخواستم از ادمایی کمک بگیرم اونجا ادمای موفق هم پیدا میشه با چند نفرم اشنا شدم وای تقریبا کمکم کردن خیلی زیاد نمیرفتم من واسه کنکورم برنامه ریخته بودم ومیخواستم ومیخوام حتما به هدفم برسم تا اینکه فکر میکنم اواخر ماهبهمن بود با 1پسر اشنا شدم به من گفتن خودشونم درس میخونن راستش قرار شد باهم بخونیم درس بهم گفتن چت رو طعتیل کنم حداقل واسه یه مدت که هواسم رو پرت نکنه بهم گغت به بعضی ها واسه درس مشاوره داده کمکم میکنه ازم شماره خواست منم بهشون گفتم که درسته وفقط واسه درس بود حکم مشاور داشتن شمارشونو دادن من تک زدم واینجوری شماره همدیگرو داشتیم کمکم میکردن ساعت مطالعه رو باهم میخوندیم درسامون فرق داشت ولی با هم میخوندیم باورتون نمیشه من براشون اس جمله دادم به من گفتن ما قراره باهم درس بخونیم نه چیز دیگه وقتی این حرفاروزدن من میدونستم که فقط درس ویه جورایی مشاوره بهم میدن بعد از 1مدت من 2-3بار فکر میکنم باهاشون تلفنی حرف زدم راهنایی میکردن بیشتر اس میدادیم تا بعد از 1مدت به من اراز علاقه کردن راستش من حافظ قرآنم هر چند به هیچ عنوان به هیچ عنوان خودمو قبول ندارم ولی بهشون همون اوایل نمیدونم چرا ولی گفتم حافظ قرانم البته برای کنکور متاسفانه کنار گذاشته شده میگفتن که دنبال 1همسر قرانی بودن ودلایل دیگه راستشو بخاین برام عجیب بود که با چت ازدواج کنه یا کنم واسه همین باورش برام سخت بود واون تلاش کرد تا من 1جورایی قبول کردم من 1خواهر بزرگتر از خودم دارم بهشون گفتم تا خواهرم ازدواج نکنه من قصدشو ندارم وایشون کاملا موافقت کردن بهشون میگفتم رابطمون غلطه میگفتن واسه اشنایی نه چیز دیگه راستش عکس خواستن ولی من بهشون میگفتم شما نا محرمین ولی ایشون منو همسر خودشون میبینه میگفتن من شوهرتم پس اشکالی نداره اینجوری بود که رابطه ی ما تا به حال ادامه پیدا کرده وایشون مثل اینکه به من علاقه زیادی پیدا کردن منم دوسشون دارم ولی خیلی کم همو میشناسیم و این برای ازدواج خوب نیست میخوام بیشتر بشناسمشون از طرفی نیازش رو میفهمم نیاز جنسی نمیتونم نیاز خودمم انکار کنم خدا هست نمیتونم دروغ بگم که ندارم بعضی اوقات خیلی حس بدی دارم وواقعا میمونم از خدا خجالت میکشم میگم چه طور خدا این سعادت رو بهم داده که حافظ قرانش هستم ولی من ....... راستش گاهی اوقات پای تلفن 1چیزایی میگن من بهشون میگم که خدا پیشمونه میگن اره میدونم ولی ایشون مثل اینکه منو کاملا همسر خودشون میدونن این یادم رفت خواهرمو در جریان موضوع قرار دادم دوس داشتم با مادرم یا پدرم در میون میذاشتم ولی میدونم برخوردشون خوب نیست اگه بگم چون این رابطه رو بد میدونن ولی برای شناخت هست وایشون هنوز جویای درس من هستن ایشون هم مادرشونو در جریان گذاشتن ورابطه ما مخفیانه نیست ایشون شهر مشهد هستن ومن مرکزی اخیرا 1سفر پیش اومد رفتیم مشهدالرضا وایشون خواستن منو ببینن منم برای چند ثانیه همراه خواهرم توی خود حرم ایشون رو دیدیم ولی من اصلا نتونستم ایشون رو درست ببینم ولی ایشون انگار دیده بودن منو اگه میشه اینم بگین که آیا ابراز علاقه کردن به همدیگه موردی داره گناهه من نمیخوام گناه کنم کمکم کنین خواهش میکنم راهنماییم کنین بگین من نمیخوام گناه کنم و میخوام بشناسمشون اگه قرار هست بقیه عمرمو کنار ایشون باشم.خاهش میکنم در مورد نیازی که دارم هم راهنماییم کنین چه کار کنم حالم خراب نشه بتونم خودمو کنترل کنم من نمیخوام گناه کنم ولی ......کمکم کنین خواهش میکنم ممنون میشم پاسخمو بدین ببخشید که خیلی حرف زدم واذیتتون کردم ممنون خیلی ممنون
با عرض سلام و با تشکر از ارتباطتان با این مرکز
در ابتدای جواب لازم است که این را بگویم که متاسفانه خیلی از دختران جامعه ما، هیچ شناختی نسبت به جنس مخالفشان و نحوه ارتباط با آن ها ندارند، و هم چنین خیلی از آن ها با ساده لوحی و از روی عدم اطلاع، خیلی راحت به پسرها دلبسته می شوند. آیا شما برای این که بتوانید درستان را بخوانید و از کسی کمک بگیرید، حتما باید از فضای اینترنت استفاده می کردید؟ آیا فضای اینترنت و اشخاص نا آشنا و غریبه، فضای مناسبی برای کمک درسی گرفتن و آشنایی است؟ اصلا در اینترنت می توان به این راحتی به افراد، اعتماد کرد؟ خیلی از پسرها هستند که در فضای اینترنت، خود را دختر معرفی می کنند و بالعکس دخترها خود را پسر معرفی می کنند. خیلی از افراد جنایتکار خود را انسان هایی مثبت معرفی می کنند و .... واقعا شما چطور به این راحتی در فضای اینترنت به شخصی اعتماد می کنید؟ کسی که اصلا هیچ چیز در مورد او نمی دانید. اگر خود شما مطالبی را که نوشته اید کمی دقت کنید، متوجه خواهید شدکه این آقا از همان ابتدا سعی کرده که خودش را خوب نشان دهد ( مثل اینکه پیام اول شما را این طور جواب داده است که ما فقط برای درس خواندن با هم ارتباط داریم) من از شما سوال می کنم که پس چی شد؟ چی شد که کار به صحبتهای تلفنی و عکس گرفتن و حرفهای عاشقانه کشید؟ ایشان به کدام دلیل می گوید که شوهر شماست که به خود اجازه می دهد که از طریق تلفن با شما حرفهای آنچنانی بزند و از شما سوء استفاده کند و شما هم به راحتی حرفهای او را باور کنید؟ ما موارد زیادی داریم که پسرها به همین نحو، با دختری آشنا شده اند و شاید در ابتدا هم نمی خوسته اند که چنین شود، اما این ارتباط اولیه به سوء استفاده جنسی پسر از دختر کشیده است، و بعدا هم پدر و مادر آن پسر با این ازدواج موافقت نکرده اند و آن وقت دختر می ماند و ساده لوحی و زود باوری خودش. منظورم از این صحبتها این است که واقعا نمی توان از طریق اینترنت و تلفن و پیامک و این قبیل چیزها به افراد مختلف اعتماد کرد و به آنها دلبسته شد. نمی توان به درستی حرفهایی که افراد در اینترنت و تلفن می زنند مطمئن شد. از کجا معلوم که همه حرفها یا بخشی از آنها دروغ نباشد؟
در مورد سوالات مختلفی که مطرح کرده اید به نکات زیر توجه کنید:
ـ ابراز علاقه شما به همدیگر گناه دارد، چون با همدیگر نامحرم هستید، و ایشان هم فعلا به هیچ عنوان شوهر شما نیست، و هیچ حقی ندارد که نسبت به شما احساس شوهری کند و حرفهای عاطفی و شهوت انگیز بزند و توجیهاتی هم که ایشان می کند (مثلا اینکه می گوید من شوهرت هستم) کاملا بیخودی و از روی منافع شخصی خودش است. این ارتباطات شما از نظر شرعی اشکال دارد. مواظب خودتان باشید، چون ما موارد زیادی از این قبیل داریم که به ضرر و زیان سنگین دختر و پشیمانی او منتهی شده است. توجه داشته باشید که هدف پسرها از ارتباط در درجه اول ارضای غریزه جنسی است که دختران کم تجربه مانند شما را به دام می اندازند تا به هدف شوم خود برسند. پس از لذت بردن آنان را رها می کنند و ضربه روحی وارد می سازند. تا خیلی وابسته نشده اید او را رها کنید.
- روابط تحریک آمیز با جنس مخالف، نه تنها نیازهای واقعی شما را به شکل حقیقی برآورده نمی سازد، بلکه روز به روز بر التهاب و اضطراب شما و در نتیجه نیازهای جنسی و روانی شما می افزاید؛ بنابراین با صرف نظر از تقابل ادامه این روند با مسئله ایمان و اعتقاد، مشکلات بسیاری را هم در آینده متوجه شما خواهد ساخت.
ـ کسی که همسر خود را از طریق تلفن و پیامک و اینترنت انتخاب می کند، انتخابش ابتدا بر اساس گفته های اوست، و چون اغلب احساسی و عاطفی برخورد می کند، به سخنان غیر واقعی طرف مقابل یا تناقض های گفتاری وی توجه ندارد و پس از گذشت مدتی دچار عشق مجازی می شود. در موارد بسیاری پس از اینکه دختر و پسر همدیگر را ملاقات کردند، متوجه می شوند که هیچ گونه سنخیتی با همدیگر ندارند، اما چون قبلا عاشق و دلبسته همدیگر شده اند، پذیرش واقعیت ( عدم همتایی) برایشان سخت است، و گاهی اوقات به خاطر ترحم و مسائل دیگر تن به ازدواج می دهند که روشن است که عاقبت چنین ازدواجی چه خواهد بود. این نوع ازدواجها تنها در یک صورت می تواند بدون آسیب باشند و آن هم اینکه صرفا به عنوان یک آشنایی قلمداد شوند و دو طرف به شدت مراقب دلبستگی ها و علاقه های سطحی باشند و کر و کور نشوند، که البته در این صورت هم دو مشکل دارند: یکی اینکه در فرهنگ و کشور ما ، معمولا والدین جوانان زیر بار چنین ازدواجی نمی روند، و دیگر اینکه ارتباط دختر با جنس مخالف به این صورت، در شان دختر پرهیزکار نیست و ممکن است که پس از ازدواج، عامل سلب اعتماد شوهر از وی شود.
ـ بین شما و این آقا شناختی جدی و کامل وجود ندارد، نشانه اش هم این است که خودتان هم نمی دانید که به درد همدیگر می خورید یا نه؟ ارتباط تلفنی و پیامکی برای اقدام به ازدواج و فکر کردن در مورد این آقا کافی نیست. در مورد خانواده همدیگر شناخت کافی ندارید و هم چنین شخص واسطه ای هم در کار نیست که بشود از طریق او شناختی ایجاد شود. لذا این نکته را حتما به یاد داشته باشید که اگر می خواهید برای ازدواج با این آقا تصمیم بگیرید، قبل از آن درصدد شناخت کامل از همدیگر و از خانواده همدیگر برآیید. این نحوه ازدواجها اگر بدون تحقیق جدی و شناخت کافی صورت بگیرد، به احتمال زیاد مشکل ساز خواهند شد. احتمال دارد که اگر همدیگر را ببینید، اصلا از همدیگر خوشتان نیاید، یا در مواجهه حضوری پی به نکاتی ببرید که اصل تصمیم شما را تحت تاثیر قرار دهد. اگر می خواهید که وابستگی شما زیادتر نشود و مبتلا به مشکلات بعدی آن نشوید، باید رابطه اتان را قطع کنید و از این آقا بخواهید که اگر قصد ازدواج دارد، به صورت رسمی و به همراه خانواده اش از شما خواستگاری کند. یقینا اگر از نزدیک با ایشان و خانواده اش آشنا شوید، بهتر می توانید که در مورد ایشان تصمیم بگیرید. اینکه خواهر بزرگتر شما هنوز ازدواج نکرده است، نمی تواند مانع ازدواج شما و یا حداقل خواستگاری شما شود. بگویید به خواستگاری شما بیاید، اگر در بررسی ها مشخص شد که مشکلی برای ازدواج شما وجود ندارد، آن وقت می توانید که صبر کنید تا خواهرتان ازدواج کند، ولی در ابتدا ببینید که خانواده شما و این آقا اصلا به این ازدواج رضایت می دهند و هم چنین خودتان در صورت خواستگاری همدیگر را می پسندید؟ یا اینکه متوجه می شوید که اصلا طرف مقابل آن طوری که فکر می کرده اید، نیست، و اصلا از ازدواج با او منصرف می شوید؟
ـ این که شما دو نفر از دو شهر متفاوت هستید، نکته ای است که جای توجه دارد. بالاخره ازدواج دو نفر از دو شهر مختلف، مسائل خاص خودش را دارد، از قبیل اختلاف فرهنگ های دو شهر، جدایی یکی از دختر و پسر از خانواده خود، دوری راه و .... لذا معمولا توصیه می شود که بهتر است که افراد با هم فرهنگ و هم شهری خود ازدواج کنند، اما اگر نمی خواهید که به این توصیه عمل کنید،حتما قبل از تصمیم به ازدواج، با فرهنگ و آداب و رسوم همدیگر آشنا شوید و بعد از آن اگر قدرت انطباق داشتید، ازدواج کنید. گاهی تفاوت فرهنگی، ریشه در اعتقادات دینی و مذهبی دارد، به گونه ای که در ارتباطات خود با هم، مسائلی از قبیل پوشش لازم، حفظ نگاه، پرهیز از شوخی و تماس با نامحرم، مصرف مشروبات الکلی و .... رعایت نمی شود که در این صورت، ازدواج خانواده ای که دارای فرهنگ مذهبی است، با چنین خانواده ای، مشکلاتی را به همراه خواهد داشت.
در مجموع ازدواج های اینترنتی دور نمای خوبی ندارند، لذا مواظب باشید و احتیاط کنید.
موفق باشید.






