سلام
چرا اهل سنت يا همون سني ها مهر زير پيشانيشون براي نماز خوندن نميزارن واصلا از چه زماني نمازبه اين صورتي كه ما شيعه ها ميخونيم خونده شد؟اصلا پيامبر به چه صورتي نماز ميخوند مثل ما شيعه ها نماز ميخوند يا مثل اهل سنت؟
با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با این مرکز.
از نظر فقهی سجده کردن بر مهر لزومى ندارد.بلکه واجب این است که بر خاک یا سنگ یا چوب و هر چیزى که از زمین است( غیر از معدنیات و خوردنى ها و نوشیدنى ها و پوشیدنى ها)
سجده کرد. اما این که فعلاً مرسوم شده است که بر مهر سجده میکنند،
اولاً : به جهت این است که چون سجده بر خاک در مساجد و در خانه ها با مشکلاتى همراه است، خاک را به صورت مهر در آورده اند که سهل الوصول باشد و مشکلى از نظر نظافت و ریخت و پاش نداشته باشد.
دوم: در روایات، سجده بر تربت حضرت سید الشهدا(ع) تمجید و تشویق شده است.
اهل سنت و شیعه در موارد زیادی از احکام سجده با هم اتفاق نظر دارند، زیرا هر دو گروه، سجده بر خاک ، سنگ، چوب و دیگر روییدنیهای غیر خوردنی و غیر پوشیدنی را جایز میدانند ، اما شیعه معتقد است سجده بر غیر این موارد صحیح نیست . واجب است که سجده بر خاک یا یکی از موارد فوق باشد، علت این مطلب روایاتی است که وارد شده است.
امام صادق (ع) فرمود: "لا تسجد الا علی الارض أو ما أنبتته الأرض القطن و الکتّان؛ سجده نکن . مگر بر زمین یا بر آنچه از زمین می روید مگر پنبه و کتان".(1)
زراره از امام باقر (ع) سؤال کرد که آیا می توان بر قیر سجده کرد؟ حضرت فرمود: "نه . بر لباس و پشم و میوه های خوردنی و معدنی ها و بر اجزای حیوان و بر پر پرندگان نیز سجده کردن جائز نیست".(2)
علی بن جعفر از برادرش حضرت موسی بن جعفر سؤال کرد : آیا انسان می تواند از فرش حریر و سجاده حریر، همین طور از فرش دیباج و سجاده دیباج استفاده کند؟ روی آن ها بخوابد، تکیه دهد، بایستد، نماز بخواند؟ امام فرمود : خوابیدن، نشستن و سایر استفاده ها از آن ها اشکالی ندارد، اما نمیتواند روی آن ها سجده کند.(3)
ولی اهل سنت سجده بر پنبه و کتان و مو و پشم را اجازه می دهند، ولی نظر آنان بر خلاف احتیاط و مخالف روایاتی است که از طریق اهل بیت و از پیامبر وارد شده است. در کتاب الفقه علی المذاهب الاربعه آمده است:
سجده بر هر چیز جایز است حتی دستار دور سر، به شرطی که پاک باشد، اما پیروان ابوحنیفه سجده بر دستار را در صورت ناچاری مکروه دانستهاند، ولی امامیه میگوید سجده جایز نیست. مگر روی زمین یا آن چه زمین آن را رویاینده . نیز باید از آن چه خوردنی و پوشیدنی و معدنی است نباشد .(4)
بنابراین اهل سنت ، فرش و قالی و موکت را زمین می دانند، ولی نمی توان پذیرفت قالی و موکت زمین است . در ضمن این کار خلاف احتیاط است.
سجده بر خاک (زمین) و استفاده از مهر از زمان پیامبر وجود داشته است. رافع بن ابی رافع از پیامبر (ص) نقل می کند که حضرت فرمود: "نمازتان کامل و صحیح نمی شود. مگر این که در سجده ، پیشانی را بر زمین بنهید".(5)
در روایت دیگر فرمود: "جعلت لی الارض مسجداً و طهوراً"(6) زمین برای من محل سجده و موجب طهارت (تیمم) قرار داده شده است. ام سلمه از پیامبر (ص) نقل می کند که خطاب به شخصی فرمود : "یا أفلح! ترّب وجهک ؛ (7) ای افلح! صورتت را به خاک بمال".
از سلمان نیز نقل شده: "تمسّحوا بالأرض فانها بکم برّه؛(8) پیشانی خود را به زمین مماسّ کن، چون زمین مانند مادر تو است و تو را دوست دارد".
از زمان رسول خدا(ص) برخى اصحاب بر سنگ سجده مى کردند. جابربن عبداللَّه انصارى(9) و «مسروق بن اجدع»(10) این کار را مى کردند؛ چه در وطن بودند و چه به هنگام مسافرت.
جابر بن عبدالله انصارى مىگويد: با پيامبر (ص) نماز ظهر مىگزاردم كه يك قبضه از ريگها را در كف گرفتم تا سرد بشوند و بتوانم بر آن ها سجده كنم. (11)
يكى از صحابه از اين كه پيشانيش به خاك برسد اجتناب مىكرد . پيامبر بدو فرمود: پيشانيت را بر خاك بگذار. (12)
يكى از اصحاب بر پيچ عمامهاش سجده مىكرد كه پيامبر با دست خود عمامه را از پيشانيش بر داشت .(13)
روايات ديگر اهل سنت دلالت دارند كه پيامبر بر حصير و خمره (گل كوزه) سجده مىفرمود. (14)
نیز مسلمانان قطعهاى از سنگهاى کوه مروه را مى گرفتند و بر آن سجده مى کردند.
این سخن روشن، بیپایگی گفتار کسانی را که همراه داشتن قطعهای از خاک و تربت را شرک و بدعت میپندارند، اثبات میکند . معلوم میگردد که پیشتازان تاریخ اسلام بدین کار مبادرت میورزیدند.(15)
از نظر تاریخی نیز وقتی رسول خدا به مدینة منوره تشریف آوردند و دستور ساختن مسجدالنبی را دادند، در آن زمان مسجد فرش نداشت . پیامبر روی زمین و خاک های مسجد سجده میکردند. در زمان ابوبکر و عثمان و عمر و حضرت علی نیز روی زمین مسجد سجده می نمودند. بنابراین تمام نمازهای پیامبر روی زمین بود . سجده های پیامبر و مسلمانان صدر اسلام، روی خاک بود. پس قطعاً سجده بر خاک صحیح است . شیعیان که روی خاک سجده میکنند، به واسطه پیروی و متابعت از رسول خداست؛ پس قطعاً نمازهای شان صحیح است.
از طرف دیگر چون شرط است که محل سجده باید از هر نجاستی پاک باشد و سجده بر زمین نجس جایز نیست، شیعیان قطعه ای از خاک پاک (مهر) را به همراه خود دارند، تا هر وقت خواستند نماز بخوانند،بر آن خاک پاک سجده کنند. زیرا نمی دانند خاک و زمینی که بر آن می خواهند سجده کنند، پاک است یا نه، بدین جهت یک قطعه خاک پاک را که یقین به طهارتش دارند، انتخاب می کنند و بر آن سجده می کنند.
علاوه بر این، چون سجده عنوان خضوع و خشوع در مقابل عظمت پروردگار را دارد و نمازگزار باید بهترین اعضای بدن را که پیشانی است، بر زمین بگذارد، پس سر بر خاک گذاشتن در حالت عبودیت و بندگی، بیش تر دلالت بر خضوع و خشوع در پیشگاه پروردگار دارد.
اما اگر انسان در حال سجده، پیشانیش را بر سجاده گران قیمت یا بر فرش نرم و لطیف، یا بر حریر و برلیان و طلا و نقره، یا بر جامه های گران قیمت بگذارد، این ها کم تر دلالت بر تواضع و خشوع نمازگزار نسبت به پروردگار را دارد.
*******
در باره کیفیت نماز نیز بايد گفت به طور طبیعی هر فرقه ای نمازمتداول و مرسوم خود را منطبق بر نماز پیامبر می داند ؛ اما باید دید که از نظر منبع و ماخذ مفاهیم و منابع دین و سنت کدام فرقه به حقیقت نزدیک تر بوده و امکان درستی ادعایشان بیشتر است . شیعه معتقد است از انجا که سنت پیامبر را از طریق امامان معصوم که از خاندان آن حضرت بوده و بیشترین ارتباط را با ایشان داشته اند و به علاوه از عصمت برخوردار بوده اند ، گرفته پس شکل نماز او به حقیقت نماز پیامبر نزدیک تر است .
گفتنی است که در انجام اصل فریضه نماز بین شیعیان و سنّی ها تفاوتی زیاد وجود ندارد، جز در چند مورد خاص مثل : دست بسته یا دست باز نماز خواندن، آمین گفتن بعد از «ولاالضالین»، مقید بودن یا مقید نبودن سجده گاه به اموری مانند خاک و سنگ و ....
تحلیل جزییات این مساله نیازمند بررسی های دقیق فقهی و تاریخی است اما به اختصار باید گفت برخی تفاوت های موجود در مورد انجام فریضه نماز بین شیعیان و سنّی ها مثلاً دست بسته نماز خواندن، یا در نماز جماعت بعد از« ولاالضالین» آمین گفتن که در بین سنّی ها رواج دارد، به شهادت تاریخ ریشه در سنّت خلفا دارد. این ها اموری است که برخی از حاکمان پدید آوردند و بدعت نهادند. سیره پیامبر این گونه نبود،البته اهل سنت کلیت این سخن را قبول ندارند و این اعمال را به پیامبر نسبت می دهند، اما شیعیان آن را جعلی می دانند.
به عنوان نمونه به مساله دست روی دست گذاشتن یا «تکتف» در حال نماز اشاره می کنیم :
مهم ترین دلیل بر دست بسته نماز خواندن ( تکتف ) روایت بخاری است که می گوید :
«فروى عن عَبْد اللَّهِ بْنُ مَسْلَمَةَ، عَنْ مَالِکٍ، عَنْ أَبِی حَازِمٍ، عَنْ سَهْلِ بْنِ سَعْدٍ، قَالَ کَانَ النَّاسُ یُؤْمَرُونَ أَنْ یَضَعَ الرَّجُلُ الْیَدَ الْیُمْنَى عَلَى ذِرَاعِهِ الْیُسْرَى فِی الصَّلاَةِ . قَالَ أَبُو حَازِمٍ لاَ أَعْلَمُهُ إِلاَّ یَنْمِی ذَلِکَ إِلَى النَّبِیِّ صلى الله علیه وسلم. قَالَ إِسْمَاعِیلُ یُنْمَى ذَلِکَ. وَلَمْ یَقُلْ یَنْمِی؛ ( 16 ) از ابی حازم از سهل بن سعد که گفت : مردم امر می شوند که نمازگزار در نماز دست راست را بر ساعد دست چپ بگذارد. (یعنی خلفا به مردم دستور می دادند که دست بسته نماز بخوانند. یعنی این کار دستوری از مقامات بالا بود) . ابو حازم می گوید: مطلبی درباره این روایت نمی دانم جز اینکه به پیامبر (ص )نسبت داده شده است . اسماعیل می گوید : این مطلب نسبت داده شده و نمی گوید خود او به پیامبر (ص ) نسبت داده است» .
بنا بر این روایتی که اثبات کند پیامبر دست بسته نماز می خواند یا دستور داده، نداریم .
برخی بر این باورند که تکتف (دست بسته نماز خواندن) دستور خلفا و روسا بود. آنان به مردم دستور می دادند که دست بسته نماز بخوانند و هیچ دلیلی بر وجوب و حتی استحباب آن وجود ندارد.
ابن رشد قرطبی می گوید: همچنین ثابت شده است که مردم را امر می کردند به تکتف ( یعنی این کار ، دستور و بخشنامه از بالا بود. یعنی خلفا و دست نشاندگان آنان مردم را به این کار امر می کردند ). ( 17 )
به علاوه در کتب معتبر اهل سنت نیز روایات فراوانی در این باب نقل شده که نماز پیامبر (ص ) با دست باز بوده است ؛ ما به ذکر یکی از معتبر ترین آن که نحوه نماز پیامبر (ص ) را با دست باز بیان می کند اشاره می کنیم :
محمد بن عمر و ابن عطا روایت کرده اند: ابو حمید ساعدی از ده نفر از اصحاب رسول خدا شنید که یکی از این ده نفر ابوقتاده است . وی می گوید: من داناترین شما به نماز رسول خدا (ص )هستم . زمانی که به نماز می ایستاد دو دست خود را بالا می برد تا موازی دو گوشش قرار می گرفت. سپس تکبیر می گفت. سپس حمد و سوره را قرائت می کرد. سپس تکبیر می گفت. سپس دو دستش را تا گوشش بالا می آورد . سپس به رکوع می رفت و دو کف دست خود را بر زانو می گذاشت. سپس آرام می گرفت.
نه سرش را بالا می آورد و نه زیاد پایین می انداخت و می گفت« سمع الله لمن حمده » سپس دو دستش را بالا می برد تا کنار گوشش قرار می گرفت. سپس می گفت : الله اکبر و سپس خود را به زمین می انداخت و دو کف دست خود را کنار خود می گذاشت. سپس سر بلند می کرد و بر پای چپ می نشست و انگشتان دو پایش را موقع سجده باز می کرد و سجده می کرد و سپس الله اکبر می گفت و بلند می شد و بر پای چپ می نشست تا همه اندامش آرام می گرفت. سپس در سجده بعد همین کار را می کرد .... همه گفتند : راست گفتی رسول خدا (ص )چنین نماز می خواند . (18)
شوکانی می گوید: صاحبان صحاح سته جز نسائی آن را نقل کرده اند و ترمذی آن را صحیح دانسته ، بخاری آن را به صورت مختصر نقل کرده است. (19)
در این روایت که قصد وی بیان کامل نماز رسول خدا (ص )با همه جزئیات است هرگز مطلبی درباره دست بسته بودن رسول خدا نقل نشده است .
برای مطالعه بیشتر می توانید به کتابهای ذیل مراجعه نمایید
1- راهنمای حقیقت (پاسخ به شبهات پیرامون عقاید شیعه) از آیت الله جعفر سبحانی، نشر مشعر.
2- پاسخهای ما به پرسشهای اهل سنت(پاسخ به چند پرسش فقهی و اعتقادی) از علی عطائی اصفهانی، نشر مشعر.
پینوشتها:
1 . شیخ طوسی، الخلاف، مسئلة 112 و 113،نشر دارالاحیا التراث العربی ،بی تا.
2 . همان.
3 . فقه تطبیقی، ص 94،نشربوستان کتاب، قم، 1387ش.
4. الفقه علی المذاهب الاربعه , ج 1 ،ص 232 ، بیروت , دارالفکر.
5. الخلاف، مسئلة 112 و 113.
6. بحارالأنوار، ج 16، ص 316.6.
7 . کنزالعمال، ج7، ص460، حدیث های 19776 و 19777 و 19778.نشر موسسه الرساله، بیروت، 1413ق.
8. همان.
9. سنن بیهقى، ج 1، ص 439،نشر موسسه البعثت ،بیروت، بی تا.
10. طبقات الکبرى، ج 6، ص 79،نشر دارالاحیا لتراث العربی، بی تا.
11. مسند احمد، ج 3، ص 327 حديث جابر و سنن بيهقى، ج 1، ص 439.
12. كنزالعمال، ج 7، ص 465 ،حديث شماره 19810.
13. سنن بيهقى، ج 2، ص 105.
14. مسند احمد، ج 6، ص 179، 309، 331، 377، و ج 2 ،ص 192، 198.
15. سید رضا حسینینسب، شیعه پاسخ میدهد، ص 108، نشر موسسه طه ،قم 1378 ش.
16 . بخاری صحیح البخاری، ج 1 ، ص 181، ح 740، کتاب الأذان، ب 87، باب وَضْعِ الُْیمْنَى عَلَى الْیُسْرَى. نشر دار الفکر بیروت 1405 ق
17 . قرطبی بدایة المجتهد، ج 1 ، ص 112 (المسالة السابعة اتفاق العلماء علی ان السجود علی سبعة اعضاء).
18. سنن أبی داود، ج 1، ص 170 کتاب الصلاه باب استفتاح الصلاه ، نشر دار الحیا التراث العبربی بیرون بی تا . سنن الترمذی، ج 1، ص 188 باب ما جا فی وصف الصلاه ، نشر دار صادر بیروت بی تا
19. شوکانی نیل الأوطار، ج 2، ص 198.نشر دار الفکر بیروت 1402 ق.






