تفسير آيات 18 و 27 سوره مريم را مي خواستم بدانم آيا حتي پيامبر و 14 معصوم هم طبق اين آيه وارد دوزخ مي شوند ؟
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
آیات مورد نظر به شرح زیر است :
وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلاَّ وارِدُها كانَ عَلى رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيًّا ثُمَّ نُنَجِّي الَّذينَ اتَّقَوْا وَ نَذَرُ الظَّالِمينَ فيها جِثِيًّا (مریم ، آیه 71-72)
همه شما (بدون استثنا) وارد جهنم مىشويد. اين امرى است حتمى و قطعى بر پروردگارت! سپس آن ها را كه تقوا پيشه كردند، از آن رهايى مىبخشيم و ظالمان را- در حالى كه (از ضعف و ذلّت) به زانو درآمدهاند- در آن رها مىسازيم.
در اين که معني "ورود" چيست؟ بين مفسران اختلاف است. بعضي "ورود" را به معناي نزديک شدن و مشرف گشتن معنا کرده و گفته اند اين جمله دلالت دارد که همه مردم از مؤمن و کافر به نزديکي جهنم برده شده و بر آن مشرف گشته و آن گاه ظالمان در جهنم مي مانند و مؤمنان را از آن نجات داده و دور مي کنند.
اينان به آياتي از قرآن استناد مي کنند، از جمله :
وَ لَمَّا وَرَدَ ماءَ مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِنَ النَّاسِ(1)
هنگامى كه به (چاه) آب مدين رسيد، گروهى از مردم را در آن جا ديد .
گفته اند معلوم است که موسي(ع) نزد آب مدين آمد، ولي وارد آن نشد .
"وارد" هم به کسي گفته شده که از چاه آب مي کشيد، بدون اين که وارد آن شود.(2)
در آيه ديگري هم به صراحت اعلام مي شود مؤمنان از جهنم دور مي شوند و صداي زفير جهنم را نمي شنوند.(3) پس "ورود" به معناي داخل شدن نيست.
گروه ديگر هم گفته اند که "ورود" به معناي داخل شدن است. اگر در آيات فوق معناي وارد شدن نداده، چون قرينه وجود دارد. بعد به آياتي استناد کرده اند که معناي وارد شدن مي دهد، از جمله:
إِنَّكُمْ وَ ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنْتُمْ لَها وارِدُونَ لَوْ كانَ هؤُلاءِ آلِهَةً ما وَرَدُوها؛(4)
شما و آنچه غير خدا مىپرستيد، هيزم جهنّم خواهيد بود. همگى در آن وارد مىشويد. اگر اين ها خدايانى بودند، هرگز وارد آن نمىشدند!
يَقْدُمُ قَوْمَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَأَوْرَدَهُمُ النَّارَ؛(5)
روز قيامت، او در پيشاپيش قومش خواهد بود و (به جاى چشمههاى زلال بهشت) آن ها را وارد آتش مىكند.
علامه طباطبایی اين که "ورود" از جهت لغوي در اين آيات به معناي "داخل شدن" باشد، نمي پذيرد و مي گويد:
مناسبتر آن است كه ورود در آيه اول به معناى حضور باشد، چون معنا چنين مىشود: اگر خدايانى غير از خدا وجود داشت، مشركان نزديك آتش هم نمىآمدند تا چه رسد به اينكه داخل آن شوند، همچنين آيه ديگر كه به آن استدلال كردهاند،يعنى آيه" فَأَوْرَدَهُمُ النَّارَ"، چون شان فرعون كه يكى از ائمه ضلالت است، اين است كه مردم خود را به سوى آتش هدايت كند، نه اينكه داخل آتش كند. داخل كردن كار او نيست.(6)
بعد ادامه مي دهد: در همين آيه مورد بحث هم کلمه "وارد" به معناي "نزديک و مشرف شدن" است. "داخل شدن" با توجه به فراز بعدي آيه به دست مي آيد که مي فرمايد:"ثم ننجي الذين اتقوا و نذر الظالمين فيها جثيا؛سپس با تقواها را نجات مي دهيم . ظالمان را در آن به زانو در آمده رها مي کنيم".
نجات دادن و واگذاردن بعد از داخل شدن است. پس منظور از "ورود" در اين آيه داخل شدن است.
در نهايت نظر علامه اين است که با توجه به عبارت" و نذر الظالمين فيها جثيا" ظالمان داخل آتشند و در همان جا ايشان را باقى مىگذارند و متقیان را نجات مىدهند. عبارت نجات دادن متقين دلالت ندارد بر اينكه آنان نيز با ظالمان داخل آتش باشند، چون گفتيم نجات دادن بدون داخل بودن نيز متحقق مىشود، مثل اينكه در شرف دخول باشند، مگر اينكه بگويىد ما آن را از لفظ" نجات دادن" استفاده نمىكنيم، بلكه از اينكه اين دو لفظ يعنى" نجات دادن" و" باقى گذاشتن" در يك سياق قرار گرفتهاند، به دست مىآوريم.(7)
به نظر مي رسد نظر علامه در عين متانت، تمام نيست و انسان ها همه به جهنم وارد مي شوند و مؤمنان از آن نجات مي يابند و ظالمان در آن باقي مي مانند.
البته وارد شدن به جهنم به معناي اين نيست که مؤمن از جهنم و عذاب و آتش آن درد و رنج ببيند، بلکه نور مؤمن بر آتش جهنم غلبه مي کند . حضور مؤمن جهنم را تحت الشعاع خود قرار مي دهد، همان گونه که ابراهيم خليل در کوه آتش نسوخت، بلکه برايش گلستان شد. روايات نيز به اين معنا فراوان است.
بنا بر روايتي "ورود" در اين جا به معناي داخل شدن است. نيکوکار و بدکار به جهنم وارد مي شوند . جهنم بر مؤمنان سرد و سلامت خواهد بود ،همچنان که آتش بر ابراهيم سرد و سلامت بود، بلکه جهنم از سردي مؤمن(که گرماي او را بي اثر مي کند) به فرياد مي آيد.(8)
بنا به روايت ديگر آتش و جهنم به مؤمن گويند:
اي مؤمن !عبور کن که نور تو لهيب مرا خاموش کرده است.(9)
بنا به روايت ديگر وقتي بهشتيان وارد بهشت مي شوند، بعضي به بعض ديگر گويد:مگر خدا وعده حتمي عبور از جهنم نداده بود؟به آنان گفته مي شود:به بهشت وارد شديد، در حالي که خاموش بود.(10)
روايات عبور از صراط هم شايد به همين ورود و عبور از جهنم اشاره داشته باشد، زيرا صراط پلي است که در متن جهنم است. مؤمنان به آساني و به سرعت از آن عبور مي کنند، ولي کافران از آن به قعر جهنم سقوط مي کنند.
پس عبور رسول خدا و امامان از جهنم به کرامت آنان خدشه وارد نمی کند، زیرا در حال عبور آن بزرگواران ، جهنم خاموش و بر آنان گلستان بوده ، نور آنان بر نار جهنم غلبه قاطع دارد. وقتی نور مؤمن بر آتش جهنم غلبه قطعی دارد ، طبیعی است که جهنم در برابر نور رسول خدا و امامان هیچ نمودی نخواهد داشت.
از طرف دیگر باطن دنیا جهنم است. مؤمن از این جهنم باید به سلامت عبور کند تا به بهشت و به لقای خدا برسد. پیامبران و اولیا هم از همین جهنم عبور کرده و به بهشت لقا رسیده اند. صراط که بر متن جهنم است، ملکوت دنیا است که مؤمن باید با عبور از آن به بهشت برسد.
پي نوشت ها:
1.قصص(28)آيه22.
2.يوسف(12)آيه19.
3.انبيا(21)آيه101-102.
4. همان، آيه 99.
5. هود، آيه 98.
6 ترجمه الميزان،ج14،ص123.
7. همان.
8. الأصفى ، ج2، ص 747-746.
9. همان.
10.همان.






