با سلام. من جواني هستم با آرزوهاي بسيار بزرگ. ميخواهم به درجات بسيار بالاي علمي برسم و بسيار بسيار چيز هاي ديگر. من مدتي در آرزوهاي خود غرق شدم و آنقدر به آنها فكر كردم كه ديدم به مرگ تغيير يافت. من قبلا از مرگ نميترسيدم و مي دانستم كه هروقت مرگ بيايد آنرا با روي خوش ميپذيرفتم ولي حالا از مرگ بيزارم و هر لحضه كه به آرزوهاي خود فكر ميكنم از مردن متنفر ميشوم. زيرا دوست دارم زنده بمانم و آنها را به اتمام برسانم. از سخن امام علي (ع) ميترسم كه فرموده((آرزو حجاب مرگ است.)) خواهش ميكنم كمكم كنيد جرئت نميكنم به سمت طرح هايي كه براي آينده ام ريخته ام بروم كه خدايي ناكرده دوباره مرگ را از ياد ببرم.

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
آنچه شما به عنوان رؤیا می‌شناسید، می‌توانید کلمات، فکر یا تصاویری باشد که بر سازمان روان شناختی شما تحمیل گردیده است و احتمالاً همان افکار سواسی است. به طور کلی، هر گاه افکار اجازه ندهد که فرد به مسائل واقعی و جاری زندگی بیندیشد و به نوعی مزاحمت محسوب گردد، ما با افکار وسواسی رو به رو هستیم و باید به طور جدی، به فکر درمان آن ها باشیم.
چندان مشخص نیست که قبلاً که از مرگ خوشتان می‌آمده است، امری بهنجار بوده و وضعیت کنونی نامناسب تلقی گردد. گاهی نیز هیچ یک از موارد مناسب نبوده و افکار وسواسی باعث می‌شود که گاهی در این وضعیت و گاهی با شدت یافتن افسردگی، قطب دیگر مقاوم گردد.
در برخی افراد، افسردگی به صورت مزمن و در برخی افراد دیگر، بروز افسردگی به صورت حاد و تهاجمی می باشد. افسردگی به میزان «ناقل‌های عصبی» در سلول‌های عصبی شما مرتبط است؛ مثلاً وقتی که به علل ژنتیکی یا ناکامی محیطی یا بیماری‌های جسمی و... ناقل عصبی «سروتونین» یا «دوپامین» فرد از حد تعادل خارج می‌گردد، فرد به ناگاه دچار علائم افسردگی می‌گردد. در بسیاری موارد، برای تعدیل این ناقل‌های عصبی، نیاز به یک روان پزشک و دارو درمانی احساس می شود. در این گونه موارد، فرد برای درمان خود چاره‌ای جز مراجعه هر چه سریع تر به روان پزشک و روان‌شناس ندارد.
در افراد مبتلا به افسردگی، نوعی بی‌میلی به همه چیز، از جمله مراجعه به روان‌پزشک و روان‌شناس، مشاهده می‌شود که به هیچ‌ وجه، امر معقولی محسوب نمی گردد. فردی که دارای روحیات افسرده‌وار می‌باشد، باید در درجه اول بپذیرد که بیمار است.
در درجه دوم به کمک والدین خود که احتمالاً یکی از آن ها نیز دچار همین عارضه ‌باشند، به جستجوی بهترین متخصصان این امر بپردازد. شکی نیست خوددرمانی و عدم مراجعه به متخصص، چیزی جز فرصت‌سوزی و تشدید روزافزون این بیماری در فرد و ساقط شدن فرد از ضروری ترین امور زندگی مثل: تحصیل، اشتغال، ازدواج و... را در پی نخواهد داشت.
کتاب‌هایی مثل «از حال بد به حال خوب» دیوید برنز، ترجمه مهدی قرچه‌داغی، و «غلبه بر افسردگی» و صدها کتاب و مقاله دیگر، در زمینه درمان افسردگی وجود دارد. در نهایت، شما را به پی‌گیری مجدانه مشکل خود از طریق روان‌ درمانی و دارو درمانی و مراجعه به بهترین متخصصان توصیه می‌نمایم. توصیه‌های دیگری وجود دارد که بسیاری از آن ها پس از مراجعه حضوری برای شما آشکار خواهد شد. متأسفانه، باید اذعان کرد که عمل به این توصیه های به ظاهر مفید، بدون مراجعه حضوری اثر چندانی نخواهد داشت.