بل عرض سلام و خسته نباشید من دختری 26 ساله هستم از دوران کودکی علاقه شدیدی به نام و انجام اعمال دینی داشته و به همراه مادربزرگم برای اقامه نمار به مسجد می رفتم و در نمازهی جمعه شرکت کرده با این که در خانواده اهمیت زیادی به آن داده نمیشد در دوران راهنمایی مادربزرگم به رحمت خدا رفت و من چون دختری تنها بودم زیاد اجازه تنها رفتن به بیرون را نداشتم و این کمی از اراده من را کم کرد و رفته رفته با ورود به دبیرستان و مقاطع بالاتر از بین رفت البته این فقط در مورد نماز بود و من ظاهرم کاملا پوشیده و مناسب بودو خودم هم ازاینکه نماز نمیخواندم بسیار معذب بودم.در دوران دانشگاه چند موردی رابطه دوستی با جنس مخالف برایم ایجاد شد و زیاد به طول نکشید و چون من زیاد به رابطه های مخفی و پنهانی تن نمی دادم به پایان هم می رسید و چون واقعا به قصد ازدواج می رفتم ضربه روحی هم میخوردم.بعداز چند سال که از دانشگاه نزد خانواده برگشتم با این که خواستگار هم زیاد داشتم خانواده با ازدواج من موافقت نمیکردندو من ازدواج را برای خودم لازم میدانستم تا اینکه دوباره پیشنهاد دوستی به من شد که البته آن هم اول به قصد ازدواج بود و من دوباره یک دل نه صد دل عاشق طرف شدم ولی بعد از مدتی متوجه شدم که آن فرد متاهل است ولی آنقدر به او وابسته شده بودم که برایم فرقی نمیکرد و چون خلا های عاطفی را برایم پر میکرد ده بار نیز رابطه حضوری هم با او داشتم البته از آنجایی که خودم خیلی وجدان درد هم داشتمو متوجه شدم که ازدواج ما امکان پذیرنیست به یکی از خواستگارانم که میلی به ازدواج با او نداشتم ولی این کار را کردم و برای اینکه رابطه ام با دوستم قطع شود مجبور شدم ولی باز بعد از ازدواج به دلیل اصرار های زیاد دوستم با او دیدار داشتم و او به من میگفت که درست است که ما با هم ازدواج نکردیم ولی می توانیم تا اخر عمر در کنار هم باشیم و کسی متوجه نباشد ولی من زیاد به این موضوع رضایت نداشتم گه گداری فقط تماس تلفنی آن هم برای اینکه کاری برایش انجام بدم و او برای من انجام دهد بوده الان که نامزد هستم تکلیف زندگیم را نمیدانم و نمیدانم چه کار کنم خواهش میکنم من را راهنمایی کنید.شوهرم پسر خوبی است پسر عمویم است و پدر و مادرش هم فوت کرده اند و واقعا به من وابسته شده و لحظه ای هم نمیتواند ناراحتی من را تحمل کند من هم همینطور البته برای دوستم هم همینطور چند وقت که نمیبینمش دلم میگیرد.
با سلام و تشکر از اعتماد شما نسبت به مرکز
شما باید تمام روابط نامشروع خودتان را با هر فردی دیگر قطع نمایید. شما تنها مجاز به ارتباط با همسرتان هستید و این که به فرد یا افرادی دیگر وابسته هستید، هم نمیتواند مجوزی برای ادامه یک رابطه نامشروع باشد. هر وابستگی هر اندازه هم مشکل باشد باید قطع گردد؛ اگر چه بر اساس درمانهای روانشناختی این قبیل مسایل به خوبی قابل درمان نیز هستند و نباید مایه نگرانی شما باشد که گمان کنید تا آخر باید در همین وضعیت بمانید.
در نهایت شما می توانید از روش توقف فکر که در عین مختصر و ساده بودن، کارایی مناسبی دارد استفاده نمایید. در این روش شما به جای خودفریب دهی و تخریب چهره فرد مورد علاقه که کار را دشوارتر می کند، صرفاً بلافاصله پس از به یاد افتادن او، دستور توقف فکر خودتان را با صدای بلند شمارش معکوس 3-2-1 و دستور بس کن!!! می دهید و به کار خود می پردازید و برای هر چند مرتبه که این رفتار تکرار شد، از این روش استفاده میکنید.
در روش دیگر به محض خطور کردن افکار منتسب به این فرد، با شمارش معکوس از یک عدد اتفاقی چهار رقمی فرد و کاستن به اندازه چهار شماره به صورت معکوس و ادامه ان تا رسیدگی به وظایف روزانه خودتان - و نه حتی رها کردن افکار منتسب به او! - می توانید از این قبیل افکار رها شوید. مکانیزم آن جالب است! چون ما افرادی زوج گرا هستیم، معمولاً برایمان دشوار است که اعداد فرد را به صورت معکوس بشماریم و آن هم به صورت چهارتایی رو به پایین. از این رو، ما می توانیم با سهولت بیشتری از این افکار فاصله بگیریم و به تدریج از احساس وابستگی رها شویم.
در مورد فراموش كردن روابط احساسي و عاشقانه هم توجه داشته باشيد كه اين مسايل مانند شماره تلفن و برخي اطلاعات غير ضروري ديگر نيستند كه در آينده با تغيير منزل و مانند آن از بين بروند. اين دسته از اطلاعات شامل محتواهاي احساسي هستند و عمدتاً ماندگارتر هستند. بنابراين به اين مسأله بستگي دارند كه ديدگاه ابتدايي شما نسبت به آنها چه چيزي باشد. حال هرچه این اطلاعات مهمتر و معنادارتر - خواه مثبت و خواه منفی- باشند، ماندگارتر خواهند شد. كسي كه معتقد است نميتواند آن را فراموش كند، يعني كه نميخواهد آن ماده اطلاعات را كنار بگذارد و علاقمند همچنان آن را حفظ كند؛ به ویزه هنگامی که یک فایدة عملی برای فرد داشته باشد؛ هرچند که در برخی جنبههای دیگر ناخوشایند باشد. حال اگر همين فرد واقعاً معتقد گردد كه با كمك روانشناس يا مشاور ميتواند آن را كنار بگذارد، در اين صورت احتمال كنار آمدن با اين جدایی(به اصطلاح مردم فراموشی) به زودي صورت خواهد گرفت.
1- سعي کنيد در بيرون هيچ آثاري از ايشان را جلوي ديد خود نداشته باشيد مانند عکس ، شماره تلفن و يادگاري ها و... آن ها را محو کنيد.
2- افرادي که در وضع شما قرار دارند، به هيچ وجه نقاط منفي و بدي ها و آسيب هايي را که از طرف مقابل متحمل شدند نمي بينند . به همين دليل علاقه و وابستگي آن ها ثابت مي ماند.
بنابراين ليستي از نقاط منفي ايشان که شامل دروغ ها و عدم پايبندي و تعهد به عشق و علاقه و مشکلاتي است که الان و بعد از ازدواج با ايشان براي شما ايجاد خواهد کرد، بنويسيد و هر روز مرور کنيد تا نگرش تان نسبت به ايشان منطقي تر شده و احساس ناراحتي از ايشان ايجاد شود.
3- در باره امتيازات جدايي و خوبي هاي جدا شدن از ايشان نيز فکر و سعي کنيد با خوشحالي از اين که روابط را با ايشان ادامه نداده ايد ، مطالبي را ياد داشت کنيد.
4 - سعي کنيد بدون خود سرزنشي و مقايسه، نقاط مثبت و خوبي هاي خودتان را فراموش نکنيد. با نوشتن و مرور و ناديده و بي ارزش نکردن آن ها به آينده خوشبين و اميدوار باشيد.
5- شايد هفته اول به دليل درگير شدن با افکار دچار نوعي استرس شويد ، ولي به مرور زمان افکاري که عادت داشتند ، هميشه و همه جا بدون اراده شما وارد ذهن تان شوند، حال تان را بگيرند، اما با تکنيک هاي شما خارج شده و افکار جديد جايگزين مي شود و در هفته هاي دوم و سوم افکارتان يکدست شده و تعارضي احساس نخواهيد کرد.
6- انجام کارهايي مانند ورزش هاي دست جمعي، تعاملات اجتماعي، سرگرمي و تفريح و پرهيز از تنهايي بسيار مفيد هستند.
7- ساعات و لحظاتي که ارتباط داشته ايد، بسيار وسوسه برانگيز خواهند بود ، مانند معتادي که ترک کرده، مکان و زمان هاي مصرف در روزهاي اوليه وسوسه انگيز بوده، ممکن است رفتاري مانند عصباني شدن و تحريک پذيري و... زياد باشد. بنابراين بايد با تغيير موقعيت فيزيکي و سر گرم شدن به کاري که عمدا در اين ساعات در نظر خواهيد گرفت و با آرام سازي ذهني سعي کنيد با وسوسه ها مبارزه کنيد.
8- هنگام هجوم افکار و تصاوير ايشان در ذهن بدون پرورش و فکر کردن مکان را ترک کرده ،توجه و تمرکزتان را به چيزي جلب مي کنيد ، مثلا با قطع کردن افکار مشغول گفتگو با فردي شويد. با عجله از آن مکان را ترک کنيد. با روشن کردن تلويزيون سعي در تمرکز ديداري و شنيداري نسبت به نوع برنامه و حتي نوع لباس هاي مجريان و بازيگران و اسامي آن ها شويد.
9- با افکار منفي و مأيوس کننده مبارزه کنيد . پيش بيني منفي نسبت به آينده نداشته باشيد.
10- یکی از روش های مناسب برای رها شدن از وابستگی، پالایش فکری است و شما باید از طریق نوشتن افکار خودتان بر روی یک صفحه بیست دقیقه قبل از خوابیدن در شب اقدام نمایید. روش کار به این صورت است که برای مدت ده دقیقه تمام افکاری که در ذهن شما حضور مییابند را بر روی یک کاغذ مینویسید. شما نباید آنچه نوشته اید را بخوانید یا مرور کنید. شما نباید بین نوشتن وقفه بیاندازید و شما نباید افکار خودتان را سانسور کنید. شما در انتهای نوشتن باید صفحه را بسوزانید یا آن را پاره کنید و معدوم نمایید.






