۱- آیا دین امده است تا دنیا را برگونه اخرت بسازد یا آنکه در خدمت دنیا باشد؟
۲- آیا رجعت همان قیامت است؟
۳- وجه اشتراک کتابهای مقدس چیست؟
پرسش 1:
دين شناسي
شرح : ?- آيا دين آمده است تا دنيا را برگونه آخرت بسازد يا آنکه در خدمت دنيا باشد؟
پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام و تشکر به خاطر ارتباط تان با اين مرکز
با دقت در آيات و روايات روشن مي شود كه عمل به دستورات اسلامي، صرف نظر از ثواب و پاداش اخروي، آباداني دنيا را به همراه دارد. قرآن با صراحت اين موضوع را در آيات بسيارى عنوان كرده است حتى گاه دست روى جزئيات مسائل گذاشته و از زبان نوح، اين پيامبر بزرگ خطاب به قومش مي فرمايد :
" فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كانَ غَفَّاراً يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً وَ يُمْدِدْكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهاراً؛
به آن ها گفتم از گناهان خود استغفار كنيد و با آب توبه آن ها را بشوئيد كه خدا آمرزنده است، تا بركات آسمان را پى در پى بر شما فرو فرستد، و با اموال و فرزندان شما را يارى بخشد و باغ هاى سرسبز و نهرهاى آب جارى در اختيارتان قرار دهد".
آيه مىفهماند بين صلاح جامعه انسانى و فساد آن، و بين اوضاع عمومى جهان ارتباط برقرار است.اگر جوامع بشرى خود را اصلاح كنند، به زندگى پاكيزه و گوارايى مىرسند. اگر به عكس عمل كنند،عكس آن را خواهند داشت. اين معنا از آيات ديگر قرآن نيز استفاده مىشود :
ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ؛(1)
در دريا و خشكى عالم فساد ظاهر شد، به خاطر اعمالى كه مردم مرتكب شدند.
آيه ديگر مىفرمايد:" وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ" (2) و آيه شريفه« وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ؛(3) اگر اهل قريهها ايمان آورند و پروا كنند، بركاتى از آسمان و زمين به روي شان مىگشاييم».
قرآن صريحاً نزول برکات در دنيا را منوط به توبه و در مجموع عمل به دين مي داند. دانش پزشكي نيز با توصيه هاي درماني و دارويي ائمه گسترش يافت. شالوده پزشكي در احاديث نبوي در عناوين الطب النبوي يا طب النبي و احاديث ديگر ائمه با عناوين طب الرضا و طب الصادق وجود داشت.
از طرفي در اهميت دادن اسلام به دنيا همين بس که در حديثي از رسول لله (ص) آمده است:
" اعْمَلْ لِدُنْيَاكَ كَأَنَّكَ تَعِيشُ أَبَداً وَ اعْمَلْ لآِخِرَتِكَ كَأَنَّكَ تَمُوتُ غَدا(4)؛ براي دنيايت چنان عمل كن گويا تا ابد زنده خواهي ماند و براي آخرتت چنان عمل كن كه گويا فردا خواهي مرد".
براساس اين منطق کار کردن را از بزرگ ترين عبادت ها و وسيله اي براي تقرب به پروردگار شمرده :
هر كس از دسترنج خود بخورد، روز قيامت در شمار انبيا خواهد بود، و پاداش انبيا بهره او خواهد شد"(5) .
اگر در جامعه اي بر اساس آموزه هاي ديني ،عمل و کار ارزش يابد و به عنوان مايه رستگاري و وسيله تقرب به خدا نگريسته شود، فرهنگ کار تقويت شده، برآيند چنين انديشه اي؛ ابتکار، خلاقيت، رشد و توسعه به معناي عام خواهد بود .
البته اگر مراد شما از خدمت در دنيا، آن است كه دين فقط در خدمت دنيا باشد و هيچ نگاهي به دنياي بعد نداشته باشد، نه تنها دين اسلام، بلكه هيچ دين الهي چنين رويكردي ندارد.به اعتقاد ما دين از جمله دين اسلام در تمام دستورات حتي به ظاهر دنيايي خود، دنيايي را فرض مي كند كه در نهايت به آخرت منتهي مي شود. حال با اين نگاه هيچ منافاتي جمع بين دنيا به اين معنا و آخرت وجود ندارد. البته از ظاهر بعضي روايات بر مي آيد که بين دنيا و آخرت تضاد است، مثلاً امام علي(ع) مي فرمايد:
«دنيا و آخرت دو دشمنان و دو راهند مخالف هم. آن که دنيا را دوست داشت و مهر آن را در دل کاشت، آخرت را نپسنديد و دشمن انگاشت»(6) با توجه به آيات و روايات دسته اوّل استاد مطهري مي فرمايد:
ميان برخورداري از دنيا و برخورداري از آخرت تضادي نيست، بلکه ميان هدف قرار دادن دنيا و هدف قرار دادن آخرت يا هدف قرار دادن دنيا و برخورداري از آخرت تضاد است.(7)
پس مي توان گفت: بين دنيايي که ما را از آخرت باز مي دارد و آخرت، تضاد وجود دارد. بين دلبستگي به دنيا و آن را هدف نهايي زندگي قرار دادن و زندگي سعادتمندانه اخروي، تضاد است، که ترجيح دنيا بر آخرت است. مشغول شدن به دنيا و رغبت به آن، عاملي است که در عمل، تضاد بين دنيا و آخرت را پديد مي آورد. امام علي(ع) مي فرمايد: «چگونه براي آخرت کار مي کند آن که مشغول به دنيا است؟!».(8)
پي نوشت ها:
1. نوح(71)آيه10 تا 12.
2. روم(30) آيه 41.
3.اعراف(7) آيه 96.
4. ورام ابن ابي فراس، مجموعة ورام(تنبيه الخواطر)،چ مکتب فقيه،قم ، ج2، ص 234.
5. الحياة ،ترجمه احمد آرام،چ دفتر نشر فرهنگ اسلامي ،قم 1380 ، ج5، ص 434.
6. نهج البلاغه، ترجمه فيض الاسلام، قصار 103.
7. مطهري، مرتضي، مجموعه آثار ،چ صدرا،1370ش،ج 16،ص585
8. غرر الحكم و درر الكلم، عبدالواحد بن محمد التميمي، مكتب الإعلام الإسلامي - قم، 1366 ه. ش، ج 4، ص 559.
پرسش 2:
آيا رجعت همان قيامت است؟
پاسخ:
رجعت امري غير از قيامت است. عقيده به رجعت يکي از اعتقادات اختصاصي شيعه محسوب مي شود که دلايل متعدد نقلي بر آن اقامه مي شود. شاهد روشن اين امر رواياتي است که نشان مي دهد رجعت امري خاص و مخصوص به افرادي معين است. نمونه آن در پاسخ به سوال بعدي ارائه مي شود. در حالي که قيامت امري مطلق و فراگير و مخصوص همه انسان ها است.
پرسش 3:
وجه اشتراک کتابهاي مقدس چيست؟
پاسخ:
وجه اشتراك كتاب هاي مقدس اديان ابراهيمي را مي توان در سه اصل مورد قبول اديان يعني توحيد، نبوت و معاد دانست. در تمام اين كتاب ها البته با اندكي تفاوت خدا به صورت يكتا و يگانه به تصوير كشيده شده است. خدايي كه خير محض است و هيچ جنبه بدي و شري در وجود او موجود نيست.
در اين كتاب ها اصل نبوت به شكلي ويژه مورد تاكيد قرار گرفته و همگي به طور كلي اذعان دارند كه خداوند براي هدايت بشر، انسان هايي را براي هدايت آن ها فرستاد تا ايشان را به راه راست و بندگي خداوند هدايت كند.
سومين اصل مشترك در اين كتاب ها معاد و اعتقاد به داوري در روز بازپسين و رفتن انسان ها براساس اعمال شان به بهشت يا جهنم مي باشد.
نكته ديگري كه خوب است اشاره شود ،پرداختن به شريعت و به تعبير بهتر احكام شرعي در تورات و قرآن مي باشد. يعني اينكه وجه اشتراك اين دو كتاب به غير از موارد بالا اهتمام ويژه در آن ها به مقوله احكام و دستورات ديني است؛ چيزي كه در كتاب هاي ديگر كم تر به چشم مي خورد. وجه اشتراك تنها به پرداختن به اصل اين مساله مربوط است، نه مشترك بودن احكام در اين دو دين.
مراجعه كنيد به: قرآن و كتاب مقدس -درون مايه هاي مشترك، نوشته وينز ماسون، ترجمه فاطمه سادات تهامي، انتشارات سهروردي، 1386ش.






