سلام وقت بخير من دختري مجرد، مذهبي و 29 ساله هستم. چمدي پيش كار بچه گانه اي كردم و با يكي از دوستام پيش زني كه فال قهوه ميگرفت رفتم. بعد از ديدن فال من گفت كه من با كسي ازدواج ميكنم كه تو محيط كاري همو ميبينيم و بعد واسطه ميفرسته. الان خواستگاري دارم كه پسر خوبيه و اكثر شرايطش براي من قابل قبوله.چند روزيه كه به فكر رفتم كه نكنه اين همسر من نيست. چون با فالم نميخونه. حتي به خودمم ميگم كه خدا تقدير رو عوض ميكنه و اون زن هم چرت گفته ولي راستش ته دلم خالي شده. ميترسم با اين فكرم اين ادم خوب رو از دست بدم. از شما خواهش ميكنم كمكم كنيد تشكر
$$$$پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
مطالبی را در قالب نکات زیر تقدیم می داریم:
1. همه ما انسانها به حکم انسان بودن بعضاً دچار اشتباهات فاحشی در زندگی خود میشویم. چگونگی برخورد و مواجهه با این گونه اشتباهات از خود اشتباهات به مراتب مهمتر است. خصوصاً اینکه بر اساس تحقیقات انجام گرفته، انگیزه و هدف بيشتر دخترها از دوستي با پسرها و ارتباط با آنان، ارضاء نيازهاي عاطفي، احساسي و پرکردن تنهايي و نهایتاً ازدواج بوده است و برعکس انگيزه اين ارتباط گيري در اکثريت قريب به اتفاق پسرها کامجويي و سوء استفاده جنسی بوده که با فرآيند موسوم به "مخ زني" و دادن وعده ازدواج انجام مي گيرد. اما چون دختران جوان، هنوز به سني نرسيدهاند که عاقبت برخي از کارها برايشان تجربه شده باشد، فقط همان ابتداي کار را که شيرين است ميبينند و خداي ناکرده به دوستي با پسران نامحرم تن ميدهند و به اين ترتيب وارد دامي ميشوند که خلاصي از آن بسيار دشوار است و از این ناحیه سخت آسیب و ضربه می خورند. با این وصف، کم پیدا می شود که دختری واقعاً هرزه و منحرف باشد و بخواهد با پسران متعدد رابطه برقرار کند و خود را در اختیار مردان بالهوس قرار دهد. به هر حال، نباید دختران اغفال شده و فریب خورده را به کلی ناپاک و گناهکار تصور کرد بلکه باید اشتباه آنان را پذیرفت و به آنها کمک کرد که با توبه ای که به درگاه الهی می کنند از مسیر اشتباه خود دوری بجویند و راه پاکی را در پیش گیرند.
2. چه بسا ممکن است اشتباهات قبلی انسان، باعث بیداری بیشتر فرد گردد به صورتی که بعد از آن بیشتر از خود مراقبت انجام دهد تا دگر باز فریب انسانهای شیطان صفت و هوسران را نخورد و نیز ممکن است برای جبران اشتباهات گذشته، تلاش بیشتری کند و راه تقوا و پاکی را بهتر از دیگران بپیماید و زندگی خداپسندانه ای را فراهم آورد. این مطلب را سرگذشت بسیاری از افراد توبه کار و تقواپیشه در طول تاریخ تأیید می کند.
3. اگر چه همسرتان اقرار به رابطه و همبستری با فرد دیگری نموده است اما به هر حال، نمی توانید به این سادگی ها به همسرتان تهمت زنا بزنید و آبروی او را خدشه دار سازید. چون در مورد همسر شما احتمالات مختلفی متصور است، ممکن است رابطه او در حد زنا نبوده باشد و بیشتر ملاعبه و معاشقه بوده است، اثبات یا رد این قضیه نیاز به بررسی کارشناسانه و علمی دارد. یقیناً تا دلیل محکه پسندی نداشته باشید، حق ندارید همسرتان را متهم کنید. اما این را بدانید که اگر این قضیه هم اثبات شود، همسرتان با توجه به توبه ای که داشته است، مستحق بخشش و عفو و گذشت می باشد و سزاوار نیست که این واقعه را به رخ او بکشید و او را تحقیر و سرزنش کنید بلکه مردانگی و جوانمردی و کریم النفس بودن اقتضا می کند که این قضیه را نشنیده و نادیده تلقی کنید و با بزرگ مردی از کنار آن بگذرید و دیگر در صدد کنکاش و دانستن جزئیات آن نباشید.
4. در هر صورت، توصیه می شود که با خودتان خلوت کنید و ریزبینانه به موقعیتی که در آن قرار دارید بیندیشید، نکند خدای ناکرده و بدون دلیل منطقی همسرتان را متهم گردانید و او را بیآزارید و زندگی خود را در آستانه فروپاشی قرار دهید. اگر چنانچه این قضیه اثبات شد، سعی کنید با یک معامله جانانه با خداوند، از امتحان الهی سربلند خارج شوید. به یقین خداوند به خاطر گذشتی که در حق همسرتان روا داشته اید و آبروی مؤمنی را حفظ کرده اید، پاداش عظیمی به شما عطا خواهد نمود. ضمناً سعی کنید غیرت و تعصبات بی جا را کنار گذاشته و روابط خود را بهتر از گذشته با همسرتان گرم نگه دارید و ذهن خود را از افکار مأیوسانه و دلسردکننده که به یقین وسوسه شیطان است، پالایش کنید.
5. اگر چنانچه به هیچ وجه نتوانستید با این قضیه کنار بیایید، در این صورت می توانید رابطه نامزدی خود را با توافق یکدیگر و با حفظ آبرو و کرامت همسرتان به هم بزنید. اما توجه داشته باشید که حفظ آبروی مؤمن در هر حال واجب است نباید کاری کنید که موجب بی آبرویی همسرتان و خانواده اش شود و دیگر او و خانواده اش نتوانند جلوی فامیل و آشنا و همسایه سری بلند کنند و همچنین همسرتان در صورت جدایی هیچ گاه نتواند ازدواج کند و شانس ازدواج را برای همیشه از دست بدهد. توصیه می کنیم اگر قصد جدایی داشتید به طریقی بهانه ای بیاورید و به هیچ وجه مسئله را پخش و علنی نکنید که آشکار کردن آن، خود گناه بس بزرگی است.
6. به هرحال، همه چیز به شیوه برخورد شما با این مسئله بر می گردد، که با این قضیه کنار بیایید یا نتوانید کنار بیایید. با خدا معامله بکنید یا نکنید و ... .






