سلام. چطور است که شیطان یعنی همان ابلیس لعین با این که من الکافرین است می تواند دعا کند و رب فانظرنی الی یوم یبعثون گوید؟مگر دعا با کفر جمع میشود؟تازه دعایش مستجاب هم میشودقوله تعلی فانک من المنظرین الی یوم الوقت المعلوم.مگر بدون ایمان ویقین به اسماءالهی اصلا دعا محقق میشود که بعد مستجاب شود!

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
کفر، مختلف است؛ یا به انکار مبدأ و خالق است، مثل دهریون که جز ماده نمی شناسند و معتقد به خدای خالق و قادر نیستند، یا به شرک در ربوبیت، خالقیت یا الوهیت است، مثل مشرکان که توحید ربوبی را انکار کرده و اله های خود را در ربوبیت و تدبیر هستی شریک خدا می انگارند، یا دوگانه پرستان که اهریمن را خالق بدی ها و در ردیف یزدان و خالق خوبی ها می شناسند و یا ... .
شیطان، منکر مبدآ نبود و قدرت خدا را انکار نمی کرد. او از اطاعت خدا سرپیچید؛ ولی خود را مقهور قدرت خدا می بیند. از آن طرف هم حاضر نیست توبه کند و به امر خداوند گردن گذارده، آدم را سجده کند. از این رو، از خدای قادر می خواهد برای به زمین زدن ذریه آدم به او مهلت دهد.
بنابراین، کفر و سرپیچی از پذیرش امر و نهی خدا با انکار خداوند و قدرت او ملازم نیست و شیطان در اطاعت موحد نبود و تابع هوای خودش شد؛ اما قدرت و قهاریت خدا را باور داشت. از این رو، از درگاه خدا حاجت طلبید.
بله، کسی که منکر مبدأ و خدای خالق و قادر و شنوا و بینا است، معنا ندارد که عرض حاجت کند؛ مثلاً دهریون که برای جهان معتقد به خدای خالق و قادر نیستند، دعا برایشان بی معنا است؛ زیرا ماده که از نظر آن ها ابدی و ازلی و متکی به نفس است، شعور و شنوایی و بینایی و قدرت ندارد که به درگاهش عرض حاجت برند.
شیطان خدا را ابدی و ازلی و قادر و شنوا و بینا می داند. از این رو، با این که با خدا به ستیز برخاسته، ولی به درگاهش عرض حاجت می برد. خداوند هم اگر در اجابت خواسته بنده مطیع یا عاصی اش مصلحت ببیند، اجابت می کند و این جا خدا تقاضای ابلیس را اجابت می کند تا مؤمنان مطیع، از کافران و عاصیان بازشناخته شوند.
ممکن است گفته شود اجابت تقاضای شیطان عوضی برای عبادت های طولانی او بوده است. به بیان امام علی (ع) شیطان شش هزار سال (به سال دنیا یا آخرت) عبادت کرد (1) و عدالت خدا اقتضا دارد که عمل او را بدون پاداش قرار ندهد و چه بسا این اجابت، پاداش آن عبادات باشد. البته این سخن مبنای محکمی ندارد؛ زیرا عبادت کاری است که برای رضای خدا انجام می گیرد و عبادت کننده می خواهد با عبادت به درگاه خدا تقرب بجوید و با استکبار و درافتادن با خدا، عبادت خود را حبط و نابود می کند و دیگر چیزی باقی نمی ماند تا پاداشی در دنیا یا آخرت طلبکار باشد.
به نظر می رسد شیطان مدعی بود که آدم و ذریه اش شایستگی این تکریم را ندارند و اگر به او مهلت داده شود، این شایستگی نداشتن را ثابت می کند. از این رو، متکبرانه به خدا می گوید:
«أَ رَأَيْتَكَ هذَا الَّذي كَرَّمْتَ عَلَيَّ لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلى‏ يَوْمِ الْقِيامَةِ لَأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُ إِلاَّ قَليلا»؛ (2) «به من بگو، اين كسى را كه بر من برترى داده‏اى (به چه دليل بوده است؟) اگر مرا تا روز قيامت زنده بگذارى، همه فرزندانش را، جز عده كمى، گمراه و ريشه‏كن خواهم ساخت».
خداوند هم به شیطان مهلت داد و تقاضای او را اجابت کرد تا هم به او ثابت کند که توان گمراه کردن بندگان خالصش را ندارد و هم نشان دهد بسیاری از کسانی که به اغوای او می لغزند، زود متوجه شده و جبران می کنند و خلاصه آدم و ذریه صالح او شایستگی این مقام را دارند و شیطان با همه اغواگری اش نمی تواند آنان را به زمین بزند.

پی نوشت ها:
1. محمد عبده، خطب الامام علی (ع) (خطبه قاصعه)، ج 2، ص 139، اول، قم، دار الذخائر، 1370 ش.
2. اسراء (17)، آیه 62.