ایا لازمه سعادت و رسیدن به بهشت نماز خواندن است ؟ ایا مسلمانی که اسما مسلمان است ولی نماز نمی خواند و روزه نمی گیرد ولی به خلق خدا خدمت می کند و از زشتی ها و پلیدی ها پرهیز می کند به سعادت نمی رسد؟ ایا تنها راه سعادت اسلام است ؟

با عرض سلام و تشکر از ارتباط تان با این مرکز
پاسخ در چند محور ارایه می شود
بر اساس آموزه های دینی راه رسیدن به سعادت عبودیت است . نماز که یکی از واجبات شرعی است، نقش بنیادین در سعادت آدمی دارد. از این رو در حدیث امام صادق(ع) آمده است:
اوّلُ ما یحاسَبُ به العبدُ الصلوة؛ فإذا قُبِلَتْ منه، قُبِل سائرُ عَملهِ، و إذا رُدّت علیهِ رُدّ عنه سائرُ عملِه؛(1)
نخستین چیزی که از بنده حساب می‌کنند و می‌پرسند، نماز است. اگر از او قبول شود، بقیه کارها و اعمالش نیز پذیرفته می‌شود. اگر نمازش مردود گشت سایر اعمال او نیز پذیرفته نیست.
در قرآن کریم به صراحت در باره افرادی که نماز نمی خواند فرمود:
کلّ نفس بما کسبت رهینة، الا اصحاب الیمین، فی جنات یتسائلون عن المجرمین، ما سلککم فی سقر، قالوا لم نک من المصلّین و لم نک نطعم المسکین و کنا نخوض مع الخائضین و کنا نکذب بیوم الدین، حتی اتینا الیقین فما تنفعهم شفاعة الشافعین؛(2)
هر کسی در گرو دستاورد خویش است، به جز یاران دست راست؛ در میان باغ‏ها، از یکدیگر درباره مجرمان می‏پرسند: «چه چیزی شما را در آتش(سقر) در آورد؟» گویند: «از نمازگزاران نبودیم، و بینوایان را غذا نمی‏دادیم، با هرزه‏ گران هرزه گی می‏کردیم . روز جزا را دروغ می‏شمردیم، تا مرگ ما در رسید و شفاعت شفاعت‏گران آنان را سود نبخشد». بر اساس این آموزه های وحیانی معلوم می شود که نماز کنار واجبات شرعی نقش اساسی در سعادت اخروی و تحصیل بهشت دارد .
از دیدگاه اسلام ارزش انسان به آن است که به هدف خلقت که قرب الهى است نائل گردد . این همان کمال انسان است. منظور از کمال، کمال روحى و نفسانى است، چون روح اصل و مبناى هویت و شخصیت آدمى است. از نظر قرآن انسانى سعادتمند است که به این هدف دست یابد. سعادت تنها در پیوند با خدا حاصل مى شود که در قرآن از آن به عبادت تعبیر شده است:
«و ما خلقتُ الجن و الانس الا لیعبدون؛ جن و انس را نیافریدم جز آن که مرا بپرستند».(3)
کسی که مسلمان است اما واجبات خود نظیر نماز و روزه را انجام نمی دهد، ولی دارای اوصافی است که در پرسش اشاره شده، به دلیل ترک واجبات ،مدتی در دوزخ کیفر کارش را خواهد چشید. بعد از آن وارد بهشت خواهد شد . در تحلیل کلی در باره چنین افرادی، هر کار خوبی که انجام شود، دو جنبه دارد :
1- جنبه شخصی و منافعی که به خود انسان باز می‌گردد.
2 - جنبه اجتماعی که فایده آن مربوط به عموم بشر بوده و همه افراد از آن بهره مند می‌گردند.
هرگاه هدف آن گونه افراد نظیر مخترعان و مکتشفان از زحمات توان فرسایی که در طریق کشف حقایق و اختراع صنایع تحمل می‌کنند، این باشد که در میان جامعه انسانی، نام و شهرتی پیداکنند و یا از درآمدهای مادی اختراعات و اکتشافات خود بهره ای ببرند، پاداش خود را در دنیا داشته و گاهی دریافت داشته و به هدف نهایی و مقصد خویش رسیده اند. دیگر معنی ندارد که در روز رستاخیز از خداوند پاداش بطلبند ؛ زیرا فرض این است که در این خدمت، خدا و جامعه بشری را در نظر نداشته و هرگز به فکر آن نیز نبوده­اند، بلکه محرک و انگیزه آنان شهرت و نام و پول و درآمدهای مادی بوده ؛ فرض این است که به اهداف مادی خود رسیده اند. ولی هرگاه محرک آنان در کاوش های علمی و خدمات اجتماعی این باشد که در راه رفاه و آسایش بندگان خدا کاری انجام دهند، گره‌های کور زندگی و مشکلات طبقات مختلف را بگشایند، باری از دوش جامعه انسانی بردارند، در پیشگاه خدا اجر و پاداش خواهند داشت. عدل الهی ایجاب می‌کند که نتیجه این کار نیک خود را ببینند. اگر چه شاید آن پاداش به اندازه پاداش مومنان نباشد.
در مورد مسلمان باید توجه داشت که خدمت برای مردم و دوری از زشتی های در صورتی مایه سعادت اوست که عمل صالح تلقی شود . بر اساس آیات و روایات، بهشت برای کسانی است که ایمان به خدا و پیامبر داشته و عمل صالح و تقوا پیشه کرده باشند:
"الذین آمنوا و عملوا الصالحات طوبی لهم و حسن مآب؛
کسانی که ایمان و عمل صالح دارند، خوشا به حال آنان که خوش جایگاهی خواهند داشت"(4).
مراد از عمل صالح، عمل به دستورهای قرآن و اطاعت از پیامبر است که از جمله عمل به واجبات است، ولی کسی که از روی عمد واجبات خود را ترک می کند، اهل سعادت نیست و باید کیفر خود را بیبیند .
خداوند در قرآن کریم به صراحت می‏فرماید:
و من یتبغ غیر الاسلام دیناً فلن یقبل منه و هو فی الاخرة من الخاسرین؛(5)
هر کس غیر از اسلام (دین واقعی) دینی را بپذیرد، هرگز از او پذیرفته نیست و او در آخرت از زیانکاران خواهد بود.
از آیه معلوم می شود که تنها راه نجات وسعادت اسلام است . چه این که در ساحت زندگی دنیایی نیز باید گفت که تنها راه تامین سعادت واقعی پیروی از اسلام است، زیرا اسلام راه‌های سعادت و پیشرفت بشر را به آنان نشان می‌دهد، با توجه به این نکته باید گفت :
بر اساس آموزه هاي ديني، سرنوشت و سعادت هر كس در گرو ايمان و عمل صالح و باور و پذيرش دين حق در زمان خود او است. (6) همه اديان الهي تا وقتي كه دين الهي بعدي نيامده، دين حق محسوب مي شوند . افرادي كه قبل از ظهور حضرت مسيح (ع) به دين حقيقي موسي (ع) باور داشته و به آموزه هاي وحياني آن عمل نموده اند، از نظر قرآن مؤمن محسوب مي شوند. همچنين مسيحياني كه قبل از بعثت پيامبر اسلام (ص) به دين عيسي مسيح (ع) باور داشته و طبق دستورات او عمل نموده اند، مؤمن اند و رستگار . تفاوتي از حيث درجه با مؤمنان ساير اديان در زمان حقانيت دين خودشان ندارند، بلكه ملاك و ميزان ايمان و تقوا و عمل صالح و پيروي از دين حق مي باشد .
قرآن كريم هم به همين واقعيت تصريح دارد و مي فرمايد:
كسانى كه (به پيامبر اسلام) ايمان آورده‏اند و كسانى كه به آئين يهود گرويدند و نصارا و صابئان [پيروان يحيى‏] هر گاه به خدا و روز رستاخيز ايمان آورند و عمل صالح انجام دهند، پاداش شان نزد پروردگارشان مسلم است . هيچ گونه ترس و اندوهى براى آن ها نيست. (هر كدام از پيروان اديان الهى، كه در عصر و زمان خود، طبق وظايف و فرمان دين عمل كرده‏اند، مأجور و رستگارند.) (7)
اين آيه اعلام مي كند هر كسى كه در عصر خود به پيامبر بر حق و كتاب آسمانى زمان خويش ايمان آورده و عمل صالح كرده، اهل نجات است، و جاى هيچ گونه نگرانى نيست. بنا بر اين مسيحيان مؤمن قبل از ظهور پيامبر اسلام اهل نجات و بهشتند . (8)
وظيفه هر كس در هر زمان تحقيق و يافتن دين حق و باور به آن و عمل طبق آموزه هاي آن دين است. برهمين اساس ملاک بهشتی و جهنمی بودن افراد پيروي از دين حق و حقیقت جوئی و حق طلبی انسان ها و تسلیم بودن در مقابل آن، و یا در مقابل نتيجه انکار آن حقیقت است. اما در مورد مسيحياني كه پس از ظهور اسلام زندگي كرده اند و اكنون زندگي مي كنند:
افرادي كه حقانيت دين اسلام بر آن ها آشكار و واضح گشت، ولي از روي تعصب و يا عناد و يا هواي نفس و يا عوامل ديگر از حق پيروي نكردند، قطعا در قيامت در عذاب خواهند بود حتي اگر اعمال صالحي هم در دنيا انجام داده باشند، چون بر اساس ايمان حقيقي و باورديني درست نبوده و در راستاي اهداف دنيائي و جلب نظر مردم و یا فريب آن ها بوده ،مفيد نخواهد بود . اما كساني كه در كشف حقيقت كوتاهي نكردند، ولي دين حق را نيافتند و يا اصلا در محيطي بودند كه امكان دسترسي به دين حق نداشتند و يا خوب به آن ها معرفي نشد، به آنان منكر و مخالف اطلاق نمي شود كه مستحق عقوبتي باشند. شهید مطهرى (ره) در این باره مى‏گوید:
«اگر کسى در روایات دقت کند، مى‏یابد که ائمه (ع) تکیه‏شان بر این مطلب بوده که هر چه بر سر انسان مى‏آید، از آن است که حق بر او عرضه بشود و او در مقابل حق، تعصب و عناد بورزد و یا لااقل در شرایطى باشد که مى‏بایست تحقیق و جستجو کند، نکند اما افرادى که ذاتاً و به واسطه قصور فهم و یا به علل دیگر در شرایطى به سر مى‏برند که مصداق منکر و یا مقصر به شمار نمى‏روند، آنان در ردیف منکران و مخالفان نیستند. ائمه اطهار بسیارى از مردم را از این طبقه مى‏دانند. این گونه افراد داراى استضعاف و قصور هستند و امید عفو الهى درباره آنان مى‏رود».
وى از مرحوم علامه طباطبایى نقل مى‏کند: «همان طورى که ممکن است منشأ استضعاف، عدم امکان تغییر محیط باشد، ممکن است این جهت باشد که ذهن انسان متوجه حقیقت نشده باشد و به این سبب از حقیقت محروم مانده باشد». (9)
این گروه در فرهنگ دين به عنوان مستضعفان فرهنگي شناخته می شوند. اگر واقعاً و حقیقتاً به دنبال حقیقت و دین حق بودند، اما به دلایلی بر آن دست نیافتند، ولی بر اساس باورهای فطری و عقلی و یا دینی که داشتند، مؤمن بودند و انسان های درستکار بودند ،مورد عفو الهی اند.
در قرآن هم خداوند می فرماید: ما از هر کس بیش از اندازه وسع و توانش تکلیف نمی خواهیم. (10) پس محاسبه اعمال آنان و بهشتي بودن يا نبودن و رتبه آن ها در بهشت بر پایه عدل خداوندى به نسبت توان شان و ميزان مطابقت اعمال و كردار آن ها طبق علم و باورهاي ديني آن ها صورت می گیرد .در عين حال در شرايط زمان كنوني و حجم اطلاعات موجود در اقصي نقاط زمین و امكان دسترسي به حقيقت، موجه بودن بسياري از بي اطلاعي ها و كوتاهي ها در تشخيص حقيقت را برطرف نموده است .
البته نبايد از ياد برد كه اوضاع خاص ، هجمه هاي فكري و فرهنگي هم در مواردي به گونه اي است كه اصولا فرد به هيچ وجه احتمال نادرستي باورهاي فكري و عقيدتي خود را نمي دهد. چه بسا نوعي جهل مركب و استضعاف فكري شديدتر از گذشته براي برخي از افراد وجود داشته باشد.
در مقايسه جايگاه پیروان دیگر ادیان الهی با جايگاه مؤمنان مسلمان در بهشت، در روايات تصريح خاصي نشده است. اجمالا به محشور شدن پيروان ساير اديان به همراه پيامبر خود و حتي همنشيني با ساير پيامبران الهي در بهشت اشاره شده. در هر حال ممکن است تفاوتي هایی در بهشت داشته باشند.
پی­نوشت­ها:
1. شیخ عباس ، سفینه البحار، ج4، ص233، ماده سلم.نشر دارالاسوه للطباعه و النشر، 1422 ق .
2 صدوق، علل الشرایع، ج 2، ص 10،نشر دار الحجت للثقافه ، بیروت ، 1421 ق.
3. ذاریات (51) آیة 56.
4. مدّثر (74)آیه 38 - 48 .
5. آل عمران (3) آیه 133.
6. مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج 1، ص 320، نشر صدرا، 1370 ش.
7. بقره (2) آيه 62 . سوره آل عمران آیه 85.
8. آيت الله مكارم شيرازي ،تفسير نمونه،دار الکتب الإسلامیه ، تهران، چاپ اول، 1374 ش، ج‏1، ص 285 .
9. مجموعه آثار، ج 1، ص 320 .
10. بقره (2) آیه 282 .