Salam,mamnoonam az javabe soale ghablim,vaghean mamnoon
Bazam soal daram mikhastam bedoonam k doa ya zekre khasi nadarim k adamo az gheybat kardan baz dare...
Modatiye k kheili dargire gheybat kardan az ino oon shodam,aya kari khasi nemishe kard k adam b samte in gonah nare?
Bazam mamnoonam az javabetoon
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
از نظر علمای اخلاق، عادت به غیبت ، نوعی بیماری روحی است،یعنی کسی که دوست دارد غیبت کند یا دوست دارد غیبت بشنود، مریض است. همان گونه که برای درمان فرد بیمار در بیماری های جسمی ابتدا باید بیماری را شناخت و سپس درمان کرد، در بیماری های روحی نیز ابتدا باید بیماری را شناخت و مصادیق مختلف آن و راههای نفوذ و آثار و عوارضی که بیماری بر روح میگذارد، نیز آثاری که بر سرنوشت مادی و معنوی، دنیوی و اخروی دارد، شناخت، سپس ریشهها و عواملی را که باعث بروز غیبت یا تقویت این درخت پلید میشود، مورد بررسی قرار داد . سپس آن را درمان کرد.
به بیان دیگر: برای درمان هر بیماری و رفع هر آسیبی و آفتی، لازم است به سه عنصر اساسی توجه نمود:
1ـ شناخت درد و آفت، آگاهی از آثار و عوارض و علایم آن،
2ـ شناخت عوامل پیدایش و بروز آن
3ـ شناخت راههای آسیب زدایی و درمان درد.
بهترین راه مبارزه با بیماری غیبت ، مبارزه با عوامل آن است. عوامل غیبت فراوان است. در ذیل به برخی از آنها اشاره میشود:
1ـ سوء ظن و بدگمانی:
از قرآن استفاده میشود که یکی از عوامل گرایش به غیبت، سوء ظن است. بدگمانی یا سوء ظن علاوه بر این که انسان را آلوده میکند، جامعه را نیز به فساد و تباهی میکشاند، زیرا شخص بدگمان، سوء ظن خود را به افراد دیگر منتقل میکند . به تدریج چیزی را که اساس و پایهای جز شایعه یا برداشت نادرست نداشت، به صورت امری قطعی و مسلّم در میان مردم منتشر میسازد.
2ـ تجسس در امور مردم:
اگر میخواهید غیبت نکنید، باید سوء ظن و بدگمانی نسبت به مردم نداشته باشید. اگر میخواهید گرفتار بدگمانی نشوید، باید در امور مردم تجسس نکنید، زیرا سوء ظن و تجسس در یکدیگر تأثیر متقابل دارند. گاهی تجسس باعث سوء ظن است و گاهی سوء ظن منشأ تجسس میشود.
از این رو قرآن برای از بین بردن غیبت به عنوان معلول، دستور داده با علت (یعنی سوء ظن و تجسس) مبارزه شود:
«ای کسانی که ایمان آورده اید، از بسیاری از گمانها بپرهیزید، چرا که بعضی از گمانها گناه است و هرگز در کار دیگران تجسس نکنید... بعضی از شما از بعضی دیگر غیبت نکنید».(1) در واقع غیبت را معلول دو عامل پیشین دانسته است.
3ـ همرنگی با دوستان:
یکی از انگیزههای غیبت، موافقت با دوستان و همنشینان است. عده ای برای گرم نگه داشتن مجلس و جلب رضایت و افکار اهل مجلس، به هرزه گویی و بدگویی و تمسخر دیگران در غیاب آنان میپردازند که چند گناه را با هم جمع میکنند و شعارشان این است:خواهی نشوی رسوا، هم رنگ جماعت شو.در درمان غیبت باید از همنشینی با افرادی که به هرزه گویی و بدگویی و تمسخر دیگران در غیاب آنان مشغول اند، پرهیز شود.
4ـ خودستایی و مباهات و فخر فروشی:
برخی برای آن که اظهار وجود کنند و فضل و کمال خود را به رخ بکشند، دیگران را کوچک میشمارند و از آنان بدگویی میکنند. قرآن میفرماید: «فلا تزکوا أنفسکم هو أعلم بمن اتقّی؛(2) خودستایی نکنید، چرا که خداوند پرهیزکاران را بهتر میشناسد».
5ـ تنزیه نفس و تبرئه خویش:
گاهی انسان برای تبرئة خود از نسبت هایی که به او داده شده است، پای دیگران را به میان میکشد . گناه و جرم را مستقلاً به دیگری نسبت میدهد یا او را شریک جرم خود معرفی میکند تا خود را تبرئه کند.
توصیه می کنیم :برای درمان فوری و رهایی از غیبت کردن سعی کنید عوامل فوق را در خود ریشه کن کنید.
پیشگیری و درمان ریشه ای:
الف) تقویت معرفت و شناخت به خدا و ایمان و اعتقادات .
مهم ترین عاملی که در مبارزه با عوامل فساد و بیماریهای معنوی و نفسانی مؤثر و کارساز است، عنصر ایمان است؛ تقویت ایمان به خدا و روز حساب، باعث خوف و خشیت از عذاب شدید الهی، اجتناب از همه گناهان و معاصی، پیدایش روح تواضع و تسلیم و تهذیب نفس و تزکیه و اعتلای روح میگردد.
تقویت ایمان به دو عامل بستگی دارد:
یکی افزایش مستمر معرفت و شناخت خدا و صفات جمال و جلال او،
دوم: عمل به احکام الهی در همه عرصههای عبادی و غیر عبادی. رابطه ایمان و عمل، رابطه تأثیر متقابل است. هرچه ایمان قوی تر، تعبّد و تقید به احکام الهی بیش تر،و هر چه تعبّد افزایش یابد، ایمان قوی تر میشود.
ب) یاد خدا:
پیش از آغاز سخن، و قبل از انجام هر عملی، به یاد خدا بودن، و اندیشیدن که آیا سخنی که میخواهم بگویم، یا مطلبی که میخواهم بنویسم یا کاری که میخواهم انجام دهم، رضایت و فرمان خدا در آن است یا هوای نفس و روح انتقام جویی در آن موثر است. امیر المؤمنین(ع) میفرماید:«ذکرُ الله دواء اعلال النفوس؛ ذکر خدا داروی بیماری دلها است».(3)
ج) خود آگاهی، خویشتن شناسی و توجه به عیوب خویش:
پیامبر اکرم(ص) فرمود: «طوبی لمن شلغه عیبه عن عیوب النّاس؛(4) خوشا به حال کسی که عیب خودش او را از عیوب مردم باز دارد».
اگر کسی از عیوب خود آگاه شود، هرگز در صدد عیب جویی دیگران بر نمیآید. انسانی که خود را سراپا عیب و نقص میبیند، شرم دارد از این که دیگران را به خاطر همان عیوب سرزنش کند.
د)همنشین خوب داشتن و دوری از کسانی که عادت به غیبت دارند. موفق باشید.
پینوشتها:
1. حجرات (49) آیه 12.
2.نجم (53) آیه 32 .
3 . عبدالواحد بن محمد تميمى آمدى، غرر الحكم و درر الكلم، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى قم، 1366 هجرى شمسی، ص 188 .
4. امام على بن ابى طالب عليه السلام، نهج البلاغه، انتشارات دار الهجره قم، ص 255 .






