سلام
من مادرم را آذر سال89 از دست دادم .مادرم در سال 85 برای حج واجب و حج عمره ثبت نام کردند و حدود 1 ماه قبل از فوت شان اسم شان برای مکه در آمد.مادرم از وقتی که من یاد میدهم ، همیشه آرزوی رفتن به مکه و کربلا داشتند و وقتی که اسم شان درآمد خیلی خیلی خوشحال شدن و لی خدا قسمت نکرد.من هر وقت که فکر میکنم به این موضوع که چرا خدا قسمت نکرد که مادرم به مکه برود و لااقل میگذاشت بروند مکه بعد از این دنیا میبردند ، به خدا کفر میگویم و بعد پشیمان میشم .لطفآ راهنمایی ام کنید.
با تشکر

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
افرادی که به حج و زیارت خانه خدا یا زیارت قبور مطهر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله یا ائمه طاهرین در مدینه یا خاک عراق و یا در خراسان به زیارت حضرت امام رضا صلوات الله علیهم مشرف می شوند ، چند دسته اند :
بعضی برای سیاحت و تفریح یا تجارت و خرید می روند ،
برخی برای شهرت و مشهور شدن و برای آن که مردم او را حاج آقا و حاج خانم بگویند و یا به خاطر آن که مردم به او طعن نزنند و سرزنش نکنند که چرا با توجه به مستطیع بودن به حج و زیارت نمی روید و یا با قصد و انگیزه هایی از این قبیل به زیارت می روند .
دسته ای از مردم از ابتدا قصد و نیت های نسبتا خالصی دارند ، ولی از هنگامی که به سوی مقصد حرکت می کنند و یا بعد از انجام عمل دچار ریا و شهرت طلبی و مانند آن می شوند . همه این ها حج و زیارات شان باطل است.کسانی که از ابتدا قصدشان ریا و غیر خدا بوده ، سفرشان، معصیت و گناه است.
نکته مهم تر آن که خالص گردانیدن عمل برای خدا ، و حفظ آن تا آخر عمر کاری آسان نیست، بلکه از انجام عمل مشکل تر است .
پس چه بسیار افرادی که از ابتدا نیت های پاک و خالصی داشته باشند لیکن شیطان در دل شان نفوذ کند و اعمال خالص شان را با نیت های دیگری آلوده سازد و اعمال شان را باطل گرداند . آیا فکر نمی کنی چون خداوند مادرتان را دوست داشت،
اولا- توفیق ثبت نام با نیت خالص برای تشرف را به او داد . تا با ثبت نام و نیت حج ثواب حج و زیارت را به او عنایت کند : إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَحْشُرُ النَّاسَ عَلَى نِيَّاتِهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ (1) ؛خداوند روز قیامت مردم را بر اساس نیت های شان محشور می کند .
چه بسا مقدرات طبیعی چیز دیگری بوده، یعنی زمان رحلت مادرت زودتر از آن زمانی بوده که فوت کرده است . اما خداوند به فضل خویش به مادرت عمر داد تا ثبت نام کند و قصد زیارت نماید تا او را مشمول رحمت و مغفرت و آمرزش خود قرار دهد .
ثانیا - آیا احتمال نمی دهی که چون خدا مادرت را دوست داشته ،پیش از اعمال حج او را پیش خود برد و به مهمانسرای خود دعوتش کرد ،تا شیطان نتواند بعد از شروع و یا بعد از خاتمه اعمال حج در دلش نفوذ کند و زحمات او را باطل نماید؟ امام صادق علیه السلام می فرماید :
إِنَّمَا الْأَعْمَالُ بِالنِّيَّاتِ وَ لِكُلِّ امْرِئٍ مَا نَوَى فَمَنْ كَانَتْ هِجْرَتُهُ إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ فَهِجْرَتُهُ إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ مَنْ كَانَتْ هِجْرَتُهُ إِلَى دُنْيَا يُصِيبُهَا... فَهِجْرَتُهُ إِلَى مَا هَاجَرَ إِلَيْهِ؛(2)
اعمال هر کسی بر اساس نیت ها و حالات درونی شان سنجیده می شود . پس هر کسی نیتش این بوده که به سوی خدا و رسولش هجرت کند ، هجرت به سوی خدا برایش ثبت می شود . هر کسی قصدش دنیا بوده( و برای این بوده که مردم از او تعریف و تمجید کنند و او را حاج آقا و حاج خانم بگویند ) از سفرش نتیجه ای جز خسران و زیان در دنیا و آخرت بهره ای ندارد .
حضرت در کلام دیگری می فرمایند :
الْحَجُّ حَجَّانِ حَجٌّ لِلَّهِ وَ حَجٌّ لِلنَّاسِ فَمَنْ حَجَّ لِلَّهِ كَانَ ثَوَابُهُ عَلَى اللَّهِ الْجَنَّةَ وَ مَنْ حَجَّ لِلنَّاسِ كَانَ ثَوَابُهُ عَلَى النَّاسِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ؛(3)
حج و افرادی حاجی دو دسته اند . عده ای برای خدا حج می گذارند و گروهی برای مردم .گروهی که حج شان برای خدا است، پاداش شان بهشت است . کسانی که حج شان برای مردم است ،در قیامت اجر اعمال خود را از مردمی ( که خود گرفتارند) دریافت می کنند .
بنا بر این اگر چه موفق به انجام اعمال حج و زیارت نشده ، ولی با نامه اعمالی وارد عالم برزخ شده که در آن حج و زیارت قبول شده برای او نوشته شده است . آیا پاسخ محبت های خدا را همان گونه باید داد که ذکر کرده ای؟ آیا می دانید هر چه به خدا نزدیک تر شوید و با کارهای خوب و خیر ، شکر گذار نعمت ها و محبت های خدا باشید ، مادرتان خوشحال تر می شود و بر درجات و مقامش افزوده می شود و بازماندگان را دعا می کند و دعای مادر در حق تان مستجاب است؟ موفق باشید.
پی نوشت ها :
1.ثقه الاسلام كليني، الكافي، دار الكتب الاسلاميه، طهران، 1365 ه.ش ، ج5 ، ص 20.
2. محمد بن الحسن الحر العاملي، وسائل الشيعه، مؤسسه آل البيت، قم، 1409 ه.ق ، ج11 ، ص109.
3. المحدث النوري، مستدرك الوسائل، مؤسسه آل البيت، قم، 1408 ه.ق ، ج1، ص90.