سلام؛
خداوند بارها در قرآن مي فرمايند : اگر چنين بكني و چنان بكني ؛ كار خوب بكني و بد نكني شايد رستگار شدي. حال سؤال اينجاست :چرا "شايد" ؟! آيا اين "شايد" منافاتي با عدل الهي ندارد ؟
ممنون

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
خداوند در بسياري از آيات قرآن بعد از آن كه تكليفي را از بندگان خواسته ،در انتهاي آيه نتيجه و اثر آن را با لفظ " لعل" آورده ،مثلا در آيه 21بقره بعد از امر به عبادت خداوند مي فرمايد: لعلكم تتقون يا در آيه 183 همين سوره بعد از امر به روزه نتيجه و اثر آن را رسيدن به تقوي مي داند: لعلكم تتقون.
معناي ظاهري " لعل "( شايد) است. اما كسي اين كلمه را به كار مي برد كه جاهل به عاقبت كار باشد . خداوند به همه غيب و شهود آگاه است. بايد معناي حقيقي اين كلمه را بدانيم.
مرحوم طبرسي در تفسير مجمع البيان مي گويد:
كلمه " لعل" به اين جهت آورده شده تا نرمي و متانت و ادب در موعظه و نصيحت، مراعات شود. نه براى بيان شك و ترديد ،زيرا شك به معناى، ندانستن است. در باره خداوند مفهوم ندارد. در ادبيّات عرب اين كلمه در غير مورد شكّ و ترديد و در مورد بيان نتيجه و اثر بر مقدّمات آن به كار رفته است همان طورى كه كارفرما به كارگر مي گويد:إعمل لعلك تأخذ الأجرة ( كار كن تا اجرت بگيري )
سيبويه مي گويد: علّت آمدن «لعلّ» در كلام خدا آن است كه حسّ اميدوارى و رجا را در بندگان زنده كند.
همان طور كه قرآن در باره موسى و فرعون مي گويد: «فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى‏» (1) (با نرمش و متانت با فرعون صحبت كنيد. شايد پند گيرد يا از خدا بترسد) تا موسى و هارون را به نتيجه ارشاد و هدايت فرعون اميدوار كند.
برخى از مفسّرين گفته‏اند آمدن «لعل» كه معمولا در مورد شك و ترديد به كار مي رود، براى آن است كه انسان با مختصر عبادتى، به حصول نتيجه يقين كامل پيدا نكند و دچار عجب و خود بينى نگردد. براى به دست آوردن نتيجه كامل و هدف، كوشش بيش ترى نموده، از آنچه او را از اين نتيجه باز مي دارد، دورى جويد.(2)
همچنين آيت الله جوادي آملي در تفسير خود مي گويند:
«لعلكم»:ترجي و اميد از مقام فعل خدا انتزاع مي شود، نه از مقام ذات او ،پس لعل به معناي جامع بين اميد و هراس، يعني اصل توقع پديده است كه احتمال تحقق آن بيش از عدم تحقق است.(3)
فخر رازي از مفسران بزرگ اهل سنت در تفسير خود آورده :
كلمه «لعل» براي اميد و ترس است . ترس و اميد هنگام جهل به عاقبت حاصل مي شود . اين دو امر براي خدا محال است .پس در اين گونه آيات بايد معناي لعل را تأويل و توجيه كنيم، به اين صورت :
در اين گونه آيات معناي لعل يا همان شايد در فارسي به بندگان برمي گردد، نه به خدا ،مثلا در آيه روزه كه نتيجه آن را رسيدن به تقوا دانسته ،اين گونه نيست كه خدا ندانسته و بفرمايد شايد به تقوا برسيد، بلكه بندگان اميد و ترس دارند كه شايد به تقوا برسند.
توجيه ديگر اينكه لعل در اين گونه آيات به معناي ( كي ) در عربي است و به معناي اين است كه اين كارها را انجام بدهيد تا به تقوا برسيد .پس معناي ظاهري لعل شايد است اما در واقع به معناي حتما است.(4)
در تفسیر نمونه آمده : اتفاقا این تعبیر یکی از نشانه های عظمت و واقع بینی و واقع گویی قرآن مجید است، زیرا قرآن این کلمه را در جایی به کار می برد که گرفتن نتیجه احتیاج به شرایطی دارد که به وسیله کلمه "لعل"اشاره اجمالی به آن شرایط شده ،مثلا سکوت کردن به هنگام شنیدن آیات قرآن و گوش فرا دادن به مضمون آیات به تنهایی کافی نیست که انسان مشمول رحمت الهی شود ، بلکه علاوه بر آن درک و فهم آیات و به کار بستن آن ها نیز لازم است . قرآن
می گوید :
و إذا قرء القرآن فاستمعوا له و أنصتوا لعلکم ترحمون (5)؛ یعنی هنگامی که قرآن خوانده می شود، گوش فرا دهید و خاموش باشید، شاید مشمول رحمت شوید.
اگر قرآن می گفت حتما مشمول رحمت خواهید شد، دور از واقع بینی بود، زیرا این موضوع شرایط دیگری هم دارد، ولی هنگامی که می گوید شاید، سهم سایر شرایط محفوظ مانده است، ولی عدم توجه به این حقیقت موجب خورده گیری بر این آیات شده است.(6)
در آياتي كه خداوند فرموده كاري را انجام بدهيد، شايد به فلان نتيجه برسيد ، شايد به معنايي كه ما در فارسي به كار مي بريم نيست، بلكه معناي ديگري دارد كه با صفات خدا و از جمله عدل او منافاتي ندارد.
پي نوشت ها:
1. طه(20)آيه44.
2. طبرسي، مجمع البيان في تفسير القرآن، انتشارات ناصر خسرو،تهران،1372،ج1، ص 154.
3. آيت الله جوادي آملي ،تفسير تسنيم ،مركز نشر اسراء،ج2، ص355.
4. فخر رازي، مفاتيح الغيب ، انتشارات دار احياءالتراث العربي ، چاپ بيروت ، ج2 ، ص 334.
5. اعراف (7)آیه 204.
6. آیت الله مکارم، تفسیر نمونه، انتشارات دارالکتب الاسلامیه ، ج3 ،ص 236.