سلام ملتمسانه ازتون میخوام زودتر جوابمو بدین تا نجات پیدا کنم. اصل ماجرا اینه که من به شوهرم شک دارم, دیگه به ستوه امدم اصلا بذارین از اولش بگم ما تازه سه ماهه نامزد کردیم از اولم همینطوری بودکه شوهرم هر جایی گوشی همراهشه حتی وقی توالت میره اگه من کنارش باشم اسمس هایی که واسش میاد رو کاری میکنه که من نبینم زیاد مهم نبود تا اینکه برای پرستاری بیمارستان یه کلاسی رو ثبت نام کرد و چندتا رفیق اونجا پیدا کرد یکی اسمش علی هست که میگه زن داره همه ی اسمس های مشکوکش هم به نام این فرستنده ست که چند شب پیش که به گوشیش سرک کشیدم دیدم خدیجه و رویا هم تو متن اسمسهاشون بوده با یه سری حرفای مشکوک شب بعدش به همسرم گفتم قضیه این اسمس ها چیه؟ خیلی ناراحت شد که سر گوشیش رفتم بعدش قسم خورد که قضیه مال یکی ازهمکلاسیهاشه که زن و دوتا بچه داره اما دنبال دختربازییه.اون اسمای دختر هم زن و دختر عموی علی هست. یه روز دیگه که ساعت 2 کلاس داشت من گفتم تا اونجایی که مسیرمون یکییه منو تا دانشگاه برسون اون روز سرخ کرده بود گفت که زن علی تنها بدون شوهرش میاد( لازمه بگم شوهرم چون ماشین داره اونارو تا کلاس میبره) هرچی اسرار کردم که نشونم بده زنشو فقط طفره رفت اخرشم منو پیچوند امروزم که دایی من خونمون بود مامانم گفت که کلاس میخوای بری حالا که مسیرتون یکییه داداشمو برسون بازم طفره رفت و رفت توی اتاقم درو بست وفک کنم به اقای مثلا علی زنگید و بعد چند دیقه رفت کلاسش. من ادمی بودم که به سن 20 سالگی حتی یه دوست پسر هم نداشتم حالا بهش شک دارم حرفاشم باور نمیکنم موندم دیگه چطوری باهاش رفتار کنم گاهی شیطونه میگه مثل خودش بشم و... نه من میخوام خوب زندگی کنم و خدام ازمون راضی باشه واسه همینم از شما کمک خواستم بعد خدا امیدم به شماست خواهش میکنم درکم کنین حال خوبی ندارم مطمعنم میتونین کمکم کنین
با سلام و تشکر از اعتماد شما نسبت به مرکز.
هر یک از ما تا آن اندازه قدرت تشخیص دارد که بتواند نشانههای تعجب، بهت زدگی و راست و دروغ را تشخیص دهد. دستپاچگی و همه آن مواردی که در نامه خودتان به آنها اشاره کرده اید، آشکارترین نشانههای پنهان کاری هستند، فقط همین!؛ اما اینکه ایا این روابط پیش رفته است یانه، باید مورد بررسی قرار گیرد. تنها یک نکته در این بین ارزش بررسی دارد و آن اینکه آیا او به طور کامل توجهش به درون زندگی شخصی خودش هست یا نه؟
فردی که مشغول بازی کردن است و سرگرم به دیگران؛ خواه به قصد شهوت، تفریح، خوش بودن یا هر عنوانی دیگر، مرد زندگی نمیشود!؛ آنچه در نامه بیان شده است «قضیه مال یکی از همکلاسیهایش است که .....اما دنبال دختر بازییه!» و موارد دیگر از آن قبیل داستان سراییهای ناشیانه است که کودک دبستانی را هم نمیتواند سرگرم کند. به طور قاطعانه و جدّی با او رفتار کنید و به او بگویید که هرگز توضیحات او قانع کننده نیستند و علاقمند نیستید که فریب داده شوید!
از رفتار ضعف آمیز پرهیز کنید و از پرخاشگری نیز به همین منوال فاصله بگیرید. هر دوی این دسته از رفتارها میتواند شما را فردی چنان ضعیف نشان دهد که میتوان به سادگی او را از میدان به در برد و این موارد نقاط ضعف شما خواهد بود. هنگام گفتگوی قاطعانه همانند دختران ساده لوح رفتار نکنید که احساس کند توانسته است به هر نحو ممکن شما را فریب دهد. پرسشهای خودتان را برای چندین مرتبه تکرار نکنید. با لحن ملتمسانه گفتگو نکنید. آرام و شمرده گفتگو کنید. هرگز تهدید به طلاق گرفتن نکنید و هرگز دربارة استراتژی و تصمیمهای آینده خودتان با او گفتگو نکنید.
البته تمام مواردی که در آن درگیر شده است میتواند واقعاً در حدّ یک دوستی با دو دختر همکلاس باشد و مسایلی مانند خوشگذرانی و دوستی ساده؛ اما مشخص است که این روابط به تدریج توسعه خواهد یافت و مشکل ساز خواهد شد.
اما در نامه خودتان به این اشاره کرده اید که تا به حال با کسی دوست نبوده اید؛ این جای تبریک دارد؛ اما متأسفم از اینکه در نامه قصد تلافی را آن هم بعد از گذشت تنها سه ماه از زندگی مشترک که هنوز شروع هم نشده است، مورد اشاره قرار داده اید.
شما نتوانسته اید صداقت او را مورد تصدیق قرار دهید و اگر واقعاً شک دارید و نمیتوانید به او اعتماد پیدا کنید، هنوز هم دیر نشده و تصمیم جدی خودتان را بگیرید؛ میتوان سه ماه گذشته را به حساب یک تجربه گذاشت؛ اما فراموش نکنید که مسألة زندگی مشترک مسألة یک روز و دو روز نیست بلکه برای سالیان طولانی باید نسبت به هم اعتماد داشته باشید. اگر این اعتماد از همین ابتدای زندگی که اوج نشانههای علاقه باید در اوج باشد، به وجود نیامده است، از این پس هم نمیتواند به آن مرتبه ارتقاء یابد که زندگی شما را لبریز از توجه و محبت کند.
لازم است با او دربارة وضعی که برای شما درست کرده است گفتگو کنید و بگویید که بعید است با این وضع بتوانید ادامه دهید؛ اما هرگز تهدید نکنید بلکه فقط گزارش کنید. او باید بپذیرد که صادقانه رفتار نکرده است و باید به دلیل واقعی ان بپردازدو حاشیه روی را نپذیرید. هرگز به دنبال آن نباشید که مچ او را بگیرید، چون شانس بسیار اندکی دارید و علاوه بر آن هنگام مچ گیری هم آنها مدعی مواردی دیگر میشوند.
اجازه بدهید این تراژدی نخ نما شده را که هزاران بار برای ما روانشناسان به نمایش در آمده است را تا آخر برایتان بخوانم و چنین نتیجه بگیرم که آنچه مورد اعتراض شما باید قرار بگیرد، عدم وجود صداقت در رفتار نامزدتان است و نه ارتباطش با جنس مخالف که بی تردید یک تهمت است و شما اطلاع ندارید؛ هر چند شواهدی هم در دست دارید. به او بگویید که نتوانسته است اعتماد شما را به خودش جلب کند و فرصتها دارد از دست میرود و ممکن است منجر به یک تصمیم شود. در گام بعد، بدون آنکه به او بگویید یا تهدید کنید، باید آن را با والدین خودتان در میان بگذارید و پیگیر مسأله شوید. در مرحلة بعد اگر نسبت به مشکلات مطمئن شدید، یعنی آنکه زمان تصمیم گیری دربارة او فرا رسیده است.






