آخرین مقصد بندگی کجاست و یا چیست .
خواهش میکنم توضیح دهید.

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
خداوند در مورد هدف خلقت انسان می فرماید :وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ (1)؛ جنّ و انس را نيافريدم جز براى اينكه عبادتم كنند.
در مورد هدف از عبادت هم فرموده :وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقينُ (2)؛ پروردگارت را عبادت كن تا به يقين برسی.
در كتب اخلاقي و عرفان عملي و بعضی از تفاسیر يقين را مرتبه اي از مراتب ايمان ناميده اند.(3)
امام صادق عليه السّلام در مورد يقين مي فرمايد:
اليقين يوصل العبد إلى كلّ حال سنّى و مقام عجيب؛يقين بنده را به هر مقام بلند مرتبه و شگفت‏آورى مى‏رساند.(4)‏
مرحوم نراقي مي گويد:" يقين جامع همه فضائل است و از هيچ يك از فضائل جدا شدنى نيست".(5)
از روايتي هم كه در مورد حارثة بن مالك بيان شده، معلوم مي شود يقين مرتبۀ عالی از ايمان است؛ امام صادق عليه السّلام فرموده: رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله نماز صبح را خواندند. متوجه شدند جوانى در مسجد سرش را بالا و پائين مى‏برند. رنگش هم زرد شده و بدنى لاغر دارند . ديدگانش هم در سرش فرو رفته است.
رسول خدا از او سؤال كردند: فلانی(حارثه) !چگونه صبح كردى، گفت: صبح كردم در حالى كه يقين دارم، رسول خدا از گفته او تعجب كردند و گفتند:
هر يقينى حقیقتی دارد. حقيقت يقين تو چيست؟
گفت: حقيقت يقينم مرا چنين محزون كرده است. به خاطر همان يقين شب‏ها خواب ندارم، روزها تشنگى مى‏كشم، خود را از دنيا بريده‏ام، اينك عرش را مى‏نگرم و مشاهده مى‏كنم كه مردم براى حساب در آن جا جمع شده‏اند و من هم در آن جا مى‏باشم.اكنون مى‏نگرم بهشتيان در بهشت متنعم هستند، با يكديگر سخن مى‏گويند و بر پشتى‏ها تكيه كرده‏اند، اكنون مشاهده مى‏كنم كه دوزخيان در دوزخ معذب مى‏باشند و فرياد و شيون مى‏كنند، الان صداى آتش را با گوش هاى خود مى‏شنوم.
رسول خدا فرمود: اين بنده‏اى است كه خداوند دل او را روشن كرده است. همان طور كه هستى باش، ...(6)
گرچه یقین بالاترین مقام بندگی است. اما یقین دارای درجاتی است که شخص در این مرتبه به جایی می رسد که خدا را در همه جا حاضر و ناظر می بیند. به هر جا می نگرد، خدا را می بیند. به قول بابا طاهر همدانی:
به دریا بنگرم ،دریا تو بینم به صحرا بنگرم صحرا تو بینم
به هر جا بنگرم کوه و در و دشت نشان از قامت رعنا تو بینم

پی نوشت ها:
1.ذاریات(51)آیه56.
2.حجر(15)آیه99.
3. گنابادى، تفسير بيان السعادة فى مقامات العبادة، مؤسسة الأعلمي للمطبوعات، بيروت، چاپ دوم، 1408 ق.
4. سید جلال الدین مجتبوی، علم اخلاق اسلامى(ترجمه جامع السعادات)، ج‏1، ص 182،انتشارات حکمت، تهران، 1377ش.
5.همان.
6. شيخ حسن ديلمى‏، ارشاد القلوب- ترجمه على سلگى نهاوندى‏، ناصر، قم‏، 1376ش .