سلام
قبل از ظهور آقا حضرت مهدی عج جامعه اسلامی چگونه است
1 ) آیا فساد بالا می رود و یا مردم با ایمان تر می شوند
2)ایشان چند سال حکومت می کنند ؟
3) بعد از ایشان ایا زمان زیادی تا قیامت خواهد بود (زمان قیامت مشخص نیست )
4) بعد از ایشان جامعه اسلامی چگونه خواهند بود ؟
این که می گویند در اخر الزمان فلان می شود و فلان (آمار وحشتناک)مربوط به کدام زمان است ؟ قبل یا بعد از حکومت ایشان
ممنون
پرسش 1:
مهدويت
شرح : سلام قبل از ظهور آقا حضرت مهدي عج جامعه اسلامي چگونه است آيا فساد بالا مي رود و يا مردم با ايمان تر مي شوند ؟
پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
بي ترديد امام زمان (ع) حکومت جهاني تشکيل خواهد داد. براي شکل گيري و پذيرش آن نياز است که برخي از شرايط فراهم و عوامل شکل گيري آن ايجاد شوند.
يکي از شرايط ايجاد حکومت جهاني، آمادگي مردم و احساس نياز شديد آنان ميباشد. آمادگي آن گاه حاصل ميشود که مردم ستمهاي حاکمان را تجربه و ظلم و فساد آنان را خسته کرده باشند. در غير اين صورت مردم نه آمادگي پذيرش حکومت جهاني را دارند و نه قدر و ارزش آن را مي دانند.
طبيب عشق مسيحا دم است و مشفق، ليک چو درد در تو نبيند، چـه را دوا بکنـد؟!
امروزه در جهان، حکومتهاي متعددي وجود دارند، زيرا مردم هنوز آمادگي پذيرش حکومت جهاني را ندارند؛ حتي برخي احساس ميکنند حکومت هاي آنان بهترين حکومت و رهبران آن ها موفقترين رهبران هستند.
براي پذيرش حکومت جهاني امام زمان (ع) لازم است افکار عمومي آمادگي پذيرش حکومت امام را پيدا کنند. يکي از زمينههاي آن گسترش ظلم و فساد است. گسترش ستم ها و ناهنجاريها موجب ميشوند که مردم آرزوي حکومت عادلانه را نموده و از دل و جان آن را بپذيرند. در برخي از روايات از جنگ ها و ظلم سخن به ميان آمده است که پيش از ظهور به وجود ميآيند.
حوادث قبل از ظهور نقش بنيادي در شکل گيري حکومت و پذيرش آن توسط مردم دارند.
امام علي (ع) فرمود: "درباره مولودي مي انديشم که از نسل من است و او مهدي است که زمين را پر از عدل و داد مي کند، پس از آن که از ستم و بيداد آکنده باشد". (1) هم چنين يکي از ارزش ها و اهميت کار حضرت مهدي (عج) ايجاد عدالت در پهنه گيتي بعد از گسترش ظلم در آن است.
کاري که به وسيله امام زمان (عج) صورت ميگيرد، به وسيله هيچ يک از پيامبران و امامان پيش از او انجام نشده و آن گسترانيدن عدالت پس از ظلم و ستم بسيار است. اين کار اهميت نهضت امام زمان را دو چندان مي کند، يعني وضع جامعه را به نقطه مقابل آنچه وجود دارد، مي کشاند، به همين خاطر تمام اديان و مذاهب در انتظار آن هستند. کاري که هيچ گاه صورت نگرفته است.
البته مقصود از اين که هر گاه جهان را فساد گرفت، امام ظهور مي کند، آن نيست که در جامعه افراد صالح و شايسته وجود نداشته و همه ارزش ها از بين رفته باشد.
در اين که مقصود از گسترش فساد و ظلم چيست، احتمالات متعددي وجود دارد:
1ـ هرگاه بدي ها، بر خوبي ها، ضد ارزش ها بر ارزش ها و ظلم بر عدالت غلبه نمايند، امام ظهور مي کند.
2ـ مقصود از گسترش ظلم و ناهنجاري ها آن است که مردم به رشد فکري رسيده و معناي ظلم و ظالمان و مفاسد را خوب درک کنند، از اين رو اگر ظلم و ناهنجاريها گرچه به طور محدود به وجود آيد، مردم احساس ميکنند و شديداً رنج ميبرند.
3ـ اگر چه مردم خواهان عدالت و نيکي هستند و از درون قلب آن را احساس مي کنند، اما حاکمان آنها مردمي ستمگرند وحقوق آنها را پايمال ميکنند و اجازه برقراري عدالت و مساوات نميدهند و يا آن را اجرا نميکنند.
بدين سان در زمان ظهور امام زمان (ع) فرهنگ ستم ستيزي به اوج رسيده و مردم ظلم و فساد را تحمل نميکنند؛
شهيد مطهري ميگويد: مقصود از گسترش ظلم آن است که هر يک از شقي و سعيد (بدبخت و خوشبخت) گروه حق و باطل به نهايت کار خود ميرسند: ستمکاران و بدکاران به درجهاي از بدي و نابکاري ميرسند که لهيب آتشِ آنان، همه را فرا مي گيرد و صالحان در مظلوميت هستند. (2)
بر اين اساس ظهور امام در زماني شکل ميگيرد که مردم رشد فکري پيدا کرده و در جامعه، فرهنگ ستم ستيزي گسترش يافته و انسان هاي حق طلب از ظالم و باطل گرا تشخيص داده شده، اما هنوز همه ارزش ها و عدالت از بين نرفتهاند. در چنين فضايي است که مردم آماده پذيرش حکومت جهاني امام زمان (عج) ميشوند.
ايمان مردم هنگام ظهور:
به مقتضاي روايات موجود بعد از ظهور امام زمان و تشکيل جامعه توحيدي توسط حضرت، نارسائيهاي فکري و معنوي از بين خواهد رفت. زن و مرد از نظر فکري و عقلي به مرحلهاي از کمال ميرسند که همسو با يکديگر در صراط مستقيم قرار ميگيرند . زن بيايمان اصلاح ميشود و اصول ايماني را در زندگي رعايت ميکند. اما به جهت وجود اختيار و شهوت و توان بر گناه بشر در زندگي دنيوي، حتي در دولت مهدوي هم اين امر مطلق نيست.
پي نوشت ها:
1. شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمة، مكان چاپ: تهران، ناشر: اسلاميه، نوبت چاپ: دوم، سال چاپ: 1395 ق، ج 1، ص 289.
2. شهيد مطهري،قيام و انقلاب مهدي، انتشلرات صدرا ، ص 66.
پرسش 2:
حضرت مهدي (ع)چند سال حکومت مي کنند ؟
پاسخ:
در مورد مدتي كه حضرت مهدي (عج) حكومت ميكند، نميتوان پاسخ قاطع و روشني از روايات به دست آورد، چرا كه در لابلاي روايات مدت حكومت حضرت مهدي (عج) نوزده سال، (1) چهل سال، (2) هفتاد سال، (3) سيصد و نه سال و کمتر از ده سال آمده است. (4 )
در مورد مدت حكومت حضرت مهدي (عج) اگر چه برخي روايات حد معيّني را بيان كردهاند و دوران حكومت حضرت را به هفت يا نه سال محدود نمودهاند، ليكن اين گونه روايات در منابع اهل سنّت ذكر شده، امّا عدهاي بدون تحقيق اين گونه روايات را در كتابهاي شيعي وارد نمودهاند. هيچ روايت صحيح السندي از امامان (ع) نرسيده است كه دوران حكومت حضرت مهدي (عج) را محدود كرده باشد. اين گونه روايات علاوه بر ضعف سند، با روح آيات و محتواي روايات متواتري (كه وعده دادهاند با ظهور حضرت، زحمات انبيا به ثمر ميرسد: و جهان پر از عدل ميگردد) منافات دارد .
در حقيقت مدت دولت حضرت تا زمان وفاتش معلوم نيست ، شايد معصومان عنايتي داشته اند که مدت حکومت حضرت را معلوم نکنند تا مدعيان مهدويت نتوانند سوء استفاده نمايند . (5)
براي آگاهي بيش تر، به کتاب هاي :
- علي کوراني ، عصر ظهور ،ترجمه مهدي حقي؛
- نجم الدّين طبسي ، چشم اندازي به حكومت مهدي، ،قم ، بوستان کتاب ، 1382 ش .
- مجتبى تونهاي، موعود نامه.
مراجعه شود!!
پينوشتها:
1. نعماني، كتاب الغيبة، ص 331 ؛ مهدي موعود، ص 1241 ؛ علي دواني ، ترجمه ، ج 13 بحار ، چاپ قديم ، تهران ،اسلاميه .
2. مهدي موعود، همان .
3. همان .
4. بحارالانوار ، ج 52 ، ص 291 ؛ مجتبى تونهاي، موعود نامه ، ص 628 ، قم ، انتشارات مشهور ، 1388 ه ش ، چاپ هشتم.
5. مهدي موعود، ص 1241 .
براي اطلاع بيشتر در اين مورد به کتاب عصر زندگي و چگونگي آينده انسان و اسلام، پژوهشي در انقلاب جهاني حضرت مهدي(عج)، تأليف محمد حکيمي مراجعه نماييد.
در مورد بعد از ظهور حضرت مهدي(عج)؛ يعني مدتي که حضرت مهدي (عج) حکومت ميکند، نيز بعد از آن دوره تا برپايي قيامت، نميتوان پاسخ قاطع و روشني از روايات به دست آورد، چرا که در لابلاي روايات مدت حکومت حضرت مهدي(عج) نوزده سال و چند ماه،(22) هفتاد سال،(23) سيصد و نه سال،(24) آمده است.
در روايتي ذکر شده که بعد از حضرت مهدي(عج) فردي از اهل بيت سيصد و نه سال حکومت خواهد کرد.(25) و بعد قيامت برپا خواهد شد، يا يکايک امامان(ع) رجعت و حکومت ميکنند و سپس قيامت بر پا خواهد شد(26) و...
برخي از پژوهشگران اسلامي بيان داشتهاند: در مورد مدت حکومت حضرت مهدي(عج) اگر چه برخي روايات حد معيني را بيان کردهاند و دوران حکومت حضرت را به هفت يا نه سال محدود نمودهاند، ليکن اين گونه روايات در منابع اهل سنّت ذکر شده، امّا عدهاي بدون تحقيق اين گونه روايات را در کتابهاي شيعي وارد نمودهاند. هيچ روايت صحيح السندي از امامان(ع) نرسيده است که دوران حکومت حضرت مهدي(عج) را محدود کرده باشد. اين گونه روايات علاوه بر ضعف سند، با روح آيات و محتواي روايات متواتري (که وعده دادهاند با ظهور و قيامت حضرت، زحمات انبيا به ثمر ميرسد: و جهان پر از عدل ميگردد) منافات دارد.(27)
مقام معظم رهبري در اين باره ميفرمايد: «بعضي خيال ميکنند دوران ظهور حضرت بقيةاللَّه آخر دنيا است. من عرض ميکنم دوران ظهور بقيةاللَّه(ع) اوّل دنيا است. اوّل شروع حرکت انسان در صراط مستقيم است، با مانع کمتر يا بدون مانع، با سرعت بيشتر، با فراهم بودن همه امکانات براي اين حرکت. اگر صراط مستقيم الهي را مثل يک جاده وسيع، مستقيم و همواري فرض کنيم، همة انبيا در اين چند هزار سال گذشته آمدهاند تا بشر را از کوره راهها به اين جاده برسانند. وقتي به اين جاده رسيد، مسير تندتر، عموميتر، موفقتر، بي ضايعات يا کم ضايعاتتر خواهد بود.
دورة ظهور، دورهاي است که بشريت ميتواند نفس راحتي بکشد. ميتواند راه خدا را طي کند. ميتواند از همة استعدادهاي موجود در عالم طبيعت و در وجود انسان به شکل بهينه استفاده کند».(28)
روايات تعيين کننده دوران حکومت امام زمان(ع) با دستهاي ديگر از روايات که با روح تعاليم قرآني بيشتر توافق دارد، در تزاحم و تعارض است. مفضل بن عمر ميگويد: به امام صادق(ع) عرض کردم: مدت خلافت حضرت قائم(ع) چه مقدار است. حضرت در جوابم آيات 105 تا 108 سوره هود را تا «عطاء غير مجذوذ» تلاوت فرمود، سپس در توضيح آيه فرمود: منظور از «عطاء غير مجذوذ» اين است که آن نعمت و عطا از ايشان بريده نميشود بلکه نعمتي است دايمي و مُلْکي است که نهايت ندارد و حکمي است که منقطع نميگردد و امري است که باطل نميشود، مگر به اراده و مشيت حق تعالي و از آن اراده و مشيت کسي جز ذات او، آگاه نيست.(29)
آيات مذکور بيانگر طولاني بودن نعمتهاي الهي براي اهل بهشت است. امام صادق(ع) با تلاوت آن و سپس تفسير و تأويلش فرمود: «همان گونه که نعمتهاي الهي از اهل بهشت منقطع نميگردد مگر به اراده خداوند، مدت خلافت حضرت قائم نيز بسيار طولاني است و از پايان آن کسي جز خداوند آگاهي ندارد».
پينوشتها:
1. نجمالدّين طبسي، چشماندازي به حکومت مهدي، ص 64 - 65.
2. احقاق الحق، ج 13، ص 324.
3. نعماني، کتاب الغيبه، ص 231؛ اثبات الهداة، ج 3، ص 539؛ بحارالانوار، ج 52، ص 353.
4. نجمالدين طبسي، همان، ص 138.
5. صافي گلپايگاني، منتخب الاثر، ص 60.
6. همان.
7. صافي، همان، ص 470 - 471.
8. نجم الدّين طبسي، همان، ص 119.
9. احقاق الحق، ج 13، ص 259؛ ينابيع المودّه، ص 487؛ بحارالانوار، ج 52، ص 378.
10. القول المختصر، ص 23، با اقتباس از: نجمالدين طبسي، همان، ص 121.
11. مجله حوزه، ويژه امام زمان، ص 134 به بعد.
12. کنز العمال، ج 14، ص 175.
13. ابن طاووس، ملاحم، ص 83.
14. لطف اللَّه صافي، منتخب الاثر، ص 607.
15. بحارالانوار، ج 75، ص 51.
16. همان، ج 51، ص 78.
17. همان، ج 52، ص 337.
18. منتخب الاثر، ص 474.
19. همان، ص 484.
20. بحارالأنوار، ج 52، ص 336.
21. مفيد، اختصاص، ص 19.
22. محمد بن ابراهيم نعماني، کتاب الغيبة، ص 331.
23. مهدي موعود، ص 767.
24. همان، ص 767.
25. نعماني، همان، ص 332.
26. مهدي موعود، ص 851 به بعد.
27. گفتمان مهدويت، ص 126.
28. سخنراني مقام معظم رهبري در مدرسة فيضيه (حضور ولايت).
29. حسن بن محمد ولي اروميهاي، مهدي موعود، ج 2، ص 355 و 412.
در مورد مدتي كه حضرت مهدي (عج) حكومت ميكند، نميتوان پاسخ قاطع و روشني از روايات به دست آورد، چرا كه در لابلاي روايات مدت حكومت حضرت مهدي(عج) نوزده سال،(1)چهل سال،(2) هفتاد سال،(3) سيصد و نه سال (4 ) آمده است.
در مدت حكومت حضرت مهدي(عج) اگر چه برخي روايات حد معيّني را بيان كردهاند و دوران حكومت حضرت را به هفت يا نه سال محدود نمودهاند، ليكن اين گونه روايات در منابع اهل سنّت ذكر شده، امّا عدهاي بدون تحقيق اين گونه روايات را در كتابهاي شيعي وارد نمودهاند. هيچ روايت صحيح السندي از امامان(ع) نرسيده است كه دوران حكومت حضرت مهدي(عج) را محدود كرده باشد. اين گونه روايات علاوه بر ضعف سند، با روح آيات و محتواي روايات متواتري (كه وعده دادهاند با ظهور حضرت، زحمات انبيا به ثمر ميرسد: و جهان پر از عدل ميگردد) منافات دارد .در حقيقت مدت دولت حضرت تا زمان وفاتش معلوم نيست ،شايد معصومان عنايتي داشته اند که مدت حکومت حضرت را معلوم نکنند تا مدعيان مهدويت نتوانند سوء استفاده نمايند .(5)
مي توان بعد از ظهور، سه مرحله را فرض کرد مرحله اول ظهور و درگيري و از ميان رفتن مخالفان. مرحله دوم، مرحله تثبيت و آرامش. مرحله سوم، مدت حکومت آن حضرت بعد از تثبيت و آرامش است که دقيقا مدت ان معلوم نيست .
.براي آگاهي بيش تر، به کتاب هاي : عصر ظهور ،علي کوراني ،ترجمه مهدي حقي
مجتبى تونهاي، موعود نامه
. چشم اندازي به حكومت مهدي، ، نجم الدّين طبسي،قم ، بوستان کتاب ، 1382 ش .
،مراجعه نمائيد .
پينوشتها:
1. نعماني، كتاب الغيبة، ص 331 ؛ مهدي موعود، ص 1241 ، علي دواني ، ترجمه ج 13 ،بحار ،چاپ قديم . تهران ،اسلاميه .
2. مهدي موعود، همان .
3. همان .
4. بحارالانوار ،ج 52 ، ص 291 ؛ مجتبى تونهاي، موعود نامه ،ص 628 ،قم ،انتشارات مشهور ،1388 ه ش ،چاپ هشتم .
5. مهدي موعود، ص 1241 .
پرسش 3:
بعد از حضرت مهدي آيا زمان زيادي تا قيامت خواهد بود. (زمان قيامت مشخص نيست ) ؟
پاسخ:
$$
باسلام وقدر داني از ارتباطتان با اين مرکز
کسي از زمان وقوع قيامت - بعد از ظهور امام زمان (ع) - آگاهي ندارد ، زيرا زمان وقوع قيامت معلوم نيست ، تنها خداوند از اين امر آگاه مي باشد ، اما اين مطلب را مي توان از روايات استفاده نمود که بعد از ظهور حضرت فوراً قيامت بر پا نمي شود، دلايلي بر خلاف آن است. زيرا بعد از ظهور حضرت مهدي حکومت عدل و آرماني مهدوي مستقر مي گردد . حضرت جامعه اي را رهبري مي نمايد که آرمان سلسله پيامبران و امامان است . اين امر با برپايي سريع قيامت همخواني ندارد ، افزون بر آن دربرخي روايات به مدت حکومت امام زمان (ع) اشاره شده است . البته روايات در رابطه با مدت حکومت مختلف است، مثلا بعض روايات مدت حکومت امام را هفت سال ، بعضي هفتاد سال ، بعضي سي سال و بعضي هم چهل سال، ... ذکر نموده اند. (1)
شايد اين اختلاف اشاره به دورانهاي مختلف حکومت آن حضرت باشد علامه مجلسي در جمع بين اين روايات ميگويد: بعضي از روايات بر جميع مدت حکومت و بعضي بر زمان استقرار دولت، دلالت دارند. (2)
يکي از اعتقادات شيعه، مسئلة رجعت است. رجعت در زمان ظهور و پس از ظهور امام زمان (ع) به وقوع ميپيوندد. عقيدة شيعه اماميه آن است که خداوند متعال در موقع ظهور امام زمان (ع) مردمي از شيعيان آن حضرت را که قبلاً مرده بودند به دنيا بر ميگرداند تا به ثواب ياري او و مساعدت وي و مشاهده دولت آن حضرت نائل گردند. هم چنين برخي از دشمنان آن حضرت را زنده ميکند تا از آنها انتقام گرفته شود. (3)
بر اين اساس در دعاي عهد نيز ميخوانيم: اگر قبل از ظهور حضرت مرگم فرا رسيد، مرا از قبر بيرون آور تا در رکاب حضرت باشم.
از برخي روايات استفاده ميشود که بعضي از امامان (ع) مانند امام حسين (ع) به دنيا بر ميگردند. امام صادق(ع) ميفرمايد: «نخستين کسي که قبرش شکافته و زنده ميشود و به دنيا بر ميگردد، حسين بن علي (ع) است.به مقتضاي برخي از روايات اين رجعت عمومي نيست بلکه افراد خاصي به دنيا بر ميگردند که يا مؤمن خالص و يا مشرک محض باشند». (4)
عياشي در تفسير خود از جابر بن يزيد جعفي روايت نموده که گفت شنيدم حضرت باقر (ع) ميفرمود: به خدا قسم مردي از ما اهل بيت بعد از مرگش سيصد و نه سال سلطنت ميکند. عرض کردم: اين در چه زماني خواهد بود؟ فرمود: بعد از مرگ قائم است . (5)
بنا بر اين بعد ازحضرت مهدي (عج) ،دوران رجعت و حاکميت امامان (ع) فرا مي رسد .
پينوشتها:
1. لطف الله صافي منتخب الاثر، قم، موسسه السيد المعصومه ، چاپ اول ، 1419 ق. ص 618.
2. همان .
3. علامه محمد باقر مجلسي، مهدي موعود، مترجم علي دواني تهران. نشر دار الکتب الاسلاميه بي تا. ص 1232 .
4. همان، ص 1186.
5. همان، ص 1239.
پرسش 4:
بعد از حضرت مهدي جامعه اسلامي چگونه خواهند بود ؟
پاسخ:
$$
با سلام وقدر داني از ار تباطتان با اين مر کز .
به نظر مي رسد مقصود از جامعه، جامعه بعد از ظهور امام زمان (ع) باشد، بدينسان مي توان گفت : امام زمان (ع) بعد از ظهور به تشکيل حکومت وجامعه مطلوب مي پردازد و مرزهاى جغرافيايى را بر مىچيند. اين حکومت، همان حکومت آرمانى موعود است که از آن در روايات گاهى به مدينه فاضله. (1) گاهى به جامعه مطلوب و گاهى به «دولت کريمه» ياد شده است.
حکومت جهانى امام از مؤلّفهها و شاخصه هايى برخوردار است از جمله:
1. گزينش کارگزاران شايسته:
طبيعى است حکومت که رهبرى آن را امام مصلح و پارسا بر عهده دارد، کارگزاران آن نيز از صالحان و پارسايان خواهند بود، از اين رو در روايات آمده است که دولت امام را برخى از پيامبران و جانشينان آنان و صالحان تشکيل مىدهند، چنانکه در برخي روايات آمده است : حضرت عيسى (ع) به امام زمان مىگويد: به عنوان وزير فرستاده شدهام؛ نه امير و فرمانروا. (2 )
همچنين تعداد ياران خاص امام که 313 نفر هستنداز کارگزاران حضرت مي باشندکه پس از پيروزي، براي ارشاد و دادرسي و کارگزاري به سرزمينهاي دور و نزديک فرستاده ميشوند. امام صادق(ع) فرمود: "آنان پرچمداران لشکرها و کارگزاران امام روي زمين هستند" از اين گروه، به "نقباء" "خواص" و "ذخرالله" تعبير شده است. (3)
2. گسترش عدالت:
يکى از ويژگىهاى حکومت امام زمان عدالت است. عدالت عنصر گم شدهاى است که همگان دنبال آن هستند. اين گمشده در حکومت امام زمان تحقق پيدا مىکند: « جهان را پر از عدل مي نمايد، چنانکه پر از ظلم گرديده است. (4) حکومت را به گونهاى سازماندهى مىکند که ديگر واژه ستم از ذهنها رخت بر مىبندد و کسى به ديگرى ظلم نمىکند، مردم به خواسته خود - عدالت - مي رسند
3. رشد آگاهى و دانش:
يکى از حوادث بسيار مهم- بعد از ظهور امام زمان - رشد دانش و صنعت در عصر امام است. دوره ظهور دوران گسترش علم و دانايى است و مدينه فاضله اسلامى «مدينة العلم» است. با آمدن آن منجى همان گونه که ظلم جاى خود را به عدل و داد مىدهد، دانايى و فرزانگى جايگزين جهل و نادانى مىشود. ( 5)
4. رشد عقل و خرد ورزى:
در اين دوره بشر به حاکميت عقلانيت نايل مىگردد. در روايات آمده است که در عصر ظهور برکات خداوندى به بشر ارزانى داشته ، دست رحمت ايزدى بر عقلهاى مردم کشيده مىشود . مردم از نظر عقل و بصيرت در وضع بى مانندى قرار مىگيرند. (6)
5. رفاه اقتصادى و معيشتى:
به فرموده پيامبر در دوره حضور حضرت مهدى مردم به نعمت هايى نايل مىگردند که در هيچ زمانى سابقه ندارد. براى همگان برکات الهى از آسمان نازل مىشود . زمين چيزى از روييدنىهاى خود را پنهان نمىکند. (7)
سطح رفاه زندگى در اين دوره به حدّى است که طبق روايات رسيده از امام صادق (ع) در اين دوره فقيرى يافت نمىشود تا مردم زکات اموالشان را به او بدهند. (8)
6. برقرارى امنيت اجتماعى:
در اين دوره امنيت اجتماعى به نحو کامل برقرار مىگردد. به گونهاى که اگر زنى به تنهايى بخواهد از مشرق به مغرب برود ، کسي وي را اذيت نمي کند . (9)
7. رشد تربيتى و شکوفايى فرهنگى و اخلاقى:
در اين دوره افراد به رشد تربيتى و اخلاقى و جامعه به بالاترين درجه تعالى و شکوفايى نايل مىگردند. امام على(ع) فرمود: «چون قائم ما قيام کند، کينهها از دلها زدوده مىشود». (10)
امام باقر(ع) فرمود: «هنگامى که قائم ما قيام کند، خداوند قواى فکرى مردم را تعالى مىبخشد و اخلاق آنان را به کمال مىرساند». (11)
براى اطلاع بيش تر در اين مورد به کتاب عصر زندگى و چگونگى آينده انسان و اسلام، پژوهشى در انقلاب جهانى حضرت مهدى (عج)، تأليف محمد حکيمى مراجعه نماييد.
پينوشتها:
1. مجله حوزه، ويژه امام زمان، ( شماره 70و71) ص 134 به بعد.
2. ابن طاووس، الملاحم و الفتن في ظهور الغائب المنتظر ( عج، ) ،شريف رضى، ص 83.
3. بحالانوار ، ج ، 53 ص473
4. صافي گلپايگاني، منتخب الاثرفي امام الثاني عشر، قم ، موسسه حضرت معصومه چاپ اول ، 1419 ق ص 598
5. صافي گلپايگاني ، همان ،ص 607.
6. بحارالانوار، ج 75، ص 51.
7. همان، ج 51، ص 78.
8. همان، ج 52، ص 337.
9. صافي گلپايگاني، ص 379 .
10. همان، ص 484.
11. بحارالأنوار، ج 52، ص 336.
پرسش 5:
اين که مي گويند در آخر الزمان فلان مي شود و فلان (آمار وحشتناک)مربوط به کدام زمان است ؟ قبل يا بعد از حکومت ايشان ممنون
پاسخ:
بله؛ در برخي از روايات از فتنه و کشتار انسان ها سخن به ميان آمده است، اما اين کشته و فتنه ها مربوط به قبل از ظهور امام زمان (ع) مي باشد، و کشتار هاي که بعد از ظهور امام (ع) رخ مي دهد محدود مي باشد .
گرچه - متأسفانه - ذهنيت رايج آن است که امام مهدي (عج) با چهره اي خشن ظهور مي کند و با تکيه بر شمشير و کشتار مخالفان ، موفق به برپايي حکومت مي شود، و حال اين که که حضرت ، امام مهرباني و مظهر رحمت و عدالت است ، با اين وضع چگونه به کشتار مردم مي پردازد؟
از همه مهم تر اين که:
در زمان ظهور جهانيان از وضع موجود خسته و آماده حکومت آرماني و مطلوب مي شوند، از اين رو است که بيشتر مردم از ظهور حضرت استقبال مي کنند و بدون جنگ به امام مي پيوندند، از سوي ديگر ميتوان پيشبيني كرد که با وجود ارائه استدلالهاي محكم امام (عج) و نيز معجزاتي كه ايشان ارائه مي دهد و نيز رشد عقلاني مردم در آن زمان، گروه کثيري - که تشنگان حق و عدالت هستند و براي تحقق آن، لحظهشماري ميکردند - در جرگه همراهان و ياران حضرت مهدي (عج) قرار ميگيرند. تعداد اندكي از مشركان و كافران که منافع خود را در خطر ميبينند يا تعصبات جاهلي بر چشم و گوششان پرده افکنده، در شمار فاسقان و منحرفان قرار گرفته و به دست آن حضرت به هلاكت خواهند رسيد.
با اين وصف چرا امام زمان (ع) به کشتار انسان ها بپر دازد ؟ البته امام زمان (ع) با دشمنان مي جنگد، زيرا برخي ظهور وي را تحمل نمي کنند، لذا امام با آنان مبارزه مي نمايد و اين جنگ نيز در راستاي منافع اکثريت جهانيان رخ مي دهد،چون که حضرت نمي تواند منافع اکثريت مردم را فداي دنيا طلبي و قدرت گرايي عده اي محدود نمايد، بدينسان بايد گفت: بيشتر کشتار ها قبل از ظهور مي باشد. اين امر ربطي به امام زمان ندارد . اتفاقا در بيشتر منابع ديني، از جنگهاي خونين و كشتارهاي بزرگ، به عنوان نشانههاي ظهور ياد شده است. (1) گويا اين جنگها ميان اهل باطل، بر سر رقابتهاي مادي و سياسي روي ميدهد كه در نهايت، بدون پيروزي هيچ يك از دو گروه و پس از بر جا گذاشتن انبوهي از كشتهها پايان مييابد. در برخي از روايات سخن از فتنهها دارد، تعدادي از روايات از جنگهاي پياپي خبر ميدهد و رواياتي در باره كشتار انسانها به وسيله جنگ و بيماريهاي ناشي از آن چون طاعون سخن به ميان ميآورد.
پيامبر اسلام (ص) ميفرمايد: «پس از من چهار فتنه به شما خواهد رسيد: در فتنه اول، خونها مباح شمرده ميشود و كشتار زياد ميگردد. در فتنه دوم، خونها و اموال حلال ميشود و قتل و غارت اموال بسيار ميگردد. در فتنه سوم، خونها و مالها و نواميس مردم مباح شمرده ميشود و علاوه بر قتل و غارت، ناموس انسانها نيز در امان نميماند. در فتنه چهارم، كه فتنهاي است كر و كور و بسيار سخت، و چون كشتي متلاطم و مضطرب در دريا، هيچ كس از آن فتنه پناهي نمييابد؛ از شام به پرواز در ميآيد و عراق را فرا ميگيرد و دست و پاي جزيره - حجاز - به آن آغشته ميشود. گرفتاريها مردم را از پاي در ميآورد و چنان ميشود كه كسي توانايي چون و چرا ندارد و از هر سويي كه فروكش ميكند از سوي ديگر شعلهور ميگردد».
امام رضا (ع) فرمود: «پيش از ظهور، كشتارهاي پياپي و بيوقفه رخ خواهد داد» .
امير المؤمنين (ع) فرمود: «حضرت مهدي - عليه السلام - ظهور نميكند مگر اين كه يك سوم مردم كشته شوند و يك سوم بميرند و يك سوم باقي بمانند».
محمد بن مسلم ميگويد: امام صادق عليه السلام فرمود: «امام زمان ظهور نميكند، مگر اين كه دو سوم مردم جهان از بين بروند. عرض شد: اگر دو سوم مردم كشته شوند، پس چه تعداد خواهند ماند؟ فرمود: آيا راضي نيستيد از يك سوم باقي مانده باشيد؟». (2)
البته در برخي روايات از کشته شدن انسان ها توسط امام زمان (ع) سخن به ميان آمده است (3)، اما در اين خصوص بايد گفت : اولا اين روايات ناظر بر اين مطلب است که امام زمان - در هنگام و بعداز ظهور - با برخي از دشمنان مبارزه مي نمايند و بين حضرت و دشمنان جنگ رخ مي دهد که در اين جنگ ها برخي کشته مي شوند، ثانيا بيشتر اين روايات صحت ندارند و با روايات صحيح - که کشتار مردم توسط امام زمان (ع) را نفي مي کنند - تعارض دارند ، افزون بر آن برخي اين روايات از طريق عامه است و مشکل سندي دارد.
پينوشت ها :
1. بحار الانوار، ج52، ص246 و 251 و 388.
2. مجتبي تونه اي، موعود نامه، قم، انتشارات مشهور ، چاپ هشتم، 1388 ،ص 252-253 .
3. همان، ص252 ، بحار الانوار، ج52، ص353 .






