ممنون از سايت خوبتون
مشكلي پيش اومده ممنون از راهنماييتون
سوالم رو خيلي واضح مي پرسم تا شما هم بهتر پاسخم رو بدين
چند وقت پيش در مراسمي خاله مادرم از دايي بنده بد گويي كرده بودن و اون رو متهم كرده بودن در حالي كه چنين مسايلي نبوده بعد كه خبر به دايي بنده مي رسه بسيار عصباني ميشن و از اون جايي كه بسيار كينه و عصبي هستن به هيچ كس اجازه رفت و آمد نميدن حتي در اين حين دعواي سختي هم با چند نفر از آشنايان پيش اومد حالا كه حدود دو سه ماه مي گذره هيچ كس جرات مطرح كردن موضوع رو نداره مي خواستم ببينم بايد چي كار كرد چون خيلي ناراحت هستم!
و دايي بنده خيلي انسان معتقدي نيست كه بخوايم با مثلا ترس از خدا يا مسايل اينچنيني مشكل رو حل كرد
ممنون
با سلام وتشکر از اعتماد شما نسبت به مرکز.
در پاسخ به سؤال شما مطالبی را در قالب نکات زیر تقدیم می داریم:
1. معمولاً گذشت زمان از شدت عصبانیت انسان ها از حوادث و وقایع می کاهد. یکی از خصلت های انسان این است که فراموشکار است و این از لفظ نام انسان کاملاً هویداست؛ چون برخی از علمای اهل لغت، ریشه لفظ انسان را از «نسیان» به معنای فراموشی می دانند و این به معنای این است که انسان ها با گذشت زمان وقایع را به ورطه فراموشی می سپارند و آن ها را فراموش می کنند. اگر این حالت انسان نبود، ممکن بود یک حادثه کوچک، انسان را به کلی از پای در آورد و او را نابود سازد و اگر فردی داغدار می گشت و از فوت عزیزش نالان و گریان بود، باید تا ابد گریه و زاری می کرد؛ ولی خاصیت فراموشی انسان باعث می شود که فرد داغدار، داغ خود را پس از مدتی فراموش کند و به وضعیت عادی خود بر گردد و به زندگی خود بپردازد.
2. با این وصف، ممکن است گذشت زمان، موضوع پیش آمده بین دایی و خاله مادرتان و طرفین دعوا را حل کند و دل های آنان را برای آشتی نرم و آماده کند.
3. از آن جا که این حادثه برای دایی شما سخت و گران بوده و باعث بروز دعوای سختی بین برخی آشنایان گردیده و علاوه بر آن، برخی خصوصیات اخلاقی دایی شما بر شدت آن افزوده است، انتظار و توقع نداشته باشید که این واقعه به سهولت بهبود بپذیرد و کدورت ها به سادگی برطرف شود.
4. کاری که شما می توانید انجام دهید، این است که با برخی بزرگان و ریش سفیدان فامیل یا محل مثل روحانی مسجد و افراد صاحب نفوذ و تأثیرگذار صحبت کنید و از آن ها بخواهید که واسطه بشوند و از قدت نفوذ و بیان خود استفاده کنند و سوء تفاهمات را برطرف کنند و زمینه آشتی خانواده ها را فراهم سازند. در کنار آن، شما نیز می توانید از طریق نامه و در صورت صلاحدید و توان از طریق تماس تلفنی با دایی خود و طرفین دعوا ارتباط برقرار کنید و احساس خود را از دعوای آن ها بیان کنید. خاصیت این کار این است که زبان محبت آمیز و بی طرفانه شما می تواند زمینه نرمی دل های آنان را فراهم کند و باعث آشتی آنان گردد.
5. اگر در این صورت، باز مشکل حل نگردید، مدتی دست نگهدارید و بگذارید زمان بگذرد و دوباره مراحل را از سر بگیرید. اگر در نهایت باز دایی شما حاضر به آشتی کردن و کوتاه آمدن از موضع خود نبود، در این صورت او را رها کنید و کاری به کارش نداشته باشید؛ چون شما به وظیفه شرعی و اخلاقی خود عمل نموده اید و اگر دایی شما کوتاه نمی آید، این به خود او بر می گردد و خودش باید جوابگو و مسئول تبعات رفتارش باشد و دیگر بیش از این، وظیفه ای به گردن شما نیست.
6. نکته دیگر این است که شما به هیچ عنوان موظف نیستید که به خواسته های بی منطق او گوش فرا دهید و ارزش و بها بدهید؛ بلکه در هر حال، باید تا جایی که می توانید با فامیل ها رفت و آمد کنید و صله رحم به جا آورید؛ حتی اگر از ترس دایی خود نمی توانید حضوراً با خانواده او در رفت و آمد باشید، به صورت تلفنی با آن ها در تماس باشید و قرار ملاقات در بیرون با آن ها بگذارید و از حال آنان جویا شوید.






